The Originals

The Originals

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Originals S01E04 mRS mSD HDTV 480p 720p Media-Dl com
A Commentary by Media-DL
Translation BY ┌➤ آریا

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
480p
480
HD
Published on: 2013-10-23
Downloads: 43
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من و خواهر و برادرام اولین خون آشامها هستیم

در کل تاریخ اصیل ها

300 سال پیش ما به ساختن نیو اورلئان کمک کردیم

حالا که برگشتیم میبینیم که یکی دیگه صاحب اونجا شده

یکی که با کمک یه دختر قدرتمند قانونگذاری میکنه

اونا هرچی که مال برادرم آلایژا بودو گرفتن

یه سری جادوگر اون دخترو اسه خودشون میخوان

و از من کمک میخوان,

با سو استفاده کردن از بچه ی من,

هرچند فکر میکنم انگیزه های دیگه ایم دارن که پنهونش میکنن

بنابراین من واسه خودم نقشه کشیدم

من برادرمو آزاد میکنم و شهرو واسه خونوادمون پس میگیرم و اصلاحش میکنم

بعدش میتونم بقیه زندگیمو حکومت کنم

من با عده کمی ملاقات نکردم

که فکر میکردن میتونن

خوب و بد رو تشخیص بدن

این یعنی هیچی

مردم هرکاری که دوس دارن انجامش میدن

بی توجه به اینکه کسی آسیب میبینه یا نه!

این نامردیه که چیزی رو که یکی میخواد بگیری

تا عطشتو خاموش کنی حتی اگه انجام دادنش

واسه یکی دیگه مشکل به وجود بیاره؟

چیزی که مردم بهش میگن نامردی

تو باور من یه جواب مناسب و به جاست

به یه دنیای ظالم و نا عادل

توهین نباشه اما راستش مطمئن نیستم

چرا منو به اینجا دعوت کردین

چون از همکاری با تو لذت میبرم

و فکر میکنم که تو جنبه ی درک

شخصیت پیچیده یه نفرو داری

میبینی که، من به نیو اورلئانز برگشتم

واسه اینکه ببینم چی داره منو تهدید میکنه

و چیزی که پیدا کردم یه زن جوون

حامله که به کمک نیاز داشت بود

برادرم کسی که که همیشه با خوبی مخالفه

تلاش کرد نظر منو در مورد کمک به اون عوض کنه

فکر کرده بود که میتونه منو نجات بده

مسئله اینجاس که من از اون موقع یه زن جوون دیگه

در واقع یه دختر خوب رو بشناسم

یکی با پتانسیل قوی

که ظالمانه اسیر شده

من میخوام به هر دوی این زنا کمک کنم

مواظب یکیشون باشم و اون یکی رو آزاد کنم

خب کامی به من بگو ببینم

به نظرت این نامردیه؟

من نامردی کردنو عیب نمیدونم

من فکر میکنم تو روابط خصوصی سستی داری

روابط پر از استرس و سو ظن

عصبانیتای بی مورد ترس از ول کردن و رفتن

به نظر من به نفعته که در این مورد با یکی جدی صحبت کنی

خب من ترجیح میدم با تو صحبت کنم

منم قراره بهت یه کار پیشنهاد بدم

به عنوان کاتب مخصوص من

باشه. قراره چی بنویسیم؟

معلومه، خاطرات منو

یه نفر باید داستان منو بدونه

و این بهمون فرصت میده تا در مورد

چیزای دیگه ام حرف بزنیم

مثل خواستگارخوش تیپت مارسل

ببخشیدا زندگی خصوصی من...

اینطور که پیداست زندگی خصوصی تو

واسه نقشه های من ضروریه

ببین مارسل تورو میخواد

و بخاطر همینم بهت اعتماد میکنه

این چیزیه که من میخوام

مشکل اینجاس که محله فرانسویا

تو مرز جنگیدنه

یه طرف منم

یه طرف مارسل

و یه ارتش از خون آشاما

چی؟

تو ترسیدی

نترس

من دیگه نمیترسم

فوق العادس چطوری...؟

بهش میگن وادار کردن

یه حقه کوچیک خون آشامی

همه رو بهت میگم

اما قبلش بیا یکم بیشتر راجه به مارسل حرف بزنیم

آشغال عوضی

اون مثل یه سوسکه که کت و شلوار پوشیده :|

هر چی.مهم نیس وقتشه که آلایژای پیر برگرده پیش کلاوس

تو ازم خواستی که بفهمم چطوری میشه یه اصیلو کشت

به جایی نرسیدم

خنجر نقره بهشون آسیب میزنه

اما همش همینه

داوینا ما قاطی این جریانا شدیم

کلاوس منو نجات داد و من یکی بهش مدیونم

حالا که برادرشو میخواد...

