The first 200 lines.
آهنگ کریسمس سفید از بینگ کراسبی * I'm *
* dreaming *
* of a white *
* Christmas *
* just like the ones *
* I used to know *
* where the treetops *
* glisten *
* and children *
* listen *
* to hear *
* sleigh bells in the snow *
* I'm *
* dreaming *
* of a white *
* Christmas *
* with every Christmas card *
* I write *
* may your days *
* be merry *
* and bright *
* and may all your *
* christmases *
* be white *
* I'm *
* dreaming *
* of a white *
* Christmas *
* just like the ones *
* I used to know *
* where the treetops *
* glisten *
* and children *
* listen *
* to hear *
in the snow *
* I'm *
* dreaming of a white *
* Christmas *
Christmas card *
* I write *
* may your days *
* be merry *
* and bright *
* and may all your *
* christmases *
* be white *
آلمانی رو ترجیح میدین یا انگلیسی؟
انگلیسی
شما دارین خاطرات تون رو برای موسسه هیفا مینویسین
برای تکمیل مستندات جنایت کاران جنگی
سه هفته واسه تکمیل خاطره هاتون
تا شروع دادگاه تون فرصت دارین
سوالی ندارین؟
نه ممنون همه چی عالیه
ممنون
ا(زندانبان:)شما تنها کسی هستین که
بین کسایی که میشناسم درمورد جنگ عذاب وجدان داره
کی هستی؟
برنارد لیمن
از ساعت 2 تا 10 شیفت نگهبانی منه
بله میبینم
همه آدمای دوجانبه ی دیگه
متقاعد شده بودن که اون نمیتونه تو هیچ زمینه ای کار خاصی بکنه
از کجا فهمیدی که من عذاب وجدان دارم؟
از جاییه که تو خواب حرف میزدی.
من میتونم چیزایی بگم که پریشونت کنم
فکر میکنی پریشون شدن من چجوریه +برنارد لیمن؟
شنیدم که دوتا اسمو همش تو خواب میگفتی
یکیشون هلگا بود
همم
"هوس" هم
یکی دیگه بود
هوس رو میشناختم
اون هیچ خواب پریشونی نداشت
مثل یک بچه تا آخر راحت خوابید
اینو خودت میدونی؟
فکر کنم اره
من واسه دار زدنش کمک کردم
با شهادت دادن؟
نه
با همین دستام
اینجوری راضی شدی؟
کار من این بود که مچ پاهاشو ببندم
من یه کار خیلی خوب انجام دادم
همم
بله متوجهم
بعدش،رفتم بار و بندیلمو واسه رفتن به خونه جمع و جور کنم.
گیره ی روی چمدونم شکسته بود
پس مجبور شدم اونو با یه تسمه چرمی بزرگ محکم ببندم
دوبار تو یه ساعت
دوتا کار خیلی شبیه هم کردم
یبار با هوس
یه بارم با چمدونم
هردوشون یه حس داشت
بله
من، هاوارد دبلیو. کمپبل، جونیور
در شناسنامه یه آمریکایی...
از نظر دیگران یک نازی
و به نظر خودم یک فرد بی وطن هستم
من منتظر یک دادگاه عادلانه
برای جنایات جنگی ام توسط دولت اسرائیل هستم
در فوریه 1904 در شهر اسکانکتدی
ایالت نیویورک متولد شدم
پدرم در تنسی بزرگ شده بود
پسر یک کشیش باپتیست
اون یک مهندس تعمیرات در شرکت جنرال الکتریک بود
بخاطر شغلش
بیشتر مطالعاتش
شامل مجلات تجاری و کتابهای فنی بود
چند استثناء جالب توجه هم وجود داشت
هاوارد!!
در سال 1919،
وقتی که جنرال الکتریک پدرم رو منتقل کرد
ما شهر اسکانکتادی رو ترک کردیم
و به برلین آلمان رفتیم
در سال 1938
من یک نمایشنامه نویس موفق در زبان آلمانی شدم
و با بازیگر جوان، زیبا
و مشهور آلمانی هلگا نوت ازدواج کردم
وقتی پدر و مادرم داشتن آلمان رو ترک میکردن
ازم خواستن تا با اونا به آمریکا برگردم
قبول نکردم
ا(هلگا:) "اوا"ی مهربون
و عزیزم...
این تنها راهیه که بلدم تا
اشتباه هولناکی که
واسه مون پیش اومد رو درست کنم
هیچ اهمیتی نداره که چی سر راهمه
چراکه یه زندگی پربارو پشت سر گذاشتم
توی تموم اون اندک ساعتهای
دلچسبی که باهم بودیم
یبار بهت گفتم
که حاضرم جونمو در گرو
ملتمون بذارم
اگه بمیرم، روحم
اونجا زندگی خواهد کرد
همونجوری که وقتی تو آغوش تو هستم
تو بهشت زندگی میکنم
به زودی زمان پایبندی این تعهد خواهد بود
و من خوشحالم که فکر میکنم
اون لذتهای دنیوی دیگه باعث مزاحمتم نخواهند شد
به عشق ابدیم به تو قسم میخورم …
ازین لحظه به بعد
ملت ما
تنها کشوری که میشناسم
خواهد بود
ا(هاوارد:) همچنان که جنون جهان بر ما نازل میشد،
من و هلگای عزیزم
برای تعهد به "سوگند تا پای جان"مان به تنها ملتی که
برای ما معنا داشت،،،،نفس کشیدیم
این سوگند
Reich der Zwei نامیده میشد
ملت ما دو نفر
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
هایل هیتلر!
ا(هاوارد:) فقط یه ماه
بعد از برگشتن والدینم به آمریکا
سه سال قبل اینکه امریکا وارد جنگ بشه
وقتی که واسه اولین بار مادر خونده ی پری دریایی مو دیدم
ا(هاوارد:) اسم اونو(مذکر) "پری مهربونم" گذاشتم
چون هیچکس جز من باور نداره که اون وجود داره
ولی اون واقعا وجود داره
یا حداقل اینکه
تو عصر اون یکشنبه خیلی قبل توی برلین، وجود داشت
مردای خوشتیپی ان
اره فکر کنم.اوهوم
انگلیسی صحبت می کنی؟
بله
خدا رو شکر
داشتم دیوونه میشدم از بس گشتم تا یکیو پیدا کنم که باهاش حرف بزنم
ها ها
شما ببخشید
ببخشید از نظر شما ایرادی نداره که من بیام اونجا
،تا مجبور نشیم داد بزنیم؟
هر طور مایلین اوهوم
«هر طور مایلین»,هوم؟
این شبیه چیزیه که یه مرد انگلیسی میگه
شما انگلیسی هستین,آره؟
- هاها،نه,, آمریکایی ام
واقعا؟
فضولی نباشه کار و بارتون چیه؟
نویسنده م
شوخی میکنی؟
چه تصادفی!!!
من دقیقا اون روبرو نشسته بودم
گفتم کاشکی میتونستم بنویسم
چون داشتم یه خروار از یه داستانو تصور میکردم.
تو داستانم یه آمریکایی هست,خب؟
که خیلی وقته تو آلمان زندگی میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.