The first 200 lines.
UP Company Present كاري از پوريا صحرانورد Pouria75
شگفت انگيزه. چند وقته داره اينجوري جيغ ميزنه?
تقريبا سه ساعته!
بدون اينكه نفس بگيره؟ باور نكردنيه.
- فكر ميكني ركورد جهاني زده؟ - اوه، حتما
متعجبم از اينكه يه اشتباه تو فيزيك رخ داده.
- اون يه سگه؟ - به طور كلي, بله.
شما نمي تونيد يه سگو تو آزمايشگاه بياريد.
مشكلي نيست ، اون مدرك عمليات نجات پزشكي رو داره.
- شما اينو تو فوتوشاپ درست كردين, اين طور نيست؟ - نه.
اون اينكارو كرده.
لطفا نندازينش بيرون, دكتر. اسكوبي بهترين دوست شگيه.
تا زماني كه خراب كاري نكنه...
...يا چيزيو بشكنه. - باشه, باشه, باشه. ممنون, دكتر.
ميتوني به شگي كمك كنيد, دكتر؟
هي! تمومش كن!
- چرا وقت ما اينو تست كرديم جواب نداد؟ - اه, مردم به دكترا گوش ميدن.
حالا, بهم بگين چه اتفاقي افتاد.
فقط يه بعد از ظهر معمولي بود.
داشتيم در مورد يك عمارت قديمي كه توسط افسران نيروي دريايي فانتوم شبح زده شده بود تحقيق ميكرديم.
من و ولما و دافني طبقه ي بالا ميريم .
شگي, تو و اسكوبي انبارو چك كنيد.
يا خود خدا!
مثله, چرا ما بايد...؟ عاليه.
هم ديگرو دوباره اينجا ميبينيم.
شبح ها سبك تر از هوا هستن, درسته, اسكوب؟
بنابر اين اونا اين پايين نميان. اونا دوست دارن برن تو اتاق زير شيرووني, درسته؟
درسته. مثله بادكنك؟
شگي, بادكنكا از شبح پر شدن؟
اوه, پسر. من هيچ نظري ندارم.
بكشينشون!
اسكوب؟
هان؟
يه لحظه صبر كن.
اونا بلير و كالهون هستن.
هي, شما ها صدايي شنيديد؟
وقتي ما همرو بترسونيم, بعدش ميتونيم اين خونه رو در با هيچي بخريم.
به هر حال, اين نقشمون بود.
و ما اگر شما نميومدين از اينجا نمي رفتيم, اگر اون براي ...
ميوتنيد يه لحظه اونو ساكت كنيد؟ دارم سعي ميكنم اعتراف كنم.
بنابراين اين يك بعد از ظهر معمولي بود, نبود؟
- بله. - حتما.
- خيلي هم زياد. - درسته.
خوب, بزارين چند تا عكس ايكس ري بگيرم.
هممم.
به نظر ميرسه شگي از اختلال هيپرتروفي شديد رنج ميبره.
ببخشيد, ايني كه الان گفتي انگليسي بود؟
اين يك فرم نادر هست واكنش بيش از حد به محرك هاي ترس.
كمتر از يك در ده ميليون دچار ميشن.
مثله, واو, من استثنايي هستم. ها, ها.
به اين معني هست كه شما بايد از هر چيزي ترسناكي حتي از دور دست برداريد.
پس نه شكار روح, نه دستگيري مجرم, و نه حل كردن موضوعات مرموز.
- ديگه هيچ موضوعي. - هيچي.
شگي, به عنوان دكتر, من تورو از سوار شدن به ماشين رمز و راز منع ميكنم.
ولي اين به معني اخر خط گروه اسكوبي دو هست.
پس اينجا كافي تريا هست يا چيز ديگه اي؟
غذا هاي كافي تريا خيلي, خيلي, خيلي خوشمزس
اين خيلي خسته كنندس.
ما قراره چيكار كنيم اگر قرار نيست چيزاي مرموز حل كنيم؟
هي, جو لرزون, تو اوقات فراغتت چيكار ميكني؟
مممن بافتني ميبافم.
- اين يه شال گردنه. - همم.
هي, اينجا يه چيزي هست كه ميتونيم انجام بديم. يه نمايش صنايع دستي تو پارك مك كيمسون هست.
تو ديوونه شدي؟ شما ميدونيد من از كاراي كاغذي وحشت دارم.
