The first 200 lines.
!هُل بديد، بچه ها! هُل بديد !محکم تر
!مرسنري» اومده» !مرسنري» اومده»
،سلام عرض شد !خانم ها
!«مامان «کوله !«مامان «کوله
!اي بابا !داريد چکار ميکُنيد؟
.مامان، اين کار رو نکُن
.نزنشون. لُنگ هاشون رو نگاه کُن .معلومه که از مراسمِ ختنه کُنان فرار کردن
زود باش! برو خانم بزرگ !خارجاتو» رو صدا کُن»
!«مامان «خارجاتو !«مامان «خارجاتو
چيه؟ - .مادرم باهاتون کار داره -
چي شده؟
.اين دخترها از «تطهير» فرار کردن - !واي خدايِ من -
چه خبر شده صبحِ به اين زودي دارن طبل ميزنن؟
.صبح بخير - .سلام عليکم -
.صبح بخير - .صبحِ شما هم بخير -
ما خودمون هم از صدايِ طبل .تعجب کرديم
.لابد دنبالِ يه چيزي هستن .انگار قضيه جديه
حتماً دارن دنبالِ .چند نفر ميگردن
.نه يکي دو نفر .بايد شش نفر باشن
.سلام خانم ها - .سلام بر شما -
سيره»، حاضري؟» - !آره، حاضرِ حاضرم -
،همسرِ اول .ما ديگه داريم ميريم
.اميدوارم سفرت بي خطر باشه - !آمين -
.اميدوارم سلامت برگردي - !آمين -
.خُب، بريم - .بريم -
!بلند شيد
مامان «کوله»، خواهش ميکُنم .ازمون حمايت کُنيد
.ما دوست نداريم ختنه بشيم
خواهر، اگه ازشون ... حمايت کُني
اونوقت ميگن .شما تحريکشون کردي
.مامان، دستشون رو پس نزن
نبايد دستِ کسي که به آدم .پناه آورده رو پس زد
خدا شاهده فردا کاري ميکُنم که همه بفهمن !نميتونن به اين بچه ها دست بزنن
فردا؟
پس ميخواي «مولاد» رو بر پا کُني؟
آمساتو»، بچه ها رو بِبَر» .لباس تنشون کُن
.دنبالم بياييد - .من هم ميرم سرِ چاه -
!«مرسنري»، «مرسنري»
.«سلام، «ساناتا
.«صبح بخير، «مرسنري
!سلام خانم ها
.بياييد جنس هام رو نگاه کُنيد !نمياييد؟
،«نميدوني «ساناتا !چه چيزهايِ خوشگلي آوردم
!«لباس هايِ قشنگ برايِ دخترهايِ «تطهير شده !تازه، نان هم آوردم
.«سلام، «مرسنري
!سلام «کوله»، صبحت بخير - !صبحِ شما هم بخير -
مرسنري»، 3 تا قرصِ نان» .واسم نگهدار
حتماً! از همين حالا، نان ها رو !تويِ شکمِ خودت بدون
!چه بويِ خوبي ميدي - !اي «مرسنريِ» شيطون -
به خدا چنان بلايِ جون هستي !که آتش به قلبِ آدم ميزني
،اهه! عجب خانم-بازي هستي ها !«مرسنري»
ميتونم کمکتون کُنم؟ چقدر نان ميخواين؟
.يکي و نصفي
... اين يکي
!و اين هم نصفي
.صبر کُنيد
اين هم شيريني !واسه بچه هاتون
.به سلامت، عزيزم
.متشکرم، خواهر !اين هم چند تا شيريني
.نفرِ بعدي
خانم، اين هم آب نبات !واسه بچه ها
.دستت درد نکُنه
.«آمساتو» - .بله -
.مرسنري» اومده»
برو پنج تا نان و .چند تا باتري واسه راديو بخر
.من خودم فعلاً کار دارم
.«اومي»
.«آوا»
.«نافيساتو»
!پاتون رو بيرون نميذاريد ها !وايسيد ببينم
.بياييد اينجا
اين طناب رو ميبينيد؟ !فقط با اجازه يِ من ازش رد ميشيد
«و من هم نميتونم تا قبل از پايانِ «مولاد .بهتون اجازه يِ خروج از خونه رو بدم
... پس يادتون باشه
هر کسي اين قانون رو بشکنه .توسطِ «مولاد» کُشته ميشه
شنيديد؟ - .بله -
.حالا برگرديد داخل
.«سلام، «آمساتو - .«سلام، «مرسنري -
