Lupin - Third Season

Lupin - Third Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Lupin S03E02 FRENCH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Lupin S03E02 FRENCH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-GloriousMongoose
Lupin S03E02 FRENCH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Lupin S03E02 FRENCH 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Lupin S03E02 FRENCH 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Lupin S03E02 FRENCH 720p WEB H264-EDITH
Lupin S03E02 FRENCH WEB XviD-RMX
Lupin S03E02 FRENCH 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Lupin S03E02 FRENCH 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Lupin S03E02 FRENCH 480p WEB x264-RMTeam
A Commentary by KiarashNg
🆔 کیارش نعمت گرگانی | FilmKio.Com 🆔

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
XviD
480p
480
Published on: 2023-10-05
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- آسان دیوپ رو آزاد کنین! ‫-

‫آسان دیوپ رو آزاد کنین!

‫- الو؟ ‫- راضی شدی؟ ترفیع گرفتی؟

‫- فرار کرد. ‫- چی؟

‫خودم شاهد بازداشتش بودم.

‫مشاهداتت رو ول کن. ‫از پشت‌بوم فرار کرد.

‫از پشت‌بوم؟

‫- آره، تک‌تیراندازها دیدنش. ‫- امکان نداره.

‫از ماشین پلیسی که سوارش بود ‫خبری نیست.

‫الو؟

‫- الو؟ ‫- بعدا بهت زنگ می‌زنم.

‫ریدم توش.

‫- عذر می‌خوام. ‫- از اون ارتفاع...

‫- پلیس هستم. چی شده؟ ‫- یکی از پشت‌بوم اون خونه افتاد.

‫- چه شکلی بود؟ ‫- آسان دیوپ بود.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫SubKio@

‫«لوپن» ‫«فصل سوم، قسمت دوم»

‫گزارشات ضد و نقیضی ‫از میدان واندوم به گوشمون می‌رسه.

‫پلیس‌ها خیال می‌کردن ‫آسان دیوپ رو دستگیر کردن،

‫ولی ظاهرا تونسته فرار کنه.

‫ماشین پلیسی که قرار بود ‫باهاش به کلانتری منطقه یک تحویلش بدن...

‫آب شده و رفته تو زمین.

‫اطلاعات جدیدی حاکی از وقوع سانحه‌ای...

‫برای دیوپ حوالی میدان واندوم ‫به دستمون رسیده.

‫خب، چه بلایی سر آسان دیوپ اومده؟ ‫پاسخ این سوال هنوز معلوم نیست...

‫- شرمنده‌ام فلور. ‫-

‫... تیپ مبارزه با سرقت ‫تحقیقات جدیدی رو آغاز کرده.

‫ممنون سسیل.

‫لطفا اخبار جدید رو ازمون دریغ نکن.

‫موج سنگین خبری امروز همچنان ادامه داره...

‫- این‌دفعه عکس خودم رو صفحه اول می‌زنن. ‫-

‫شاهد سقوط همین شخص بودین؟

‫- مطمئنین؟ ‫- آره. خودش بود.

‫خیلی‌خب. ممنون.

‫دکتری اومد و آسان رو سوار آمبولانس کرد.

‫به بیمارستان لاریبوزیر رفتن.

‫- باید سریع بریم اونجا. ‫- خیلی‌خب.

‫منطقه رو تخلیه کنین ‫که متخصصان علوم قانونی تحقیق کنن.

‫اون مروارید باید همین‌جاها باشه.

‫«به سمت فضا، آسمان و خورشید ‫بوسه‌ای فرستاد،»

‫«بال‌هایش را باز کرده و پرید.»

‫بیا. بریم.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫وایستا.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫شما کی هستین؟

‫دکتر ورن هستم.

‫خوش‌وقتم.

‫اینجا کار می‌کنین؟ ‫تا حالا ندیده بودمتون.

‫دو روز پیش مشغول به کار شدم. ‫جای کس دیگه‌ای شیفت وایستادم.

‫- تماس می‌گیرم که مطمئن بشم. ‫- زحمت نکشین. خودم می‌گیرم.

‫با گویارد تماس می‌گیرم.

‫می‌شناسینش دیگه؟

‫- مدیر بیمارستانه. ‫- اسمش رو شنیدم.

