Come Home and Meet My Wife

Come Home and Meet My Wife (Romanzo popolare)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Romanzo Popolare Come Home And Meet My Wife 1974 Farsi Persian
A Commentary by Cinemahistory

Tags

other
Published on: 2023-11-22
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!می بینی

!ده سال جوون تر شدی

...خانم,الدا

نگران نباش,یه عمل ساده ست

لعنتی! خیلی تحقیر آمیزه

...ولی مهم نیست

... وقتی یکی نا امید بشه,کارش به طناب می کشه

...بله,منظورم خودکشیه

آدم باید هر چیزی رو قبل از تسلیم شدن امتحان کنه,نه؟

...طناب دار

...فکرشو بکن! اگر دو سال پیش یکی به من می گفت که من,باسلتی

مدیر اول "اینوچنتی",در آینده خودم رو تو همچین ...شرایطی می بینم

منظورم اینه که,قراره کارم !به اینجا بکشه

!خب,می خندیدم

...بله,چون دو سال پیش

زندگیم,دنیا,وینچنزیا,من...کاملا !متفاوت بودیم

نوزدهم اکتبر سال گذشته,جولیو باسلتی و وینچنزینا روتوونو

با هم ازدواج کردن

و این پایان داستان یک عشق زیبا و لطیف بود

.که 16 سال قبلش شروع شده بود

لبخند به لب, با روحیه ی پر انرژی,

جولیو باسلتی بهش نمیاد که 51 سالش باشه

در سال 1956 کارخونه ش اون رو به مونتو کاگنانو فرستاد

در استان آولینو

برای راه اندازی امکانات جدید

...در این شهر کوچولوی خندان,باسلتی

لبخند!

!من تا حالا ندیدم کسی تو مونت کاگنانو لبخند بزنه

باسلتی به همراه خانواده ی درستکار و شریفش

یک هتل پیدا کردن و در هتل اقامت کردن

وقتی دختر کوچولوی زیباشون متولد شد

.اونا ازش خواستن که باسلتی پدر خوانده ش بشه

در کلیسای سان سالواتوره دی آلیس

باسلتی برای اولین بار اون موجود کوچولوی ظریف رو .در آغوش گرفت

شرط می بندم که وینچنزینا رو کت جولیو !دستشویی می کنه

!اون رو کتت دستشویی کرد

یه کم بعد تر جولیو باسلتی ,مونت کاگنانو رو ترک می کنه

اما مثل همه ی غسل تعمید های دیگه

برای دختر یه کارت پستال می فرستاد

از همه ی جاهایی که به واسطه ی شغلش سفر کرده بود

!خیلی کشورها در سرتاسر دنیا

ممکنه یه سری کارت پستال هم از

تاوریزیو,پونت ترزا...سویییس ...باشه,ولی

...اینو گوش کن

15 سال پیش,یک روز

کارخونه ,باسلتی رو به مونت کاگنانو فرستاد

برای بررسی پرورش گیاهانی که توسط زلزله آسیب دیده بودن

یک روز بهاری خیره کننده بود

پرستوها تو آسمون آواز می خوندن

وقتی جولیو یه دختر جوون زیبا رو دید که داره به سمتش می دوه

اون دختر نفس نفس زنان و خوشحال گفت "جولیو!"

جولیو با تعجب پرسید,"تو کی هستی؟

اون جواب داد: "دخترت,وینچنزینا!"

بله! اون دختر جوون و هیجان زده

با موهای فر

اون دختر بچه ی کوچولو بود که جولیو قبلا تو مراسم غسل تعمیدش حضور داشت

وینچنزینا دست مرد رو گرفت

با روحی که همیشه مملو از عشق بود

و جولیو رو معصومانه فرا می خوند...

"بیا!"

جایی که پر از پیچک بود

لحظه ای دستش رو گرفت

"جولیو همونطور که در مراسم غسل تعمیدم روی من آب ریختی

ببین چی نوشتن!

!همچین اتفاقی نیفتاد

.این حقیقت نداره

حقیقت نداره که تو همه ی این سال ها بهش فکر می کردی؟

...چرا حقیقت داره,ولی

...ولی من به مونته کانیانو برنگشتم,پس

!این داستان احمقانه ست

اغراق کردن,کار همیشگی روزنامه های بورژوازیه

همه ی اتفاقاتِ بینمون تو میلان افتاد.

