Scandal: A Shocking and Wrongful Incident

Scandal: A Shocking and Wrongful Incident

스캔들: 매우 충격적이고 부도덕한 사건

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Scandal E29 2013
A Commentary by safira3000
Safira-ترجمه و زیرنویس:سفیرا

Tags

other
Published on: 2013-10-07
Downloads: 23
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اينطوري داستان پيش ميره؟

...کجا رفتي

.از کنفرانس لذت بردم

.شخصيت هاي اصلي بايد يه کم بيشتر بمونن

بدون دوربين سه تاي ما،ها؟

گروه تائه ها-تغيير وضعيت سهام شرکت ساخت

يه هکر معمولي نيست کسيه که ميتونه رسانه ها رو هک کنه

چه روزنامه باشه چه شرکت هاي رسانه اي .اونايي که با همن يا مستقلن

.هويتِ کسي که اين کار رو کرده به زودي افشا ميشه

قسمت بيست و نهم

!پونگ گي

!هي،يوکو،سان پونگ گي

اوه مرد،چند بار،ها؟چند بار بايد بهت بگم که منو بتمن صدا کن؟

اون يه قهرمان نيست

.اون يه محافظ ساکت و يه دادستان مراقبِ

شواليه شب،منم،باشه؟ اوه برادر

گرفتم بتمن

اگه فاميلم "گانگ"بود،توي بدترين وضعيت،به اسم گونگ پونگ گي اوکي ميگفتم ميدوني؟

حتي اگه فاميلم "آن"بود،اونوقت آن پونگ گي رو به عنوان اسمم انتخاب ميکردم صادقانه

.اما "سان پونگ گي"خيلي باحال نيست

چطوري ميتوني اسم بچه ات رو بذاري"سان پونگ گي"،ها؟

والدين بودن بهت قدرتي چيزي ميده؟

به طرز باور نکردني اي بي مسئوليتيه ...شواليه

هر چي،به نظر من،بايد براي واجد صلاحيت بودن .آزمايش بشن

چطوري بگم...ميدوني،دادن امتياز به والدين،نمره دادن بهشون،و اينکه به طور واضح اعلام کني که شايسته اند يا نه،درسته؟

به هر حال چيه؟ .صدام کردي

مراقب باش

جدا چند بار بايد بهت بگم؟

.از سال قبل ديگه بتمن نيستم

هيچوقت گير نميافتم هيچوقت

وقتي هم که ميري بايد مراقب باشي .بهت نميگم که مدل موهات رو عوضي کني،پس حداقل کلاه بذار

