The first 200 lines.
..:: پيشکش به تمام پارسي زبانان ::..
هنگ کنگ پنج سال پيش
مبارزه رو متوقف کنيد
داشتم مي بردم اونوقت مبارزه رو متوقف کردي؟
بعد از يه مبارزه برابر در تمام طول روز تصميم گرفته شد
جايزه بين هر دو گروه تقسيم ميشه
من هيچي رو با اون شريک نميشم
از اونجايي که پيشنهاد رو رد مي کني پس بايد يک نماينده انتخاب کني و آموزش بدي
کسي که به نيابت از تو در تورنومنت بعدي مبارزه کنه
قبوله
خيله خوب- پس تصميم گرفته شد-
سيدني، استراليا چهار سال پيش
خيلي به خودت مطمئني، مگه نه، گنده بک؟
خفه شو، جنده دخلت اومده
هيچوقت تو قرار اول اتفاق نميوفته
!آره !ووهو
سليطه مادر به خطا
شماره 12- کوميتي"؟ شوخيت گرفته؟"-
آره
ريو دِ جانيرو، مکزيک دو سال پيش
!مادر به خطا
بانکوک، تايلند يک سال پيش
مسکو، روسيه شش ماه پيش
اِسويِتا"، ملاقاتي داري" چند تا چيني هستن
پيتزبورگ، آمريکا امروز
ايرادي نداره- اوه، ممنون. بيا-
اوه، عشقم وقته رفتنه
يه جدايي خوشگل بهش دادي، عسلم
چي قراره گير من بياد؟
ميتونم سفارشتون رو بگيرم، آقا؟- اوه يواشتر، عزيزم-
من "داني" هستم اسم تو چيه؟
چي ميل داريد؟
مشکلت چيه، عزيزجون؟ ها؟
من مشکلي ندارم- مشکلت چيه؟-
مشکلت چيه، هرزه؟
ميدوني چيه؟ ... شايد
،من و تو بايد بريم تو ماشين من ميتوني کمي پول تو جيبي به دست بياري؟
لعنتي !دست کيريم
!هي، هي، هي! همگي آروم باشيد- !ميخوام اون جنده اخراج بشه_
!لعنتي- !هي-
داني؟ بيخيال گندش بزنن. داني
زود باش، بلندش کن، بلندش کن بلندش کن
زود باش بلند شو رفيق
کلاشو بردار
شرمنده، ملت. غذا به حساب ما زود باش، از اينجا ببرش بيرون
"بساطت رو جمع کن، "جِين ديگه نميخوام اينجا برگردي
هي، جنده
اوه، همونجا بمون عجوزه هنوز کارمون باهات تموم نشده
يه کوس حسابي ازت درس ميکنيم
جنده
تخم سگ، ببين چي به روزم آوردي
بهتره ادامه بدي حرومزاده بي همه چيز وگرنه مثه سگ ميکشمت
ميخوام اين جنده رو بزنم بکشم- بيا بريم ديگه، بيخيال-
!ولم کن رفيق
!مگه نديدي چي به سر دندونم آورده !مگه نديدي چي به سر دندونم آورده
چه غلطا؟
لعنتي
گندش بزنن
تمام چيزي که شيطان لازم داره .اينه که آدماي خوب هيچ کاري نکنند از طرف بابا
من دارم ميرم، مامان- کجا ميري، عزيزم؟-
هنگ کنگ
اوه، نه، نه
نه، نميتوني اين کارو بکني اون بيرون خطرناکه
من بزرگ شدم، مامان ميتونم از عهده خودم بربيام
خودتو نگاه کن، جِيني درست مثه باباتي
فقط مطمئن شو آخر و عاقبتت مثه اون نشه
من بايد بدونم
!اوه، و عزيزم
يادت نره برگشتني يه پاکت سيگار بياري، باشه؟
حتماً، مامان
يه پيرزن پايين تپه بهم گفت اگه کف زمين رو جارو کنم بهم 50 دلار ميدي
بيا، بگيرش
ولي من که هنوز شروع نکردم
سه ماه مونده، و تو هنوز يه نماينده خوب بهم ندادي
معذرت ميخوام
ميدونيد براي رفتن به هتل بايد کجا پياده بشم؟
