The Lady Is Willing

The Lady Is Willing

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Lady Is Willing 1942 1080p BluRay x264 AAC- YTS MX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Lady Is Willing 1942 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خانم مدن، ممکنه یه امضا ازتون بگیرم؟

وای، خانم مدن، به نظرم شما محشرید!

خانم مدن، این آدرس منه. یه عکس برام می‌فرستید؟

خانم مدن، ممکنه یه امضا ازتون بگیرم؟

عصر بخیر. خانم مدن منزل نیستند.

اما من نماینده تجاریشون هستم.

و ایشون قصد خرید چیزی ندارند.

اِ... منو با کس دیگه‌ای اشتباه گرفتید.

من از اداره مالیات بر درآمد هستم.

آه. اِ... مالیات بر درآمد.

خب، بفرمایید داخل. بفرمایید.

بله، آقای گنسلر. متوجه شدم. خیلی زود.

اوه.

نگو که یه ماه دیگه هم تموم شد!

یه بخش کوتاه دیگه قبل از فیلم اصلی.

شما همون آقای سال ۴۰ هستید، نه؟

نه، من آقای سال ۴۱ هستم.

آه، بله. یادم اومد. آقای سال ۴۰ سبیل داشت.

ایشون اول و پانزدهم میاد.

شما هفتم و بیست و دوم میاید.

ممنون.

خب، ده هفته دیگه حسابتون صاف میشه.

اون وقت دیگه منو نمی‌بینید.

مگه تو خوابم!

اوه، اِ... می‌خواستم ازتون بابت بلیط‌های تئاتر تشکر کنم.

اوه، خانم مدن بازیگر فوق‌العاده‌ای هستن، مگه نه؟

اوه، بله، ایشون محشرن.

خب، دیگه من باید برم.

بیست و دوم می‌بینمتون.

بادی؟

لایزا، تویی؟

لایزا، تویی؟ آره. بادی؟

زود باش، دکتر خبر کن.

دکتر...؟ متخصص زنان و زایمان.

یه متخ...؟

لایزا، چی؟

ببین.

چی...؟ ا... ا... اون چیه؟

یه بچه.

خودمم همینو فکر می‌کردم.

عجله کن، بادی. یه آدم حسابی رو خبر کن.

ببین بهترین متخصص زنان و زایمان شهر کیه.

و اینا رو بگیر. یکم دیر شده.

برای متخصص زنان و زایمان، مگه نه؟

مدیر آپارتمان رو برام پیدا کن. می‌خوام سریع بیاد بالا.

و به یکی که درباره اسباب‌بازی سر رشته داره، زنگ بزن.

اما، من... خب،... اوه، بی‌خیال.

خودم به همه زنگ می‌زنم.

شاید منظورت دکتر اطفال باشه.

مدیر رو می‌خوام، لطفا و سریع.

مگه دلبر نیست؟

خانم مدن هستم.

میشه همین الان بیاید آپارتمان من؟

الان با وجود یه بچه، فضای بیشتری نیاز دارم.

بله، گفتم "یه بچه".

چی؟

آخه، این مسخره‌اس.

مگه تو قراردادم نوشته که نمی‌تونم بچه داشته باشم؟

آخه من چطور می‌تونستم بهتون بگم؟ خودم هم خبر نداشتم.

تا همین یه ربع پیش.

اوه، قوانین شما برای بچه داشتن برای من مهم نیست.

اونا که کلا چرندن.

اوه، یه لحظه صبر کنید.

تصادفا بهترین متخصص زنان و زایمان نیویورک رو می‌شناسید؟

متخصص زنان و زایمان.

دکتر بچه.

اسم چی بود دوباره؟

دکتر مک‌بین؟ دکتر کوری تی مک‌بین.

ممنون. عجله کن، بادی. دکتر مک‌بین، همین الان.

حدوداً خیابان شصت و خورده‌ای شرقی.

تو نشستی رُم آتیش بگیره و در تمام این مدت این طفل معصوم...

ممکنه از کن چیزی گرفته باشه.

برو خودتو ضدعفونی کن، کن.

با اون همه پولی که دست می‌زنی و همه چیز.

نمی‌دونستم بچه دارید خانم مدن.

نمی‌دونستید؟

مگه دوست‌داشتنی نیست؟ آره.

سلام. اوچی-کوچی کوچی-کوچی-کو!

لبخندش درست مثل شماست.

اوه، چقدر لطف دارید.

ها؟ اوه.

خب، دیگه من رفع زحمت می‌کنم.

خداحافظ.

اون آقای خوب کی بود؟

ایشون با یه درخواست ویژه اومده بودن اینجا.

از طرف فرانکلین دلانو روزولت.

واقعا؟ بله.

وقتی برگشتید واشنگتن، سلام منو به النور برسونید!

بله، خانم مدن.

لایزا، لطفا بهمون می‌گی کجا...

دکتر مک‌بین پشت تلفنه. بهش بگو سریع بیاد اینجا.

اوه، نه نه. گوشی رو بده به من.

دکتر؟ الیزابت مدن هستم.

میشه همین الان سریع بیاید اینجا و بچه‌ام رو ببینید؟

علائم؟ دکتر، اگه من علائم رو می‌شناختم...

که دیگه دکتر بودم نه بازیگر.

چه سنی؟

حدود دو.

اوه، دکتر، لطفا همین الان سریع بیاید اینجا.

به جای اینکه اینطوری با من بحث کنید.

آدرس ۲۵ ایب شرقی، اوه... خیابان ۸۵ام.

خیابون ۸۵ام. ممنون. چه حماقتی از من.

خب، فکر می‌کردم دیگه چیزی نمی‌تونه منو متعجب کنه.

