The first 200 lines.
دمیدن در باد
قسمت سیزدهم
طناب رو میفرستی اینور
بعدش اینجا
اینجوری اوکی؟
...وایسا
چجوری میره؟
فردا وقت داری؟
خوبه؟
سیر سیر شدم
بعدا میخورمش
یکم وقت بده
یه چیزی برات پیدا میکنم
اینا
همه عکس هایین
که توی کوه نوردی 5 سال پیش گرفتم
از عکس گرفتن خوشم نمیاد
چون دوربین ها سنگین هستن
ولی
یادمه دوست داشتی
همه منظره های توی کوه رو
داشته باشی
تا باهاشون خاطره ها برات زنده شن
پس چندتا عکس برات گرفتم
چرا خودت توشون نیستی؟
وقتی تنها بودم کی ازم میگرفت؟
نمیدونم
...میخوای
نمیخوای
کجاست؟
چیمبورازوئه
یه اتش فشان غیرفعاله
دهنه زیاد داره
ارتفاعش تقریبا 6310 متره
بالاشم یخچال طبیعی داره
بیشترین فاصله رو تا مرکز زمین داره
بهترین جاییه که ادم ها
میتونن برن
یه زوج میخواستن
ستاره هارو اونجا ببینن
موهاشون سفید شده بود
ولی
میشد حس کرد
چه قدر خوشحال و
دوست داشتنی هستن
الو؟
چرا اینقدر زود اومدی؟
سوار اینا شدن جالبه
باهم سوار شیم
بیا
چیه؟
نمیتونی؟
ولی
با رانندگی فرقی نداره
رانندگیه
چهار چرخ راحت تره
دوچرخه نروندم
اونو ببین
چه باد خنکیه
خسته ای؟
به چی فکر میکنی؟
خسته ای؟
دوچرخه سواری خسته کننده است
تو رو هم اوردم
بدتر شد
پیش خدمت
هرچی میخوای بگو
رستوران یه پکیج جدید
برای زوج ها اضافه کرده
قیمت مناسبی هم داره
میخواینش؟
کافی مون نیست
این یکی
...این یکی
یکم زیاده فکر کنم
اره راست میگی
پکیج خانواده 4 نفره است
همین رو میخواین؟
اره
میخوریمش
ببخشید اسباب بازیتون
حتما برای این قسمته
میدونم
بذار نشونت بدم
رنگ چراغ ها عوض شد
میدونم
ماهی ها نگات میکنن
واقعا نگات میکنن
دیدم
دیدم
گوشیم کو؟
دیدم
گفتم دست نزن چرا گوش نمیدی؟
خواستم کمکت کنم
برعکس کن
بچرخونش
نمیخوام
...این یکم
نمیخواد
وقت
نمیخواد
غذا اومد بخوریم
زود باش بیا بخوریم
غذا اماده شد
بخور بخور بخور فقط خوردن برات مهمه
تقسیم کنیم
چرا شکلات اوردی؟
اخرین بار فهمیدم
شکلات سفید دوست داری
پس همیشه باهام میارم
ولی
یکم اب شدن
دوست دارم هنوز
ببین
چه خوشگله
موندم
چرا اینقدر عاشق کوه نوردی هستی؟
میدونی لقب بچگیم چیه؟
لقبت؟
پان پان
پان پان
یعنی بالا رفتن از کوه
مادرم این اسم رو روم گذاشت
پس
اسمم میگه
کوه نوردی
سرنوشت منه
برای مادرم
میخوام کوه نوردی کنم
نمیگی چرا؟
بخوای بگی
میگی
فکر کنم
وقت زیاد داریم تا
ازش بگیم
چه خوشگل
اره
به نظرت
غروب کوه ونو
این شکلیه؟
ونو؟
قشنگ ترین لحظه
کوه ونو غروبه
اون موقع
اسمون ابی روشن میشه
بعد اروم اروم
بنفش تیره میشه
یکمم صورتی و
نارنجی میشه
کوه رو برف پوشونده
و حس میکنی توی اسمونی
اون لحظه
حس میکنی
چه قدر کوچیکی
فان لین اینجا نیست؟
چرا باید اینجا باشه؟
خجالت نکش
حس کردم رابطه تون خوب شده این مدت
بریم سرکارمون
گوپرو چی شد؟
هیچی
دوستم که فعلا نمیتونه بیاد
و هیچ کاری نمیشه کرد
در مورد مسابقه طراحی
پرفسور یانگ
طفره رفت
منو یاد
یکی دیگه انداخت
کی؟
رئیس شینگ
وقتی توی کلاب بودم
باهاش صمیمی بودم
به رئیس یانگ نزدیکه
برای اسنویت
زیاد میدیدم
که با شی دی و فان یانگ هستن
چیز عجیب اینه که
رابطه شون زود شکر اب شد
و دیگه هیچ وقت باهم حرف نزدن
انگار هم دیگه رو نمیشناسن
برای مسابقه هردوشون با
شی دی و فان یانگ تماس داشتن
یعنی ممکنه
اتفاق بین شون
به شی دی و فان یانگ ربطه داشته باشه؟
شاید
ته توش رو درمبارم
یکم بخور
تا از سر قرار اومدی
همش داری مینویسی
نامه عاشقانه است
نه
منکر میشی؟
با شخصیت رمان هایی
که بچگیم میخوندم
فرقی نداری
حدس هم نمیخواد
اشتباه میکنی
دارم یه البوم از
همه عکس های شی دی از زمانی که اومده
No comments yet. Be the first to leave one.