و برات يه يونيفرم تميز پيدا ميکنم .پس تا وقتي اينجايي بپوشش

چي؟کلاه و يونيفرم تميز؟

!بامزه ميشه!حالا تمام کارم قايم شدن و تغيير لباس دادنه

واقعا روش مخفي ايه،نه؟

من مامور مخفيم؟

اوه درسته،به هر حال متولي تيم دارايي چي کار ميکنه؟

متولي تيم دارايي؟ اره

.ميتونم مثل نسيم از تمام ديوار هاي محافظتي گروه تائه ها عبور کنم

اما اونجا تنها جايي که راحت نيست .امنيتش شوخي بردار نيست

فکر ميکني بتوني بري توش؟ البته

.بهم وقت کافي بده برات بازش ميکنم

اما،چي رو ميخواي بگيري،واقعا؟

کي رو ميخواي بگيري؟

نميدونم

شايد همنطوري که تو صداش ميزني"تاريکي"رو؟

.يا شادم سعي ميکنم "نور"رو بگيرم،مطمئن نيستم

ها؟چي؟

کيه؟

.نميتونم براي کسي بازش کنم

آه،من جانگ تائه ها ام .لطفا در رو باز کن

ميتونيد بايستيد؟

اسمت چيه؟

چرا؟با چه هدفي،‌با چه وجداني

اومدي خونه مون؟

!تو وحشي بي شرم با ماسک انساني

چرا؟ميخواي يه بمب ديگه يا همچين چيزي بترکوني؟

.من من،اينقدر با عجله اومدم که يادم رفت بمب بيارم

فهميدم الان برات يه بمب منفجر ميکنم

.که بر خلاف خواسته ات نباشه

دوباره

چي گفتي؟

چون آخرين بچه اي که براي پدرت مونده تويي

.کسي که منفجر ميشه تويي

.زودتر خداحافظيم رو ميگم

.خوش باشي

!بابا

.کنفرانس رو ديدم

.بابا خيلي درد کشيدي

امروز ديروز و روز قبل از ديروز

هر روز،تمام روز ها تنها

.بابا خيلي درد کشيدي

.بيا بريم تو

نه

.چرا يه کم بيرون نميموني؟فکر ميکنم بيرون بودن بهتره

نميخوام .نميتوني تنها باشي

با هم ميمونيم .با هم باهاش رو به رو ميشيم

.من اينجا ميمونم

خانوم سو يونگ همونطوري که پدرت گفت .بهتره که بيرون از خونه بموني

.بيا داخل و بشين

تو بشين اونور .و توي عوضي اينور

اگه اومدي ما رو بکشي .بکشمون

اگه اومدي تهديد يا ساکتمون کني .ادامه بده

.چيزي نيست و ازش چيزي بدست نمياري

.بايد دعوا توي دادگاه باشه

.دعوا؟خوبه

.بيا ادامه بديم و دعوا کنيم

اين عوضي ناچاراً واژگون و ناپديد ميشه .پس تنها چيزي که ميمونه من و توييم

چه تو منو نابود کني چه من تو رو .بيا تا آخرش بريم

.بيا تا آخرش بريم

.تو قبلاً نابود شدي

.حتي الانم نابود شدي

.پايان رئيس گروه تائه،جانگ تائه ها

ميبينمش .اما حدس ميزنم تو هنوز نميتوني ببينيش

ميبيني،که بهت دستبند زدن و لباس زندان رو پوشيدي

و از دادگاه ميري به زندان و اونوقت

براي سازش خواهش ميکني و براي اينکه عمل بشي بيماري تقلبي از خودت درمياري

.و براي اينکه از زندان آزاد شي سماجت ميکني

.بدون اثري از پشيماني

...اين زندگي

.به خاطر بچه هاتِ،واقعا اميدوارم نتيجه خوبي داشته باشي

هشدار زنگ امروز

فکر ميکني کي شروعش کرد؟

فکر ميکني کي جلوي کنفرانس رو گرفت

.اون جونگ بود که متوقفش کرد

.اون جونگ من زنگ هشدار رو زد

براي محافظت از من

براي مراقبت از من .اون بچه کنفرانس رو متوقف کرد

چي؟

اون جونگ من رئيس نقشه هاي استراتژيک گروه تائه هائه

علاوه بر اين .اون مدير زئوسِ

.اون جونگ من داره همه خرابکاريات رو پاک ميکنه

دستبند و زندان رفتن

از دادگاه به زندان رفتن

.و از زندان به دادگاه...انگار اون جونگ من اين کارا رو ميکنه

چي؟

نميخواستي از فشار رسانه ها براي ول کردن موقعيتم به عنوان رئيس استفاده کني؟

پس چي کار ميتونم بکنم به جز اينکه

.موقعيتم رو به پسرم بدم

کسي که به دادگاه و ايستگاه پليس احضار ميشه .من نيستم

.اون جونگِ

من نه،پسرته که اينطوري ميشه ميفهمي؟

.پس همين جا تمومش کن

اگه فهميدي،يه کنفرانس خبري ديگه برگزار کن که بگي

