The first 147 lines.
نیم قرن از زمانی که بشریت شروع به انتقال .جمعیت مازاد در حال رشد خود به فضا کرد، میگذرد
،مستعمرات عظیم الجثه که به دور زمین میچرخند ،به خانه دوم بشر تبدیل شده اند
.جایی که مردم در آن متولد، رشد و می میرند
سال 0079 عصر جهانی
،دورترین گروه مستعمراتی از زمین، ساید3 خود را به عنوان پادشاهی زئون معرفی
و علیه استقلال دولت .فدراسیون زمین جنگی را به راه میاندازن
هر دو گروه زئون و فدراسیون فقط .توی ماه اول جنگ نیمی از جمعیت خود را از دست میدهند
از آن زمان بشریت در سایه ترس از عمل کرد خود به زندگی ادامه میدهد
و با گذشت هشت ماه از زمان جنگ .هر دو طرف به بن بست خوردن
!!گاندام روی زمین سفت به پا میخیزد
!گاندام روی زمین سفت به پا میخیزد
.اسلندر، تو همین جا بمون
!بله، فرمانده
فرمانده، من توی بلوک سمت راست .تجهیزات نظامی مشاهده میکنم
.همه انگار رفتن سر کار .فقط یدونه ماشین میتونم ببینم
.هیچ آدمی رو نمیتونم ببینم
!صبر کنید، یه چیزی دیدم !اون یه بچه س
!آمورو
!آمورو
!هنوز غذاش دست نخورده مونده
!آمورو
!میدونستم اینجایی
!اگه به طور مرتب غذا نخوری مریض میشی
!سلام، آمورو
.هارو، امروز سر حال به نظر میرسی
!مرسی، آمورو
!میخوای چی بپوشی، امورو؟
!آمورو
.وقتی کارم با این تموم بشه میرم غذام رو میخورم
!صدای دستور تخلیه رو نشنیدی؟
!دستور تخلیه؟ !پس اون آژیر برا همین بود؟
!از دست تو. تو حتی صدای مارش نظامی رو نشنیدی؟
اونا بهمون گفتن بخاطر پهلو گرفتن .سفینه جنگی باید به پناهگاه بریم
!چرا؟
.من چه بدونم
.آمورو، وقت زیادی نمونده
!باشه بابا
!زودباشید برید به پناهگاه
.بیرون منتظرت میمونم .بیا بریم، هارو
!یکم امون بده بهم
!هایاتو
!سلام، فراو بوو
!چرا چیزی به آمورو نگفتی؟ !مگه اون همسایه تو نیست؟
!آه، منظورت دستور تخلیه س؟
.آره. اون به تنهایی زندگی میکنه
خب، اگه اون مهندس های نظامی مثل پدرش ... اینجا نیومده بودن
تو هنوز بخاطر ساخت مرکز تحقیقاتی که !مجبور شدن ما رو اخراج کنن، دل گیری؟
.... خب، اینطورم نیست
!هایاتو
!اومدم
!تا بعد
!آمورو
.آمورو، این اخلاقت خیلی زشته
!پدر تو هم توی اون سفینه ای که امروز میاد؟
.فکر کنم. اون یه هفته ای میشه که به زمین رفته
!به نظرت این کلونی هم درگیر جنگ میشه؟
!چه بدونم. پدرم هرگز چیزی بهم نمیگه
.قطعات گاندام رو روی وایت بیس بارگذاری کنید
!به خدمه زمینی بگید دست بجونبونن
!بله، قربان
!وایت بیس لعنتی !شما به یه سفینه زئونی اجازه میدید تا تعقیبتون کنه
!اوه، پس اینه؟
.بله، قربان
.نیروهای فدراسیون عجب سفینه جدید شگفت انگیزی دارن
وقتی این سفینه و گاندام تکمیل بشه !روزهای برتری زئون به آخر میرسه
.ستوان ری، ببخشید .ما در حال حاضر کنار ساید 7 پهلو گرفتیم
.لطفا همراه بنده به عرشه فرماندهی بیایید
.بسیار خب
!اسمت برات بود دیگه؟
.بله
!چند ماه خدمت هستی؟
