The first 200 lines.
فرانک گوشی رو بردار
بردار رفیق بردار بردار بردار بردار
الو وضعیت قرمزه رفیق
وضعیت قرمزه همین الان خبر بهم رسید که
امروز بازرس بهداشت میآد یارو تا 15 دقیقه دیگه میآد
میخوان غافلگیرمون کنن
خیلیخب، من بار رو
قبلاً مرتب کردم چون که همچین چیزی رو پیشبینی میکردم
ولی یه لطفی بکن یه کاری کن که امروز هیچ کس توی بار نباشه
باشه؟ نمیخوام بچهها امروز اینجا باشند
و خرابکاری کنند، فهمیدی؟
گوه توش
.: کار چارلی :.
« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
این دیگه چه کوفتیه؟
چرا همهجا مرغه؟
وقت نداریم برات توضیح بدیم اگر هم توضیح میدادیم تو درک نمیکردی
چی داری رنگ میکنی؟
یه تابلوی جدیده
خب؟ ببین
"کارماینز: جایی برای استیکها"
چی؟ نمیتونم بذارم این تابلو رو نصب کنید
بازرس بهداشت هر لحظه ممکنه از راه برسه
خب که چی؟
که چی؟ اینجا کارماینز نیست
ببین، نمیتونم بذارم که بازرس تابلو رو ببینه
کی اهمیت میده؟
ما همیشه نمرهی قبولی میگیریم
اره، نمرهی قبولی میگیریم
چون من کونم رو پاره میکنم
تا مطمئن شم این اتفاق می افته، فهمیدی؟
و ما نباید وانمود کنیم که اینجا رستورانه
!ببینید این کار خیلی احمقانهاست !تابلو بی تابلو
نه، ما تابلو رو نصب میکنیم چون که تابلو بخش مهمی
از نقشه است نقشه چیه؟
جریان چیه؟ چارلی ما یه حفره
توی سیستم پیدا کردیم آره یه حفرهایه که
داره بسته میشه. مربوط میشه به اعتبار خطوط هوایی
امروز دارید کلاهبرداریِ مرغ و خطوط هوایی رو انجام میدید؟
ببین، نقشه عالیه، فهمیدی؟
ما خیلی وقت نداریم که برات توضیح بدیم ... سرمون شلوغه
خیلیخب باشه، هرچی، فهمیدم فهمیدم
نه نفهمیدی نقشهی خوبیه چارلی
فرانک، یا خدا، پسر کفشات کو؟
توی دستشویی گمشون کردم !باشه، تو روحش
باید فکر کنم خیلیخب، این کاریه که باید بکنیم
باید همهی این مرغها و
قفسها و پَرها رو جمع کنیم و ببریم توی اون اتاق پُشتی
الان، شروع کنید واسه چی باید این کارو بکنیم؟
خب فکر کنم که دلتون نمیخواد
یه بازرس بهداشت چیزی از کلاهبرداری" مرغها"
.که دارید انجام میدید ببینه نکتهی خوبیه
خیلیخب، باشه ولی یه جوری وانمود نکن که
انگار نقشه رو فهمیدی این کارت عصبانیم میکنه
باشه. دی، چارپایهی شوخی رو ببر توی زیرزمین، باشه؟
نباید اینجا باشه چی؟ امکان نداره
خیلی بامزه است اصلاً بامزه نیست
یه چهارپایه است که یه میخ ازش زده بیرون
،آره، و وقتی که میره توی کون یکی طرف جیغ میکشه
چون یه میخ دقیقاً رفته توی کونش
تو اصلاً از کمدی سر در نمیآری
خودت از کمدی سردرنمیآری این شوخی نیست
ازمون شکایت میکنن فقط بذارش توی زیرزمین
خیلیخب، خیلیخب، باشه اگه یارو بشینه روش بدبخت میشیم
باشه آروم باش
خیلیخب فرانک بیا بریم !دستشویی، یالا
باید کفشهات رو پیدا کنم خیلیخب، خیلیخب
بیا بریم بیا بریم و بعدش لطفاً اگه میتونی
کمک کن مرغا رو جمع کنیم یالا یالا یالا یالا
... اصلاً چطوری کفشهات رو توی دستشویی
!اوه خدای من. نه !نه نه نه نه نه
توالت چش شده؟ انگار گرفته
