The Devil Judge

The Devil Judge (악마판사)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Devil Judge E06 HDTV(NEXT)
A Commentary by SisiMovieTeaM
💙ترجمه اختصاصی سایت سی سی مووی💙

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2021-07-19
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این درام، بر پایه روایتی داستانی است از ضد آرمانشهرِ خیالی کره و همه اسامی، سازمان ها و حوادث در آن ساختگی می باشند

Editor :MehrFa =MehrFa_Sara_Jalal.95_Ph_Setareh_My4Dken_Negar=

هنوزم خوشکل هستیا

...نکنه تو

سلام؛ ارباب یوهان

گا اون؛ بیدار شو

گا اون؛ پاشو دیگه

گا اون

گفتم بلند شو

الهه

چی شده این وقت شب؟

یو هان هنوز نیومده

چی؟

همین که شنیدی! یوهان خونه نیست

از صبح دارم چک میکنم ولی نیومده خونه

یعنی کجا رفته؟

از اینکه یوهان نیومده خونه می ترسی؟

من کِی گفتم ترسیدم- شاید پیش دوست دخترش باشه-

...یوهان از وقتی که اون تصادف رخ داد

حتی یک شب هم بیرون نمونده

داغه؛ مواظب باش

چیه؟

کودوم خونه ای اینقدر سرده؟

تازه الکی هم بزرگه

از یوهان راضی هستی؛ آره؟

چی؟- اینطور به نظر میرسه

کمکش کردی یه زندان توی آمریکا پیدا کنه

فکر کردم این کارو کردی چون میدونستی یه هدف خاصی پشتشه

واسم جالبه- جالب؟-

...اوم. فقط میگم

اگه واسش قطعش میکردن، جالب تر نمیشد؟

الحق که عین خودشی

اینطور نگو

...یو هان

هر چیزی که بهش نزدیک باشه رو نابود میکنه

من نمیخوام همچین آدمی باشم

دقیقا منظورت چیه؟

انگاری خانمِ پرستار چیزی بهت نگفته

یو هان از بچگی همینطور بود

کاری کرد خدمتکاری که دوسش داشت خودشو از طبقه دوم بندازه پایین

...بابامم که اونطور شد

و همینطور من

هیچ عوض نشدی

هنوزم جایگاه خودتو نمیشناسی و روی هر چیزی دست میذاری

ای بابا، ارباب یوهان

تازه دارین منو میشناسین؟

خدای من

چطوری اینجا همه چیز اینقدر خوشکله؟

فکرشو نمیکردم همچین دنیایی وجود داشته

دنیایی پر از این چیزای خوشکل

اینقدر جنجال به پا نکن و کارتو یاد بگیر

چطوری میتونم اینجوری زندگی کنم؟

باید دوباره به دنیا بیام؟

رئیس از بچه های پرحرف متنفره

اگه نمیخوای پرت شی بیرون، دهنتو بسته نگه دار

ارباب یوهان چی؟

چطوری آنقدر خوشتیپ و خوش قیافه اس؟

چطور اون آقائه تونست یکی مثل ایشون رو توی زیرزمین حبس کنه؟

!ساکت

یکم بخورید ارباب یوهان

برای شما درستش کردم

ممنونم

وقتایی که رئیس این اطراف نیست، میتونین بیاین بیرون

گوش به زنگ وایمیسم

منو دوس داری؟

بله

چقدر دوسم داری؟

بله؟

چقدر منو دوست داری؟

زیاد. خیلی زیاد

واقعا؟

پس میتونی از اینجا بپری؟

بله؟

میتونی این کار رو به خاطر من بکنی؟

واقعا؟

!سون آه

تو خیلی بدجنس بودی

من خیلی دوستت داشتم

چه مسخره

فکر میکنم یه چیز دیگه رو دوست داشتی

اگه من جای تو بودم این کار رو نمیکردم

ارباب یوهان

اگه گیرت بندازن، بد تموم میشه واست

اون نمیدونه چطوری باید ببخشه

الان نگران من هستین؟

شما نگرانم هستین، آره؟

...من خیلی دوستتون دارم. ولی

شما از من تنفر دارین؟

چه عجیب

این روزا چیزا ناپدید میشن

واقعا؟

راستشو بخوای یه چیزی هست که اذیتم میکنه

!چی؟

مطمئن نیستم که اینو بهتون بگم یا نه

ولی این روزا ارباب یوهان اغلب مواقع محل اقامتشون رو ترک میکنن

در حالی که رئیس بهشون گفته که توی زیرزمین بمونن