!همينطور داري بزرگتر ميشي ها چيزي ميخواستي؟
پنج تا قرصِ نان .و چند تا باتري واسه راديو
،پس بيا جلو .«خودت نگاه کُن، «آمساتو
.اين دو تا
.اين هم سه تا
.بذار بپيچمشون لايِ کاغذ
.دستت درد نکُنه - .مرسنري»، روزت بخير» -
.«نرو «آمساتو .صبر کُن
!چيزي ميخواستي، خوشگله؟
.تيغِ ريش تراشي ميخوام
!بفرما
!شاهکارِ هنريه ها
!ببين چقدر نرمه
.اين هم پولتون - !نه، خواهش ميکُنم از من قبولش کُن! مالِ خودت -
!ميگم، ميتوني امشب بياي پيشم؟
!خدا شانس بده به آدم
!تو دخترِ روياهام هستي
!«ولم کُن ببينم، «مرسنري !مردکِ خانم-باز
!آمساتو»، چيزي چشمت رو گرفته؟» !اين يکي رو دوست نداري؟
!ببين. آخرين مُدِ روزه !و کاملاً هم اندازه ته! برش دار
.ولي من هيچ پولي ندارم
.«لازم نيست نگران باشي، «آمساتو !پولش رو امشب بيار
وقتي الان پول ندارم چطور ممکنه !امشب پول داشته باشم؟
آمساتو»، ازت ميخوام» .باهام ازدواج کُني
ازدواج؟! ولي منو از قبل .واسه کسِ ديگه اي نشون کردن
!من سه برابرِ مهريه ات رو ميدم !فقط کافيه «بله» رو بگي
.نامزدِ خودم از تو پولدارتره !«تويِ «پاريس» کار ميکُنه، «فرانسه
!«تو هيچي نيستي به غير از «مزدور
اصلاً تو ميدوني !معنيِ کلمه يِ «مزدور» چيه؟
،مزدور» کسيه که زن ها رو ميکُشه» ... بچه ها رو ميکُشه
!و کودتا ميکُنه
حالا فهميدي؟! من خودم !راديو گوش ميکُنم
پس تو هم خوشگلي !و هم باهوش
!فعلاً
!«مزدور»
!سلام !سلام
!درود - .روزتون بخير -
آمساتو»، احتمالاً شوهرِ آينده ات» .به زودي پيداش ميشه
.بايد آبِ خوشامدگويي رو به دستش بدي .نهايتِ سعيت رو بکُن پسند بيفتي! فعلاً خداحافظ
!«آقايِ «دوگوتيگي
!درود !خوش آمديد
چه کاري از دستِ من ساخته ست؟ - .ما باتري ميخوايم -
واسه همين راديو؟ - .بله، واسه همين راديو -
من، هم باتريِ ساختِ داخل دارم .«و هم ساختِ «فرانسه
،باتري هايِ فرانسوي بادوام تر هستن .اما قيمتشون هم بيشتره
.پس باتريِ فرانسوي بديد !ميخوايم به قرائتِ «قرآن» گوش بديم
.من لباس هايِ بچه گانه هم دارم
همينطور ظروفِ آشپزخونه .و چيزهايِ ديگه
،شما چيزي نميخوايد آقايِ «دوگوتيگي»؟
منم باتري ميخوام .و 30 تا قرصِ نان
.پسرم به زودي از «فرانسه» مياد .خودش پولِ شما رو ميده
.يه نفر رو ميفرستم جنس ها رو بگيره - .«بسيار خُب، آقايِ «دوگوتيگي -
.امروز صبح صدايِ طبل شنيدم
.بخاطرِ ختنه يِ دخترها بود - .الحمد الله که بخاطرِ يه موضوعِ کم اهميت بوده -
.اين يکي بد نبود .ولي يکي ديگه بده
!به درد نميخوره
خوبه! حالا با يه کم !موسيقي چطوريد؟! حاضريد؟
.مامان، بيا اين نان و باتري
«مامان، «مرسنري .لباس هايِ خوشگلي آورده
،ولي اونها خيلي گرون هستن .«آمساتو»
آخه وظيفه يِ خوشامدگويي .از ميهمان با منه
.من الان هيچ پولي ندارم .صبر کُن تا پدرت برگرده
اگه يه نفرِ ديگه، لباسي که من ميخوام رو بخره چي؟ - !اهه! اصلاً اگه «مرسنري» نيومده بود چي؟ -
،خانم بزرگ، من چيزهايِ خوشگلي تويِ مغازه يِ «مرسنري» ديدم .و مسئوليتِ خوشامدگويي از ميهمان بر عهده من گذاشته شده