ايستگاه بعدي، وقتي همه پياده شدن تو پياده نشو، باشه؟
تو ترمينال پياده شو بعد برو سمت چپ بعد راست
استاد "واي" براي مسابقات انتخابي ورزش هاي رزمي دعوت به عمل مي آورد
هنرآموزان از غذا و مکان رايگان برخوردارند
اينجا چي نوشته؟- اگه انتخاب بشي ميتوني کونگ فو شائولين ياد بگيري-
اين استاد خيلي معروفه باشگاهش پره از اسلحه هاي قديمي چيني
برو سراغش
خوب
تو بهترين نفري هستي که دارند، ها؟- درست حدس زدي-
ميخواي مبارزه کني؟- مبارزه؟ با تو؟-
عمراً اما من باهات ميجنگم
نه، نه آبنباتتو نگه دار
فکر کنم شاگردات يه کم کمک لازم دارند- اينطور فکر ميکني؟ واقعا؟-
بهش بگو، کجاي کارش اشتباه بود؟- نميدونم-
حرکاتش کنده اشتباه زياد ميکنه
اَه
پس اونو با حرکات خودتت مقايسه ميکني؟
کونگ فوي واقعي برخورد و توقف نداره در اطراف حريف و از طريق حريف در جريانه
"ساکتو جمع کن، "بل کارت تمومه
استاد، ميدونم که ميتونم شکستش بدم- و من ميدونم که نميتوني-
برو بيرون- استاد-
بقيه هم ميتونيد بريد
تو، بمون
تقريبا جالبي
تو قدرت و سرعت داري و غريزه اي که قابل آموزش نيست
اما اينا بي مصرف هستند مگر اينکه ياد بگيري چه زمان ضربه برني و چطور حمله ات رو پنهان کني
اگه اينجا پيش من بموني
.اين چيزا رو بهت ميدم و چيزاي بيشتر خيلي بشتر
چند وقت؟- سه ماه-
دستمزد هم ميدي؟- نقداً نه-
پس به کار من نمياد
چيزاي با ارزشتر از پول هم هست
مشکل چيه، خانوم؟ کجا ميري؟
ميتونم نشونت بدم ميتونم کمکت کنم
دنبال شبانه روزي جوانان ميگردم- شرمنده؟-
شبانه روزي جوانان- شبانه روزي ... اوه، شبانه روزي جوانان
آره، زياد از اينجا دور نيست خيلي ارزونه و خيلي خوب
دنبالم بيا، زود باش داخله
ممنون
اوه، ممنون- ممنون از خريدتون-
باي باي- ممنون. ممنون، باي باي-
هي، پسرخاله- هي-
اين پسرخالمه. آدم خوبيه اون ميرسونتت
سلام
هي، داستان چيه
هيچي. بيرون ديدمش و متقاعدش کردم باهام بياد
از اين طرف
شبانه روزي جوانان اينه؟- نه، اينجا منطقه منه-
اگه ميخواي سالم از اينجا بري بهتره کيفتو بهم بدي
بايد بيشتر استراحت کني
برگرد تو تخت
ميخواستم تشکر کنم- و تشکر کردي-
اون ارازلي که بهم حمله کردند کيفمو بردن
چيز باارزشي توش بود؟
تمام پولم. عکساي پدرم تنها چيزي بود که ازش برام مونده
مي فهمم ولي بازم شانس آوردي
چيزاي دزديده شده ميتونه جايگزين بشه اما بدن به آسوني ترميم نميشه
پس برگرد تو تخت
راجع به پيشنهادم فکر کردي و تصميمت اينه. جالبه
اما کاملا هم غيرمنتظره نيست
ميتونستي بابت شمشير پول خوبي به دست بياري
مال پدرمه عتيقه اس
از کجا ميدونستي ميام؟
چونکه پيشنهادي که دادم خيلي بيشتر از کاري که امشب تصميم گرفتي
انجام بدي خطرناکتره
خطر چي؟ شکست؟
"من ميدونم کي هستي، دوشيزه "لينگ چو سعي داشتي از آدم اشتباهي دزدي کني
