Witch's Love

Witch's Love (마녀의 사랑)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Witchs Love Ep09 sunflowermag
A Commentary by baharf2
* مترجم: فرزانه * www.sunflowermag.ir

Tags

other
Published on: 2018-08-23
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ترجمه و زيرنويس فرزانه

زده به سرت؟برای چی همینجوری سرتُ انداختی پایین و اومدی اینجا؟

زود باش برو بیرون

نه...من یه صدا و نور عجیبی دیدم

دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

گفتم زود باش برو بیرون

چطور میتونی بدون اینکه قبلش زنگ بزنی بیای تو؟

ترسوندیم

اینجا خونمه..یعنی برای اینکه بیام داخل خونه خودم باید قبلش زنگ بزنم؟

با اینکه تو مالک ساختمونی ولی باید به حریم خصوصی مستاجرها احترام بذاری

مخصوصا انبار و اشپزخونه..مطمئنم ما قبلا مخصوصا به این دو مکان اشاره کردیم

مگه داشتین چکار میکردین که انقدر از دست من عصبانی هستی؟

یه رازی هست که من نباید ببینم؟

چه رازی؟

چکار مثلا داشتیم میکردیم...تو اشپزخونه یه رستوران سوپ برنج چه اتفاقی مثلا قراره بیافته؟

!منُ احمق فرض نکن

من مطمئنم که یک نور عجیبی دیدم و یه صدایِ عجیبی هم شنیدم

اشتباه دیدی و اشتباه شنیدی- چی؟-

،هرچی که شنیدی و دیدی

تو هیچی ندیدی و هیچی ام نشنیدی

منظورت از این حرف چیه؟

تو فکر میکنی ما چکار میکردیم؟- چی؟-

ما یه رستوران سوپ برنجیم و یه رستوران سوپ برنج معمولی هم نیستیم

یه رستورانی هستیم که 50 سال به صورت سنتی کار کرده و در بالاترین سطح کیفیت ومحبوبیت قرار داره

...فکر میکنی چندتا ادم سعی داشتن مخفیانه از راز ما سردربیارن

و دوربین کار گذاشتن و کلی برامون دام پهن کردن تا رازمون رو بفهمن؟

شاید به نظر تو اینجا فقط یه غذاخوری معمولی با یه غذایِ ساده باشه

اما یه دستور غذایِ خانوادگی وجود داره که خیلی برای ما مهمه

و محافظت ما از این دستور از همه چیز برای ما مهم تره

و تو امروز به این حریم تجاوز کردی

پس یعنی منم مثل بقیه ادمام اره؟

...من منظورم اینکه- فکر میکردم تا الان جز این "ما"شده باشم-

ولی به نظر میرسه که نبودم

اگه اول زنگ میزدی خیلی بهتر بود

امروز کارم از اون چیزی که انتظار داشتم زودتر تموم شد

دلم برات تنگ شده بود و میخواستم غافلگیرت کنم

و با اینکه سخت بود،یه پرواز شبانه پیدا کردم تا زودتر بیام پیشت

نمیدونستم که برای این کارم مستحق این همه سرزنشم

معذرت میخوام

خیلی عصبانی ای؟

من خیلی غافلگیرشدم

میخوای برم بیرون؟

گفتم که ببخشید

نمیدوستم...لطفا دیگه عصبانی نباش

تو دیگه مشکلی نداری حتی با اینکه از پشت بغلت کنم

میشه یکم بهم لبخند بزنی؟

این احساس عذاب وجدانی که دارم ممکنه منُ بکشه

...چرا حس میکنم تو رو خوب میشناسم

اما از طرفی ام انگار هیچی ازت نمیدونم؟

منظورت چیه؟

منظورم اینکه میخوام همه چیزو درموردت بدونم

یعنی این خواسته زیادیه؟

قسمت نهم "عشق و تنهایی آن"

