The first 176 lines.
شنیدم خیلی وحشتناکه
..اگه فقط بیشتر از سه ثانیه تو چشماش نگاه کنی
در موردش شنیدم
تمام بدبختی های جهان تو هفت روز نسیبت می شه،درسته؟
این یه شایعست
!چه وحشتناک
آه، و من شنیدم یوکا به چشماش زل زده و بعدش یه دفعه ای سرما خورده
واقعا این کارا رو می کنه
...اوم
...این رو انداختید
!!!ببخشید
!!!می تونی نگهش داری
به دلایلی،بقیه همیشه از من عذرخواهی می کنن
من شنیدم می تونه ارواح رو حس کنه و حتی احضارشون کنه
و اسمش هم ساداکوهه،مثل حلقه
این حرف رو باید به پدر و مادرش بزنی که یه همچین اسمی روش گذاشتن
اگه بخواید می تونید از این اتاقک استفاده کنید
ببخشید که انتظاراتتون رو برآورده نمی کنم،اما من نمی تونم ارواح رو احضار کنم
و اسم من ساواکوهه،نه ساداکو
معنی اسم من "نوزاد دوست داشتنی" می شه
به دلایلی،بقیه از من می ترسند
من فقط می خوام دوستانه برخورد کنم
امروز دیگه واقعا سعیم رو می کنم
شنیدم کلی از خواننده ها هم اونجاهن
...هیرانو-سان...اندو-سان
جدی می گی؟
!این چیزیه که من شنیدم
...صبح بخیر
فکر کنم تونسته باشم خوب بهشون ادای احترام بکنم
!صبح بخیر
اوه،داری می ری مدرسه؟
کازیهایا-کون
...شگفت انگیزه
اون همیشه تو مرکز توجه ها قرار داره، لازم به ذکر نیست که چقدر خوش مشرب و پرجنب و جوش هست
صبح بخیر،کورونوما
!چه قلب مهربونی
باورم نمی شه همونطور که با بقیه سلام کرد، با منم سلام کرد
...ص-صبح ب
هی،ریو
سلام
حفره یا سوراخ
تکلیف مدرسه رو انجام دادی؟
کازیهایا-کون دقیقا برعکس منه
البته که نه
حدس می زدم
حفره یا سوراخ
پس مثل همیم
،همه دور کازیهایا-کون جمع می شن
و کسایی که دورشن،مثل یه دایره احاطش می کنن
...روز مراسم ورودیمون به دبیرستان
...ا-اوم
اگه دنبال دبیرستان کیتاهورو می گردی،از این طرفه
!ممنون
بقیه همه از من معذرت خواهی می کنن،اما اون بهم لبخند می زنه و می گه ممنون
از اون روز به بعد من همیشه آرزو می کنم که ای کاش مثل کازیهایا بودم
امیدوارم یه روزی بتونم مثل اون رفتار کنم
و خب، ما می خوایم یه تست شهامت برای قبل از اینکه به افتتاحیه برسیم،انجام بدیم
تو می ری؟
من این فرم ثبت نام رو روی تخته می زارم،پس اگه می خواهید درش شرکت کنید،از این فرم استفاده کنید
عالی می شه اگه کسی بتونه از پسش بربیاد
...همه؟ یعنی
نمی دونم ساداکو هم میاد یا نه
شرط می بندم اگه بیاد، روح ها هم با خودش بیاره
!من نمی تونم با این وضع زنده بمونم
فکر کنم اگه برم بقیه ناامید بشن،اما مطمئنم روحی ظاهر نمی شه
خب،وقتی مراسم اختتامیه تموم بشه،همتون وارد تعطیلات تابستانی خواهید شد
که یعنی... کلاس های تابستونه
چی؟
من به یه داوطلب نیاز دارم که کمی از وقتش بزنه و به من توی چیدن کلاس ها کمک کنه
زیاد طول نمی کشه
اگه کسی داوطلب نشه،مجبور می شم خودم یکی انتخاب کنم
...ه-هیچ کی نمی خواد اینکارو بکنه
...اوم
اگه مشکلی نباشه،من خوشحال می شم اینکارو بکنم
اوه،واقعا؟
پس اسمت رو یادداشت می کنم،کورونوما
!معلم
کورونوما همیشه گیر یه همچین کارایی می افته
...اینطور نیست
من فکر نمی کنم باید کارایی که بقیه انجامش نمی دن رو به کورونوما بدید
پس تو می خوای به جای اون این کارو بکنی،کازیهایا؟
هاه؟
چاره ای نیست
فکر کنم انجامش بده
متوجه شد؟
برای همین همیشه من کار می کنم؟
...اوم
