The first 200 lines.
...آنچه گذشت
یعنی، تو هم ترسهای مردم رو میبینی؟
.به طرز کنایهآمیزی، میتونم امیدهاشون رو ببینم
هی، بیلی. ماشینش رو پیداکردیم
.و میخوایم رادیومون رو پس بگیریم میای؟
نه، مرد. میخوام .با برادرم بمونم
هفتهی دیگه میریم ،به فینال ایالتی
و نگرانیم که تو برامون .خرابش کنی
چیه؟
چندتا سؤال ازت .دربارهی راکسان دارم
.شاید کمکت کنم - .هرگز کمک مجانی رو رد نمیکنم -
.اونها دنبالهی کاغذی بزرگی به جا میذارن
.من به نیروی دریایی ملحق شدم تا به مردم کمک کنم
وقتی دستم رو در حین ساختن یه بیمارستان ،در موصل از دست دادم
.فکر میکردم دیگه کاریش نمیشه کرد
بعد، راکسان گلف دربارهی این بهم گفت
که از مهارتهام برای شهری که بهش میگم خونه .استفاده کنم
کی میگه خانهسازی ملتی فقط باید برای دیگر ملتها باشه؟
،اسم من لودن سوئیفتـه
و با راکسان گلف کار میکنم
.تا دنیا رو جای بهتری کنم
مترجم: مریم ، امیرعلی illusion , careless whisper
.اورایلی
.آره .آره، باشه. دارم میام
مدلش همینه؟
.خب، نه .مال من فرمون تخت داره
هی، امکانش هست بتونیم یه جای دیگه صحبت کنیم؟
...خب، میشد اگه قبل از اینکه شروع کنیم
.درباره موضوع بحثمون بهم خبر میدادی
.ببخشید ...آخه
،تندی گفت میتونم بهت اعتماد کنم
.ولی مطمئن نبودم حرفم رو باور کنی
.نمیتونی، و من باور نمیکنم
.هنوز نه
،ولی این یارو کانرز
.بدجوری رفته رو مخم
خب، به نظرت میتونیم گیرش بندازیم؟ واسه کشتن برادرم؟
.نه
از نظر فنی، یه جرمه که هرگز ،اتفاق نیوفتاده
.و حالا شده یه پلیس، که رسماً، وجود نداشته
ولی چطور یه کارآگاه واقعی نمیتونه وجود داشته باشه؟
.پلیسهای جرایم اخلاقی دو زندگی جداگونه دارن
دپارتمان هرکاری تو قدرتش باشه میکنه
.تا رد شخص واقعی رو مخفی کنه
اگه بتونی به یه جرم دیگه گیرش بندازی چی؟
.مثل فروش مواد
منظورت چیه؟
توی لامانچ دیدمش با یه نفر ملاقات کرد
.که کلی کوکائین رد و بدل کنن
.گفت از مدارکش برش داشته
.پلیس نیواورلینز تستش کرده
.96درصد خلوص
میتونی مردی که دید رو تشریح کنی؟ - .نه، هوا تاریک بود -
.کنار یه سری انباری بودن
...میتونم
،میتونم برم اونجا ...ببینم میتونی کسی رو
نه، نه! میدونی چیه؟ .کار پلیسی رو به پلیس بسپار
نمیخوام یه نفر خودسر عمل کنه .و قهرمان بشه
.یعنی، میتونم کمک کنم - میخوای کمک کنی؟ -
.زنده بمون
برو و یه بچه باش، باشه؟
.لازم نبود تمام اینکارها رو بکنی
.نمیتونم اعتبارش رو قبول کنم
اینجا چه غلطی میکنی؟
آخرین باری که دیدمت، بهم گفتی .پسر آوازخون کلیسا
آخرین باری که دیدمت، داشتی مثل یکیشون .از کلیسای من با عصبانیت میرفتی بیرون
.ببخشید عصبی شدم
جدی میگم، اینجا چیکار میکنی؟
.با خبرهای خوب اومدم - چه خبری؟ -
.انجامش دادم
.کنترلش کردم
.امکانپذیرش کردم
.ببین
میشه نکنی؟
.اینجا نه
.ولی اینجا جالبه
.تایرون جانسون در محل سکونت طبیعیش
هی، نمیدونم بتی و ورونیکا ،قفسهات رو تزئین کردن
،ولی هدفش رسیدن به توئه میدونی؟
.الان نمیتونم باهات کنار بیام
.واسه یه چیز دیگه میتونی
شما آزمایشگاه کامپیوتری یا چاپگر دارین؟
شوکه شدم نرفتی لپتاپ کسی رو بدزدی
.از یه کافیشاپ
.تو از استارباکس نزدیکتر بودی
خب، هیجانزدهای؟ واسه بازی بزرگ؟
.البته - .آره، خب، به نظر نمیاد خیلی باشی -
مگه عاشق بسکتبال نیستی؟
واسه همین بازی نمیکنی؟ - .قبلاً آره -
کِی؟
شاید تو یه بازی یارگیری کردن تو محلهی قدیمیم
...که من و برادرم بیلی مقابل
.رفقاش، دواین و راکول بازی میکردیم
،خستهام میکردن .تمام پرتابهام رو میگرفتن
،بعد ،وقتی پاهام قوتی نداشتن
.بیلی کمکم میکرد
.اسلم دانک - .به نظر برادر خوبی میاد -
.آره
خب، جریانت با این مسائل راکسان چیه؟
خب، من به اسناد قدیمی ،بابام نگاه کردم
،سعی داشتم نقطهها رو به همدیگه متصل کنم
.ولی وسطشون یه سوراخی هست
یه سوراخ؟