اون شب که تازه شیفتم تموم شده بود

...داشتم می رفتم و می دونی کی رو دیدم؟

بابای وینچنزینا و دو تا برادرش

پپینو و آنتونیو

برای کار اومده بودن شمال

!من سورپرایز شده بودم

!کی می تونست انتظار داشته باشه اونا بیان

...بیشتر از همه من انتظار نداشتم که وینچنزینا

اون کیه؟

منظورت چیه کیه؟

!من وینچنزینام

!نه...تو خیلی بزرگ شدی

...شنیدی

:من واقعا گفتم "!تو خیلی بزرگ شدی"

...شش ماه بعد

...یا اگه بخوام دقیق بگم شش ماه و سه روز بعد

!ما زن و شوهر بودیم

:و مردم به من می گفتن "!اون خیلی جوونه"

از اونجایی که یه سری از وسایلم اونجا مونده بودن

قدیم Pied-a-terre در

اولین چیزی که برام مهمه اینه که .وسایل هامو بیارم

بیچه,حالت چطوره؟

هی...سلام جولیو,رسیدی

تبریک می گم

عروس ایشونه؟

خودشه

از دیدنت خوشحالم

واو,اون جوون و زیباست

!هی,باسلتی

سلام بچه ها

سلام جولیو

سلام

هی جولیو,من اتاقت رو اجاره ندادم

واقعا؟چرا؟

چون می خوام دیوارشو خراب کنم

که دو قسمت بشه با یه حمام و دستشویی

!آهان وسایل من کجاست؟

!اینجاست! تو کمد .همه ی وسایلت داخلشه

...خوبه "بیچه"

ببخشید

خدانگهدار

!من دوازده سال اینجا زندگی کردم ...یه عمره

خدا می دونه چند تا زن !آوردی اینجا

خب...یه چند تایی آوردم

...خیلی هم صریحانه بیانش می کنی

هی,من که کیرم رو تو دستام نگه نمی داشتم ...می دونی

ولی الان دیگه تموم شده

...دیگه بسه...تمام

!دیگه هیچکس قرار نیست بیاد

:جولیو بگو ببینم چند بار عشق بازی کردی؟

خب,این اتاق یه چند باری ...دیده

نباید بهش افتخار کنم

...فقط اینجا رو منظورم نیست,کل زندگیت رو می گم

خب,نمی تونم بشمرم ...می دونی

...خب,بذار ببینم

اگه هر دو یا سه روز یک بار رو حساب کنیم

...به مدت 32 سال...خب

می شه 120 بار در سال

دو بار...سه ...شش...

3800 تا منهای 500 روزی که تو زندان بودم

خب...کم و بیش بذار بگیم

!3300

و اگر منم مثل تو 3300 بار عشق بازی کرده باشم چی؟

خدای من!تو این سن؟

چی بهم می گفتی؟

!می گم خیلی اغراق آمیزه

دیگه چی؟

کلمه ای که مناسب دختر هایی باشه که !اینجا آوردی

.کلمه ای که با "ج" شروع می شه

هی...دختر جون! داری حسودی می کنی؟

بهت که گفتم اینجا فقط دختر های باکلاس رو می آوردم

یکیشون سیگاری بود,یکیشون کارمند بود !حتی یه بار یه متخصص بیهوشی رو هم آوردم

فهمیدی !دختر خوشگل و سبزه ی من؟

می دونم که من یه دختر روستایی و سیاهم

بقیه شون چی؟ همه شون بلوند بودن؟

...بی خیال,داری احمقانه رفتار می کنی- !نه-

تو وقتی با من عشق بازی می کنی به زن های دیگه فکر می کنی؟

...تو بهشون فکر می کنی !من اصلا فکر نمی کنم

...بی خیال...بیا اینجا بیا بغلم.

بی خیال!تو داری مثل یه منحرف جنسی راجبم فکر می کنی!

!این تخت حالمو بد می کنه

!این اتاق مزخرفه

این چیه!آکاردئونه؟ ...این دکمه ها چین

چرا یه لباس زیبا نمی پوشی!

...بالا...بالا نگهش دار

...آروم...آروم

اون یکی صندلی کجا باشه؟

...صندلی راحتی رو بذار اونجا

جولیو,جولیو

!رادیاتور رو وصل کردن

!واقعا

!آره

...پس گرمه

!لباس هات رو دربیار

...احساس خفگی بهم دست می ده

!اینطوری

!داری چی کار می کنی...جولیو

!صبر کن...بذار درشون بیارم...لعنتی

...جولیو

...ببین

چیه؟

...کارخونه

از اینجا می تونی ببینیش؟

بیا بهت نشونش بدم

...الان میام

...ببین

هر کارخونه از طریق دودش ...قابل شناساییه

!مثل پرچم می مونه

می دونی,وقتی یه کارگر از فاصله ی دور, دود های کارخونه ای ...که خودش توش کار می کنه رو می بینه

مثل بچه ای می شه که بهش آبنبات دادن

دودهای خاکستری داریم,دود های قرمز ...دودهای سبز

ببین,کارخونه ی من اونیه که سمت چپه

...اونی که دودهای زرد داره بعد از گازومتر

!من همه ی دودها رو شبیه هم می بینم

شماها فقط دودهای ویزوویوس رو می شناسید

چی کار می کنی؟ ...صبر کن

من اینجام که کمکت کنم باشه؟

چی شده؟

وای ,کمرم...

لعنتی...کمرم درد گرفت!

وقتی باد میاد تیر می کشه!

""فقط کمر پیرا تیر می کشه! ...مثل بابا که

...آره...آروم بخند

مجبور می شی سه بار در روز بهم کافور بدی.

...منتظرم باش

جولیو,نرو کارخونه

چی می گی؟

تو تخت بمون بیرون خیلی سرده

Come Home and Meet My Wife subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Come Home and Meet My Wife

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left