Falling Skies

Falling Skies

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Falling Skies S02E03 Tvshow irAmir SanchO
A Commentary by SanchO67

Tags

other
Published on: 2012-06-26
Downloads: 39
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...انچه گذشت

.اين جنگ هيچ وقت يه مذاکره نبوده

.به خاطر همينه که هيچ وقت دست از مبارزه برنداشتيم

،طرف تو موشک بيگانه قدمه ميزنه

.فقط به خاطر اينکه 3 ماه بعد رقصون بياد بيرون

،از کاري که با من کردن متنفرم .با قلب ام و روح ام

من ديگه اون خوره ي رياضي نيستم که .بهش زور ميگفتي

،منو قرنطينه کن

.فکر ميکنم که يه کاري با ذهن ام کردن

.به محض اينکه به سمت سفينه راه افتاد

.بايد يه گلوله شليک ميکرد پس کله اش

.داره تکون ميخوره

چيزي ميبيني؟

.نه

.خب، ادامه بده

ما فقط قرار که 2 کيلومترِ اطراف

.رو گشت بزنيم

.نگران نباش .راه برگشت به کمپ رو بلدم

ديديش؟

.زدمش .شليک خوبي بود

.اه، کثيفه

.گلوله ي شات گان همچين کاري ميکنه ديگه

.فکر کردم مرده

.الان مرده ديگه

زيرنويس و ترجمه از Amir SanchO فصل دوم - قسمت سوم

.اصرار کرد که باهاش بخوابه

.نگران نباش .مطمئن شدم که پر نيست

بن کجاست؟ .رفت گشتزني

.الان دوشب پشت سر هم شده .جيمي و اون تيم خوبي هستن

.هواي همديگه رو دارن .نميخواد نگران چيزي باشي

.بهتره يه ذره بخوابي

بايد ساعت 6 بري بيرون، مگه نه؟

.يادم ننداز

کي "ويور" برت ميگردونه به تيم؟

.همين الان درباره اش ميخوام باهاش صحبت کنم

.خوبه

.شب بخير

.اگه تا صبح هنوز تب داشت بيا پيشم دوباره

.سلام .سلام

يه کمک ميکني؟ .حتما

اين پناهگاه محل مناسبي براي انتقال .بيماري هاست

.اقامتگاه هاي نزديک هم، و محيط سردِ بادي

تعجب کردم که صف مريض هاي ذات الريه پشت

.در ام ندارم

.بيشتر از يه هفته است که اينجاييم

،گذشته از بيماري .مردم دارن بي قرار ميشن

.ميدونم .وضعيت خوبي نيست

.خودم دارم يه يه ذره ديوونه ميشم

،به خاطر همينه که ميخوام برم با "ويور" حرف بزنم

سعي کنم متقاعد اش کن که نياز داريم بلاخره بايد از اينجا

.بريم .خوبه

.نه، براي يه نفر ديگه نگه اش دار

ترجيح ميدم که الان بهت يه پتو بدم به جاي

.اينکه بعدا انتيبيوتيک بهت بدم

.پتو زياد دارم

.ممنون

.فقط دارم وظيفه ام رو انجام ميدم

."بهتره يه ذره بخوابي "ان

خواب؟ چي چي هست؟

.جدي ميگم .انگار کتکت زدن

.ممکنه يه نفر همين کار رو هم با تو کرده باشه

.راستش، قيافه ات افتضاح شده

چي؟ .ببخشيد

.عالي شدي واقعا؟

.نه

.خوبه که ميشنوم ميخندي

.اره. خيلي وقته از زماني که خودم خواستم

.نيمه شب

.معذرت ميخوام .ببخشيد

.خيلي خوبه که امار روز ها رو نگه ميداري

.يه نفر بايد کنه

جوري که من ميبينم، هر روزي که خط ميزنم

،يه روز ديگه اس که اينجاييم .هنوز زنده ايم

.چقدر ايکس

.اره

.چيز خوبيه .واقعا

.خيلي خوب

.بايد برم کاپيتان "ويور" رو ببينم

بهم خبر بده که چي گفت، باشه؟

.البته .البته

ريکان" تشکيلات بيگانه ي عظيمي" "رو تو دره ي "هادسون

،علامت زده .در حال جستجوي حومه ي شهر

،بايد مواظب ما باشند .چونکه کس ديگه اي اينجا نيست

.اره

"و دوبرابر تعداد گشتي هاي "بيمر

.رو از وقتي از "هوساتانيک" رد شديم ديديم

خب، پس فقط مسئله ي زمان .تا وقتي که مارو پيدا کنند

.موافق ام

.پس بايد حرکت کنيم .سوال اينجاست که کجا

.به سمت شمال بريم ميخوريم به "کتکيل" ها

.من از اون تپه هاي ميشگان امدم

.چيزي اون بالا نيست

که به خاطر همين محل خوبي براي ماست

.که زمستون رو بريم اونجا

،کاپيتان ،با تمام احترام

،اگه داريم استراحت ميکنيم .پس ايستادگي نميکنيم

."بيرون رو ببين، "تام

مردم مون به خاطر اين جنگ همه چي شون .رو دادن

.نصفه مبارزامون مردن

،و وقتي که جيوه کم بشه

فکر نکنم بتونيم با "اسکيتر" ها و اب و هوا همزمان

.مبارزه کنيم

.فکر ميکنن که تسليم شديم

تو يک بايد بدوني که فرق بزرگي

.بين تسليم شدن و عقب نشيني هست

.براي ما، اما نه براي اونا

،باور کن، اگه بين اون تپه ها ناپديد بشيم

،و مثل چوب کبريت به هم بچسبيم

از سرما يخ بزنيم به جاي اينکه ،اتيش روشن کنيم

.دقيقا همون کار رو ميکنيم که اونا ميخوان

.نگرانيت ثبت شد

،جميل" چند روزي نياز داره تا ماشين ها رو تعمير کنه"