اینطوریاس؟- آره. من نگرانشونم-

اوهوم

نمیتونی اونو ببری

اون متعلق به مادرِ اسحاقه

اون خیلی براش ارزش قائله

اگه بهش دست بزنی، هرچی رو که دیدم میگم

ای بابا. فقط داشتم نگاش میکردم چون خیلی خوشگل بود

اگه به وسایل مربوط به معشوقه رئیس دست بزنم

ایشون منو میکشن

منو دوست داری؟

پس میتونی از اینجا بپری؟

چی؟ این چیزیه که اتفاق افتاده؟

ارباب یوهان، چه حافظه خوبی داری خیلی باهوش هستی

من واقعا دوستت داشتم

من عاشق همه چیزای زرق برقی هستم

و هنوزم دوسشون دارم

واقعا؟ باید سخت کار کرده باشی

...پس یعنی الان خدمتکاری هستی که برای بنیاد کار میکنه

و از اونجا هم دزدی میکنه؟

تو جدا باور نکردنی هستی

...از شر برادر احمقت خلاص شدی

...و دخترش رو نجات دادی تا بهت شک نکنن

و نقش یه قهرمان رو بازی کردی

نمیتونم جلوی خودمو بگیرم و عاشق نشم

چرا فکر میکنی یوهان اینکار رو کرده؟

نباید دلیلی داشته باشه؟

کامپیوترش- کامپیوترش؟-

وقتی دوازده سالم بود

واسه سرگرمیِ، خودم کامپیوتر یوهان رو هک کردم

یه پوشه مخفی اونجا بود

پس توش رو نگاه کردم

ولی، اون اونجا بود

تقاضانامه لغو قرارداد بود

به علاوه، روزی که پر شده بود

یک هفته قبل از آتیش سوزی بود

تنها چیزی که برام مونده

....یوهانه،ولی

...برای من

سنخنرانی درباره گذشته رو تموم کن

و بهم بگو که چی میخوای؟

باید بگم؟

اینکه نقش یک قاضی رو بازی کنی یا بری دنبال چا کیونگ هی

اصلا واسم مهم نیست

ولی ازت میخوام که از بنیادمون دور بمونی

...تو داری سعی میکنی که

یه مزرعه گوسفند که مردم زیادی برای درست کردنش تلاش کردن رو خراب کنی

مسائل خونه رویایی؟

باید یه پروژه درخشان باشه

من و تو عین همدیگه هستیم

اگه به قلمرو همدیگه تجاوز نکنیم

میتونیم یه عالمه کار باحال انجام بدیم

اگه جای تو بودم این کار رو نمیکردم

اینکه اینجوری زمانمو هدر بدم

بهتره که فقط منو بکشی تا زمانی که فرصتشو داری

هرچه سریع تر

...چون

دیگه هیچ وقت نمیتونی منو اینجوری گیر بندازی

اگه تو اینجوری ای

تهدید بی ثمره

...چون من هیچی ندارم

که بخوام ازش محافظت کنم

اینطوریاس؟

طفلکی

این چه عکس العملیه؟ تو کسی بودی که تزریقش کردی

سرنگ ها منو بیشتر از هرچیزی میترسونن

اوه البته

جه هی

ارباب یوهان رو برسون خونه ـشون

چی؟

همونطور که گفت، چرا همینجا تمومش نمیکنی؟

نه

فقط یه گرگ میتونه با سگ گله گلاویز بشه

هرچی هیاهویی که کانگ یوهان درست میکنه بیشتر باشه

پیرپاتالای بنیاد بیشتر به من تکیه میکنن

ولی بازم این دوستمون یکم زیادی نترسه

تو چیزی نداری که بخوای ازش محافظت کنی؟

همچین آدمی وجود نداره

دیشب کجا رفته بودین قربان؟

الان داری تو زندگی خصوصیم دخالت میکنی؟

پیش یه زن سختگیر بودم. میخوای جزییات رو بشنوی؟

اون موهام رو گرفت و بوسیدم

نه ولش کن

گا اون

بله؟

برام بیارش

چی؟

برام بیارش

بله، بله

این یکی؟- آره-

رامیون برای صبحانه؟

بپزش و برام بیار

الهه

رامیون من کجاست؟

بیا به جاش برنج بخوریم

برنج؟

قربان،بفرمایید بخورید

چرا یهو برنج؟

منصرف شدم

بیا مثل مردم عادی غذا بخوریم

من آشپزی کردم تا هزینه موندنم رو پرداخت کنم

!خیلی طولش نده !سریع تر قربان

آه؛ چته؟

کسی بهش نگفته بود غذا بپزه.خیلی فضوله

داری لبخند میزنی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left