The first 200 lines.
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
این خونه کوتایاره
'این پروناژی رناسینگامه
"تو دوران حکومت مارودو پاندی،
"... مربیه مهارت های نظامی بود"
پس اونا مقام جنگسالار رو به دست آوردند
"سنت و فرهنگ به سبک زندگی اونا وصل شده بود
سیر کردن مردم بهترین شکل خیریه ست
"حداقل به 50 نفر روزانه سیر می شدند"
"اون همانند یه روح شریفه"
ولی اون خیلی واسشون ناراحت بود
'میدونی چرا؟'
بانوپریا ویجی چاندراسکار
اون قصد داشت یه عروس برای خودش برای سومین بار دست و پا کنه
درود
داماد وایسا
خواهرم تازه بالا آورد، حامله ست
باید رودل کرده باشه، میگم
اون حامله ست حتی دکترم تایید کرده
ا... من خیلی متاسفم
طالع بین گفته بود که همسر من نمیتونه باردار شه
... ثابت شده که اشتباه کرده
میشه این وصلت رو تا نه ماه نگهش داریم؟
اگه یه دختر یه دنیا بیاد،واسه اطمینان به اینجا میام
"زن اول واناوان مدویه"
"اونا 4 تا دختر داشتن"
چقد ناراحت کننده س که پسر ندارم
طبق حرف طالع بین مون، من بچه ای نخواهم داشت
یا دیگه نمیتوانم آرزو تو برآورده کنم؟
یه فکر زودگذر از ذهنم گذشت
باید... دوباره ازدواج کنم؟
حالا عروس رو زیر سر گذاشتین؟
نه... فقط... فقط یه فکری از ذهنم گذشت
به جای اینکه یه غریبه یهویی بشه رقیبم ...
من ترجیح میدم که خواهرم سر تو باهام مبارزه کنه
اون خواهرش واناوان مدوی رو مجبور کرد که با شوهرش تو شکوه و تجمل ازدواج کنه
'اما نقشه خدا به مراتب بالاتر از سه گره ای بود که پروناژی بسته بود
دختر بزرگ مانگاما
"... عاشق همکلاسیش شدو آخرشم حامله شد!"
گردن ما نندازین که تیکه تیکه تون می کنیم
پسره از یه خانواده شایسته است
بذار دخترمون باهاش ازدواج کنه
"مادر هر دفعه تو وضع حمل کمکش می کرد و دختر تو ماه هفتم بود
ما هم که اسباب خنده روستایی ها شده بودیم
اونا می گند: دوتاشونم هرزه ان و بچه شونم همینطور میشه
"قراردادها واسه پانجاوان مادوی شروع شده "
سعی کن درد رو تحمل کنی
فکر کنم صاحبخونه مون یه پدره
3 یعنی دختر 5 یعنی پسر
یه دختر دیگه، آره؟
دلم به حال این زنای بیچاره می سوزه
گوش کن، عزیزم
تو دوباره ازدواج می کنی، حتی اگه اهالی روستا ما رو مسخره نکنه
... تو قوانین ما
دختر ما هرلحظه ممکنه زایمان کنه،گوش کن لطفا
کل چیزی که میخوای یه پسره
خدا قطعا خواسته تو عملی میکنه
دختر بچه هارو دوست نداری، پدر؟
بیا عزیزم، بچه عزیزم
پیشم بشین
چرا باید اسمتونو رو رانی میذاشتم اگه دوستون نداشتم دخترا؟
این مانگاما رانیه
ویلوناچیار رانی
سمیوکتا رانی
جاهانسی رانی
اینم یه ورژن جدید
پادماواتی رانی
بر اساس اسم هاتون باید مثل یه ملکه بزرگ شین
و شما رو به یه زندگی سلطنتی هدایت می کنه توخونه ای که شما توش ازدواج میکنین
بعد از مرگم، مگهبه شاهزاده ای نیاز ندارید که از همه شما مراقبت کنه؟
"پیچیدگی این داستان اینه که"
"...دخترش مانگاما پسر زاییده"
- پدر - خدا حفظت کنه، فرزندم
همیشه یه پسر نمیخواستی؟
- بگیرش - بذار بغلش کنم
اون رو به عنوان پسر تو به دنیا آوردم پدر
همسرم و پدر و مادرش هم موافقت کردند
تو دقیقا مثل پدرت، قلب بزرگی داری
احساس خیلی خوبی دارم که اینو از تو می شنوم
بزارید 5000 نفر رو واسه به دنیا اومدنش سیرکنیم
خواسته تون عملی میشه
اسم این شاهزاده کوچولو رو باید چی بذاریم؟
سیواگامین سلوان
عزیزم، حرفات مثل غذای خدایان بهم جاودگانگی میده
بغلش کن
هنوز... چطور میتوام با نوه م مثل پسرم برخورد کنم؟
واقعا خوشحال میششدم، اگه پسرم از گوشت و خون خودم بود
به یه فرار درست حسابی فکر کردی؟!
من یه بچه شیر میخوام
"این سخت ترین بخششه"
اون سیواگامین سلوان واقعا بچه شماست
"منگاما عمه مه"
مردی اینجا هست که موز رو از شاخه ها بچینه؟
عزیزم!
خبرای خوب همسرت بارداره
اما به من گفتن که اون نمیتونه باردار بشه؟
" به صفحه مانیتور نگاه کن قراره که یه پسر به دنیا بیاد !"