کنفرانس امروز يه نمايش ساختگي بوده که روندِ طلاقت رو !به نفعِ خودت بکني

اگه اين کار رو نکني .اون جونگ صدمه ميبينه

فهميدي؟

.الکل کافيه

.بيا نوشيدني خداحافظي رو با يه نوشيدن تمومش کنيم

بيا چيزهايي که لازمه بگيم رو بگيم و .زود بريم

چرا ميخواستي منو ببيني؟

اين بليط هواپيماست

.به محض اينکه کاراتون رو تموم کرديد از کره بريد

چي داري ميگي؟

فکر ميکردم که بليط کدوم شهر رو براتون بخرم

.و آخرش تصميم گرفتم که بليط شانگهاي چين رو بخرم

انگار غذاي چيني دوست داريد،درسته؟همينطور مشروبات سنگينشون رو هم دوست داريد

ها اون جونگ

ديوانه شدي؟

...اون ضبط صدا و يو اس بي

.نابود شدن و ديگه وجود ندارن

ناپديد شدن .و ميگم که ديگه وجود ندارن

دهنم رو بسته نگه ميدارم

و حالا ...دهن شما رو هم ميبندم

.پدرم اينطوري آزاد ميشه

...پس

براي اينکه به جانگ تائه ها آزاديش رو بدي

بايد دهنم رو ببندم و گم شم چين؟ اين چيزيه که ميگي؟

بله

...همسر و دخترتون

.من مراقبشون هستم

من به اندازه کافي حمايتشون ميکنم .اينطوري مشکل مالي ندارن

.من افسر پليسم

تمام زندگيم به عنوان يه افسر زندگي کردم .و به عنوان يه پليس هم ميميرم

هرچند با احترام زندگي نکردم .اما با احترام ميميرم

ممکنه جانگ تائه ها بتونه يونيفرم پليس رو از تنم دربياره .اما نميتونه دهنم رو ببنده

.کنفرانس رو ديدم

.دليلي نيست که منم نتونم کنفرانس برگزار کنم

شايد اين کار رو ميکني چون هم ميخواي از من محافظت کني و .هم از جانگ تائه ها

...هرچند،راهي که من ميتونم از خودم مراقبت کنم

اينکه که تا فردا دهنم رو باز کنم

.و هر چي ميدونم رو بگم

...دليل اينکه تمام اين مدت دهنم رو بسته نگه داشته بودم اين بود که

.نگران بودم آسيب ببيني

نگران تو بودم .پسر ها ميونگ گئون،که ممکن بود صدمه ببينه

هر چند ...با ديدن امروزت

.فهميدم که داري به عنوان پسر جانگ تائه ها زندگي ميکني

.پس،دليلي نميبينم که بيشتر از اين کنفرانس رو به تاخير بندازم

...با دو تا بچه

...زندگي به عنوان فراري براي 25 سال فکر ميکني کار آسوني بوده؟

خارج از نگراني براي سو يونگ،بهش چندين بار گفتم .تو رو بذاره پرورشگاه

چون اگه از شرت خلاص ميشد .ميتونست مرد آزادي باشه

اگه فقط از شَرِت خلاص ميشد ...ميتونست يه جايي

.بمونه و به عنوان يه انسان عادي راحت زندگي کنه

با اين وجود

.گفت تا وقتي بگيرنش تو رو بزرگ ميکنه

.حتي ريسک گير افتادن رو هم قبول کرد،گفت که بزرگت ميکنه

گفت نميتونه ولت کنه

...شايد فکر ميکني 25سال گذشته يه جرم بوده،اما

....به چشم من...عشقِ

.و فداکاريه

.هميشه براي تو زندگي کرد

.تصميمش رو گرفت و همه چيز رو فدا کرد

...کنفرانس امروز

...شايد اين کار رو کرده که بار عاطفي رو برداره

.و از گناهش در قبال تو کم کنه

.مطمئنم به خاطر همين اين کار رو کرد

.چون چنين مرديه

!چون يه احمقِ

چرا اينقدر اين مشتري ذهنش مشغول بود که حتي بقيه پولش رو هم نگرفت؟

اينقدر پولداره که ميتونه پولش رو اينطوي هدر بده؟

.حتي به نوشيدني و غذاش دست هم نزد

!اوه خداي من!حتما چيزي شده

!اوه نه!حتما تصادف بزرگي شده!يه تصادف بزرگ

.فکر ميکنم يکي چند لحظه پيش گزارشش رو داده

چطوري اينطوري شد؟ !فکر کنم مُرده.-ببين داره خونريزي ميکنه

بايد چي کار کنيم؟ کسي گزارش نداده؟

چي شده؟

ديديش؟ نديدي؟-نديديش؟

چطور اين اتفاق افتاده؟

Scandal: A Shocking and Wrongful Incident subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Scandal: A Shocking and Wrongful Incident

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left