The first 200 lines.
تقدیم به تمامی دوست داران فارسی زبانِ فیلم و سریال های کره
ترجمه از میوکوریـو تیم ••• Miokoryu Team •••
بخش اول انجام شد
نگران اینجا نباش. برو جلو و بخش دوم رو شروع کن
داره میاد سمتت
!ممکنه گیر بیفتی
به سگ تشنه باید آب داد
لیست رو بگیر و برو
دارم میگم چیزی نمونده که تو کشور غریب به روح بی نام و نشون تبدیل بشی
کار دیگهای ازم بر میاد؟
!لطفا برو وگرنه خودت هم باید با این دنیا خداحافظی کنی
تو آدم خوبی هستی
...دلم میخواست داشته باشمت
آدمی خوب باشه یا شیطان باشه
در نهایت باید دار فانی رو وداع بگه
فقط راه و روشش متفاوته
این سرنوشت ما آدماست. باید بپذیریمش
!باید باهاش روبهرو بشیم
چرا من بیخودی فکر کردم که یکی اینجاست؟
حتما چون مضطرب بودم توهم زدم
به اِلِجی، ملکه تاریکیها
به ستارههای توی آسمون نگاه کن
ستارهها در تاریکی شب میدرخشن و آدما در همون تاریکی پنهان میشن
حتی شیطان هم در تاریکی شب متولد شد
دیگه به خیانت کردنت پایان بده
و مشت منو به عنوان توبه کارات بگیر؟
نه، امکان نداره
!دروغات قابل بخشش نیستن
چرا؟ برای چی اینکارو کردی؟
چاره دیگهای نداشتم
از شنیدن بهانههات خسته شدم
!بگو که حقیقت نداره
...آدم وقتی بالغ میشه
عشق براش مهمتر از دوستی میشه
...و وقتی که سنش بالا میره
دنبال خوشبختی بودن براش مهمتر از امنیت ملی میشه
فیلم بازی کردن کافیه
آه، در این دوره تاریخی غمانگیز کیست که به او سنگ پرت میکند؟
اسم رمز او مادام جانگ بود اما اسم واقعیش جانگ سوک جا هست
او نیز زمانی دختری معمولی با آرزوها و رویاهایش بود
ولی یکم پیرتر از سنش به نظر میرسه
بگذریم! همانطور که خانوادهاش به جنگ و مبارزه ،با اشغال ژاپنیها مشغول شدند
او نیز تحت تاثیر مشارکت در جنبش قرار گرفت
همین که به خودش اومد دید که مامور مخفی شده
برای کمک به حفظ استقلال کره
۱۳سال مامور مخفی بودن
او را از جوانی و داشتن یک زندگی معمولی عاشقانه محروم کرده بود
یک بار عاشق شد
،اما به خاطر عشقی که به کشورش داشت
اون عشق رو هم قربانی کرد
سوک جا زنی بود که خونی پر از اشتیاق سوزان در رگهایش جاری بود
سالها به دور از خانوادهاش مشغول انجام دادن ماموریتهای خطرناک بود
حتی ساختمانهای متعددی منفجر کرد و باز هم انفجارهای دیگری راه انداخت
جاسوسان را شکنجه میکرد. آیگو، بسیار دردناکه
آدم میکشت اما هر شب رو در تنهایی و سختی به سر میکرد
اما یک شب از اون شبها، گرگی تنها جلوی او پیداش شد
...آیگو
و درنهایت عاشق و دلباخته اون مرد از همه جا بیخبر شد که بهش میگفتن دامانِگی
من فقط به این عشق پرشور بله گفتم
دیگه نمیخوام سرگردون باشم
یا با چیزی تنهاییمو پر کنم
پس هنوزم کمی معصومیت برات باقی مونده
اما به خاطر عشقت مرتکب جرم شدی
!و به کشورت خیانت کردی
کدوم خیانت بابا؟ مگه کشورم شوهرمه؟
!معلومه که کشورت باید شوهرت باشه
این چیزی رو عوض نمیکنه
انقدر قبری که توش مرده نیست رو نکن
!کافیهههههه
انقدر از خودت دفاع نکن
گناه کثیفت رو بپذیر
و به زندگیت به عنوان مامور مخفی پایان بده
تو لایق این مجازات هستی
قورتش بده
بعدش در عرض ۵ ثانیه منفجر میشی، جانگ مادام
جانگ مادام درست نیست. اصلش مادام جانگه
که اینطور
خداحافظ، جانگ سوک جا
چرا انقدر دیر کرده؟
ترسیدم! چرا انقدر طولش دادی؟
نکنه... به خاطر مادام جانگ؟
...خدای بزرگ
پس حقیقت داشت
کی فکرشو میکرد که آدمی مثل اون اینطوری بشه
گل رز زیبا هم پر از خاره
لیست ماموران ژاپنی چیشد؟
اینجاست
...کرک و پرم ریخت
دیگه زمان خداحافظی با اینجا رسیده
آمادهای؟