هی تو مطمئنی که طلسم مرز گذاشته بودی؟

قسم میخورم که گذاشته بودم اونی

اخه چطور اون ادم تونست درُ باز کنه و بیاد تو؟

ممکنه مثل اون دفعه اقای یانگ باشه؟چوهونگ رفته بیرون و اونم پشت سرش اومده تو

نه نه ما قبل اینکه کاری بکنیم قفل درُ چک کردیم ایندفعه

پس یعنی چی شده اونی؟

اگه اون یه ادم معمولی باشه نمیتونه از مرزی که گذاشتیم عبور کنه

اما اگه قضیه یه جور دیگه باشه و اون خون جادوگرا رو داشته باشه چی؟

چی؟

این به کنار ما باید بدونیم اون چیزی دیده یا نه

این مهم تر نیست اونی؟

یعنی چیزی دیده؟

...به نظرم که همه چیز خیلی تار بود

اون چیزی ندیده

از کجا میدونی؟

چون ازش پرسیدم

پس نگران چیزی نباشید و بیاین تمیزکاری کنیم و بریم بخوابیم

در این حالت متزلزل و شکننده(بخاطر عشق)چطور میتونیم به حرفات اعتماد کنیم؟

یعنی منظورم اینکه چطور میشه به حرف یه ادم اعتماد کرد؟

اونی ما باید یه جوری از این قضیه مطمئن بشیم

عالیه اونی

اره...بالای 60درصده نه؟

مدیر ما هرچی ام قوی باشه

با یه شات از این عمرا اگه بتونه دروغ بگه

این چیه؟

باز میخواین چکار کنید؟

مشروب اونم این ساعت شب؟

معلومه باید نصف شب مشروب خورد

بدون مشروب نمیشه خستگی کارو رفع کرد

!معلومه...دوایِ خستگی ناشی از کار فقط مشروبه و بس

من فردا صبح زود باید برم سرکار

اینجوری رفتار نکنید دیگه...این مشروب با این گوشت اردک چینی عالی میشه

این گوشت اردک خیلی خوب سرخ و کبابی شده

،اما این مشروب

وکسینگ مائوتانگ نیست؟مال 1958؟

...اره این

مالِ وقتیه که من زن شماره یک چونگ وونگ تاک بودم

یه مشتری همش التماس میکرد که من باهاش ملاقات کنم

برای همینم یه بطری از این مشروب رو برام اورد

میدونی باید قبل از گرفتن هدیه ،به مشتریت خدمت کنی

منم خیلی باهاش حال نکردم برای همینم هدیه اش رو همینجور گذاشتم یه گوشه

به نظر میرسه که تا الان هنوز مونده

اما مگه این چیه؟

این مشروب خیلی کمیابه و تقریبا نمیشه هرجایی پیداش کرد برای همینم قیمتش خیلی بالاست

