Release info

Cunning Single Lady E06 2014
A Commentary by N@aNa@
(نغمه)N@aNa@:ترجمه و زيرنويس

Tags

other
Published on: 2014-03-20
Downloads: 43
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت 6

کمک مي خواي؟

باهم بخونيد. باهم بخونيد

♫ ، نگاه کردن به چشمانت ♫

♫ ،مثله رويا مي مونه ♫

♫ ، از ميان همه مردم جهان ♫

♫ شايد اين رويا فقط نصيب من و تو شده باشه ♫

♫ نمي دونم شايد اين يک معجزه باشه ♫

♫ وقتي که در آغوش تو هستم ♫

♫يه دنياي جديد ُ حس مي کنم ♫

♫ ، نمي دونم قبل از شناختن تو

♫ ،چطوري زندگي مي کردم ♫

♫ !حتي نمي دونم بدون شناختن تو زندگي ميکردم ♫

♫ زندگي بود يا مردگي ♫

♫ ، چطوري تونستيم همديگرو ناديده بگيريم و از هم بگذريم♫

♫ ،وقتي که انقدر به هم نزديک بوديم ♫

♫چقدر زمان عاشق شدنمون ♫

♫ کوتاه بود, ♫

♫به من اعتماد کن ♫ ♫ بهت اعتماد مي کنم ♫

♫ تا آخر دنيا با تو مي مانم ♫

♫ چقدر به دنبال من گشتي ♫

♫ کجا ناپديد شده بودي ♫

♫ دعاهاي منو شنيدي ♫

♫خوب به دعاهام گوش دادي ♫

♫ حالا که داريم توي اين دنيا زندگي مي کنيم ♫

♫ وقتي که اتفاقي منو ديدي و از کنارم رد شدي ♫

♫اميدوارم بتونيم با يک نگاه اين جوري همديگرو♫

♫بشناسيم ♫

راسي مدير چا

مي تونم ازتون يه سوالي بپرسم؟

بله

...شنيدم دليل اينکه شما ازدواج مجدد نکرديد

اينه که همسر قبليتون خيلي اذيتتون کردن

حقيقت داره؟

اُه نه

اُه نه

درسته، مگه نه؟

دوست ندارم درباره همسر سابقم صحبت کنم

جريان چيه؟ مگه اگه حرف بزني چه اتفاقي واسه من مي يوفته؟

آروم باش

حتي ارزش اينو نداره که درباره اش حرف بزنيم

فقط وقت تلف کردنه

،درباره مشکلات زناشويي

بايد حرف دو طرف ُ بشنوي

مگه چيزي مي دوني؟

يه چيزيايي هست

ولي مطمئن نيستم بتونم بگم يا نه

چيه؟

،شنيدم وقتي مدير چا توي شرايط سختي بودن

همسر سابقشون خيلي تلاش کردن تا همايتشون کنن

واسه اينکه اين شرکت ُ تاسيس کنه باعث شد که

زنش خيلي فداکاري کنه

شايعه فقط شايعه ست

آه، واي، همين طوره

واي، مگه ميشه مدير عاملمون همچين آدمي باشه؟

....اون شخص مستقيما

من اينو از کسي که زن سابق مدير ُ خوب ميشناسه شنيدم

اينکه اوضاع همسر سابقش

خيلي بده. و خيلي هم ناراحته

احتمالا بايد درست باشه - حتما همين طوره

آئه را، معلوم هست چته، چرا اين جوري مي کني؟

مگه چيکار کردم؟

فقط چيزي که شنيده بودم ُ گفتم

ديگه بهتره بريم

دير وقته

مدير چا

بايد بهمون بگيد

شايعه اي که من شنيدم

حقيقت داره يا نه؟

بله

حقيقت نداره

نداره؟

نه، نداره

،نمي دونم از اون شخص چي شنيدي

ولي برو بهش بگو که الان حقيقت ُ مي دوني

همسر سابقم

هيچ حقي نداره که اين جوري صحبت کنه

- خب - بله

راحت باشيد

!چا جئونگ وو

مدير عامل

چطوري با اين سنش حد خودش ُ نمي دونه آخه؟

مست مي کنه و احمقانه رفتار مي کنه

نگرانشي؟

من؟ نگران اون؟

عمرا

حتي اگه انقدر مست کنه که روي زمين خوابش ببره و

انقدر حالش بد بشه که تو کيفش بالا بياره

عزيزم، عزيزم، عزيزم

حالت خوبه؟

مي خواي ماشين ُ نگه داريم

الان ديگه نگه داشتن ماشين چه فاييده اي داره

وقتي ديگه بالا آورده؟

اي واي، حالا ماشينم بو گند مي گيره

معذرت مي خو... معذرت مي خوام

حواسم بهش بود

آه، يه بار بالا آوردم. دو باره که بالا نمي يارم

اُه، دلم مي خواد بميرم

واي، از دست تو. چرا انقدر مي خوري که مست شي؟

تا اينجا کولش کردي؟

،آره ديگه... کولش کردم

و يوقتايي مي ذاشتمش زمين که خستگي در کنم

يه جاهايي هم با خودم کشوندمش

راسي... شما همکار آئه را هستيد؟

بله. ببخشيد خودم ُ معرفي نکردم

من گوک سئونگ هيون هستم

واه، خيلي از آشناييتون خوش بختم

چرا اون دختر عوضي بهم نگفته بود که

همچين همکار خوش تيپي داره؟

