The first 200 lines.
عاشق وقتهاييـَم که از آدمها به ... خاطر چيزي که پوشيدن تعريف ميکنن
بعد اونها يه طوري با اين تعريف برخورد . ميکنن انگاري در مورد خودشون بوده
." کرواتِ قشنگيـه" ". خب ، ممنون. خيلي ممنونـَم"
. داره از کروات تعريف ميکنه . با تو نيست . ولي ما ميپذيريمش
. و یه جورایی کار لباس هم همينه . که واسهي ما تعريف تمجيد جمع کنن
... چون خيلي سختـه که به خاطر
. ارزشهاي انساني از آدم تعريف بشه . درسته ؟ بياين حقيقت رو قبول کنيم
، فرقي نميکـه چقدر آدم نجيبي باشي : هيچ کس نمياد بگه
". ايول ، آدم خوب"
خيلي راحتتره که حرومزاده باشي و فقط . سعي کني رنگ لباسهات رو با هم ست کني
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
. واي ، اينو ببين
پسر اون روزهايي رو که اسباب بازيهايي ميساختن . که ميتونست بچهها رو بکشه از دست دادم
. چه باحال . اونو باش
. آره ، منـَم مثل تو روي همون قفل کردم
. اين يه "شوينگ حلزون خور"ـه . تازه مدل دخترونه هم هست
واي ، وقتي بچه بودم هميشه . دلـَم يکي از اينها ميخواست
نظر تو چيـه "جري" ؟
جري" ؟ نظرت چيـه ؟"
آره ، واسه وقتهايي که ميري . روزنامه پخش ميکني عاليـه
. عاشقش شدم . ميخرمش
ميتوني توي پايين آوردنش کمکـَم کني "جر" ؟ جري" ؟"
. فکر کنم دوستتون يکمي کمک لازم داره - ... تنها راهي که واقعاً ميشه بهش کمک کرد -
. اينه که بذاري روی پاهای خودش بایسته
. اوهوي
يه دختر کوچولو ؟ - . دکتر ميگه ديگه هر روزی ممکنه وقتش بشه -
. خب "کري" ، تو و "سوزان" دخترعمو هستين
پس دختر بچهي تو ميشه دخترعموي دوم "سوزان". درست ؟
خب اينطوري من کي بچه ميشم ؟ - . تو کسي نميشي -
. خب پس قانوناً من ميتونم با دختر تو ازدواج کنم
خب اسم بچه رو انتخاب کردين ؟
. خب ، به چندتا گزينه محدودش کرديم
. کيمبرلي" رو دوست داريم"
. واي پسر
تو از "کيمبرلي" خوشت نمياد ؟
ديگه چه گزينههايي دارين ؟ - جوان" چطوره ؟" -
. بيخيال ، دارم غذا ميخورمها - . "جرج" -
پاملا" ؟" - پاملا" ؟" -
. خيلي خب . خودم بهتون ميگم
. به نظر آدمهاي خوبي مياين . ميخوام بهتون کمک کنم
. "يه اسم زيبا ميخواين ؟ "سودا
چي ؟ - . "سودا" -
. "س و دال الف" . "سودا"
. نميدونم . يکمي عجيب غريب به نظر مياد
همهي اسمها بار اولي که . ميشنوين عجيب به نظر ميان
... "داري ميگي مردم اولين باري که "بلانش
به گوششون خورد عاشقش شدن ؟
آره ، ولي "سودا" ؟ - . آره ، دقيقاً -
. جواب ميده - . ميذاريمش توي ليست -
. من مشکلات رو حل ميکنم . کاريـه که هميشه ميکنم
. آره ، ببين چي شده اين کوچولو
. خوبـه
حسابي داري دخل اون بوقلمون رو میاری نه ؟
. آره . اشتهام زياده
. جري" . خردل نداري"
. توي دره - چي ؟ اين چيز زرد رنگـه ؟ -
. "نه ، گفتم خردل "جري" . "ديژان
. بازَم ميخوام ترتيبش رو بدم
. نه
. اينطوري بي کلاسـه . نه
وايستا . ميخواي همينطوري ولش کني اونجا ؟
. دويست پنجاه گرم بوقلمونـه - . نميتونم اونو بخورم -
. بدون "ديژان" که نميشه ساندويچ خورد
آره ، راست ميگي . جدّاً بايد بیشتر از . چیزهایی که تو دوست داري دم دست نگه دارم
. حس میکنم داری تیکه میندازی
با قرار مداری که داريم مشکلي داري ؟
کدوم قرار ؟