‫حالا می‌تونین باهاش آشنا بشین.

‫عاشق تماس‌های نیمه‌شبه.

‫نه، نمی‌خواد.

‫- مطمئنین؟ ‫- آره، مشکلی نیست.

‫خیلی‌خب.

‫عذر می‌خوام، شما؟

‫دکتر مارتینز هستم، رئیس مرده‌شوی‌خانه‌ام.

‫چه عالی. می‌شه لطفا کارتتون رو ببینم؟

‫شوخی کردم.

‫- می‌دونین کی اون زیره؟ ‫- نه.

‫- وایستین ببینم، این که... ‫- خودشه.

‫ما ردیفش می‌کنیم. ‫شما کارهای دفتریش رو می‌کنین؟

‫خودتون با این بخش آشنایین، ‫پس به خودتون محولش می‌کنم.

‫من جسدش رو آماده می‌کنم.

‫ممنون.

‫- باورم نمی‌شه مرده باشه. ‫- ۲۷ نفر شهادت دادن.

‫۲۷ نفر عوضی بودن. ‫لوپن همیشه مرگش رو جعل می‌کنه.

‫از کتاب «سوزن توخالی» گرفته ‫تا ماجرای ادیث سوانزنک.

‫اون داستان کتابه. صرفا چون لوپن موفق شده، ‫دلیل نمی‌شه دیوپ هم از پسش بربیاد.

‫- دیوپ و لوپن که با هم فرقی ندارن! ‫- خواهش می‌کنم...

‫کی می‌خوای بفهمی؟

‫لطفا بگین مرده‌شوی‌خانه از کدوم طرفه.

‫از در آبی انتهای راهرو برین.

‫وسایل شخصی ملت رو کجا نگه می‌دارن؟

‫می‌تونین از همکارم ‫که همین الان رفت بپرسین.

‫وسایل دیوپ رو پیدا کن. ‫باید سریع اون مروارید رو پیدا کنیم.

‫سلام.

‫سلام.

‫اومدیم اطلاعات کسب کنیم.

‫- چه اطلاعاتی کسب کنین؟ ‫- می‌خواین کالبدگشایی کنین؟

‫کالبدگشایی کنیم؟

‫شوخیتون گرفته؟

‫واسه سقوط از ۱۶ متری کالبدگشایی کنیم؟

‫کبد و قلبش پودر شدن.

‫ستون فقراتش خرد شده.

‫خودتون می‌تونین ببینین. ‫همه‌چی رو تو پرونده‌اش نوشتیم.

‫درسته

‫خیلی‌خب. بریم.

‫خودم هم بررسی می‌کنم.

‫عذر می‌خوام.

‫بیاین. بفرمایین.

‫من که دکتر نیستم.

‫می‌شه شما بگیرینش؟

‫عذر می‌خوام.

‫قدیرا.

‫قدیرا.

‫الو؟

‫کلیر؟ سلام.

‫خودم می‌دونم دیروقته. ‫دنیل مارتینز هستم.

‫سلام دنیل.

‫می‌تونی همین الان خودت رو ‫به بیمارستان برسونی؟

‫ولی من که امشب شیفت نیستم. ‫اشتباه می‌کنم؟

‫کار دیگه‌ای دارم.

‫چطور مگه؟ چی شده؟

‫واسه چی می‌خواستی من رو ببینی؟ ‫می‌خوای چیزی بهم بگی؟

‫همین‌جوری گفتم بیای.

‫- بگو دیگه. من خوب می‌شناسمت. ‫- نه، قسم می‌خورم.

‫می‌خواست خودت رو ببینم.

‫این تازه به دستم رسیده.

‫مادرم واسه پدرم فرستاده بود.

‫«به سانی بگو مامان خیلی دوستش داره، ‫ولی بهتره من تو زندگیش نباشم.»

‫- سانی کیه؟ ‫- خودمم.

‫مامانم تو سنگال این‌جوری صدام می‌کرد.

‫مادرت کجاست؟

‫نمی‌دونم.

‫چندین ماه تو فرانسه ‫منتظرش موندیم تا بیاد،

‫ولی اصلا نیومدم.

‫خیال می‌کردم غیبش زده.

