Street Food

Street Food

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Street Food S01 NF WEB-DL DDP5 1 H 264-BdC
Street Food S01 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-BdC
Street Food S01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-BdC
A Commentary by Dark Passenger
►► زیرنویس اختصاصی فیلیمو

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
Published on: 2020-05-09
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 160 lines.

‫رستوران من نسبتا کوچیکه

‫و من هنوز بیرون غذا می پزم

‫به هرحال هیچکس به خاطر ‫محیط رستوران به اینجا نمیاد

‫اونا برای طعم خوب غذا میان اینجا

‫میان چون که غذای اینجا خوشمزه هستش

‫وقتی از مردم راجع به بانکوک بپرسی

‫یه شهر گرم و مرطوب تصور می کنن

‫که پر از غذاهای عجیب و ترافیک شلوغی هستش

‫اما در صدر چیزهایی که گفته شد

‫غذای خیابونی هستش

‫غذای خیابونی مهم ترین وجهه بانکوک هستش

‫غذای خیابونی یع وعده ای هستش که ‫میشه حین خوردن صحبت و بحث کردش

‫اینجا مکان مورد علاقه من هستش

‫دیوونه شدی ‫اینجا مکان مورد علاقه منه

‫همه میتونن بیان و غذا بخورن

‫همیشه طوری هست که انگار مهمونیه

‫یه جورایی همه رو دور هم جمع میکنه

‫یکی از محل هایی تو زندگی ‫تایلندی که دموکراسی اجرا میشه

‫وقتی که صف کلاس ها داره شلوغ میشه

‫یا وقتهایی که همه سرشون تو گوشی ‫هست و انگار تو یه دنیای دیگه هستن

‫غذای خیابونی تنها گزینه باقی مونده هستش

‫که مردم رو کنار هم میاره

‫سر راه خونه دلشون نودل میخواد

‫یا شاید هم زردچوبه هندی بخوان

‫اما چند سال پیش

‫دولت حکم محدودیت برای غذای خیابونی صادر کرد

‫دولت میگفت فروشنده ها فضای ‫افراد دیگه رو اشغال میکنن

‫و به اونا زالو میگفتن

‫اما فروشنده اونجا هستن چون که مردم میخوان

‫بامزه هستش که در همون ‫موقع دولت سعی داره تا بگه

‫فروشنده ها مثل زالو و انگل هستن

‫یه نفر به نام جی فای هستش

‫جی فای احتمالا معروفترین رستوران ‫غذای خیابونی توی دنیا هستش

‫و اون ملکه غذای خیابونی هستش

‫اون هم توی تایلند که ‫پره از غذای خیابونی

‫اون ظرف هایی از ماهی معمولی رو برمیداره

‫و اونا رو تبدیل به چیزی می ‫کنه که قبلا اونطور نبودن

‫ملت برای مزه کردن تام یام اون صف میبندن

‫نودل سوخاری

‫و مخصوصا املت خرچنگ

‫در واقع اون رو با لقب خانم املت میشناسن

‫یه خانم 73 ساله که میتونه ‫اینکارا رو مدیریت کنه

‫روزها پس از دیگری

‫مردم بهش لطف نمیکنن

‫وقتی اجازه میدن تو پیاده رو غذا بپزه

‫بلکه اون داره لطف میکنه

‫که برای مردم داره غذا میپزه

‫حتی وقتی که بچه بودم

‫صبح ها با فکر کار بیدار میشدم

‫هر روز دوست دارم همینطوری کار کنم

‫من هر روز 10:30صبح از خواب ‫بیدار میشم

‫کارمندام هم موقع ظهر بهم ملحق میشن

‫درسته که پیرم اما به خاطر داشته باش

‫"شاید تو جوونتری ولی من قوی ترم"

‫حدود 2:30 بعد از ظهر شروع به ‫آماده شدن میکنم

‫وقتی به سمت دکه خودم میرم

‫باید حواسم جمع باشه

‫راجع به هر غذایی که سرو میکنم ‫به شدت دقیق هستم

‫همه چیز باید بی عیب و نقص باشه

‫مهم نیست چقدر خستم ‫یا چه اتفاقی برام افتاده

‫خودم همه غذاها رو می پزم

‫میخوام بهترین باشن

‫چون من فقط یه آشپز خیابونی نیستم

‫یه سرآشپزم

‫بانکوک یه جورایی محل تقاطع هستش

‫ثبات زیادی داره

‫تا بیشتر از پیش مدرن بشه

‫به همین خاطر شهر میخواد ‫پیاده رو ها رو خالی کنه

‫به آشپزهای خیابانی اکثر محله ها گفته شده

‫تا به یه جای دیگه برن

‫این یه جورایی تخریب اکوسیستم هستش

‫چون که این غذاهای خیابونی ‫قرن هاست که وجود دارن

‫برادر بزرگم اولین کسی بود ‫که غرفه نودلمون رو

‫در جاده 38 سوخومویت زد

‫اونموقع ها،بیش از سی سال پیش

‫اون محل پر از مشروب فروشی بود

‫بعد از اتمام مهمونی هاشون ‫خیلی دیر وقت اونا برای غذا خوردن میومدند

‫و ما تا ساعت 4، 5 صبح غذا میفروختیم

‫سال پیش مالک در اینجارو تخته کرد

‫بیشتر همکارامون کنار کشیدند ‫وبه زادگاهشون برگشتند

‫ولی مشتریای ما همچنان تقاضا داشتند

‫"سلام،سلام،کجایید؟ ‫دوباره شروع به فروش میکنید؟"

‫برادرم پیشنهاد کرد غرفه ‫رو کنار خونمون راه بندازیم، به صرفه تر بودش

‫خریدار ها دلتنگ غذاهامون میشدن ‫و تاکسی میگرفتن تا به اینجا بیان

‫قیمت نودل 60 بات بود ‫ولی هزینه ی تاکسی بیش از300 بات!