"خدا بزرگه"
قربان، تو همه معابد سه بار در روز
... ما برای شما دعا می کنیم که ما رو با یه پسر سعادتمند کنید
امروز یه روز بسیار فرخنده ست
روزیه که الهه موروگا شیاطین رو نابود کرده
"در آخر فرزند پنجم او از همسر اولش متولد شد
خواهر به عنوان ماما عمل کرد و بچه رو به دنیا آورد
پسر کوچیک من یه بچه شیره که می خواستم
"شیر جوان" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
"من همونقدر که خوشحال هستم، همون قدرم ترسیدم!"
چرا؟
5 خواهر زن و 5 تا بردار زن
با خودم فکر میکنم چند تا بچه می تونن داشته باشن؟
چند تا از دختراشون اصرار می کنندکه با یه دونه پسرم ازدواج کنند؟
عمو، داماد، برادر، پسر یا نوه
موندم که با چه مشکلاتی تو زندگی مواجه میشه؟
"تامیلیان به شجاعت و عزت نفس شون معروفن"
"... در میدان مبارزه امروز با گاو نر تو نداوازال
"مابه سرپرست جوان مون آقای کودیاراسو، که به این رخداد نظارت می کنه
"... از طرف کمیته برگزاری این جشنواره"
فقط یه دونه سلفی
واسه اطمینان برای گذاشتن تو فیسبوک
باشه، برادر
هی شما کی هستید؟ که با یکی از دخترامون لاس میزنین
تو شأن ما را حفظ میکنی و این مسابقه رو میبری
- گوناسینگام حتی نباید مقام سوم رو بیاره - این اتفاق نمیفته، داداش
پروناژی رناسینگام
ماه برج سنبل رو به عنوان ستاره تولد چیترادرنظر گرفته
واناوان مدوی
ماه برج ثور رو به عنوان ستاره تولد روهینی درنظر گرفته
پنجهان مولوی
ماه برج دلو رو به عنوان ستاره تولد پوراتادهی درنظر گرفته
سمبیان مدوی
ماه برج سرطان رو رو به عنوان ستاره تولد پونارپوسم درنظر گرفته
تاماری مانالا سندایور
ماليگای مانالا سندایور هنوز نرسیده؟
بعد من، تاماری مانالا سندایور قطعا حضور پیدا می کنه
این یزرگترین خواهرشوهره، منظورم، پدرم
توجه همه رو به خودش جلب کرده
مانگاما
از راننده بخواید حرکت کنه، داره دیرمون میشه
ویلونچیار
هنوز شروع نکردی؟
یه انعام دهنده تو اتوبوس کوچولو پیدا نمشه، درسته؟
- شما ادامه بدین -همین لحن رو بخونین!
'این دومین خواهر شوهره'
دو برادر با دوتا خواهر ازدواج کردن
اما دوتا برادر از تام و جری هم بدترن
سامیوختا
بدون در نظر گرفتن شرکت کنندگان برادر من برنده میشه
شما به اندازه کافی خودخواه هستید که برای برادرتون دعا کنید
پومپاژیل چیلاما
این سومین دختر خواهره
جانسی رانی
برادرم تو همه چی حضور داره
آدییامان ندونگیلی
من از شنیدن اینکه تو در ستایش اون میخوندی به فیض رسیدم
مادر من پادماواتی
ماه برج جدی رو به عنوان ستاره تولد تیروونام درنظر گرفته
این پنجمین خواهر مادربزرگمه و و دومین دختر همسرش
"اون تنها یه دختر داره"
من آندال پریادارشینی هستم
ماه برج جدی رو به عنوان ستاره تولد روهینی درنظر گرفته
سیواگامیان سلوان
عزیز من
اونو دیدی؟!
آیا این خوشبختی رو واسه همه مون حاشا کردن؟
به گاوا بیشتر از انسان ها احترام میذارن و خوشامد میگن
'گاوها انتظار شروع مسابقه ان'
"مطمئنم که داییم گوناسینگام امروز تو مسابقه برنده میشه"
دایی من امروز باید برنده مسابقه باشه
نام داییتون چیه؟
پروناژی گوناسینگام
ازخاندان شیوا
'مزرعه دار'
ماه تولد هاستام
ماه برج سنبل رو براش در نظر گرفته
'100 جفت گاو آماده برای مسابقه هستند'
آیا همه آماده این؟
"بذارین بشمارم "
مترجم : محمدرضا
سریع تر... باهاشون رقابت کن
دایی ما کجاست؟
اون اینجاست
دایی...
"گاوهای تامیل نادو قوی ان"
"بدون هیچ حس نگرانیه گاو سیوالی"
"گاوهای تامیل نادو قوی ان و بدون هیچ حس نگرانی گاو سیوالی"
"با قدرت و بدون ترس زور میزنه و با شاخ ضربه میزنه "
برادرای عزیزم رام و لاکشمن، بدویین
بجنبین.... سریع عمل کنین
دایی من پرچم و بدست آورده
بجنب... سریعتر!
سریع تر... عجله کن
سریع... ما برنده میشیم
برین کنار ..عزیزا امدن
دایی
"دایی من و کودیاراسو هم مدرسه ای بودند"
اونا از کلاس چهارم مثل سگ و گربه به جون هم می افتادن
'تامین کننده آینده ای روشن برای بسیاری از دانش آموزان ممتاز بودن
"آقای سوریا، ستاره فیلم و مشهور"
سلام و درود به همه شما
تبریک میگم داداش
No comments yet. Be the first to leave one.