The first 200 lines.
- آسان دیوپ رو آزاد کنین! -
آسان دیوپ رو آزاد کنین!
- الو؟ - راضی شدی؟ ترفیع گرفتی؟
- فرار کرد. - چی؟
خودم شاهد بازداشتش بودم.
مشاهداتت رو ول کن. از پشتبوم فرار کرد.
از پشتبوم؟
- آره، تکتیراندازها دیدنش. - امکان نداره.
از ماشین پلیسی که سوارش بود خبری نیست.
الو؟
- الو؟ - بعدا بهت زنگ میزنم.
ریدم توش.
- عذر میخوام. - از اون ارتفاع...
- پلیس هستم. چی شده؟ - یکی از پشتبوم اون خونه افتاد.
- چه شکلی بود؟ - آسان دیوپ بود.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: SubKio@
«لوپن» «فصل سوم، قسمت دوم»
گزارشات ضد و نقیضی از میدان واندوم به گوشمون میرسه.
پلیسها خیال میکردن آسان دیوپ رو دستگیر کردن،
ولی ظاهرا تونسته فرار کنه.
ماشین پلیسی که قرار بود باهاش به کلانتری منطقه یک تحویلش بدن...
آب شده و رفته تو زمین.
اطلاعات جدیدی حاکی از وقوع سانحهای...
برای دیوپ حوالی میدان واندوم به دستمون رسیده.
خب، چه بلایی سر آسان دیوپ اومده؟ پاسخ این سوال هنوز معلوم نیست...
- شرمندهام فلور. -
... تیپ مبارزه با سرقت تحقیقات جدیدی رو آغاز کرده.
ممنون سسیل.
لطفا اخبار جدید رو ازمون دریغ نکن.
موج سنگین خبری امروز همچنان ادامه داره...
- ایندفعه عکس خودم رو صفحه اول میزنن. -
شاهد سقوط همین شخص بودین؟
- مطمئنین؟ - آره. خودش بود.
خیلیخب. ممنون.
دکتری اومد و آسان رو سوار آمبولانس کرد.
به بیمارستان لاریبوزیر رفتن.
- باید سریع بریم اونجا. - خیلیخب.
منطقه رو تخلیه کنین که متخصصان علوم قانونی تحقیق کنن.
اون مروارید باید همینجاها باشه.
«به سمت فضا، آسمان و خورشید بوسهای فرستاد،»
«بالهایش را باز کرده و پرید.»
بیا. بریم.
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» در تلگرام: realKiarashNg@
وایستا.
- سلام. - سلام.
- سلام. - سلام.
- سلام. - سلام.
شما کی هستین؟
دکتر ورن هستم.
خوشوقتم.
اینجا کار میکنین؟ تا حالا ندیده بودمتون.
دو روز پیش مشغول به کار شدم. جای کس دیگهای شیفت وایستادم.
- تماس میگیرم که مطمئن بشم. - زحمت نکشین. خودم میگیرم.
با گویارد تماس میگیرم.
میشناسینش دیگه؟
- مدیر بیمارستانه. - اسمش رو شنیدم.
حالا میتونین باهاش آشنا بشین.
عاشق تماسهای نیمهشبه.
نه، نمیخواد.
- مطمئنین؟ - آره، مشکلی نیست.
خیلیخب.
عذر میخوام، شما؟
دکتر مارتینز هستم، رئیس مردهشویخانهام.
چه عالی. میشه لطفا کارتتون رو ببینم؟
شوخی کردم.
- میدونین کی اون زیره؟ - نه.
- وایستین ببینم، این که... - خودشه.
ما ردیفش میکنیم. شما کارهای دفتریش رو میکنین؟
خودتون با این بخش آشنایین، پس به خودتون محولش میکنم.
من جسدش رو آماده میکنم.
ممنون.
- باورم نمیشه مرده باشه. - ۲۷ نفر شهادت دادن.
۲۷ نفر عوضی بودن. لوپن همیشه مرگش رو جعل میکنه.
از کتاب «سوزن توخالی» گرفته تا ماجرای ادیث سوانزنک.
اون داستان کتابه. صرفا چون لوپن موفق شده، دلیل نمیشه دیوپ هم از پسش بربیاد.
- دیوپ و لوپن که با هم فرقی ندارن! - خواهش میکنم...
کی میخوای بفهمی؟
لطفا بگین مردهشویخانه از کدوم طرفه.
از در آبی انتهای راهرو برین.
وسایل شخصی ملت رو کجا نگه میدارن؟
میتونین از همکارم که همین الان رفت بپرسین.
وسایل دیوپ رو پیدا کن. باید سریع اون مروارید رو پیدا کنیم.
سلام.
سلام.
اومدیم اطلاعات کسب کنیم.
- چه اطلاعاتی کسب کنین؟ - میخواین کالبدگشایی کنین؟
کالبدگشایی کنیم؟
شوخیتون گرفته؟
واسه سقوط از ۱۶ متری کالبدگشایی کنیم؟
کبد و قلبش پودر شدن.
ستون فقراتش خرد شده.