من اين حس رو داشتم که ... من ميتونم هر چي بخوام از
يخچال تو بردارم . تو هم هر چي . خواستي از مال من برداري
هر وقت چيزي اون تو داشتي . منو خبر کن خودم رو ميرسونم
. سلام - . سلام -
سلام . گردنت چي شده ؟
از وقتي که مجبور شدم اون دوچرخه ... رو تنهايي از ديوار بيارم پايين
. داره نابودَم ميکنه
، خب ، اگه باعث تسلي خاطرت ميشه . بايد بگم شماره دختره رو گرفتم
. فکر کنم بدجور دچار کشيدگي شده
. من شک دارم کشيدگي باشه . شايد ضرب ديدگي باشه
. شايد - پيچ خوردگي نيست ؟ -
ممکنه کاري کرده باشي پيچيده باشه ؟ - . نميدونم -
چرخيدگي چي ؟ گرفتگي چطور ؟
شايد فشردگي و تابخوردگي باهم باشه ؟ - ... ميدوني چيه ؟ چطوره -
شما خفه بشي ؟ - . خيلي خب -
. خدا جون ، اين داره منو ميکشه
هر کي ميتونست اين درد رو از من دور کنه . اون دوچرخه رو بهش ميدادم
حسابي داري درد ميکشي ، نه ؟ - . کريمر" ، فاجعهست" -
. خب ، مويرگهات منقبض شدن
. خيلي خب ، خم شو جلو . آروم باش
چي ؟ چي ؟ - . با طب "شياتسو" آشنا شو -
صبر کن ببينم . ميدوني داري چيکار ميکني ؟
... آره . يه بار يه حکيمي قدرت شفا دهندهي
. نقاط پرفشار طبيعي بدن رو بهم ياد داد
. بيرون "مرکز خريد جهاني" تيشرت ميفروشه
. طرف نابغهست
. خيلي خب . خيلي خب
. لذت از پس درد نمایان میشه
. لا تَرَجي
. واي خدا - . آره -
. واه ، اين باورنکردنيـه
. درد کلاً از بين رفته
چيزي که بيشتر جالبـه اينه که . رشته اصلي ايشون پزشک کودکانـه
. خيلي خب . کار من اينجا تموم شد
. واي "کريمر" دستت درد نکنه
. هر وقت خواستی ميتوني اون دوچرخه رو بفرستي بياد - چي ؟ -
اين چي داره ميگه ؟ - . نميدونم -
تو گفتي دوچرخه رو ميدي به . هر کسي که گردنت رو خوب کنه
واقعاً فکر ميکني دوچرخه رو بخواد ؟ - . آره -
. ولي ده ثانيه هم وقتش رو نگرفت
خب توي چهارماه اخير اين . بيشترين ميزان کاريـه که کرده
. فکر کنم واقعاً از "سودا" خوششون اومد - ديوونهاي تو ؟ -
. بدشون ميومد . فقط ميخواستن تو رو خوشحال کنن
. خيلي خب . خيلي خب . باور کن
. "اسم اون بچه ميشه "سودا - ... اينو ميتونم بگم -
که اسم بچه خودم رو . هيچ وقت "سودا" نميذارم
. نه ، نه ، نه . نه ، معلومه که نه
، واسه بچه خودمون يه اسم عالي دارم . يدونه از اون تازههاش
ميخواي بشنوي چيـه ؟ آمادگيش رو داري ؟
. آره
اين ديگه چيـه ؟ زبون اشارهست ؟ - . نه -
. هفت
هفت کاستانزا" . جدّي ميگي ؟"
. آره ، واسه پسر و دختر اسم قشنگيـه
. بخصوص واسه يه دختر . يا يه پسر - . من که اينطوري فکر نميکنم -
چيـه از اسم خوشت نيومد ؟ - . اين که اسم نيست . عدده -
. ميدونم . شمارهي پيرهن "ميکي منتل"ـه
... پس نه تنها اسمیـه که از هر جهت زیباست
. به علاوه یه اسطورهی زنده هم هست - . مضخرفـه . حالم بهم میخوره ازش -
. خب ، اسمش هميني میشه که گفتم - . نه از این خبرا نیست -
هيچ کدوم از بچههاي من ."هيچ وقت اسمشون نميشه "هفت
. خيلي خب . بيا خونسرد باشيم
. واسه من قاطي نکن
. هفت ؟ آره ، فکر کنم ميتونم بفهمم
. هفت . هفت دورهي مدرسه . هفت ضربه شلاق در روز
، تقريباً هفت تا زخم از هر شلاق . و در نهايت هفت سال واسه زندگي کردن
. حسابي داري به اون بچه لطف ميکني
. معلومـه که ميکنم
