Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Heroes S01E01 DVDRip XviD-TOPAZ
A Commentary by mA_Ad
ترجمه ع.ف. جاوید

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-01-19
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

از کجا اومده ؟

... اين تحقيق ،خيلي از رازهايِ زندگي رو حل مي کنه

. در حالي که آسونترين سئوالها ،بدونِ جواب مونده

چرا اينجاييم ؟

علتش چيه ؟

چرا ما خواب مي بينيم ؟

. شايد بهتر باشه اصلا بهش توجه نکنيم

. نه استراحت کنيم و نه چيزي رو احساس کنيم

. ولي طبيعتِ انسان ،اين نيست

. قلبِ انسان اينجور نيست

. دليلِ اينکه اينجاييم ،اين نيست

حالش چطوره ؟

متاسفم ،ترسوندمت ؟

. نه

... نه ،من اين خوابهايِ عجيب رو

... هر دفعه که چشمهام رو مي بندم ،مي بينم و

. مهم نيست

اون دوست داره که اين روزنامه هايِ قديمي . رو براش بخونم

اصلا بهوش اومده ؟

. نه

. الان يک هفته اس

. فکر کنم همين روزها بهوش بياد

. شايد تا چند روز ديگه

. نمي دونم اگه تو رو نداشت ،چکار بايد مي کرد

. تو خيلي در حقش مهروبي کردي

. فقط کارم رو انجام دادم

. نه

. تو برايِ اون ،مثلِ پسرش هستي

... آره ،و همين امر ،ما رو شبيه برادر و خواهر کرده

. پس کارِ اشتباهي کردم که مي خواستم قرار بذارم

. متاسفم ،حرفِ بي موردي زدم

... نه ،چيزي نيست

... من با کسي قرار دارم و- . باشه ،باشه ،چيزي نيست-

. بايد سرمِش رو عوض کنم

. متاسفم

. انسان ،يک موجودِ خودشيفته طبيعته

. ما تمامِ اين سياره کوچک رو تصاحب کرديم

. ولي سيرِ تکامليِ زيادي نداشتيم

. يه سوسکِ حمام رو در نظر بگيريد

. اون ،قادره که ماهها بدونِ غذا زندگي کنه

. حتي هفته ها بدونِ داشتنِ سر ،زنده بمونه

. در برابرِ تعشعات ،مقاومت کنه

... اگر خدا خودش رو با تصورِ خودش خلق کرده

. پس به جرات مي تونم بگم که خدا هم يه سوسکه

دانشمندان ميگن که انسان ،فقط از10 درصدِ . قدرتِ مغزش رو استفاده مي کنه

. بقيه اش بلا استفاده مي مونه

... مگر اينکه روزي برسه

... علمِ ژنتيک ،دگرگوني هايِ

... ژنتيکِ انسان و تکثيرِ سريعِ

. سلولي رو به طورِ کامل کشف کنه

آيا فکر مي کنيدتلپورت کردن ،شناور بودن ... و احياءِ بافتِ بدن

خارج از محدوده احتماله ؟

يا اينکه آيا انسان مي تونه به دروازه جديدِ تکامل ،وارد بشه ؟

آيا انسان مي تونه سرانجام بر قُله توانائيهاش قرار بگيره ؟

. متاسفم. ديگه وقت تمومه

. مي دونم ،مي دونم مثلِ پدرم رفتار مي کنم . کاريش نمي تونم بکنم

. اونا اگر بخوان ،مي تونن من رو هم اخراج کنن

. خودم اينو مي دونم ،مِراد

... همونطور که مي دوني

راستي ،چي شده ؟- . پدرت مُرده-

چطوري ؟

رانندگي تاکسي در شهر نيويورک ،شغل . خطرناکيه