لطفا بزارین من انجامش بدم
من کار دیگه ای ندارم که توی تابستون انجام بدم،اینجوری حوصلم کمتر سر می ره
اینجوری حیلی حوصلم سر می ره
من خیلی به اینجا نزدیکم و واقعا حوصلم سر می ره
...خب،اگه اصرار می کنی
حفهر یا سوراخ
نزدیک بودا،کازیهایا
...باورم نمی شه که متوجه شد
...حتی کارایی که توسط یه دختری مثل من انجام می شه
!چه آدم خوبی
...این کار واقعا روزم رو کامل می کنه
!ساداکو
!شینو-چان
خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم
آره،آخه کلاسامون با هم فرق می کنه
اوضاعت با هم کلاسی هات چطوره؟
هیچکی از مدرسه قبلی که می رفتی اینجا نیست،مگه نه؟
...آره،اما
...خب... یکی به نام کازیهایا-کون هست،و
اوه، اون پسر خوش مشربه؟
خوش مشرب واسش کمه
من می گم که صد برابر از این حرفا بهتره
نه. در واقع اون خودش شادی رو واسه بقیه درست می کنه و می فرسته براشون
!کازیهایا-کون
اصلا خوب نیست! کاملا شنید چی گفتی
باید معذرت بخوای
معذرت؟
چی؟
من داشتم ازش تعریف می کردم،ولی انگار از حرفام اشتباه برداشت کردن
...هی،چیزی که گفتی
باید ازش چه جور برداشتی داشته باشم؟
...به عنوان
به عنوان تعریف
هاه؟
فهمیدم
من تا یه ثانیه دیگه میام اونجا،پس وایسا
ما تا الان شانس صحبت کردن با همدیگه رو نداشتیم
خوشحال نیستی،ساداکو؟
شنیدم کازیهایا نمی تونه تحمل کنه یه دانش آموز متناسب با بقیه دانش آموزای کلاس نباشه
من دیگه می رم
تا بعد
کازیهایا...چه آدم فوق العاده ایه
وقتی بهش گفتم منظورم چی بوده،،کاملا حرفم رو باور کرد
کلماتم رو همونطور که بود قبول کرد
!من خیلی خوشحالم
من همیشه فکر می کردم که تو ازم خوشت نمیاد
خ-خوشم نمیاد؟
ن-نه،اشتباه می کنی
من همیشه دوست داشتم به شادی تو باشم
...همیشه
اما خداییش،من اونقدر ها هم که تو فکر می کنی شاد نیستم
اینطور نیست
تو واقعا هستی
حتی اسمت
از خودت بگو
ساواکو
اسمت کورونوما ساواکوهه،درسته؟
...هیچ کس... تاحالا با این اسم صدام نکرده بود
این...ممکنه اولین بار باشه که بتونم یه سوء تفاهم رو روشن کنم
اما وقتی که بخوای،می تونی با فکر صحبت کنی
...اون... عالیه
خارق العادست... این اولین دفعست که یه نفر من رو به اسمم صدا می زنه
...و اولین باره که کسی تونسته درم همچین حسی رو ایجاد کنه
بهتره با این اتفاق کنار بیای،باشه؟
...برای اولین بار در زندگیم
...فکر کنم اسمم رو همینطور مخفی نگه دارم
هاه؟ ساداکو؟
آره
شرط می بندم اوضاع خیلی بهتر می شه اگه بخوای باهاش روح بازی کنی
مطمئنم ساداکو می تونه فقط با ایستادن تو یه جا ملت رو بترسونه
...آم
چ-چ-چه مدته اونجا ایستادی
...آمــ...می خواستم بدونم
می شه من روحتون باشم؟
هاه؟
نمی خواد به خودت سخت بگیری
اگه نمی خواستی انجامش بدی، ما احساس بدی پیدا می کردیم
اما وقتی که تلاش کنی،می تونی واقعا با فکر حرف بزنی
من...هیچوقت کاری نکردم که نخوام انجامش بدم
من فقط می خواستم با بقیه باشم، اما من این کارا رو نمی کنم چون دوست ندارم انجامشون بدم
...فقط اگه بتونم یه کار مفید انجام بدم،باعث می شه احساس بهتری بکنم
همچنین،من متاسفم که نمی تونم انتظارات همه رو برآورده کنم،اما
چیه؟
من نمی تونم روح احضار کنم
چی؟
من نمی تونم ارواح رو حس کنم یا همچین چیزی
نمی تونی؟
.نه
حتی یه کوچولو؟
No comments yet. Be the first to leave one.