!چه خبرِ خوبي .بيا بريم
.«کوله» - بله؟ -
ما داريم ميريم .«مغازه يِ «مرسنري
نامزدِ اين دختر تو راهه، و بايد .آبِ خوشامدگويي رو بهش تقديم کُنه
.نامزدش داره از «فرانسه» برميگرده !و ميدوني که ازدواج، شوخي بردار نيست
حالا چرا منو انتخاب کردين !تا ازتون حمايت کُنم؟ ها؟
نافي»؟»
شش نفرِ ما، خواستيم ،فرار کُنيم بريم به شهر
.اما اونجا هيچ قوم و خويشي نداشتيم .شما آخرين پناه ما بوديد
اون دو نفرِ ديگه-مون .از ما جدا شدن
چي؟! يعني شش نفر بودين که از «تطهير» فرار کردين؟
اصلاً چطور همچين فکري !به سرتون زد؟! ها؟
اومي»؟» .تو بگو
آخه شنيده بوديم شما نذاشتين .دخترتون ختنه بشه
.حالا شما تنها راه نجاتِ ما هستين
اومي»، مردم خيلي شايعات» .از خودشون درميارن
ولي شما بايد بدونيد که «تطهير» يه چيزه .و «مولاد» يه چيزِ ديگه
اينها دو موضوعِ .کاملاً مجزا از همديگه هستن
دياتو»، تو چرا فرار کردي؟»
.خواهر بزرگه يِ من موقعِ «تطهير» مُرد .به همين علته که نميخوام ختنه بشم
تو چي «آوا»؟
مادر، شما نذاشتيد .آمساتو» ختنه بشه»
نامزدش که الان «فرانسه»ست .پسرِ آقايِ «دوگوتيگي»-ه
،داره از اونجا کُلي پول با خودش مياره .و قراره با «آمساتو» ازدواج کُنه
تو چي «دياتو»؟
راست ميگن يه «بيلاکورو» نميتونه بچه دار بشه؟
.نه، حقيقت نداره
کوله»، ما رفتيم» .اين جنس ها رو قرضي آورديم
هر وقت نامزدِ دخترت اومد .ميره پولشون رو حساب ميکُنه
هر وقت پسره از «فرانسه» برگشت !خودش ميره حساب ميکُنه
.بچه ها، اينها رو ببريد داخل
.همه شون رو ببريد
.برو پيشِ بقيه
کوله»، تو «مولاد» رو» .بر پا کردي
ميدوني اين کار چه معني اي داره؟
.خانم بزرگ، اين موضوعِ مرگ و زندگيه
اصلاً من ديگه !يه کلمه هم نميگم
.مامان، مامان، «ساليندانا» اومده
،«مامان «خارجاتو .اونها اومدن دنبالِ بچه ها
.بيا اينو بگير
،کوله آردو»، هفت سال قبل» .تو نذاشتي دخترت «تطهير» بشه
من خودم ... «تو، «سينابو»، «بينه تو
«سالبا»، «کومبا» .و «بارتو» رو «تطهير» کردم
حالا چرا با «تطهير» اين بچه ها مخالفت ميکُني؟
چرا حقيقت رو نميگي که دو بار منو ختنه کردي و بخيه زدي؟
دو بار! و ختنه يِ تو باعث شد موقعِ زايمان .دو تا از بچه هام مُرده به دنيا بيان
وقتي «آمساتو»يِ من ... ميخواست به دنيا بياد
خانم دکتر شکمم رو تا اينجا شکافت .تا بتونه بچه رو بيرون بکِشه
.اين بچه ها از من درخواستِ حمايت کردن .و من هم ازشون حمايت ميکُنم
!اهه! چي داري ميگي؟
اصلاً کي اونها رو !تحتِ حمايتِ تو قرار داده؟
حتماً ميخواي بچه هايِ ما هم !مثلِ «آمساتو»يِ تو «بيلاکورو» بشن
!«هي «کوله
وقتي ماها رو «تطهير» ميکردن تو تنها کسي بودي که !با خفت و خواري به گريه افتادي و از ترس به خودت شاشيدي
هر کس از اين طناب ... رد بشه
.مولاد» مجازاتش ميکُنه»
،«اومي»، «دياتو» !«آوا»، «نافيساتو»
اگه دوست داريد ختنه بشيد .بريد اونطرفِ طناب
No comments yet. Be the first to leave one.