The first 200 lines.
گروه مترجمین بدون مرز تقدیم میکند ترجمه و زیرنویس KAMYABFREEMAN
کجاییم؟
زون بتا.
یه مشت دزد غذا افتادن دنبالمون قربان.
دستام بیحس شده.
تمرکز کن قربان، دارن نزدیک میشن.
اوکی، اسکن شصت صفر چارلی رو بده.
دارن مستقیم میان سمتمون، ردیابا رو شلیک کن.
باشه، برگردونش.
بذار یه کم تکونش بدیم.
کروزر ساعت پنج!
سم، حواست به عقبه!
بریم، ثابت نگهش دار.
الان!
چراغا چی شدن؟
ممکنه نشتی برق مرکزی باشه.
اینجوری بیدفاع میشیم، بدون حفاظ نیرو.
سمو سرزنش نکن، کمکم کن!
هنوز از دستش ندادیم، من برق کمکی رو وصل میکنم.
- سیم داری؟ - خودم سیمم!
یه کم بده به من.
- چقدر بیهوش بودم؟ - تو خونه، پسرت
از خودت بزرگتر شده.
امیدوارم از من بهتر شده باشه.
بالاتر، بالاتر.
موفق شدی قربان.
حداکثر قدرت روی بردار جلو بده،
و حفاظ نیرو رو چک کن.
حداکثر قدرت قربان.
ای خدا سم، اون سفینه مادره.
حفاظ نیرو رو چک کن.
تقویتش کن!
یک آلفا ۶۵.
یک آلفا ۶۰.
یک آلفا ۵۲، ۵۱.
فیوزیون بولتها رو فعال کن!
پنج ثانیه تا واکنش فیوزیونی!
شلیک کن!
شلیک!
شلیک!
کارت عالی بود قربان.
قربان، وقتی بیهوش بودید، دستورای جدیدی رسید.
خبر بدیه قربان، مسیرمون تغییر کرده.
- کجا؟ - زاربیا.
خیلی بامزه!
اونجا توی یه آزمایشگاه امنیت بالا
یه حادثه رخ داده.
فدراسیون مخصوصاً شما رو درخواست کرده.
همه مرخصیهامون لغو شده.
گفتن میرم خونه!
این یه دستوره قربان.
گفتن شما درک میکنید.
شاید سال دیگه قربان.
برای هایپر اسپیس آماده بشید قربان.
- هایپر اسپیس؟ - بله قربان.
زاربیا قربان.
برای پهلوگیری آماده بشید.
سِرچر هفت به زاربو پنج.
لطفاً پاسخ بدید.
پیام شما دریافت شد سرچر هفت، میبینیمتون.
مسیرتون رو حفظ کنید.
ایکساربیا، ما داریم صاف و مستقیم میریم جلو.
کجا باید بشینیم؟
کد ۶۵، رمز دو-پاپا رو وارد کنین.
ما شما رو هدایت میکنیم.
گوردون هاوزر، رئیس تحقیقات.
- مایک کلبی. - البته.
این دستیارم دکتر گلیزر هست.
باربارا درباره سنتز ژنتیکی بیشتر از هرکسی که زندهست میدونه.
خب، به نظر جالب میآد.
باید گفتنیه.
چیزای خوبی دربارهت شنیدم، فرمانده کلبی.
- مایک. - خیلی خوشحالم که اینجا...
در بازداشتگاه دلپذیر شما هستم.
- بیایید شروع کنیم. - خوبه.
دنبال من بیاید، میخوام بهتون نشون بدم.
این یه مرکز تحقیقاتی امنیتی سطح A هست.
در واقع، این رویای یک دانشمنده،
ما بهترین امکانات رو اینجا داریم.
- به جز املاک. - خب، اینجا رو برای دو دلیل گذاشتن ما
اول به خاطر اینکه داریم روی باکتری کار میکنیم
که منحصر به این سیاره است،
و دوم اینکه میتونیم اینجا در انزوا خطرات آزمایشی
رو امتحان کنیم که انجامش تو خونه غیرممکنه.
چه نوع تحقیقی اینجا انجام میدین؟
مهندسی ژنتیک، باکتریها.
هدف ما اینه که یه منبع غذایی کاملاً جدید و خیلی محصولزا ایجاد کنیم،
و باید بگم که این کار رو انجام دادیم.
آها، حالا در مورد حادثه بگو.
- معذرت میخوام! - معذرت میخوام!
تریسی، میتونی لطفاً جیمی رو پیدا کنی
و بگی بیاد به آزمایشگاه؟
حتماً.
ببخشید.
اشکالی نداره.
تو صورت جدیدی اینجا هستی.
ما معمولاً صورتهای جدید نمیبینیم.
درسته.
اینجا.
خب، چشمات رو ببند.
- این چیه؟ - این هر چیزی که زنده است رو
از روی بدنت میکشه.
