The first 17 lines.
تو پارک خیابان بیست و نهم قدم می زنم
تو رو تو اغوش یکی دیگه دیدم
فقط یک ماه بود که از همدیگه جدا شده بودیم
تو خوش حال تر بنظر می رسی
دیدمت که رفتی توی بار
اون یه چیزی گفت که بخندی
دیدم خنده هر دوتا تون دوبرابر خنده ای هست که ما با هم داشتیم
اره تو خوش حال تر بنظر می رسی ,اره می رسی
هیچکس اون طوری که من اذیتت کردم اذیتت نمی کنه
اما هیچ کس اون طوری که من دوستت داشتم نداره
قول می دم که شخصیش نکنم ,عزیزم
اگه تو می خوای با یک ادم جدید باشی
چون عزیزم تو خوش حال تر بنظر می رسی ,اره بنظر می رسی
دوست هام بهم گفتن یک روز منم حسش می کنم
و تا اون موقع لبخند می زنم تا حقیقت رو قایم کنم
اما می دونم من با تو خوش حال تر بودم
تو گوشه اتاق نشسته ام
No comments yet. Be the first to leave one.