The first 159 lines.
بزرگ، سلامت هستید؟
،من همراه با اربابم
و پکورین ساما و کارو ساما در .گیلدمون مشغولیم
،در روستای تارگوم
درگیر جریانی شدیم که به هیولاهایی .به اسم سایه مربوط میشد
.اما تونستیم اولین کوئستمون رو با موفقیت تمام کنیم
گیلدمون که اسمش آشپزباشیه از اون ،موقع کوئستهای دیگهای هم تمام کرده
حتی کارین ساما از مجمع انجمن .هم تحسینش برانگیخته شده
نهایت خوشحالی منه که فرصت تجربهی این .روزهای شیرین نصیبم شد
!آهای تو! اون شالیها رو ردیف نکاشتی
!بعد کاشتن برگرد دونه دونه چک کن
.چقدر شانس آوردیم داریمش
.خیلی خوبه که کارو ساما اینقدر ریزبینه
~منوی ۸ وعدهای کودکانه و شاعرانه ~نیمروی روستایی
!عالیه
میدونستین بیشتر برنج لانداسول اینجا کشت میشه؟
.جای واقعا قشنگیه
،پرنسس لانداسول خیلی برنج دوست داره
.برای همین میخواست زمینهای برنج داشته باشه
.که اینطور
.«پس برای اینه که بهش میگن «پریکومه
!آره
اما ظاهرا تازگیا با حیوونایی که به شالیزار .حمله میکنن مشکل پیدا کردن
اوه مثل گراز و پرنده؟
میان محصولو میخورن؟
!دقیقا
،کشاورز سعی کرد از شرشون خلاص بشه
.اما هیچ کاری جواب نمیده
...اینجاست که
!کوئست این بارمون کمک به آقای کشاورزه
!پاداشش هم پریکومهی همین شالیزاره
!یه بار نشد کوئست میگیری پای غذا وسط نباشه
!یه بارم یکی با پاداش درستوحسابی بردار
.اما کمک به آقای کشاورز کوئست بدی نیست
.اربابم داره لذت میبره
.مترسک آمث ساما. آمثی ساما
.با هم درستشون کردیم
آمث ساما؟
واقعا همین شکلیه؟
کوروسکه، تو هم که تا وقتی .یوکی خوش باشه با هیچی مشکل نداری
....بهرحال، دفعه بعد یه کوئست نون آبدار
!عالیه
.از همهچی که بگذریم لااقل تو آشپزی خوب واردی
!خواهش میکنم
.این تمام گزارشم از تارگوم بود
...کارو
بـ بله؟
اضطراب داری؟
.من درمورد سایهها بهت نگفتم
...راستی، درمورد اون پسره تو گیلدبازیتون
یو...کی؟
.میخوام چشم و گوشت به اونم باشه
.اگه بازم اتفاقی افتاد، بهم گزارش کن
،میتونی دیگه
کاروی دلبندم؟
...چشم
.سرورم
.ارباب، اومد سمت شما
!ارباب
!یوکی کون! بگیرش واسه شام بپزیم
اصلا زیر نظر گرفتنشون فایدهای هم داره؟
!کارو چان! کارو چان! اینو بریم
،کمک به ماهیگیرها
!جایزهش هم یه عالمه ماهیه
!نخیر
ارباب شما چی میگی؟
اون یکی؟
استاد نیاز داریم»؟»
«.یک معلم مهربان میخواهیم تا کار گروهی را یادمان دهد»
.پاداش خوبی خواهیم داد. فوقالعاده
یعنی چی؟
اوه، بازم اون اعلامیهه رو زدن؟
.متاسفم. الان میارمش پایین
...کارین ساما
.این کوئست به تایید رسمی نرسیده
همهش برش میدارم اما تا .بر میگردم دوباره سر جاشه
.خب پس
.این کوئست خط خورد
.گریه نکن میسوگی
!تسلیم نشو
یعنی چی شده؟
.لابد تمرین تئاتر مدرسه
.بریم دیگه
!میسوگی
!میسوگی چان
!چی؟
بازم تئاتر؟
...احیانا
اون کوئست چشتونو گرفت؟
گفتین استاد؟
.بله. آخه بلد نیستیم گیلدهای واقعی چیکار میکنن
!دنبال یه نفریم یادمون بده
!لطفا استاد ما نوازندگان کوچک بشین
بچهها هم حالا واس ما گیلدبازی در میارن؟
!بازی نیست
اع؟
حالا برا چی اینقدر به گیلد و این حرفا علاقه دارین؟
.برای حفظ صلح تو لانداسول
....بهرحال، دفعه بعد یه کوئست نون آبدار
!جایزهش هم یه عالمه ماهیه
.با هم درستشون کردیم
.گـ گرفتم. ما هم همینطور
واقعا؟
.صلح تو لانداسول خیلی مهمه
نه؟
.آفرین به هر سهتاتون
...اصـ اصلا
.لطفا، استاد گیلدمون بشید
!هورا
Pri
Conne
.یه جا میخوایم که امن باشه، در عین حال خطرناک، در عین حال پرت
حس این معلمها بهم دس داده که .میخواد دانشآموزاشو ببره اردو
.کارو ساما، معلم خوبی میشدی
.شوخی نکن
.من از بچهها بیزارم
واقعا؟
.ولی همیشه با من مهربون بودی
.آخه تو از خیلی آدمبزرگا مسئولیتپذیرتری
...خب
معلومه چی داری درست میکنی؟
!فردا میفهمی
.انگار ما هم بخاطرش هیجانزدهایم
یوکی کو؟
.ارباب داره گنج کوئست رو درست میکنه
!به صف! حضور غیاب
!یک
!دو
!سه
!خوبه
!کوئست امروزتون اینه
.گنج اینجای نقشه ست
.برین بگیرین بیارینش
وسائل اردوئی که دیروز بهتون گفتیم آوردین؟
!بله
...نهار
...فلاسک
!و هله هوله
.یوکی کون، مراقبشون باش
!از کمکت ممنون، استاد
چیزی نشه؟
اگه فقط نقشه رو دنبال کنن .به هیچ هیولایی نمیخورن
.درسته. ارباب هم همراهشونه
.دلم شور میزنه
آم...بریم راست؟
!نه! این طرف
.اما نقشه میگه راست ها
.اینا، قطبنما میگه چپ
!نه! نه
!قطبنما همیشه شمالو نشون میده
استاد، میگی کدوم ور درسته؟
اینور؟
!میدونستم
!اشتباهه
...ارباب
!برگرده باهاش کار دارم
چی شد میمی؟ چرا جیغ میکشی؟
!آروم باشین بچهها
!الان حساب این هیولاها رو میرسم
No comments yet. Be the first to leave one.