یعنی چی؟مشروب مشروبه دیگه

چطوره که با هم تقسیمش کنیم؟

درست نمیگم اونی؟

اره حتما

اصلا خجالت نکشید و راحت بخورید

حالا که فکر میکنم همچین مشروب با ارزشی اینجا هست

دیگه خجالتُ میذارم کنار و ازش میخورم

مدیر ما واقعا خوشتیپه

پس منم حسابی پیکتون پر میکنم

اره پس چی...باید حسابی پرش کنی تا نهایت احترامت رو نشون بدی

قشنگ خمش کن و کامل فنجون رو پر کن

تا جایی که میدونم پارسال قیمتش از دو میلیونم بیشتر بود

...چی؟چقدر؟چی

نه به نظرم الان از دو میلیونم بیشتر شده

این نوع مشروب هرروز قیمتش بیشتر میشه

دو میلیون وون؟

...پس

!همونجا صبر کن

وقتی خسته اید بهترین دارو خوابه...مشروب چیه

اره مراقب باش

ای بابا...یه ذره اش رو ریختی

!ای انقدر سروصدا نکن دیگه

عجوزه پیر...مشکل لرزش دست داری...چرا داری همشو میپاشی اینور و اون ور؟

مشروب قیمتی عزیزم- تا اون دهن گشادت رو گل نگرفتم ببندش-

ای وای...گفتم وایستا

تموم شد

ببندش

اگه خیلی گرسنتونه از این بخورید

اره بخورید

فکر میکردم میخواین ازش یه چیزی بپرسید

بی خیال...اصلا چیز مهمی نبود

اون چیه؟

کی قراره بریم سرقرار؟

اره واقعا کی؟

این هفته هرجور شده هفته ات رو خالی نگه دار

یه جایی که مادربزرگات نباشن رو انتخاب میکنم

به من ربطی نداره ولی شب بخیر،خواب های خوب ببینی

باشه تو هم همینطور

قبل رفتنتون یادتون نره چراغ روخاموش کنید

اها

خیلی خوشمزه بود

بله...خدانگهدار

خوش امدین

بفرمایید بشنید

نه اینجا نمیخورم لطفا دوپرس برام اماده کنید

من از حومه شهر میام پس لطفا یه جوری بسته بندیش کنید که نریزه

باشه حتما...یکم صبر کنید لطفا

باشه

چی شده مادربزرگ؟

اونُ میشناسی؟

کی رو میشناسم...نمیشناسم

من اونُ نمیشناسم و هیچوقتم ندیدمش

چرا انقدر تو سینه ام احساس فشار میکنم؟

انگار یه چیزی اینجا گیر کرده

اونی من میرم بیرون یکم هوا بخورم

هی چی شده؟اتفاقی افتاده؟

چیه؟

ببخشید

صبر کنید

...میگم احیانا شما

خانم پارک نیستین که در پارچه فروشی چونگان لی کار میکرد؟

اشتباه گرفتین

که اینطور...بخشید فکر میکردم شما رو قبلا جایی دیدم

کارت شناسایی محل سکونت

هوانگ گیون دونگ

پلویس طلایی؟

همون کلاهبردار معروف که مادربزرگ دونگ رو به این روز انداخته؟

هی...اینجوری نکن و پاشو یه چیزی بخور

گوشتی که دوست داری درست کردم

اشتها ندارم

اون تن لشتو جمع کن و بیا یه چیزی بخور

اون عوضی کیه که بخاطرش شامُ بی خیال میشی؟

و حتی به پایِ خوک که انقدر دوست داری نگاهم نمیکنی

هنوزم بهش احساسی داری؟

هنوزم درس نگرفتی اونم بعد از اون پایانی که باهم داشتین؟

بخاطر اینکه عصبانی ام

بخاطر اون پیرخرفت

برای اینکه بخاطر اون عوضی زندگیم به این روز افتاده عصبانی و ناراحتم

اگه قرار بود همچین زندگی بدبختانه داشته باشه

و اینجوری پیر بشه

پس چرا اومد همچین زخمی رو رویِ قلبم گذاشت و ناپدید شد؟

بعد حتی منُ نشناخت

زن شماره یک چونگ وونگ تاک،جو انگ دو رو

حتی اگه همه فراموش کنن اون نباید فراموش میکرد

!عشق خیلی نفرت انگیزه

اونی عشق چیه؟

عشق چیه اونی؟

شماره یک چونگ وونگ تام؟پلویس طلایی؟

واقعا؟

،پس تمام چیزایی که این مدت مادربزرگ میگفت

شوخی نبوده و اون واقعا یه زمانی زن خفنی بوده؟

چی داری میگی؟

...همه نویسنده هایِ معروف و سیاست مدارها و هنرمندان اون موقع

زندگینامشون رو اگه بخونی...اسم خانم جی که اومده کسی نیست جز مادربزرگه من

زندگینامه؟خانم جی؟

میشه گفت یه جور الهه

مثل مادونائه،پیتوریکو(نقاش معروف ایتالیایی) و اندریا پیکاسو

کسی که الهام بخش هنرمنداست

الهه؟اره خوب مادربزرگ جذابه

اما چرا اون همچین ادم کلاشی رو انتخاب کرده وقتی میتونسته یه نویسنده یا هنرمند یا سیاست مدار انتخاب کنه؟

عشق همینه دیگه

اون میگفت در اولین نگاه فهمیده که اون مرد نیمه گمشده اشه

در یک لحظه همه چیزهایِ اطرافش براش رنگ باخت و تبدیل به تاریکی شد

More Farsi Persian subtitles for Witch's Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left