‫اونا از اینجا اومدن و خوردن غذا های ‫ما راضی بودند،ما هم از دیدن اونا

‫اونا اون موقع نودل تخم مرغی ‫با چنگال خرچنگ سرو میکردن

‫اما مشتری های جدید وسع مالی ‫برای خرید خرچنگ رو ندارن

‫الان به جای خرچنگ، گوشت معمولی سرخ میکنیم

‫و نودل تخم مرغی ها هم رو کره ای میکنیم

‫به همراه پودینگ و سبزیجات

‫که باز هم خوشمزه میشه

‫اونا خیلی خوش شانس هستن

‫مشتری هاشون هر مانعی رو رد می کنن

‫تا آشپزها براشون غذا بپزن

‫من تو زاغه بزرگ شدم

‫توی یه محله بد پشت بازار

‫مادرم توی بازار فرنی و نودل برنج میفروخت

‫اون باید خیلی میفروخت

‫پدرم معتاد بود

‫بعضی وقتها از خونه فرار می ‫کرد و ما نمیدونستیم کجا میره

‫پس من شروع به خیاطی کردم

‫پارچه را تمام روز برش میدادم ‫اتو میکردم و تمام شب لباس می دوختم

‫برای اینکه بتونیم غذایی ‫برای خوردن داشته باشیم

‫حدود 10سال خیاطی کردم

‫با اینجور کارا زمان میگذروندم

‫و خوش بودم

‫اما بعدها،یه روز موقع برش زدن و دوختن

‫بوم،پله ای نزدیکی من فرو ریخت

‫همه جا آتیش گرفته بود

‫همه فریاد میزدن "فرار کنید"

‫من به بیرون فرار کردم نگاهی به عقب انداختم

‫همه چیز از بین رفته بود

‫همه چیزم توی آتیش سوخت ‫من موندم و پیژامم

‫چرخ خیاطی و ابزارم به فنا رفت

‫بیست سالم بود ...

‫نمیدونستم باید چیکار کنم

‫بعد از اون همراه مادرم میرفتم ‫تا نودل توی بازار بفروشه

‫بهش کمک میکردم

‫یک روز،متوجه شدم اون و ‫خواهرم چقدر کند آشپزی میکنن

‫حدود 4،5 تا مشتری معطل بودن ‫ تا غذاشون آماده بشه

‫نا امید بودم

‫بهش گفتم میخوام آشپزی کنم

‫مادرم گفت تو نمیتونی

‫"باشه فکر میکنی از پسش بر نمیام؟"

‫اون شب ماهیتابه رو برداشتم

‫و شروع کردم به سرخ کردن نودل

‫هر شب تمرین آشپزی میکردم ‫و بعد غذا رو میخوردم

‫یه روز روغن رو ریختم توی ماهیتابه ‫و یادم رفت

‫وقتی روغن سوخت ‫همشو ریختم دور

‫خیلی عصبی شدم،نودل هارو ‫توی ماهیتابه با عصبانیت تفت میدادم

‫گرما به تنهایی اونارو خوب برشته میکرد

‫و نیازی به روغن نبود

‫عطر و طعمش فوق العاده شد

‫روز بعد

‫ماهیتابه مادرم رو برداشتم

‫اجازه داد ازش استفاده کنم

‫مسئولیت همه چی بر عهده من بود

‫وقتی شروع به پخت و پز کردم ‫مشتری ها متوجه استعداد من شدن

‫از اون به بعد من مسیرم رو پیدا کردم

‫- اینا نودلای برنج من هستن؟ ‫- بله

‫دوباره وزنشون کنین

‫من 1 کیلو میخوام،این نزدیک 2 کیلو هستش

‫این قارچ ها نسبتا کوچیک هستن

‫دو تیکش کنید نه سه تیکه

‫عاشق هر وعده غذایی ام که میپزم

‫ترجیح یا تعصبی ندارم

‫باید عاشقانه پخت و پز کنین به درستی

‫با همه جزئیات

‫مخصوصا تام یام

‫مواد باید رسیده و خوش طعم باشه ‫این خیلی مهمه

‫برای پختن آبگوشت با تعدای استخون شروع میکنی

‫و بعد استخونای بیشتری اضافه میکنی

‫فلفل،سس ماهی و آبلیمو هم اضافه می کنی

‫میدونی چقدر خوشمزست؟

‫- بله ‫- میشه غذای دیگه ای پیشنهاد کنین؟

‫نظرت راجع به نودل یا تام یام چیه؟

‫باشه،خوب یه تام یام میخوام

‫تام یام یه ترکیب فوق العاده از ‫گیاهان و ترشی های طبیعی هستش

‫احساس می کنم تا حالا غذای تایلندی نخوردی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left