حريف ميطلبم که بتوني اسمي . بهتر از هفت پيدا کني
. خيلي خب . بذار ببينم
ليوان چطوره ؟
. "ليوان کاستانزا"
. این اسم هم جدیده
. کچاپ . اسمي زيبا براي يه دختر - آره . خوش ميگذره بهت ؟ -
. پنجاهتا از این اسمها اينجا توي کابينت دارم پیراشکی چطوره ؟
فلفل شيرين ؟ خيارشور ؟ سس ؟
قهوه آماده ؟ - . بس کن ديگه -
. "اين قضيه خيلي واسه من مهمّه "جري
. اين اسم رو خيلي وقت بود پيش خودم داشتم
. "واي يادم رفت زنگ بزنم "کريستي
اين همونيـه که توي فروشگاه باهاش آشنا شدي ؟
. آره .يه لباس خوشگل سياه سفيد با يقهي گرد داره
. مثل يه جور ابرقهرمان ميمونه
. بعد توي عتيقه فروشي باهاش آشنا شدي . من نميدونم چطوري اينکار رو ميکني
. نامزد نکردم
. پيدا کردم - چي رو پيدا کردي ؟ -
. "جواب رو "جري . مشکل يخچال حل شد
. مشکلي نيست . هر چي بخواي ميتوني برداري
. برميدارم . ولي حالا حساب و کتابش برقراره
. خيلي خب ، من هر چي خواستم برميدارم
: بعد مينويسم چي برداشتم
. يدونه کيک
. بعد ميندازمش توي تُنگ
. بفرما . بسيار ساده
. يه اختراع در جهت سوءاستفاده از ديگران - . نه ، در جهت سوءاستفاده نه -
... چون توي آخر هفته تو جمع ميزني
. و من هم صورتحسابشون رو ميدم - . خيلي خب -
. ببين ، من بايد برم يه سري پيغام رو برسونم
، وقتي "الين" با اون دوچرخه پيداش شد . برام نگهش دار
.کريمر" ، مطمئن نيستم اون دوچرخه بهت برسه"
. چرا ميرسه . حرف زدیم قرار گذاشتیم
، اگه نتونيم به حرف هم استناد کنيم . همه چي از بين ميره
. آره ، آره ، اونو بزن به حساب من
. خب ، بفرما . غذاش فاجعهست
. ولي بهترين پيشخدمتهاي شهر رو داره
ميتونم کت شما رو بگيرم خانم ؟ - . بله ، ممنون -
همون لباس قبلي ؟ - . دقيقاً همون لباس قبلي -
چند روز بين دوتا ملاقات فاصله بود ؟ - . سه روز -
سه روز . خب ، شايد توي انتهاي . يه دوره بشور بپوش ديديش
يعني ، روز بعد از اينکه تو رو . ديده لباسهاش رو شسته
. همه چي تميز شده . دوباره از اول شروع کرده
ممکنـه . ولي اونطوري نبايد با اون لباس فقط توي آخر دوره بيرون بياد ؟
. شايد چرخشي کار کرده جاش رو آورده اوِّل
. چرا ؟ اين اولين قرار ماست به همین زودی داره فیلم تکراری پخش میکنه ؟
. خيلي عجيبـه - . صد در صد -
. میدونی "انشتين" يه لباس ثابت رو هر روز ميپوشيد
، خب ، اگه دختره هستهي اتم بشکافه . ميذارم هر کاري دلش خواست بکنه
. خيلي خب . من ميرم سمت خونه - ... سوزان" نظرش رو در مورد" -
اون اسم عوض کرد ؟ - . نه هنوز ، ولي کم کم داره ضعيف ميشه -
... فقط واسه اينکه زندگي خودت نابود شده
. زندگي يه کس ديگه رو هم نابود نکن
. "بحث "ميکي منتل"ـه "جري . بُتِ من
ميکي" چطوره ؟" - ميکي" ؟" -
... "ميکي"
اين نصفه قوطي سودا توي يخچال واسه توئه ؟ - . نه ، براي توئه -
. مال من خورده شد
چي ؟ - . آره -
. نصف قوطياي که خوردم رو زدم به حساب
چيـه ؟ از چي شکايت داري ؟ - . آدم که نميتونه يه نصفـه قوطي سودا بخره -
خب ، چرا نميتونه ؟ - . نميخوام وارد بحثهاي فيزيکيش بشم -
ولي اون صدايي که يه قوطي وقتي بازش ميکني ميده رو ميشناسي ؟
. آره - ... اون صدا ، صداي -
. خريدن کل قوطيـه
No comments yet. Be the first to leave one.