همیشه تمیزش نگه دار، این قانونشه.
هیچ چیز کثیفی وارد نمیشه، هیچ چیز کثیفی بیرون نمیاد.
مگه خطر سرطان نداره؟
حواست رو جمع کن.
به باغ عدن خوش اومدی.
ما اینجا خدا بازی میکنیم.
ما زندگی خلق میکنیم.
تنها مشکل اینه که بعضی وقتها،
بعضی از موجوداتی که میسازیم
رفتار نمیکنن.
مایک کولبی، کَل تیمبرگِن، رئیس بخش باکتریشناسی.
خوشبختم.
فکر کردیم کثیفی رو بذاریم تا شما برسید.
شنیدیم که شما کثیفی رو دوست دارید.
هیچ علامتی از روانپریشی ایزوله در کارکنان پیدا شد؟
نه، تو کارکنان ما نه.
نه کارکنان، کولبی، چیزی از کنترل خارج شده.
چی از کنترل خارج شد؟
- موضوع 20. - یه آزمایش؟
ترس من اینه که یه هیولای کوچیک ساختیم.
خودت ببین، اینجا توشه.
با موضوع 20 آشنا شو.
- کی گذاشتش تو انکوباتور؟ - خودش خودشو
تو انکوباتور گذاشت.
چیه؟
یه متامورف.
- چی؟ - یه جهش متامورفی
ه.
و مثل یه جهشیافته معمولی،
این هم از نظر ژنتیکی با والدینش تفاوت داره.
یه متامورف یه قدم جلوتر میره.
همچنان ساختار ژنتیکیشو تغییر میده،
جهش پیدا میکنه، دوباره و دوباره،
حتی زمانی که رشد میکنه و بالغ میشه.
این یه وحشی ژنتیکی ه، کاملاً غیرقابل پیشبینی.
بهتره که درش رو ببندی.
اون ماده لزج چیه؟
این یه پیله است.
- جالبه، نه؟ - آیا داخلش داره
شکل تغییر میده، مثل کرم؟
بله، داره به چیزی تبدیل میشه، حتماً.
خدا میدونه چی.
انتظار پروانه نداشته باش.
این موجود کوچولو اینقدر خسارت به بار آورد؟
اون موجود کوچولو، انرژی زیادی داره.
میزان متابولیکیش 50 برابر بیشتر از
هر موجود دیگهیه که شناخته شده.
پس باید از شرش خلاص بشیم.
اگه چند سیسی اسید هیدروسیانیک داخلش بریزیم،
اگه چند سیسی اسید هیدروسیانیک بریزیم توش، یه متامورف مرده داریم و من میتونم برم خونه.
فکر نمیکنم متوجه بشی، کلبی.
کاملاً متوجهام، دکتر.
تو داری خارج از چارچوب خودت کار میکنی.
تحقیقات علمی اغلب ما رو میبره
تو مناطقی که نقشهاش رو نداریم.
من در مورد سرزمین حرف نمیزنم دکتر،
من در مورد موجودات کوچیک عجیب غریبی حرف میزنم که میکشند.
من یه شعار دارم.
اگه حرکت کرد، و یکی از ما نبود، بزنش.
عالیه، دقیقاً همینی که لازم داریم.
من شوخی نمیکنم دکتر.
من میدونم کی باید بازی کنم،
و میدونم کی باید بیرون بیام.
اون موجود دردسر میشه، بویشم میکنم.
خاتمه دادن، راهحل نیست.
درسته، فرمانده.
فرصت بده تا همهچیز رو توضیح بدیم.
یه شب صبر کن.
چطور تو اینقدر قانعکنندهتر از اون هستی؟
من ایدههای فوقالعادهای دارم.
بیا اینو سر شام بحث کنیم؟
گرسنهای؟
آره، دارم میشم.
جیمی، الان تمیزش کن.
- باشه، مشکلی نیست. - تریسی،
- چرا نمیای پیش ما؟ - حتماً.
اگه اون ترسوی کوچولو هر کاری کرد،
به من زنگ بزن.
باشه.
- امنیت. - ارل، جیم هستم،
توی آزمایشگاه.
- هاوزر هنوز رسید؟ - هنوز نه.
وقتی رسید،
میتونی بهش بگی به من زنگ بزنه؟
بگو بچهش بیدار شده.
باشه.
ژنیتیک.
جیمز، این هاوزره.
دکتر، این موجود داره حرکت میکنه.
رفتارش عجیبه.
آیا مثل اینه که داره نفس نفس میزنه؟
- آره. - خب، این کاملاً طبیعیه،
نگران نباش.
یکی از ما
میاد پایین.
باشه.
- مرسی دکتر. - خواهش میکنم.
تریسی، برو پایین به ژنیتیک
No comments yet. Be the first to leave one.