Totally Completely Fine

Totally Completely Fine

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Totally Completely Fine S01 COMPLETE 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Totally Completely Fine S01 1080p AMZN WEB-DL H 264-playWEB
Totally Completely Fine Season01 COMPLETE AMZN WEB-DL
Totally Completely FineSeason 01 AMZN WEB ALL Episodes
A Commentary by starn
💢 AMZN WEB تمامی قسمت‌ها | نسخه‌ی 💢

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
Published on: 2023-06-18
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫اوه، گندش بزنن.

‫چیه؟

‫چی می‌خوای؟

‫سلام، ویو.

‫پدربزرگ فوت کرده.

‫میای؟

‫قسمت بعدی، قسمت منه.

‫نه، باید برم.

‫کف حموم یکم خیس شده.

‫و سشوارت هم خراب شده.

« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی .:: Aren Zo ::.

‫آره، آره، آره، نخود ‫فرنگی و هویجو دوست داره

‫فقط با همدیگه باشه دوست نداره.

‫باید تو بشقاب‌های جداگونه بذاری‌شون.

‫اوه. سیب زمینی نه.

‫آره، نه، تنها راهی که می‌شه ‫اون سرتق رو علاقه‌مند کرد

‫اینه که قاشق غذا رو ‫مثل هواپیما سمتش برد.

‫اوه، باید برم.

‫فقط صدای پروانه هواپیما دربیار.

‫ببخشید.

‫لورا مشغول غذا دادن به اونه.

‫افتضاح به‌نظر می‌رسی.

‫فکر می‌کنی خودت خیلی ‫خوب به‌نظر می‌رسی، نه؟

‫باورت می‌شه؟

‫یه دقیقه قبلش اون زنگ ‌می‌زنه

‫که توضیح بده چطور ماشین ‫لباسشویی رو روشن می‌کنن

‫بعدش اون دیگه بین ما نیست.

‫از وقتی که این اتفاق ‫افتاده، همین‌طور بودم.

‫اوه، ببین، از اون ماست‌هایی گرفتم

‫که اون همیشه واسه‌مون می‌گرفت.

‫گفتم شاید خوب باشه.

‫همیشه از اینا به ‫دوقلوها هم می‌داد.

‫آره، هیچ‌وقت ازشون خوشم نمی‌اومد.

‫بیا.

‫چطور فوت کرد؟

‫تو خواب فوت کرده.

‫البته همین‌طوره.

‫خیلی باکلاسه لعنتی.

‫گفتن وقتی پیداش کردن

‫یه لبخند بزرگ رو چهره‌اش بوده.

‫آره، خب اونا اینو بهت گفتن، نه؟

‫چون قرار نیست بهت بگن که

‫پدربزرگت وقتی فوت کرده شبیه گالوم بوده.

‫چیکار می‌کنی؟

‫خوبم.

‫می‌دونم اون خیلی ‫باهات بدرفتاری می‌کرد.

‫آره، خب اون با همه ‫بدرفتاری می‌کرد.

‫آره، خب، احساس می‌کنم ‫هر چه سنم بالاتر می‌ره

‫راحت‌ترم می‌تونم ‫ناراحتی‌هامو بروز بدم.

‫اما تو؟

‫درباره پدربزرگ فوت کرده‌مون

‫جک از ارباب حلقه‌ها می‌گی

‫و به بدترین شکل ممکن بروزش می‌دی.

‫اون ۸۲ سالش بود و تو خواب فوت کرد.

‫یه‌جورایی رویاییه.

‫دلیل نمی‌شه که ناراحت نشیم.

‫اصلا ما اینجا چیکار می‌کنیم؟

‫همه اینا نباید بعد از مراسم ‫خاکسپاری انجام بشه؟

‫اوه، جان رو می‌شناسی.

‫اون می‌خواد کارهای ‫مربوط به مراسم رو انجام بده.