چی؟ من تازه اینا رو درست کردم
و بدون نقص کار میکردند دلیلش باید کفشهای من باشه
کفشهات؟ منظورت چیه؟
خب، وقتی که گفتم کفشهام رو گم کردم
منظورم این نبود که نمیدونم کجان منظورم این بود که دیگه نیستند
کفشهات رو انداختی توی توالت؟
آخه چرا باید این کارو بکنی؟ بخاطر اضطرابه چارلی
همه انقدر سریع دارن حرکت میکنن
این منو میترسونه انداختن چیزها توی دستشویی
بهم قدرت کنترل میده جریان داره
هیچ جریانی نداره جریان داره
،هیچ جریانی نداره من هیچی درمورد این جریان نشنیدم
خیلیخب، باید درشون بیارم میخوای برات چاه بازکن بیارم؟
... نه فقط میخوام ببین فقط برو مرغا رو جمع کن
باشه؟ مرغها رو جمع کن، لطفاً
ببرشون توی اون اتاق پشتی هرکاری که میتونی بکن
چارلی، یه کاری باهات دارم
تو روحش، خراب شده ببین، میتونی اون کیف رو
بهم بدی؟ آره آره حتماً
... هی گوش کن یه مشکل خیلی بزرگ اون بیرون داریم، رفیق
قبلاً وقتی که دنیس گفت
"ما یه ایدهی خوب واسه این نقشه پیدا کردیم "
حرفش کاملاً دقیق نبود چون که راستش این ایدهی "من" بود
و فکر میکنم که استفاده از کلمهی "ما" در این جمله واقعاً گیج کننده است
چونکه، اصلاً چطور ممکنه همهی اعضای یک گروه
همزمان دقیقاً یک ایده داشته باشن مثلاً همهشون همزمان ایده رو باهم میگن؟
مضحکه من نمیفهمم که الان چرا
دنبال اعتبار کسب کردن از این قضیهای بعد از همهی این جریانا
مثل همیشه براش جلسهی داوری تشکیل میدیم
درسته. خب من توی سهتا جلسهی داوریِ اخیر
دهنم سرویس شده و فقط میخوام که تو طرف من رو بگیری
میدونی؟ چون واقعاً بهت نیاز دارم
هرچی، برام مهم نیست وایسا
درپوشِ "گلوری هول" چی شد؟
من برش داشتم ... فکر کردم که
تو تصادفاً گذاشتیش اونجا نه گذاشته بودمش اینجا
که نمیخوام بازرس بهداشت ببینه که
ما یه جا داریم واسه اینکه غریبه ها بتونن واسه همدیگه ساک بزنن
تو کل این قضیه رو زیادی جدی گرفتی
... برگردیم به موضوع اعتبار
تو اصلاً نمیدونی اینکه به آدم بیتوجهی بشه چه حسی داره
اوه خدای من، دقیقاً همین اتفاق داره برام میافته
همین الان باشه. میدونی چیه؟
شاید همینجوری اتفاقی سر حرف رو باهاش باز کنم
احتمالاً اصلاً نمی فهمه که در مورد چی داریم حرف میزنیم
ها! یه چیزی واسه درست کردنش پیدا کردم همینجا یه چیزی براش پیدا کردم
خیلیخب، میذاریمش اینجا و بوم خیلی خوبه
چی بود؟ چرا برقا رفت؟
ممکنه بخاطر دستگاه بستهبندی باشه
اون احتمالاً برق زیادی مصرف میکنه
دستگاه بستهبندی؟ چه کوفتیه؟ آره
خیلیخب، این ماشین بستهبندی کجاست؟
انبار آبجو انبار ابجو؟
باشه، خوبه، اون پُشته فرانک فرانک فرانک نرو
خیلیخب همینجوری مرغها رو ببر
ولی میخوام تابلوی "آمریکایی حرف بزنید" رو بیاری پایین
مطمئنی؟ شاید اون یارو هم نژادپرست باشه
بازرس بهداشت نژادپرست نیست، فرانک
بیارش پایین لطفاً باشه؟ و کفش ... کفش لطفاً؟
کفش پیدا کن اینو گرفتم
اوه گه توش، این محشره
نه نه نه نباید از این ماشین استفاده کنید، باشه؟
محافظِ برق رو خراب میکنه خب ما بدونِ دستگاه بستهبندی