آره، یه فرد مرموز .تو وسط همه چیز
ولی نزدیکترین حدی که تونستم برسم
.این سربازهای خردهپای سطح دوم بودن
.پس باید خودم رو تو مسیرشون قرار بدم
صبرکن. چطوری انجامش میدی؟
.چیز چاقوییت رو
.معلوم شد خیلی آسونه
.فقط مجبور شدم تقریباً خودم رو بکشم
...نه، خیلی
.ترسناک بود
...یعنی، نمیتونی بهم پول بدی تا دوباره انجامش بدم، ولی
،تو اون لحظه
،همه چیز به هم ریخت
و یه هویی، میدونی؟
.نه، نمیدونم
.اون یکی چیز که بهش فکر میکردم
.خب، اون یکی
مثل وقتی که به مردم دست میزنی میتونی ترسهاشون رو ببینی؟
آره؟ - ،و اینکه چطور وقتی من به کسی دست میزنم -
.میتونم امیدهاشون رو ببینم
چرا ازش استفاده نکنم؟
خب، منظورت از استفاده کردن چیه، تندی؟
.خب، مردم سفرهی دلشون رو واسه من باز میکنن
،مثلاً امیدهاشون مثل کتاب هستن
ولی فقط من میتونم از کتابخونه .خارجشون کنم
یعنی، فکر نمیکنی این یه نقض شکنی باشه؟
مثل دزدی کردن ازشون؟
دنیا تمام زندگیم رو .ازم دزدیده
.بابام، اسمش، پولمون
شاید این رو دارم تا بتونم .مقداریش رو بدزدم و پس بگیرم
.تو تمرین عالی بودی، مرد
اون پرتاب پرشی؟ .حرف نداشت
خب، شاید اون زمان اضافی توی .اتاق تجهیزات کمکم کرده
،از اون موقع رتبهی اول بودی
.پس مطمئناً دردت نداشته
.یه بازی دیگه
.آره، یه بازی دیگه، مرد
.سلام - .سلام -
.قفسه... خیلی عالی بود
.پس، ممنون
دوستها واسه چی هستن؟ - دوستها؟ -
!خدای من
!خدای من
.حالا لحظاتی فاصله داریم
بیاید یه خوشآمدگویی گرم سنت سباستینی
!به قهرمانهای ایالتیتون بدیم
تنها باری که دیدم کسی
،اینقدر مشتاقانه به صفحه زل بزنه
.توش پورن داشت
تو یه قراری که بعداً میذاریم، من و تو دربارهی این صحبت میکنیم
چرا دیدی یه نفر .پورن نگاه کنه
چی نگاه میکنی؟ - .دستگیریهای مواد -
توی هارلم، راه خوبی بود که .بری بالای زنجیرهی غذایی
گفتم شاید بتونم .یکم سر و صدا بکنم
ولی نیواورلینز .وضعش فرق میکنه
،ظاهراً حدود هشت سال پیش
دستگیریهای پلیس اخلافی .اطراف حوزهی 12اُم کمتر و با فواصل بیشتر بوده
.میزان جرایم خشونتآمیزمون هم پایین رفت
،آره، اسمش رو گذاشتیم .اینجوری بهتره
جانم؟
،قدیمها ...حوزهی 12اُم یه فاجعه بود
.جنگهای منطقهای، تیراندازیها
بعد آروم ولی مطمئن، دلالها .شروع به افت کردن
.با کلی کمک از طرف کانرز
،بهترین حدسم اینه اون منبع اطلاعاتی
.کلی از این دستگیریهاست
.فکرکنم اون موقع بود که وارد بخش اخلاقی شد
.احتمالاً تو کارش خوب عمل کرده - .اینطوری هم میشه بهش نگاه کرد -
ولی تو چطوری نگاهش میکنی؟
زمین رو واسه یه دلال مرموز که .مونوپولی بازی کنه خالی کرده
هنوز کلی محصول ،توی خیابون هست
.ولی یک منبع لوشون میده
شاید نکتهای که گفتم منطقه الان امنتره رو یادت رفته؟
.نمیگم نیست - پس چی میگی؟ -
،میگم، به عنوان یه قانون
برای هر عملی، یه عکسالعمل .برابر و مخالف وجود داره
،آره خب ،راکسان بزرگترین مشتریمه
که یعنی بزرگترین .دردسر من هم هستن
.همه باید توی لیست باشن
.چه ارباب رجوع چه کسی که بلیت خریده، همگی - .متوجهم -
و من شخصاً جایگاه ویژهی .آقای اسکاربورو رو بررسی میکنم
،اسکاربورو احتمالاً نمیاد
و مهمونهاش جوری رفتار میکنن ،انگار صاحب اونجا هستن
ولی باید برای دسترسی به لژ .مچبند داشته باشن. بدون استثنا
مطمئنی نمیتونی بیای؟
.6ماه رو صرف برنامهریزی واسه این کردی
.اگه هر شب دیگهای بود، میاومدم
تای خیلی سخت کار کرده. باید .اونجا کنارش باشم، حالا چه ببرن چه ببازن
.باشه، بعداً بهم پیام بده - .خیلیخب -
.خب، هی، نشنیدم بیای داخل
.نمیخواستم مزاحم بشم
.پسرهام و بسکتبال
.آره، من اصلاً به اندازهی اون خوب نیستم - .این واقعیت نداره -
،بیلی توی دفاع محکمتر بود
،ولی تو پاهای قویتری داری
و اون پرتاب پرشیت؟ .معرکه بود
میدونی کل زندگیم به اون و دوستهاش
No comments yet. Be the first to leave one.