.شش ماه
!پس، تو 19 سالته؟
.بله
وقتی گاندام تکمیل بشه، شاید بشه به جنگ خاتمه .داد تا افراد جوانی مثل تو دیگه درگیر جنگیدن نشن
!ایشون پسرتونه؟
.آره
اینکه بچه های توی این سن به !گروه های چریکی ملحق شدن، درسته؟
.بله، قربان .همچنین اطلاعاتی به دستم رسیده
.واقعا افتضاحه
.ستوان ری، خسته نباشی
پس، آخرش نتونستیم اون سفینه !زئون رو دست به سر کنیم؟
.متاسفانه
!من زیاد ادم خوش شانسی نسیتم، مگه نه؟
.توی بازگشت از اولین ماموریت با چنین چیزی روبرو شده ام
.شاید این کار سرنوشته
.بله، فرمانده شار
با این حال، فدراسیون واقعا میتونه !توی همچنین جایی پروژه "وی" رو توسعه بده؟
.بدجور
حتی ممکن موبیل سوییت رو بسازن که !در صورت پیشرفته تر نبودن با زاکوی من برابری کنه
.غیر ممکنه توی همچنین ناکجا ابادی از پسس بر بیان
.خیلی لفتش دادن
.وصل شد
!کد سی سی 2 رو اعلام کردن
.بفرما. حس ششمم هرگز بهم دروغ نمیگه
پس نیروهای فدراسیون واقعا به !موبیل سوییت دست پیدا کردن؟
.حداقل میتونم تضمین بدم که توش به موفقیت هایی رسیدن
.حداقل سه تا موبیل سوییت رو میتونم ببینم
.شرط میبندم کلی هم تو هست
!الان ما بهترین شانس حمله رو داریم
.این فقط یه ماموریت شناسایی ـه
... اما اگه اونا بتونم موبیل سوییت ها رو سوار سفینه کنن
.قهرمان بازی در نیار
!جین، داری چیکار میکنی؟
!فقط به فرمانده شار خبر بده
.اون با پیروزی توی نبرد به همچنین جایگاهی رسیده
!صبر کن، جین
!تو از دستورات مستقیم سرپیچی میکنی
!وایسا، جین
!حالا به همه میفهمون که کی هستم
!بهترین روش اینکه خیلی سریع کلک دشمن رو بکنی
!خیلی نزدیک بود
!صدا از داخل کلونی اومد
!یعنی کار یه شهاب سنگ بود؟
!این نوع لرزش مختص انفجار مواد منفجره س
!این کار زئونـه !زئون حمله کرده
!آمورو
!میرم دنبال پدرم بگردم
!آمورو
!اگه بیرون بری، فقط جلوی دست و پاشون رو میگیری
!پدر من برای ارتش کار میکنه !این کپسول پناهگاه ایمن نیست
.میرم ببینم میشه به سفینه پهلو گرفته امروز پناه ببریم
!هی، بچه
!نرو
!لطفا در رو ببند
!اون موبیل سوییت زئون ـه
!پس ... این زاکو زئون ـه؟
!هی، فسقلی !غیر نظامی ها قرار بود توی پناهگاه باشن
!من دارم دنبال یک افسر مهندسی به اسم تم ری میگردم
!شما میدونید کجاست؟
!اون توی سفینه س
!زود باش، کمک کن اینو بارگذاری کنم
!مراقب باشید
... کشته شدن
!اطلاعات محرمانه؟
!این موبیل سوییت نیروهای فدراسیونـه
... دستورات چیه
!فرمانده دنیم کجاست؟
!ایشون رفتن تا جین رو برگردونن
پس با این اوصاف، فدراسیون واقعا !موبیل سوییت رو تکمیل کرده؟
!بله، قربان
.سلندر، تا میتونی ازشون عکس بگیر .اگه دیدی اوضاع خیطه بزن بیرون
!اطاعت
!حالا باید چیکار کنیم؟
.پس، دنیم نتونست جلوی اون تازه کار رو بگیره
.ممکنه در نهایت خودم دست به کار شم
!سفینه رو به ساید 7 نزدیک کن
No comments yet. Be the first to leave one.