يه مسافر اشتباهي در زمانِ خاص. ما واقعا . نمي دونيم چه اتفاقي افتاده

. من دو روز پيش باهاش حرف زدم

اون مطمئن بود که يه نفر دنبالشه و سعي داره . تحقيقش رو بدزده

. اون به خاطرِ تحقيقش مرد

. احمقانه اس- واقعاً؟-

... اون مرد ،خانواده اش رو ترک کرد

حرفه اش رو بي اعتبار کرد تا تئوريهاش رو در . اون طرفِ دنيا ادامه بده

کجا داري ميري ؟

. به آپارتمانش ميرم تا کاغذها و تحقيقاتش رو بردارم

. خيلي به جوابِ تحقيقش نزديک شده بود

. صبرش تموم شد. و به نيويورک رفت

. موهيندِر ،گوش کن

. پدرت هم دانشگاهي و دوست من بود

اون يه پروفسور قابل احترام ،با افکارِ بسيار ... روشن بود

. ولي حسِ واقعيت پذيري خودش رو از دست داده بود

من راهش رو دارم ادامه ميدم و تمامِ تئوريهام . بر پايه تحقيقاتِ اونه

. آره ،تو هميشه خواستي اونو تاييد کني

و تو الان فکر مي کني بدونِ دليل مُرده ؟

... من دارم ميگم

. بي خيال شو

. بايد بدونم چرا مُرده

. بايد مطمئن بشم که بي دليل نبوده

. و بعدش بايد کاري که شروع کرده رو تموم کنم

الو ؟

. آره ،آره. من الان تويِ خونه اش هستم

نه ،نه ،نه. اون همه چيز رو اينجا گذاشته . به غير از کامپيوترش

تحقيق ،نقشه ؟

آره ،يه تيم به اينجا بفرست تا همه چيز . رو بررسي کنن

. دوباره باهات تماس مي گيرم

. عوضي

. وقتشه بيدار شي ،مايکا

. مايکا

. مايکا- چيه ؟-

. لعنتي ،مايکا ديگه اين کار رو با من نکن

چه کاري ؟

بايد مراقب باشي ،باشه ؟

. من فقط داشتم با کامپيوتر کار مي کردم

. خيلي بد شد

. بايد يکي ديگه مي ساختم

. يکي ديگه

کسي تا بحال بهت گفته که باهوشترين کوچولويِ روي زمين هستي ؟

. هميشه تو ميگي

اين چيه ؟

. اين يه دوربينه. براي خورشيد گرفتگيه

. امروز خورشيد گرفتگي ميشه

. مي خواهيم تويِ مدرسه با اين وسيله نگاه کنيم

. از اين صحبتها که بگذريم ،بايد آماده بشي

. امروز ديگه نبايد دير کني

مامان ،من لباسهام رو پوشيدم و نهارم رو . بسته بندي کردم

امروز صبح اين کار رو کردم. تو چطور ؟

. نگران من نباش

. من کار مي کنم تا پولِ مخارجمون رو در بيارم

به همين دليله که دوباره گاز رو قطع کردن ؟

برو وسايلت رو بردار و کنارِ دربِ پشتي منتظرم باش ،باشه ؟

چرا ؟- . اين کار رو بکن-

مامان ،چي شده ؟

. مهم نيست ،فقط صدات رو پايين بيار و کنارم بمون

دوربين آماده اس ؟- . آره ،تقريباً-

نزديک به70 الي80 پا ارتفاع داره. اين خيلي . غير واقعي به نظر ميرسه

. خيلي خوب ،من آماده ام

. باشه

... اوه

. اوه ،خداي من ،کلير

. خدايِ من

. کلير

. من کلير بِنِت هستم. اين ششمين تلاشم بود

پياده ميشي ؟

آقايِ ليندرمن ،من تا5 دقيقه ديگه با شما تماس مي گيرم ،باشه ؟

. ممنونم

... من دير کردم. يه جلسه مهم دارم

. بيشتر از دو بار اتفاق افتاده