اگه تو کنارم باشی، همیشه آمادهام
داچیـماوا لـی
ایم وون هی
گونگ هیو جین
پارک شی یون
هوانگ بورا
کیم بیونگ اوک
کیم سوهیون
آن گیل کانگ
و با حضور ریو سونگ بوم
عصر بخیر
امروز میخوایم در مورد
بودای طلایی صحبت کنیم
که حاوی اسامی ماموران مخفی کرهای هست
و آینده امپراطوری ژاپن رو تهدید میکنه
ماموران این لیست در سراسر دنیا کار کردن
تا بتونن برای دوره خودشون بودجه جمع کنن
به محض اینکه ما لیست رو دریافت کنیم
مبارزان آزادی و دولت موقت شانگهای
که فعالیتشون رو تا پایین منچوری گسترش دادن
ضربه سنگینی میخورن و مجبور به عقب نشینی میشن
ما گزارشهایی دریافت کردیم
...ولی شما چطوری قراره
مجسمه بودا رو به دست بیارن؟
خب... بله
قربان، چطوری قراره مجسمه رو به دست بیارید؟
اگه بهمون پول بدین ما در کوتاه ترین زمان ممکن میگیریمش
همچنین بانو میونگ وول رو هم دوست داریم
میگن اگه بهشون اطلاعات پایه و پول بدیم
تو کمترین زمان ممکن میتونن برامون مجسمه بودا رو بیارن
علاوه بر اون، بانو میونگ وول رو هم دوست دارن
خیلی خب
...من میتونم
اطلاعات ضروری که نیاز دارین رو بهتون بدم
ولی شما میدونید اون مجسمه کجاست؟
احیانا داره میگه پولو میده ولی نگرانه اینه که میدونیم اون مجسمه بودا کجاست یا نه؟
بله، درسته
پس بهش بگو که نگرانش نباشه
میگن که
...لازم نیست شما نگران
پیدا کردن مکان مجسمه باشید
محض رضای خدا چرا یکی به چینی ترجمه نمیکنه اینجا؟
من هیچی نمیفهمم بابا
فقط پولی که گفتم رو آماده کنید
بعدش بهتون میگم که مجسمه کجاست
،اما برای حفظ امنیت مجسمه و پولها
بیاین همو توی کنفرانس جهانی جاسوسان در سوئیس ملاقات کنیم
تبادل رو توی یه بانک مخفی انجام میدیم
قربان- بله؟-
قراره پول و مجسمه رو توی سوئیس مبادله کنیم
!برو ببین کیه
!خدایا
ببخشید قربان. ما همه تلاشمونو کردیم
!احمقای بی عرضه
پس یه نفر صحبتهامون رو شنیده
اونجاست
اونجا رفت- !اونجاست-
بیاین این طرف
ای گربه فضول با پنجههای تیز
چقدر بانمکی
قیمتت چنده؟ میخوام بخرمت
بدون تخفیف میخرمت
حرفات مثل بوی نفسات کثیف و حال بهم زنه
...حالا که تا اینجا اومدی
مشخصه که یه گربه فضول معمولی نیستی
...تو چرا
!ای خائن کثیف بی شرف
خائن اسم مامانمه
گوش پسرِ خانم خائن
،شاید امروز اینجا در مقابلت زانو بزنم
!اما میرم و به همه دربارهی اعمال زشتی که داشتی میگم
پس که اینطور
چاره دیگهای جز کشیدن زیپ اون لبای قشنگت برام نذاشتی
"مثل پروانهای که اطراف شعله پرواز میکنه"
"و یا "تابهای که روی آتیش قرار گرفته
معنیش این نیست که شرایط داره وخیمتر میشه؟
"مثل برگ در باد" بیشتر مناسب این موقعیت نیست؟
این نشون دهنده درماندگی ما میشه
برگها صدایی ندارن
اما همرزمهای ما
همواره برای ما فریاد میزنند
پس منطقی نیست
گوشهای خوبی داری
در حال حاضر تنها یه راه دیگه برامون مونده
باید وارد ماجراش کنیم
...منظورتون از اون شخص
بذارین کمکتون کنم مادر جان- باشه-
آیگو، خیلی ممنونم- قابلی نداشت-
آیگو، کمرم
!وای بر من
چیشده؟
چه اتفاقی براش افتاد؟
آیگو! پولم نیست
پولم چرا نیست؟
حالا چه خاکی به سرم کنم؟
همیشه اینطوری به بقیه خوش آمدگویی میکنی؟ !حرومزاده
پسش بده
!ای بابا
!بعدا تاوانش رو میدیا
داری صبر و تحمل منو امتحان میکنی؟
...یکی از ما دو نفر
قطعا صبر ایوب داریم
!اینو ببین
شرمنده داداش
ولی من صبر و حوصلهمو خیلی وقته انداختم تو جوب
این دیگه مشکل خودته
!داری رو اعصابم اسکی میری
پدرسگ پفیوز
انگار قصد کردی جونت رو وسط این قطار از دست بدی
...گویا تو هم جونت رو
No comments yet. Be the first to leave one.