مي خواي قبل از رفتن يه فنجون چايي ميل کنيد؟

نه، ممنونم

دير وقته. درست نيست يه مرد توي خونه اي که فقط خانما خيلي بمونه

ولي حتما يه روز ديگه براي خوردن چايي مي يام

يادتون نره ها. حتما ميام

بله. حتما تشريف بياريد

اون پسره خيلي خوب تربيت شده

از سوپ برنجتون لذت برديد؟

بله. ممنونم خواهش مي کنم

خواهش مي کنم. خواهش مي کنم

خوش اومديد. براي اين ميز جلبک بيار

اُه، بله يکم آب بياريد - بله

اون سو چئول آشغال داره چيکار ميکنه؟

اينجا چيکار مي کني؟ حتي تو آوردن سوپ ها هم کمک نمي کني؟

بابا، در حال حاضر سوپ برنج که اهميتي نداره

،بايد الان که رستوران شلوغه ازش فيلم برداري کنيم

که بعدا ازش براي تبليغات رستورانمون استفاده کنيم

بابا، بيا باهات مصاحبه کنم

،به عنوان مدير يه رستوراني که 15 ساله داره فعاليت مي کنه

يه جمله غرور آميز درباره سوپ برنجمون بگو

آهاي

اينجوري که زشته بيام جلوي دوربين

♫ ،مثه باد وزيدي و آمدي ولي نمي توني مثه شبنم بري ♫

♫نپرس♫

♫ .نپرس که سشوار کجاست ♫

♫ ،نپرس ♫

♫...نپرس چرا ♫

واي، معلوم هست اينجا داري چيکار مي کني، سرمون خيلي شلوغه؟ داري وقتتو جلوي آيينه تلف ميکني

خيلي خب. خيلي خب

واه، چه تصادفي

من اين رستوران ُ مي شناسم

....من يه ساله

ده ساله که مشتريشونم

غذاشون عاليه

بفرست

ديگه چيه؟ دارم مي فرستمش ديگه، انقدر گير نده

،فقط نگو خوشمزه است

بنويس "توي اون رستوران سوپ برنج بود که خاطره ديدن عشقم رقم خورد"

خب، از اين چيزا هم بنويس

من همچين خاطره اي ندارم

اُه، بي خيال

تو هميشه تو و بيرون رستوران ما منتظر دانشجوهاي حقوق بودي

،بو ئون ها، يادته من چه کامنت هاي باحالي براي مرکز خريد آنلاينت مي ذاشتم

الان بايد دِينت ُ بهم ادا کني

دختره عوضي. خيلي حسابگره

،رستوران خيلي عاليه

...ولي اخلاق دختر صاحب رستوران خيلي

واي

چرا اين اينطوري شده؟

مرتيکه بي مصرف. واقعا که

از غذاتون لذت برديد؟

براي چي دوشاخه يخچال ُ از تو برق در آوردي!؟

يخچال کار نمي کنه

واي. اصلا عقل تو اون کله ات هست!؟

اگه مواد غذايي تو يخچال خراب بشه مي خواي چيکار کني؟

آهاي زن. اگه قرار باشه مواد غذايي ظرف نصفه روز خراب بشن

که کيفيت مواد غذايي توليد کشورمون زير سوال ميره

مگه نه؟ - يله، بله، بله

فقط يه بار ديگه اين کار ُ بکن

رسيد نمي خوام

بله. ممنون. بازم تشريف بياريد. ممنونم

بله، تيم فروش موبايل، من پي سونگ هي هستم

مسئولش الان توي اداره نيست

چي؟

يعني چي؟

يه مشکلي پيش اومده. گزارش دادن که يکي از مشريان رستوران سوپ برنج تو بيمارستان بستري شده

اُه، بله، بله

نمايندمون داره ميره اونجا و داريم شرايط ُ بررسي مي کنيم

بله، بله. واي

مسموم آشوب راه انداخته مي گه مدير عامل بايد بياد

فکر کنم کارمون ساخته ست

اُه سرم

واي

اين چايي جاسمينه. براي اعصابتون خوبه

چرا همچيز بهم ريخته؟

مي گن يه احمق که يه سنگ بندازه تو چاه صدتا عاقل هم نمي تونن درش بيارن

مدير گروه، شما که بخاطر اين اتفاق سرزنش نمي شيد، مي شيد؟

آهاي، چطور مي توني...؟

اين يه اتفاق غير منتظره ست

مگه ميشه همه تقصيرا رو گردن مدير گروه بندازن؟ خيلي بي معنيه

خب آخه اين جريان که اتفاقي نبوده

منظورت چيه؟

...بررسي رستوران سوپ برنچ اومده طبق بررسي ها معلوم شده که

اون رستوران مال والدين نا آئه را بوده

چي؟

واسه پروژه اش رستوران خودشو معرفي کرده

اگه اين موضوع پخش بشه، يه سري سوء تفاهم هاي بي معني بوجود مياد

اما سئونگ هيون درخواست داده بوده

ما هم بعد از تصميم گيري انتخابش کرديم

ولي آئه را پيشنهادش کرد

راسي، مدير گروه، فکر نمي کنيد بايد اين جريان ُ به رئيس لي گزارش بديم؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left