. بعضي وقتها ميفتم و بعضي وقتها پرواز مي کنم

. اين اتفاق واقعاًميفته- . الان وقتِ اين کار رو ندارم-

. اينها خواب نيست ،نِيتِن

. اينو نگه دار

. فکر کردم اين حالت از بين ميره ولي نرفت

. اينو تا ساعت6 مي خوام ،خواهش مي کنم

امروز صبح وقتي که از خواب بيدار شدم ، ... پاهام شناور شد

. قبل از اينکه زمين رو لمس کنه

. براي يک ثانيه شناور شدم

. دارم بهت ميگم که فکر کنم مي تونم پرواز کنم

آيا اُوِن ،تصميمش رو گرفت ؟

بذار يه چيزي بهت بگم ،تو فکر مي کني که ... مي توني پرواز کني

پس چرا از پُلِ بروکلين ،پايين نمي پَري ؟

. ببين چه اتفاقي ميفته

. شايد بهتر باشه از يه ارتفاعِ کمتر بپرم

. مثلِ آموزشِ راه رفتن

جدي ميگي ؟- . البته که جدي ميگم-

. بايد يه فکري بکني ،پيتر

. برو يه دکتر و دارو بگير

. زياد هم وقتِ منو تلف نکن

. تويِ راي گيري ،هشت راي کم آوردم

من ،درباره تو حرف نميزنم ،مي فهمي ؟

. يه اتفاقاتي داره برام ميفته

و احساس مي کنم که تنها کسي هستي که . مي تونه درک کنه

چرا بايد درک کنم که تو مي توني پرواز کني ؟

. چونکه تو برادرم هستي

. مامان ،ببين ،من نمي تونم الان صحبت کنم ... من بايد

چي ؟

. تا10 دقيقه ديگه ميام

ديگه چکار کرده ؟- . دستگير شده-

برايِ چي دستگير شده ؟- . دزدي از سوپرمارکت-

. خيلي غمگينم

چي ؟درباره چي حرف ميزني ؟چرا ؟

جدا از اينکه اين مسئله خيلي عجيبه ،من ... پيش خودم فکر مي کنم

که جالبترين اتفاقيه که مي تونه تويِ100 سالِ . گذشته در اين شهر رُخ بده

. اگر کسي متوجه بشه ،ديگه جالب نيست

چرا خواستي ازت فيلمبرداري کنم ؟

. دلايلِ مربوط به خودم رو دارم

. مثل اينکه ديگه دوست نداري مشهور بشي

مشهور ؟

کي خواست مشهور بشه ؟

تا اونجا که مي دونم زندگيم به پايانِ خودش رسيده ،مي فهمي ؟

... من تا ماهِ اُکتبر يه بازي دارم

. سه هفته ديگه هم يه نمايش بايد بازي کنم

تو يه کمي دراماتيک هستي ،اينجور فکر نمي کني ؟

. نه ،فکر نمي کنم

... من ،تمام استخوانهاي بدنم رو شکستم

... تويِ سينه ام چاقو زدم

يه ميله فولادي رو تويِ گردنم فرو کردم ،و حتي . کوچکترين خراش هم بر نداشتم

پس اسمِ اونو چي ميذاري؟

. خيلي خوب

فقط اون نوار رو بهم بده ،باشه ؟

اگه دوست داشته باشي ،مي تونم با . دوچرخه برسونمت

. ببين... ممنونم

. فردا تويِ مدرسه ،جلوي همه باهات حرف ميزنم

. قول ميدم

. موفق شدم

. موفق شدم ،موفق شدم

ديگه چي شده ؟

. من بعدِ چهارم رو شکستم

. خوش بحالت

. ساعتم رو ميگم

... من با استفاده از ذهن و افکارم

. تونستم يک ثانيه به عقب برگردونمش

. اينکه خيلي بد شد

. جدي ميگم

. مترويِ امروز صبح ،همه چيز رو مشخص مي کنه

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left