‫ولی در واقع تنهام گذاشته بود.

‫[به سانی بگو مامان خیلی دوستش داره، ‫ولی بهتره من تو زندگیش نباشم.]

‫ای بابا، نمیای؟

‫من و خواهرم عین خودتیم. ‫والدین و خانواده‌ای نداریم.

‫گذران زندگی رو چیکار می‌کنین؟

‫پدر تعمیدیم به مددکار اجتماعیمون گفت ‫قیممون می‌شه.

‫دیگه خبری از مددکاره نشد.

‫پدر تعمیدیت کیه؟

‫به باشگاه پدر تعمیدیم خوش اومدی.

‫یک، دو.

‫اولین بار که اومده بودم اینجا، ‫حس می‌کردم از نو زاده شدم.

‫یک، دو.

‫یک، دو، جاخالی.

‫پدر تعمیدیم ایشونه. اسمش کلره.

‫اینجا باشگاه خودشه.

‫سلام کلر!

‫ایشون آسانه، تازه آوردمش.

‫تا حالا تجربه بوکس داشتی؟

‫خوبه. حرف نداره.

‫عادت اشتباهی نداری. ‫از صفر شروع می‌کنی.

‫بیا. شروع کنیم.

‫یک، دو. یک، دو، سه.

‫جلوی مددکار اجتماعیمون ‫نقش پدر تعمیدیم رو بازی کرد.

‫دار و ندارم رو مدیونشم.

‫می‌تونه به تو هم کمک کنه.

‫یک، دو، جاخالی بده.

‫ ‫

‫منبع این خبر از کجاست؟

‫به آرنولد خبر دادن.

‫چندین هفته است ‫که خودم مسئول اخبار دیوپم.

‫ببین فلور، من که نمی‌تونستم ‫ازت اجازه بگیرم.

‫تو که صاحب دیوپ نیستی.

‫اطلاعاتی به دستم رسید و خبرش رو نوشتم. ‫همین و بس.

‫همین که اول از همه چاپش کردیم خیلی مهمه. ‫حالا باید اخبار تکمیلیش رو منتشر کنیم.

‫- راجع به سرقتش خبری نوشتم. ‫- اون که دیگه خیلی قدیمی شده.

‫بیاین رو مرگ دیوپ تمرکز کنیم.

‫خودم واسه صفحه اول روزنامه فردا ‫خبری آماده کردم. شرمنده‌ام.

‫از قدیم گفتن اگه از خبر ‫صفحه اول خوشت نمیاد،

‫خبر بهتری جور کن.

‫خبر مرگ دیوپ به همین زودی پخش شده.

‫- قراره ختمش رو پنج‌شنبه برگزار کنن. ‫- خودم می‌دونم.

‫- مراسم گورستان پر لاشزه؟ ‫- آره.

‫- تو هم می‌ری؟ ‫- آره. ممکنه همدستانش شرکت کنن.

‫شاید عکاس عکسش تو مرده‌شوی‌خانه هم بیاد.

‫- خیلی رو اعصابه. ‫- چی شده؟

‫ایمبرت، صاحب مرواریده است. ‫دست از سرم برنمی‌داره.

‫- چیکار داره؟ ‫- دنبال مرواریدشه.

‫- می‌دونی کجاست؟ ‫- روحم هم خبر نداره.

‫بین وسایل دیوپ تو لاریبوزیر نبود.

‫«آخرین اقدام آسان دیوپ.»

‫ ‫

‫«آرنولد دی‌گارمو...»

‫«فلور بلانژه...»

‫ ‫

‫الو؟

‫فلور بلانژه؟

‫شما؟

‫یوسف قدیرا از کلانتری هستم. ‫چند سوال ازتون دارم.

‫- راجع به چی سوال دارین؟ ‫- راجع به آسان دیوپ.

‫کنار ساختمونتون یه کافه هست. ‫می‌شه اونجا ببینمتون؟

‫- شرمنده، الان اونجا نیستم. ‫- پس چه همزادی دارین.

‫شما با زیر و بم پرونده دیوپ آشنایین، ‫ولی مسئله‌ای از درک من خارجه.

‫همین که فهمیدیم کجاست، ‫با عجله رفتیم بیمارستان.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left