Sherlock

Sherlock

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Sherlock(Unaired Pilot)720 & 1080 BluRay
A Commentary by SepehrRed90
مترجم : م . کمال SepehrRed90 : هماهنگی زیرنویس

Tags

BluRay
720
1080
Published on: 2015-05-21
Downloads: 103
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اوضاع وبلاگت چطوره؟ - خوبه ، خیلی خوب -

چیزی هم توش نوشتی؟ - نه ، هیچی -

جان ، ممکنه مدتی برات طول بکشه تا به زندگی عادی خو بگیری

مسلماً

و نوشتن راجع‌به اتفاقاتی که برات میفته خیلی می‌تونه کمکت کنه

هیچ اتفاقی برای من نمی‌افته

"Sherlock" فصل 1 Unaired Pilot : قسمت 0

تا جایی که دیدیم هیچ علامتی روی جسد نیست

مدارک شناسایی هم نداره - مثل بقیه -

دقیقاً مثل بقیه

به اون که زنگ نمیزنی ، نه؟

آخه خودمون از پسش برمیاییم خودمون می‌تونیم موضوع رو حل کنیم

تو برو به کارت برس

من بازرس لِستراد هستم لطفاً به محض گرفتن این پیغام با من تماس بگیر

فکر کنم بهت احتیاج داریم

جان...جان واتسون

اِستَمفورد هستم ، مایک اِستَمفورد - صحیح -

با همدیگه به دانشگاه بارتز میرفتیم - اوه آره ، متأسفم مایک . سلام -

آره بابا ، میدونم . چاق شدم - نه ، نه -

شنیده بودم خارج از کشور و توی خط مقدمی

چه خبرا؟

تیر خوردم

هنوزم به دانشگاه بارتز میری؟ - حالا دیگه اونجا تدریس می‌کنم -

دانشجوها عین همون‌موقع‌های خودمون باهوشن

ازشون متنفرم اوضاع تو چطوره؟

همینطوری توی شهر پرسه میزنی تا خودت رو جمع و جور کنی؟

با حقوق ارتش که نمی‌تونم توی لندن خونه بگیرم

خب ، چرا یه همخونه پیدا نمی‌کنی؟

آخه کی حاضر میشه با من همخونه بشه؟

چیه؟

تو دومین نفری هستی که امروز اینو بهم گفته

اولی‌ـش کی بوده؟

چقدر تازه است؟

تازه رسیده . 67 ساله ، مرگ طبیعی بوده

قبلاً اینجا کار می‌کرد . جسدش رو اهدا کرده می‌شناختمش . مرد خوبی بود

بسیارخب ، کارمون رو با شلاق سوارکاری شروع می‌کنیم

روز بدی داشتی؟

باید بدونم در طول 20 دقیقه آینده چقدر بدنش کبود میشه

زندگی یه آدم به این موضوع بستگی داره . بهم پیامک بده

...ببین ، می‌خواستم ببینم میشه بعداً

چرا رژ لب زدی؟ تا چند دقیقه قبل که نزده بودی

فقط یه‌کم پُررنگش کردم

ببخشید ، چی می‌فرمودید؟

می‌خواستم ببینم می‌خوای یه قهوه بخوری؟

بدون شیر با دو قاشق شکر لطفا برام بیارش بالا

باشه

از دوران دانشجویی ما خیلی تغییر کرده

خیلی بیشتر از اونی که فکر می‌کنی

مایک ، میشه تلفنت رو قرض بگیرم؟ مال من آنتن نمیده

خب ، چرا از خط ثابت استفاده نمی‌کنی؟

ترجیح میدم پیامک بزنم

ببخشید ، توی کتم جا گذاشتمش

بفرمایید ، مال منو استفاده کنید

اوه ، ممنونم

این دوست قدیمی منه...جان واتسون

افغانستان یا عراق؟

افغانستان...ببخشید ، از کجا فهمیدید؟

اوه ، قهوه رو آوردی . ممنونم مالی

پس رژ لبت کجا رفت؟

خیلی بهم نمیومد

جدی؟ به نظر من که خیلی بهتر شده بودی

اینطوری دهنت خیلی کوچیکتر میشه

باشه

مشکلی با ویولن نداری؟ - ببخشید ، چی؟ -

من وقتی فکر می‌کنم ویولن میزنم و گاهی تا چند روز هیچی نمیگم . با این موضوع مشکلی نداری؟

آخه هم‌خونه‌ها باید بدترین خصوصیات اخلاقی همدیگه رو بدونن

تو بهش چیزی گفتی؟ - نه ، چیزی نگفتم -

پس کی بهت گفته قراره ما هم‌خونه باشیم؟ - خودم -

امروز صبح به مایک گفتم برای من به سختی هم‌خونه پیدا میشه

حالا اون بعد از نهار با یه دوست قدیمی اومده اینجا که واضحه تازه از خدمت توی افغانستان مرخص شده