امشب جشن سالانه موسیقی خیابونی دوفینه

میخوام برم

لطفا

بزرگترین دلیل اینکه اینجایی

اینه که هیچ وقت اون بیرون نبودی

میدونی که چی وسط خیابون دوفینه

سوفی دوروکس یه جادوگر ک...ی

ومیدونی که جادوگرا وقتی پیدات کنن چیکارت میکنن

اما تو که جادوگرا رو کنترل میکنی

مجبورش کن بره گم شه

مارسل، همش یه شبه

گفتم که نه

من هرکاری که تو میگی انجام میدم

اما بعضی وقتا انگار یادت میره من کیم و چه کارایی میتونم بکنم

میدونستی که میتونم کاری کنم که خون یکی به جوش بیاد؟

تنها کاری که باید بکنم تمرکزه

باشه پس به تفاهم رسیدیم

تو میخوای تانهایی بری بیرون این کار خطرناکه

اما من تورو به یکی از دوستام که قراره اونجاباشه معرفی میکنم

حله دختر خوب

شما دوتا عین دروتخته کاملا باهم جور در میاین

سلام کامی

چی شده که این روزا

تنهایی میای پیش من؟

یهو یادم افتاد که بهم گفتی که

تو یه خون آشامی وذهن منو کنترل میکنی

و بعدش تو میری و من برمیگردم و به این فکر میکنم که

تو فقط یه مرد جذابی

با یه لهجه بامزه که میخوای پولتو

بابت خاطرات کثیفت حرومش کنی

خب این شیوه ی کار وادار کردنه عزیزدلم

آره اما چه اتفاقی میفته؟

هیپنوتیزمه یعنی؟یعنی اعصاب من یه جورایی از کار میفتن؟

تو همیشه دانش آموز کنجکاوی بودی

بیا راجع به مارسل حرف بزنیم

تو گفتی که واسه من یه کم اطلاعات داری

اون قراره یکی رو واسه فستیوال موسیقی امشب بیاره

یه دختر که باهاش مشورت میکنه

ظاهرا اون داره دوران سختی رو

واسه شورش علیه قدرت خشم

و چیزایی مثل اون میگذرونه

فکر میکنم به خاطر حس درون شناختیم

اون فکرکرده که من میتونم کارو یکسرش کنم

ولی من گفتم نه

من ادامه میدم و اصرار میکنم

تو جوابتو عوض کردی و گفتی بله

تو مجبورم میکنی که انجامش بدم مگه نه؟

چرا مؤدبانه خودتو زجر میدی؟

چون ازت خوش میاد

طرز کار ذهنتو تو شرایط

مختلف دوس دارم

فکر کنم میتونیم دوستای خوبی باشیم

به هر حال من اصلا نمیخوام که

فرصتی که امشب به دست میادو از دست بدم

ببین این دختره داوینا علاوه بر اینکه

سلاح قوی و مخفی مارسله

برادرمم اسیر کرده

به عبارت دیگه

دختره نیاز داره که بهش کمک کنی

به مارسل زنگ بزن

بهش بگو خوشحال میشی که بهش کمک کنی

بهت که گفتم آگنس حس فوق العاده ای دارم

باید بری یه چک آپ بدی

قراره یه تست حاملگی فرا صوت بدم؟

یه گرگینه حامله که توسط یه جادوگر اسکورت میشه

چیزی واسه فهمیدن نیس

زنای زیادی خودشونو جر میدن که بچه دار شن

منو به عنوان یه آدم غیر عادی فرض میکنن که مراقب خودش نیس

من یه دکتر میشناسم تو راه فرعی

الان من تونستم برای تو واسه امشب

بعد از چند ساعت قرار ملاقات بذارم فقط خودمون

خون آشاما هیچ بویی ازش نمیبرن

باشه ممنون

خب این پزشک رودخونه ایه دیگه

آبجی لطفا بهم بگو که از اینترنت چیزی

هنوز نفهمیدی

به هر حال یه طوری باید شروع کنیم

منظورت اتاق زیر شیروونیه؟

یه نفر باید آلایژا رو پیدا کنه

حتی اگه تک به تک اتاقای زیر شیروونی خونی رو مجبور شم که بگردم

تو نیو اورلئانز

شبیه پیدا کردن سوزن

تو انبار کاهه

من جایی رو که مارسل منو برد یادمه

پنجره هاش کرکره های خاصی داشتن

پشت تابوت آلایژا

خب این به طرز فوق العاده ای کارت رو راحت میکنه

من شخصا ستراتژی های واقعی رو ترجیح میدم

به فکرم رسیده که

تاخیر مارسل توی برگردوندن برادرمون

باعث میشه من شک کنم اوضاع دیگه تحت کنترل اون نیست

اگه وفاداری داوینا به مارسل تیره و تار شده

شاید اون جادگور جوان ذهنش باز شده باشه تا

در مورد یه اتجاد جدید صحبت کنه

مثل همیشه.بدست اوردن قدرت برات مهمتر از

نجات دادن برادرته

ترجیح میدم اینطوری بهش فکر کنم کشتن دو پرنده با یک سنگ

دزدیدن سلاح مخفی مارسل

و اوردن برادرمون به خونه

هی،دیگو

خب راهی هست که سریعتر بشه

اون حلقه مخصوص روشنایی روز رو بدست اورد؟

وقتی اون رو بدست میاری که به حلقه داخی افراد دعوت بشی

برای تو احتمالا هیچ وقت اتفاق نمیوفته

درسته.اما الان جای خالی هست درسته؟

...منظورم اینه که الان که تیری

!خفه شو و در مورد تیری حرف نزن

لیاقت اون چیزی که دچارش شد رو نداره

مارسل فقط داشت خودش رو به کلاوس نشون میداد

نمیتونم تحمل کنم تا روزی که اون احمق فسیل از اینجا بره

هم تو هم من

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left