- خوب, ميتونيم بريم بولينگ. - به هيچ وجه.
تو هيچ نظري در مورد تعداد نفراتي كه هرسال توسط توپهاي بولينگ كشته ميشن داري؟
من حدس ميزنم تقريبا...هيچي.
اسكوبي-دوبي-دوو!
من بايد از هرچيزي كه منو ميترسونه دوري كنم به دليل غنيمت بامزه اختلال جهاني من.
شگي, شگي, شگي!
ام, جو, اسكوبي دو چي خورد؟
يه چيزي مثل قهوه.
يا خود خدا, من متعجبم چجوري امكان داري چنين اتفاقي بيفته.
هي, همه... اخ!
فرد, فرد, فرد!
مشكل چيه, فرد؟
من از علوم رد شدم.
آقاي فليسچر از پروژه ي من خوشش نيومد.
چي؟ اين هر سه قوانين حركت نيوتون رو نشون ميده.
فرد, شايد نبايد همه ي پروژه هاي علمي مثل يك تله باشه.
اسكوبي-دوو. اسكوبي-دوو!
اگر من يك پروژه ي فوق العاده انجام ندم, فارغ التحصيل نميشم.
شما ها نظري داريد؟
مثله, اثر ضد جاذبه كافئين چطوره؟
اسكوبي-دوبي-دوبي-دوبي
ميدونم.عمو تد من تو يك آبگرم تفريحگاه تو لا سرنا سرمايه گذاري كرده.
اينهاش بروشورش(تبليغش)و
قشنگه.
و يه حفاري براي كشف دايناسور نزديكياشه.
عمو تد ميتونه يه اتاق تو آبگرم واسمون بگيره. و ميتوني تو حفاري داوطلب بشي.
بهترين نقطه مثبتش، شگي هم ميتونه بياد.
آرامش كامل بدون هيچ ترس. ببينيد.
لاسرنا, كمترين شبح زدگي در آمريكا.ها, ها. مثله, واو.
رسما توسط تاييديه دفتر نيروهاي فراطبيعي.
ما بايد بريم.
يالا, شگي, مثله زماناي گذشته ميمونه, فقط بدون جيغ زدن.
باشه, نميدونم, فرد.
اينجا ميگه لا سرنا سه تا رستوران مختلف هرچي ميتوني بخور داره.
- مثله, كي راه مي افتيم؟ - باشه.
شما به زودي به مقصد خواهيد رسيد.
من فكر مي كردم جي پي اس رو قطع كردي,فرد.
راه طولاني بود و من به جهت يابي احتياج داشتم.
تا اينجا شده پنج تا مرغ فلفلي...
...يه كوچه ي بولينگ همه شبه و يه گودال شهاب.
و سالن خالكوبي رو يادت نره، درسته؟
مثله,من هيچ وقت سالن خالكوبي رو يادم نميره.
وقتي خم ميشم, مثله جويدن آدامسه. ها, ها.
دكتر شگي رو از سوار شدن به اين ماشين منع نكرد؟
اون گفت سوار ماشين رمز و راز نشو.
- براي همين من دوباره نوشتم. - ماشين خردل؟
اميد وارم از جاده لذت برده باشيد...
...براي اينكه فكر نميكنم بتونم بوي اسكوبي دو رو از صندلي هاي ماشين دور كنم.
درسته, من گفتم...
من فكر كنم.مثله,از اينجا خوشم اومده
آها! ها, ها.
اگر اونا فرنك، دني، ورونيكا، سلپي نباشن.
- نه نيستن. - و شما بايد اسكوبي دو باشيد.
من خيلي در مورد شما شنيدم.
هان؟
شما مطمئنيد اون دن بزرگه؟
اون بيشتر شبيه سگ وحشي ميمونه.
من يه سگم.
خوشم اومد ازت, اسكبي.
بياين,بياين.من خيلي خوشحالم شما اينجاييد.
اينجا خيلي جاي خوبيه شما اينجا زندگي ميكنيد، آقاي هابلي؟.
اه, لازم نيست انقدر رسمي صحبت كني, سپنكي. منو آقاي هابلي صدا كن.
- ار,ام,اه,شگ...سپنك...شگي... - بله, ما اينجا رو از هفته بعد باز ميكنيم.
من اينجارو بزرگترش ميكنم, ولي من نميتونم مردمو مجبور كنم زميناشونو بفروشن.
اه, اين خيلي بده.