خودتون میتونین ببینین. همهچی رو تو پروندهاش نوشتیم.
درسته
خیلیخب. بریم.
خودم هم بررسی میکنم.
عذر میخوام.
بیاین. بفرمایین.
من که دکتر نیستم.
میشه شما بگیرینش؟
عذر میخوام.
قدیرا.
قدیرا.
الو؟
کلیر؟ سلام.
خودم میدونم دیروقته. دنیل مارتینز هستم.
سلام دنیل.
میتونی همین الان خودت رو به بیمارستان برسونی؟
ولی من که امشب شیفت نیستم. اشتباه میکنم؟
کار دیگهای دارم.
چطور مگه؟ چی شده؟
واسه چی میخواستی من رو ببینی؟ میخوای چیزی بهم بگی؟
همینجوری گفتم بیای.
- بگو دیگه. من خوب میشناسمت. - نه، قسم میخورم.
میخواست خودت رو ببینم.
این تازه به دستم رسیده.
مادرم واسه پدرم فرستاده بود.
«به سانی بگو مامان خیلی دوستش داره، ولی بهتره من تو زندگیش نباشم.»
- سانی کیه؟ - خودمم.
مامانم تو سنگال اینجوری صدام میکرد.
مادرت کجاست؟
نمیدونم.
چندین ماه تو فرانسه منتظرش موندیم تا بیاد،
ولی اصلا نیومدم.
خیال میکردم غیبش زده.
ولی در واقع تنهام گذاشته بود.
[به سانی بگو مامان خیلی دوستش داره، ولی بهتره من تو زندگیش نباشم.]
ای بابا، نمیای؟
من و خواهرم عین خودتیم. والدین و خانوادهای نداریم.
گذران زندگی رو چیکار میکنین؟
پدر تعمیدیم به مددکار اجتماعیمون گفت قیممون میشه.
دیگه خبری از مددکاره نشد.
پدر تعمیدیت کیه؟
به باشگاه پدر تعمیدیم خوش اومدی.
یک، دو.
اولین بار که اومده بودم اینجا، حس میکردم از نو زاده شدم.
یک، دو.
یک، دو، جاخالی.
پدر تعمیدیم ایشونه. اسمش کلره.
اینجا باشگاه خودشه.
سلام کلر!
ایشون آسانه، تازه آوردمش.
تا حالا تجربه بوکس داشتی؟
خوبه. حرف نداره.
عادت اشتباهی نداری. از صفر شروع میکنی.
بیا. شروع کنیم.
یک، دو. یک، دو، سه.
جلوی مددکار اجتماعیمون نقش پدر تعمیدیم رو بازی کرد.
دار و ندارم رو مدیونشم.
میتونه به تو هم کمک کنه.
یک، دو، جاخالی بده.
منبع این خبر از کجاست؟
به آرنولد خبر دادن.
چندین هفته است که خودم مسئول اخبار دیوپم.
ببین فلور، من که نمیتونستم ازت اجازه بگیرم.
تو که صاحب دیوپ نیستی.
اطلاعاتی به دستم رسید و خبرش رو نوشتم. همین و بس.
همین که اول از همه چاپش کردیم خیلی مهمه. حالا باید اخبار تکمیلیش رو منتشر کنیم.
- راجع به سرقتش خبری نوشتم. - اون که دیگه خیلی قدیمی شده.
بیاین رو مرگ دیوپ تمرکز کنیم.
خودم واسه صفحه اول روزنامه فردا خبری آماده کردم. شرمندهام.
از قدیم گفتن اگه از خبر صفحه اول خوشت نمیاد،
خبر بهتری جور کن.
خبر مرگ دیوپ به همین زودی پخش شده.
- قراره ختمش رو پنجشنبه برگزار کنن. - خودم میدونم.
- مراسم گورستان پر لاشزه؟ - آره.
- تو هم میری؟ - آره. ممکنه همدستانش شرکت کنن.
شاید عکاس عکسش تو مردهشویخانه هم بیاد.
- خیلی رو اعصابه. - چی شده؟
ایمبرت، صاحب مرواریده است. دست از سرم برنمیداره.
- چیکار داره؟ - دنبال مرواریدشه.
- میدونی کجاست؟ - روحم هم خبر نداره.
بین وسایل دیوپ تو لاریبوزیر نبود.
«آخرین اقدام آسان دیوپ.»
«آرنولد دیگارمو...»
«فلور بلانژه...»
الو؟
فلور بلانژه؟
شما؟
یوسف قدیرا از کلانتری هستم. چند سوال ازتون دارم.
- راجع به چی سوال دارین؟ - راجع به آسان دیوپ.
کنار ساختمونتون یه کافه هست. میشه اونجا ببینمتون؟
- شرمنده، الان اونجا نیستم. - پس چه همزادی دارین.
شما با زیر و بم پرونده دیوپ آشنایین، ولی مسئلهای از درک من خارجه.
همین که فهمیدیم کجاست، با عجله رفتیم بیمارستان.
No comments yet. Be the first to leave one.