لیزا، میشه لطفا ذهنتو از اون بچه برداری و محبت کنی بهمون بگی

این هدیه الهی که قاپیدی مال کیه؟

مگه فوق‌العاده نیست؟

مگه بی‌نهایت زیبا نیست؟

مگه حس نمیشه...؟ بله، بله، بله، بله.

ولی مال کیه؟

مال منه. اوه.

حالا، آروم باش.

اوه، دست از این همه قربون صدقه رفتن اون بچه بردار

و بهمون بگو از کجا آوردیش.

من بردمش.

کن؟ یعنی ربودیش؟

اوه، کن، چه افکار پلیدی داری.

و تو نفوذ بدی روش داری.

بادی، وقتی مدیر اومد اینجا، یادم بنداز بهش بگم

که یه سری کارگر بیاره و اون بار رو همین الان بردارن.

اینجا برای یه بچه در حال رشد جو مناسبی نیست.

خب، میشه فقط چند دقیقه نذاری بزرگ بشه؟

من باید خودم رو آماده کنم تا از قانون لیندبرگ نجاتت بدم.

کن؟

خب، چیه؟

حداقل شاید اون بطریِ...

جـ ـی ـن

اوه، لیزا، لطفا بشین پایین.

و بیا منطقی صحبت کنیم.

حالا، هر چقدر هم که دلت بخواد

نمیتونی بدون مجوز پرورشگاه کودکان بی سرپرست بازی کنی.

حالا، بشین و، امم...

همه چیزو برای بابا و ماما تعریف کن.

بله.

حالا، بهمون بگو.

دقیقا از کجا بچه رو ربودی؟

کن؟ من ازت خواستم که از اون کلمه وحشتناک استفاده نکنی.

من اون رو نربودم. من فقط بردمش.

داشتم از تئاتر با یه تاکسی تو خیابون هشتم برمی‌گشتم.

می‌دونی، اون محله وحشتناکی که پر از خونه‌های اجاره‌ای ترسناکه.

یه ترافیک وحشتناکی بود.

ماشین پلیس و همه چیز بود.

واسه همین از تاکسیم پیاده شدم تا ببینم قضیه چیه.

اوه، البته.

یه ایتالیایی خیلی هیجان‌زده داشت با چند تا پلیس حرف می‌زد.

و یه عده‌ای این کوچولوی عزیز و دلبر رو رها کرده بودن.

تو یکی از اتاق‌هاش.

می‌تونی تصور کنی کسی اینقدر بی‌احساس باشه؟

خب، نگران نباش فرشته کوچولو.

حالا مامان پیشته.

اِ... یه ایتالیایی هیجان‌زده داشت با چند تا پلیس حرف می‌زد؟

و جو داشت جوری گریه می‌کرد که دل آدم رو کباب می‌کرد.

جو؟ این چیزیه که تصمیم گرفتم صداش کنم.

جو برای جوانا.

عجیبه. بامزه‌ست.

جوانا مدن.

پس، به پلیس گفتم "اون بچه رو بده به من"

"تو بلد نیستی چطور بغلش کنی."

و تو بلدی؟ البته.

هر زنی بلده چطور یه بچه رو بغل کنه.

غریزه مادری.

مثل... مثل دکمه دوختن یا تخم مرغ هم زدن.

اوه، مواظب باش، جوی عزیزم. مامان پیشته.

همون لحظه‌ای که بغلش کردم

گریه‌اش قطع شد و بهم لبخند زد.

ما برای هم ساخته شدیم.

پس من فقط رفتم بیرون، سوار تاکسی شدم

و اون رو آوردم خونه، جایی که بهش تعلق داره.

حالا، گوش کن. بیا همین الان اون رو تحویل مقامات ذی‌صلاح بدیم.

چی؟! شاید بعداً بتونی اون رو به فرزندی قبول کنی.

و بذارمش تو یه موسسه سرد و دلگیر؟

شاید هفته‌ها طول بکشه تا بتونم دوباره بگیرمش؟

عمراً. کن: خب

جای دلیل و برهان نیست.

جوانا خونه‌ست. و اینجا میمونه.

خانم لیز! اون یه بچه‌ست که اونجاست؟

نگاه کن، مری لو. مگه اون یه فرشته نیست؟

فرشته‌ای مستقیم از بهشت.

مگه نه، صورت خندون؟

خانم لیز، این فرشته صورتی مال کیه؟

مال منه، مری لو.

مگه فوق‌العاده نیست؟ همه مال منه.

پس واسه همین بود که پارسال فرستادی مرخصی؟

حتی به مری لو پیر هم اعتماد نداشتی.

تو واقعاً یه دختر زیرکی، خانم لیز.

ولی، مری لو نباید فکر کنی که من...

اوه، نه، مری لو.

اونجا، آقا. اوه، ممنون.

اوه، ببخشید. من باید برم مغازه.

من دکتر مک‌بین هستم. اوه، اشکالی نداره.

فقط بفرمایید داخل، آقا.

من کل مهدکودک رو صورتی کم‌رنگ و آبی دریایی می‌خوام.

و اون در به اندازه کافی پهن نیست. بذارین بزرگترش کنن.

تا بتونیم کالسکه جوانا رو

هر وقت خواستیم ازش رد کنیم.

و، بادی اسباب‌بازی‌ها رو یادت نره.

ولی، خانم مدن، میخوام متوجه بشید

که من باید یه مجوز ویژه از مالکین بگیرم.

من اجازه ندارم به خانواده‌های بچه‌دار اجاره بدم.

من نمی‌خوام دخالت کنم

ولی من برای یه اورژانس اینجا احضار شدم. من دکتر مک‌بین هستم.

The Lady Is Willing subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left