آره, ولي شما ها ميخواين چيكار كنيد, لباس روح بپوشين و مردمو بترسونين؟
اه...اوه,نه.
اه. هنوز در هماهنگي كاملي درسته اسكوب؟
آره,ها,ها. هماهنگي كامل.
مثله, شما چيزي اين دورو ور براي خوردن داريد,آقاي هابلي؟
ببخشيد,سگي. يه مهموني باربيكيو شب تو ميدون شهر هست.
نزديك منطقه حفاريه.ما ميتونيم شاممونو اونجا صرف كنيم, بعد حفاري رو بررسي كنيم.
باشه, فقط دير بر نگردين.
من دارم كولوچه درست ميكنم. ممممم!
اوه, پسر.
شما ها برين بدون ما حفاري كنيد. من چند لحظه احتياج داريم...
كم خوري .
يا منفجر شدن.
كي ميخوايم ياد بگيريم زياد نخوريم, اسكوبي دو؟
ما حتي اون آهنگ رو هم ساختيم.
نخور, نخور, نخور
وقتي دكمهات باز شدن
ولي ما از خوردن دست برنداشتيم
نه, نكرديم.
من قسم ميخورم, اسكوبي دو, من ديگه دوباره غذا نخواهم خورد.
هيچ وقت.
من نميدونستم حفاري اينقدر دور باشه.
ما اين بيرونيم به اندازه ي, مثله, چند دقيقه.
- من گشنمه. - خوب شد ما يه بيسكويت براي بعدا نگه داشتيم.
- ميخواي نصفش كنيم, پسر؟ - آره, آره, آره.
اوه-اوه. ما يه فراري داريم , اسكوب.
اوف!
اون بيسكويت رو بگير, سكوبي -دو.
دايناسورها!
شگي, شگي, نگاه كن. يه دايناسور.
آفتاب پرست؟ تو يه آفتاب پرست ديدي؟
- نه, دايناسور. - دايناسور؟ ها, ها.
اين دايناسور تو هست؟, اسكوبي دو؟
- اوه-اوه. بزرگتر. - بزرگ تر؟
- بزرگتر. - بزرگتر؟
بزرگتر.
اوه, نه, كوچيك تر. داشتم شوخي ميكردم. ها, ها.
شوخي؟ اصلا بامزه نبود, اسكوب.
اصلا بامزه نبود.
ممنون كه اجازه ي بازديد از حفاري رو داديد, پروفسور اسوانكمجر.
از من تشكر نكنيد. خوشحالم كه براي كمك آمديد.
اين روزا بچه هاي زيادي علوم نميخونن.
اونا همه ميخوان طراح بازي بشن. مثلا همين ويزي كه ميبينيد.
چي؟ فقط براي اينكه من دوتا كلاس انيميشن سازي رفتم معني نميده كه...
اوه, فقط داشتم شوخي ميكردم. وينزور بهترين دانش آموز منه.
مطمئنا هست.
من نميتونم كمك كنم ولي متوجه شدم شما دارين رو دومين استخون سمت چپ متاكارپ كارميكنيد...
...از يه ديلوفوساروس جوان.
من فكر كنم شما خودتون فهميديد اين سومين استخون سمت راست متاكارپ هست.
من فكر ميكنم نيست. اين سطح پشتي هست
چه احمقي بودم.
چگونه ميتونم نديده باشم كساني رو كه عينك شيار دارد تاندون دارن
واضح بگم, مال من بهترين عينك هست.
اه, يا خدا. اينو از مغازه ي اسپك ارشد گرفتي؟
دركل.
يكي مثل همين در علامه عينك فروشي داره ولي با شماره دو.
علامه عينك فروشي غارت گر بود.
به بدي مغازه فوكس بوكس نبود.
دربارش بهم بگو.
به نظر ميرسه براي يه مدت وينزور رو از دست دادم.
كاري نكنيد در مورد عنيك حرف بزنه.
پس, فرد, شايد تو بتوني رو اين متاكارپ كار كني.
بچه ها, اينجا خيلي باحاله.
ببينيد اسكوب چه استخوني پيدا كرده.
درسته. تكون نخور.
استخون رو بزار زمين و آروم برو عقب.
استخون ران ماسوسپانديلوس.
اين ميتونه يه تحقيق جديد باشه.
وينزور. ماسوسپانديلوس.
- كاريناتوس? - احتمالا هريسي هست.
بزن قدش.
No comments yet. Be the first to leave one.