حدسش چندان مشکل نبود

از کجا موضوع افغانستان رو فهمیدی؟

یه خونه قشنگ توی مرکز لندن چشمم رو گرفته

با همدیگه از پس مخارجش برمیاییم فردا بعدازظهر همدیگه رو ساعت 7 می‌بینیم

ببخشید ، من عجله دارم

فکر کنم شلاق سوارکاری‌ام رو توی سردخونه جا گذاشتم

همه‌ـش همین؟ - همه‌ـش چی؟ -

ما تازه همدیگه رو دیدیم . همینطوری میریم باهم یه خونه رو اجاره کنیم؟

مشکلی هست؟

ما اصلاً همدیگه رو نمی‌شناسیم من نه اسمت رو میدونم

نه اینکه کجا قراره همدیگه رو ببینیم

میدونم که یه دکتر ارتشی و از خدمت توی افغانستان مرخصت کردن

برادری داری که نگرانته ولی برای کمک گرفتن پیشش نمیری حالا یا شاید

چون به عنوان یه الکلی تأییدش نمی‌کنی و یا اینکه چون به تازگی همسرش رو ترک کرده

و میدونم روانشناست معتقده علت لنگیدنت یه بیماری روحیه نه جسمی و منم باهاش موافقم

فکر کنم همینقدر برامون کافی باشه ، مگه نه؟

اسمم شرلوک هولمزه و آدرس محل قرار شماره 221 ب خیابان بِیکِره

بعدازظهر بخیر

آره ، همیشه همینطوریه

خانم هادسون صاحبخونه‌مونه

آه ، آقای هولمز - شرلوک صدام کن لطفاً -

بهمون یه قیمت خوب پیشنهاد کرده آخه بهم مدیونه

چند سال پیش شوهرش توی فلوریدا به مرگ محکوم شد

من تونستم بهش کمک کنم - یعنی شوهرش رو از مرگ نجات دادی؟ -

نه ، من کاری کردم اعدام بشه

شرلوک

بفرمایید تو . بفرمایید

ممنون

اینجا می‌تونه خیلی قشنگ بشه واقعاً که قشنگه

بله ، منم دقیقاً همین فکر رو می‌کنم

برای همین قبلاً اسباب‌کشی کردم - البته باید این آت و آشغال‌ها رو جمع کنیم -

پس اینا همه وسایل توئه؟

فکر کنم بتونم یه‌کم جمع و جورشون کنم

اون جمجمه واقعیه؟

دوست منه . البته از نظر من دوستمه

نظرتون چیه دکتر واتسون؟

اگه 2تا اتاق خواب بخواید یکی هم طبقه بالاست

البته که 2تا اتاق خواب لازم داریم

اوه ، ناراحت نشو . همه جور آدمی این اطراف هستن خانم تِرنِر همسایه‌مون یه زوج متأهلش رو داره

اوه شرلوک ، چرا همه جا رو به‌هم ریختی؟

دیشب توی اینترنت راجع بهت تحقیق کردم

چیز جالبی پیدا کردی؟

وب سایتت رو...علم استنتاج

به نظرت چطور بود؟ - نسبتاً جالب بود -

نسبتاً؟

نوشته بودی می‌تونی یه طراح نرم‌افزار رو از روی کرواتش و یه لوله‌کش بازنشسته رو از روی شصت چپش تشخیص بدی

بله ، ضمناً می‌تونم از روی صورت و پات بفهمم ارتشی هستی

و از روی موبایلت بفهمم که برادرت الکلیه

هنوز هیچی نشده همه جا رو ریخته به‌هم

چطوری؟ - مگه مقاله‌ام رو نخوندی؟ -

اون مقاله چرند بود

ولی من فهمیدم که الکلیه حتی فهمیدم که همسرش رو ترک کرده

قضیه این خودکشی‌ها چیه شرلوک؟ فکر می‌کردم این یکی در تخصص توئه

حالا شدن 4تا

بله ، اتفاقاً کاملاً در تخصص منه

این تخصص تو واقعاً چی هست؟

پنجمی هم اتفاق افتاده

این‌دفعه کجاست؟

بریکستون لاریستون گاردِنز ، میای؟

پزشک قانونی کیه؟ - اندرسون -

اندرسون باهام کنار نمیاد

خب ، اون که دستیارت نیست - ولی من دستیار لازم دارم -

بالاخره میای یا نه؟

با ماشین پلیس نمیام پشت سرتون میام

متشکرم

فوق‌العاده است

فکر می‌کردم امشب حوصله‌ام سر بره

راستش رو بخواید وقتی تلویزیون برنامه نداره هیچی بهتر از یه قاتل زنجیره‌ای نیست خانم هادسون