حالا بزار ببينم هنوزم برام جالب هستي سعي کن تو اين پروسه نميري
اگه دووم بياري، ديگه يه گربه ولگرد خيابوني نخواهي بود
و يا دختر يا زن. بلکه تبديل به اسلحه اي بُرنده و با هدف ميشي
ميخوام تغييرت بدم چون قراره براي من مبارزه کني
مبارزه براي تو؟
تو سه ماه اينجا با من ميموني به عنوان شاگرد نزديکم
نه تلفني هست و نه خريدي من تو رو براي تورنومنت آموزش ميدم
تورنومنتي که ميتونه خيلي ثروتمندت کنه يا درب و داغونت کنه
همينجا ميموني و اگه بخواي ميتوني کنار شمشير پدرم بخوابي
تخت خواب و تمام چيزايي که برا سه ماه آينده نياز داري طبقه بالا هست
اين کارو از کجا ياد گرفتي؟- چي رو؟ جارو کردن؟-
اينکه با "ساتيپاتانها" عمل کني- شرمنده، اصلا نميدونم ايني که ميگي چي هست-
آگاهي
زمانيکه داري حياط رو جارو ميکني خيلي روي کارت متمرکز هستي
در ضمن اسم من "شو" هست
چاي؟
ممنون فکر نکنم قهوه تو منو باشه؟
نيست
من کجام؟- اينجا يه معبده "وودانگ"ـه-
و تو اينجا زندگي ميکني؟- بله-
تنها؟- معمولاً-
ميتونم در مورد اون مرد توي قاب سؤال کنم؟
اون کيه؟
کنجکاوي هميشه با پيچيدگي همراهه بنوش لطفاً
باشه
... شو، شايد عجيب به نظر برسه، اما
من ديروز روش مبارزتو ديدم باورنکردني بود
اميدوار بودم بتوني بهم کمک کني- بله-
... خوب، من دنبال يه استاد ميگردم که منو آموزش بده براي- براي چي؟-
احتمالا حرفمو باور نکني يه جورايي خجالت آوره
حتما تعجب ميکني اگه بدوني من به چه چيزايي معتقدم
خيله خوب
من به هنگ کنگ اومدم تا تو يه تورنومنت به اسم "کوميتي" شرکت کنم
و اگه برنده بشم، ميتونم اون زندگي اي رو که پدرم هميشه ميخواست براي مادرم فراهم کنم
چرا بهم ميخندي؟ فکر نميکني بتونم برنده بشم؟
حق با توئه، جِين
دختر سفيدپوستي که اين همه راهو تا اينجا پرواز کرده تا خودکشي کنه کجاش خنده داره؟
منظورت چيه؟- عاليه، مگه نه؟-
من يه اژدها ازت خواستم اونوقت يه باربي برام فرستادي
اين يه اشتباه بود من ميرم
جِين، صبر کن
من تو رو به خاطر دليلت براي مسابقه تحسين ميکنم
بله، تو شجاعي و با قلب و روحت مبارزه ميکني اما خيلي چيزا بايد ياد بگيري
... منو ببخش، اين فقط تو اون چيزي که انتظار داشتم نبودي
خوشحالم که چيزي که انتظار داشتي نيستم
حالا، اگه ميشه راه سفارت رو بهم نشون بده
تا تو رو با جارو کردن برگات و نوشيدن چاييت تنها بزارم
باهام يه شرط ميبندي؟
اگه زندگي رو به اين پرنده برگردونم چيکار ميکني؟
خدايي؟
اگه انجامش دادم تو بايد سه ماه اينجا بموني و براي کوميتي آموزش ببيني
و اگه نتونستي؟
آم ... آم
درسته، يه دعوتنامه برا ورود به کوميتي چطوره؟ مو لاي درزش نميره
خوب در هر دو صورت من برنده ام؟- نه. اگه من ببرم، تو زنده ميموني-
اگه تو ببري، حتما فاتحه ات خونده اس
سه ماه؟
No comments yet. Be the first to leave one.