‫اول کارها رو مدیریت می‌کنیم ‫بعدش سوگواری می‌کنیم.

‫صبر کن ببینم. ‫جان کارهای مربوط به مراسم رو مدیریت می‌کنه؟

‫- آره، چطور؟ ‫- گندش بزنن.

‫چیه؟ فکر کردم شما دوتا ‫همه مسائل رو حل کردید.

‫آره، حل کردیم. ‫به روش خودمون.

‫از اون موقع باهاش صحبت کردی،‌نه؟

‫اوه خدایا. ویویان! ‫یه هفته شده!

‫سرم شلوغ بود!

‫چیکار می‌کردی؟

‫شما خوبید؟

‫خوشحالم دوباره می‌بینمت، ویویان.

‫فقط همین‌جا منتظر می‌مونم

‫تا غذا دادن به بچه‌ات تموم بشه.

‫اوه، خدایا.

‫درود!

‫بابت این ماشین عذر می‌خوام.

‫مفاصل لگنم عمل شده.

‫تا چه سرعتی می‌تونه بره؟

‫هر سرعتی که تو بخوای.

‫فقط چشماتو ببند و ‫از تخیلت استفاده کن.

‫دوست ندارم ضد حال بزنم

‫اما باید ساعت ۲ برگردم دفترم

‫پس وصیتنامه؟

‫- وصیتنامه‌ای هست؟ ‫- آه، بله. بله، بله، بله، بله.

‫همه چیز خیلی واضحه.

‫اجازه بدید اول بگم چقدر از بابت ‫شنیدن خبر فوت پدربزرگ‌تون متاسف شدم.

‫اون مرد بزرگی بود که به گلف هم علاقه داشت.

‫خیلی ممنونم.

‫دارایی‌ها چطوره؟

‫به‌عنوان قیم قانونی‌تون

‫تصمیم گرفته که اموال رو به طور مساوی

‫بین سه‌تایی‌تون تقسیم کنه.

‫همون‌طور که می‌دونید، پول زیادی نداشت

‫اما یه سری اشیا ارزشمند داشت.

‫حالا هندریکس

‫"فرد" و "جینجر" چوب‌های گلف موردعلاقه‌اش

‫به تو می‌رسه.

‫و جان

‫صندلی تکیه‌دار ماساژورِ

‫گرماده با جاذبه صفرِ والت به تو می‌رسه.

‫پسره‌ی خوش‌شانس.

‫و دیگه...

‫ویویان.

‫تو الان متولی خونه صخره‌ای اون

‫حوالی کرویس دالتونی.

‫بب... ببخشید.

‫خیلی ببخشید.

‫فکر کنم الان گفتید که، عه

‫اموال به‌طور مساوی تقسیم شدن؟

‫سه قسمت، بله.

‫دارم سعی می‌کنم متوجه بشم

‫که چطور ارزش یه صندلی تکیه‌دار ‫ماساژور گرماده با جاذبه صفر

‫با یه خونه کامل کنار ‫دریا برابری می‌کنه؟

‫شاید والت ارزش پولی رو در نظر نگرفته.

‫نمی‌خوام پشت سر مرده صحبت کنم، اما...

‫- چی؟ ‫- اما... اما... اما...

‫اما گاهی اوقات تصمیمات ‫اشتباهی می‌گرفت.

‫- جان... ‫- و... و مطمئن نیستم

‫که در حال حاضر ویویان

‫توانایی و شایستگی

‫مراقبت از یه ملک رو داشته باشه.

‫- شوخی می‌کنی؟ ‫- اون آس و پاسه

‫و اون هفته پیش کامیون غذای منو با یه سیگار

‫- سوزوند. ‫- یه سیگار الکتریکی لعنتی بود!

‫خیلی‌خب بچه‌ها، چطوره صبر کنیم تا...

‫- تصادفی بود. ‫- خیلی‌خب.