.و بعدش ميريم به سمت شمال و "کتکيل"ها

.بله، قربان

پوپ"؟"

.پرفسور شب دوست داشتني نيست؟

اين بيرون داري چيکار ميکني؟ .منتظر تو ام

مطمئني رئيس؟

.اره، مطمئنم

بيا اين دست نشونده ي بيگانه رو از اينجا بيرون کنيم

.قبل از اينکه باعث خسارتي واقعي بشه

.بابت نمايش شرمنده پرفسور

جريان چيه؟

.فکر کنم که ميدوني

نميدونم که اون دوست هاي بيگانه ات باهات ،چيکار کردن

.اما من يکي نميخوام که پيدامون کنند

،از اونجايي که من و تو خاطره با هم داريم

اين شانس رو بهت ميدم تا يه کار شرافتمندانه کني

.و راه بيافتي بري

به همين سادگي؟

انتظار داري که از گروه دوم بذارم برم؟

.دقيقا همين طوري

و بعدش؟ بچه هام رو بسپارم دست تو؟

پسرات جوري ازشون مراقبت ميشه که .انگار بچه هاي خودم اند

.قول ميدم .حتي اون سوراخ سوراخه

،مگه اينکه، البته ،کاملا تبديل به اسکيتر بشه

.و اون وقت تمام قول ها ملغي ميشه

.نميتوني همين جوري فرار کني

.اه، فکر کنم ميکنم

تعجب ميکني اگه بودني که چقدر از مردم کمپ

.از اين بازگشت فاتحانه ات ترسيدند

اون جور که فکر ميکني کسايي که دلتنگ شدن .زياد نيستن

.پس به همون يه لطفي کن .شروع کن به راه رفتن

.گفتم راه بيافت

...لعن

!اسلحه هاتو رو بندازيد ."بن"

.گفتم بندازيد

.دفعه ي بعد خطا نميکنه

."سلام، پرفسور "ميسون

جيمي. اين بيرون چي کار ميکني؟

.تو راه برگشت از گشتزني بوديم

...خيلي از اطراف کمپ دور شدي مارمولک

.خوشحال ام که اينجايي

.جيمي"، تفنگ رو بردار"

.برش ميگردونيم به کمپ

اينا رو چيکار ميکنيم؟

.کاپيتان "ويور" تصميم ميگيره

تو هيچي درباره اين نميدوني، "انتوني"؟

.نه، قربان

ببين، "پوپ" به اندازه کافي باهوش هست که منو .وارد اين نکنه

.ميدونست که اجازه ي همچين کاري نميدم

.کاپيتان، بي خيال

فکر ميکنم که "پوپ" و دارو دسته اش .بيشتر از فايده شون اينجا موندن

.موافق ام .خارج از کنترل ان

،وقتي که به سمت "کتکيل" ها رفتيم

.ولشون ميکنيم

...لايل"، "تکتور"، "لي" ديوونه" .فقط دستوراتش رو اجرا ميکنند

.اونا مشکلي نيستن .پوپ" مشکله"

.يه لحظه صبر کن .از کاري که "پوپ" کرده حمايت نميکنم

.اما طرف يه نکته اي داشت

،تام"، بهت برنخوره" اما کسي نميدونه

.که بيگانه ها ممکنه باهات چي کار کرده باشند

نه، نه نه. دکتر "گلس" هرچي که بود .رو برداشت

.يا فقط اينکه کاري که ميخواستن رو انجام داديم

فقط دارم ميگم که "پوپ" تنها کسي نيست که فکر ميکنند

.تام" يه بمب متجرکه"

.راس ميگه .انتوني" راس ميگه"

نميتونيم 100% مطمئن باشيم که .باهام چيکار کردند

.هنوز ميتونم براي گروه يه خطر باشم

...بابا، امکان نداره که خطري

.اما ما خيلي مبارز از دست داديم

گروه دوم در موقعيتي نيست که بشه .ريسک کرد

منفعت اينکه بهم تفنگ بديد

از ريسک اينکه بهم مسئوليتي بديد .سنگين تره

مگه شما همين رو نگفتيد، کاپيتان؟

.منم همين طوري گفتم، بله

خب، پس همين اتفاق هم بايد براي .پوپ" بيافته"

."متوجه نشدم، "تام

.بهش احتياج داريم

.چه خوب يا بد، به حرفش گوش ميکنند

و دار و دسته اش هم کارايي ميکنند

.که بقيه مون نميتونيم يا نميکنيم

.همين الان هم فرصت هاي زيادي بهش داديم

.يه چيزي بايد تغيير کنه .موافق ام

.من عضو دار و دسته اش کن

،اگه بدون ام کجاست .ميتون کاراش رو کنترل کنم

خب؟

اجازه ي عضويت به دار دسته، کاپيتان؟

.خيلي خب

.اجازه اهدا شد

More Farsi Persian subtitles for Falling Skies

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left