نمیتونیم نقشهمون رو پیش ببریم دیگه چطوری میتونیم
استیکها رو به صورت مکشی بستهبندی کنیم؟ استیک؟
الان دارید رو نقشهی مرغها و خطوط هواپیمایی کار میکنید؟
آره خیلیخب، باشه
میتونم باهاش کنار بیام، میتونم باهاش کنار بیام
فقط یه لطفی بکنید شروع کنید به بسته بندیِ لیمو و
این چیزا، جوری وانمود کنید که همه چیزو بسته بندی میکنیم
دی من یه کاری توی زیرزمین باهات دارم
به قدِ بلندت نیاز دارم من؟
آره، سریع، یالا خیلیخب
هی دنیس میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟
یه لطفی بکن
من اینجا باتری دارم دستت رو ببر سمتِ
آشکارگرِ کربن منوکسید و اینو سریع بنداز توش
آره، ردیفه هی چارلی، حالا که اومدیم این پایین
... میخواستم باهات در مورد ایدههامون حرف بزنم
و چقدر خنده داره که
این ایدهها میتونه از جاهای مختلف بیاد، میدونی؟
یکی ممکنه یه چیزِ خنده داری بگه
... و این میتونه جرقهی یک ایده باشه
هیس هیس هیس ... دی دهنت رو ببند
نه میدونم، ولی قبل از جلسهی داوری ... میخوام بدونم
دی خفه شو، خفه شو، خفه شو
آه، این نُت "سُل-دیز"ـه خیلیخب، فهمیدم فهمیدم
خرابه؟
چرا خفهخون نمیگیره؟ نه، داره دقیقاً کاری که باید بکنه رو
.انجام میده و مشکل همینجاست
این پایین یه عالمه کربنمنواکسید هست واسه همین نمیخوام
که اینجوری زنگ بزنه چی؟ چرا؟
خب راستش ... کاری که میکنم اینه که جلوی دریچههای تهویهی کوره رو میگیرم
و با اینکار زیرزمین پُر از گازهای خطرناک میشه
جونورهارو از بین میبره همیشه این کارو قبل از بازرسی انجام میدم
خطر نداره؟
چرا چرا خیلی خطرناکه
نباید خیلی این پایین بمونیم پس فقط باتریهارو بردار
و بریم اوه خدای من
آره درش بیار ... بعد یکاری که کن که به نظر بیاد
دهنت سرویس چارلی
تو روحش، برو خیلیخب، بریم بریم بریم
سرت گیج میره؟ آره
چرا صدای جیغ اومد؟
اوه نه، چرا زخمی شدی؟
دنیس منو چنگ انداخت مک داشت از اون روش استفاده میکرد
که میخواد اتفاقی سر حرفِ یه چیزی رو با من باز کنه
انگار من نمیفهمم !مثل مرد بیا پیش من
همهاش در مورد قوی بودن حرف میزنه ولی حتی نمیتونه تو چشمای من نگاه کنه
باشه
اینا واسه کفش چطوره چارلی؟ اوه نه فرانک، بی خیال پسر
اینجوری همه جا رو سیاه میکنی
نظرم در مورد چهارپایه عوض شد
نه چهارپایه نه. چهارپایه نباشه امکان نداره
فقط موضوع اینه که اون ایدهی من بود، دنیس
...یه جورایی مثل او قضیهی شلوارکِ جین ـه، که تو
!وقتی باهام حرف میزنی به من نگاه کن
گه توش
استیکها رو آوردند ایول
عجب کامیون بزرگی گُه. نه نه نه نه
نمیتونم بذارم این کامیون اینجا باشه
سلام، اینجا "خانهی استیکِ کارماینز" ـه؟
تابلو رو که میبینی داداش
اوه بچهها، اشکال نداره که من
یه چیزی اینجا بخورم، قبل از اینکه شروع کنیم؟ میخوای اینجا غذا بخوری؟
آره، میدونی، راه برگشت تا اوهایو طولانیه
و فکر کردم که یه کم قراره اینجا بمونم تا این همه استیک رو خالی کنم
خب، تو خیلی هم قرار نیست اینجا باشی
No comments yet. Be the first to leave one.