‫کشیدن سیگار الکتریکی با طعم بیکن

‫تو یه کامیون مواد غذایی ‫گیاهی، تصادفی به‌نظر می‌رسه؟

‫نه.

‫در واقع پرخاشگری ‫منفعلانه به‌نظر می‌رسه.

‫می‌دونی، از سر خوش‌قلبی‌ام

‫بردمش سر کار.

‫آتش شدیدتر می‌شه ‫و اون فرار می‌کنه.

‫نه، این‌طور نبود. ‫سعی کردم خاموشش کنم.

‫جدی، ویویان؟ ‫جدی؟

‫چرا باهام تماس نگرفتی؟

‫کجا بودی؟

‫خونه.

‫باید از آتشنشان می‌خواستم

‫دنبال ردی ازت تو تو حمص‌ها ‫و کیمچی‌های سوخته باشه.

‫می‌دونی، حالا که در ‫این مورد صحبت کردیم

‫فکر کنم شاید بهتر باشه

‫که ویویان ملک رو بفروشه

‫- خسارت منو بده. ‫- چی؟

‫نمی‌تونیم خونه اونو بفروشیم!

‫چرا؟

‫چون خونه مال اون بوده.

‫اوه، خب... خب حالا دیگه این ‫چیزها واسه‌ات معنی پیدا کرده، نه؟

‫چون من کسی بودم که به ‫این چیزها اهمیت می‌داد.

‫من کسی بودم که ‫می‌رفتم بهش سر می‌زدم.

‫تو اصلا هیچ‌وقت اونجا نبودی

‫و کنارش نبودی...

‫خب نمی‌تونیم آخرین ‫خواسته‌اش رو نادیده بگیریم

‫تا تو بتونی هزینه یه ون احمقانه رو بدی.

‫مسئله ون نیست...

‫پس چیه؟

‫لطفا بهمون بگو

‫قبل از اینکه به‌خاطر ‫تکون دادن بیش از حد

‫سرت از بدنت جدا بشه.

‫- این... این... ‫- چی؟

‫مسئله همه چیزه!

‫مسئله بی‌مسئولیتی توئه احمقه

‫که حتی حاضر نشدی موهاتو ‫واسه قرار امروزمون خشک کنی.

‫آب داره از پشتت می‌چکه.

‫نظر تو چیه؟

‫من... من ترجیح می‌دم چیزی نگم.

‫خیلی متاسفم.

‫مشکلی نیست. مسائل خواهر برادری دیگه؟

‫مهم نیست چند سالتون باشه

‫هر وقت همدیگه رو ببینید

‫با هم حسابی دعوا می‌کنید.

‫آره.

‫ویویان جوان! ‫فکر نمی‌کردم انقدر وقت‌شناس باشی.

‫خب، نظرت چیه؟

‫به‌نظرم با بقیه فرق داره.

‫آره. اما باید داخلش رو هم ببینی.

‫بیا، یالا.

‫اصلا نمای داخلی جذاب‌تره.

‫عصا به کارم اومد.

‫خیلی‌خب، اینم از این.

‫اینا رو از اینجا نمی‌برن وقتی که...

‫نه، نه.

‫هیچی رو از اینجا نمی‌برن.

‫شما خونواده‌اش هستید.

‫شما تصمیم می‌گیرید که چه ‫چیزهای رو می‌خواید نگه‌دارید.

‫خب...

‫اینا مال توئه.

‫یه نگاهی هم به حیاط نندازیم؟

‫ظاهرا داشته یه آلاچیق می‌ساخته.

‫نتونسته کاملش کنه.

‫میگن بین اون درخت‌ها هم منظره بدی نداره.

‫برو.

‫خیلی هم نیازی به این کار نیست.

‫خاک بر سرم!

‫آها، قبل از اینکه یادم بره.

‫والت ازم خواست یه کار ‫دیگه رو واسه‌اش انجام بدم.

‫ویویان

‫وقتی اینو می‌خونی

‫باید مرده باشم.

Totally Completely Fine subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left