من دیر میام . شام برام درست کنید

من صاحبخونه‌ات هستم عزیزم ، نه خدمتکارت

غذای سرد هم باشه عیبی نداره . جان ، یه فنجون چای بخور . فکر کن خونه خودته . منتظر من نمونید

چقدر شاد و شنگوله شوهر منم همینطوری بود

ولی معلومه شما از اونایی هستید که بیشتر دوست دارن بشینن

من برات چای میارم . تو استراحت کن

لعنت به این پا

ببخشید ، واقعاً عذرمی‌خوام ...فقط گاهی این پای لعنتی‌ـم

میدونم چی میگی عزیزم منم کمر درد دارم

یه فنجون چای بیارید ممنون میشم - فقط همین یه بار عزیزم ، من خدمتکارتون نیستم -

اگه بیسکوئیت هم بیارید ممنون میشم - خدمتکار نیستم -

تو یه دکتری ، در واقع دکتر ارتشی

بله

خوب بود؟

خیلی خوب

حتماً جراحت‌های زیادی دیدی و مرگ‌های وحشتناک

خب ، بله

شرط می‌بندم توی دردسر هم افتادی - البته ، بله . برای هفت پشتم بس بوده -

زیاده از حد هم دیدم

بازم دوست داری ببینی؟ - وای خداجون ، آره -

پس دنبالم بیا

ببخشید خانم هادسون ، من چای نمی‌خورم . دارم میرم

هردوتون میرید؟

وقتی بالاخره یه سری قتل باحال پیدا شده خوب نیست توی خونه بشینیم

ببین چقدر هم خوشحاله پس انسانیت کجاست؟

کی به انسانیت اهمیت میده؟

بازی تازه شروع شده خانم هادسون

تاکسی

خب ، معلومه سئوالایی داری - کجا داریم میریم؟ -

به صحنه جرم ، یه نفر رو کشتن . سئوال بعدی؟

تو کی هستی؟ شغلت چیه؟ - خودت چی فکر می‌کنی؟ -

...می‌خواستم بگم کاراگاه خصوصی - ولی؟ -

پلیس سراغ کاراگاه‌های خصوصی نمیره

من یه کاراگاه مشاورم . تنها کاراگاه مشاور دنیا چون خودم این شغل رو اختراع کردم

حالا معنی این چیه؟

یعنی وقتی پلیس‌ها مغزشون جواب نده

که تقریبا همیشه همینطوره با من مشورت می‌کنن

پلیس‌ها با آماتورها مشورت نمی‌کنن

وقتی دیروز برای بار اول دیدمت پرسیدم افغانستان یا عراق و تو تعجب کردی

از کجا میدونستی؟ - نمیدونستم . دیدم -

ممنونم

صورتت آفتاب سوخته است ولی فقط تا پایین مچ دست‌هات

پس خارج از کشور بودی ولی نه کنار ساحل

مدل موهات و نوع ایستادنت داد میزنه که ارتشی هستی

...اون حرفی هم که وقتی وارد اتاق شدی زدی

از دوران دانشجویی ما خیلی تغییر کرده

یعنی توی بارتز درس خوندی

پس معلومه دکتر ارتش هستی

وقتی راه میری بدجوری می‌لنگی ولی وقتی می‌ایستی تقاضای صندلی نمی‌کنی چون یادت میره که مشکل داری

خب پس حداقل یه بخشی از مشکلت روحیه ، نه جسمی

این یعنی مشکلت از یه مشکل روحی به وجود اومده

پس در حین خدمت زخمی شدی

خب ، کجا ممکنه یه دکتر ارتش آفتاب سوخته و زخمی‌شده باشه؟ یا افغانستان یا عراق

گفتی که روانشناس دارم

وقتی لنگیدن ناشی از مشکل روحی داری پس لابد روانشناس هم داری

...حالا میرسیم به موضوع برادرت

بفرمایید ، مال منو استفاده کنید - ممنونم -

تلفنت گرونه ، ایمیل هم داره و همینطورم پخش موسیقی

و تو دنبال همخونه هستی پس پولت رو بالای یه همچین چیزی نمیدی

پس این یه هدیه است

خراش برداشته ، نه یکی بلکه چندتا اون هم به مرور زمان

پس مدت طولانی با کلید و سکه‌های مختلف توی یه جیب بوده

More Farsi Persian subtitles for Sherlock

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left