The first 200 lines.
شـــب تــنــهــاســت
*پنج سال بعد*
اسم کاملش جاتيل ياداوه
اون يه بازرسه
ببين چقدر خوشتيپه
پوست تيرهاي داره
چي؟ پوست تيرهاي داره -
اما قلب مهربوني داره
!مامان
!چي شده؟ برو کنار چرا عکس من رو نشون اون دختره دادي؟ -
بهت گفتم که يکم لبخند بزني اما تو اين نگاه عبوس و عنق رو تحويلم ميدي
ببين عکست چطور از آب در اومده
مگه من تو رو منع نکرده بودم؟
عروسي همکارمه دوستام و همکارام اينجان
منم آرزو دارم که تو رو به عنوان داماد روي اون صندلي و جايگاه ببينم
!آقاي ياداو، زنده باد هند
زنده باد هند، آقاي ميشرا حالتون چطوره؟
خوبم با مادرم آشنا بشين-
سلام خانم سلام -
من مانوج کومار ميشرا هستم کي ميخوايد رئيس ما رو زن بديد؟
تنها مجردي که توي ايستگاه پليس ما باقي مونده
اينم همسر منه، سلام کن سلام -
اون هم نياز داره که يه خانواده داشته باشه
به محض اينکه يه دختر خوب پيدا کنيم و ايشون هم بله رو بدن
براتون دعوتنامه ميفرستم
بيا، من ميرسونمت خونه
به اين زودي ميخواين برين؟ !هنوز شام رو نياوردن
بياين بريم چات بخوريم *نوعي
بلند شو سونو بريم -
بيا سونو، مگه چات نميخواستي؟ بيا بريم -
زود باش سونو بيا -
"بالاخره اومد، عزيزدل من اومد"
"بالاخره اومد، عزيزدل من اومد"
"عزيزم با کجاوه به در خونه من بيا"
"بالاخره اومد، عزيزدل من اومد"
"النگوهام ازم ميپرسن که عشق بداخلاقم کي مياد"
"بدون اون شادي در زندگي من نيست" "حياط خونه برام مثل يه زندان ميشه"
الان بايد خودم غذام رو گرم کنم
اما تو هميشه عجله داري که يه کار احمقانه بکني يا من رو سرافکنده کني
...تو غذاي عروسي رو رد کردي
بعد از اون، يه غذاي سرد گيرت مياد پسرم
چرا عکس من رو نشون اون دختر ميداديد؟
نديديد چه ندل لباسي پوشيده بود؟
فکر ميکنيد اون به سليقه من ميخوره؟
سرت پر از افکار چرت و پرته
من يه دختر نجيب ميخوام
که شخصيت خوبي داشته باشه
کي از محدوديتهاي اين دختر توي خونه و بيرون از خونه خبر داره؟
تو هميشهي خدا ناراضي هستي
هيچوقت هم يه دختر خوب گيرت نمياد
براي همين دخترها رو محکوم ميکني
اين همه ساعت ميشيني توي اينترنت با دخترا چت ميکني چي؟
اگر همه نگران يه نفر باشن اون بيچاره چه چارهاي داره؟
در ضمن من دخترا رو آنلاين براي ازدواج ميبينم خودت خواستي، ميتوني چک کني
...من !رمز رو بگم؟ برو خودت ببين -
چرا بايد چک کنم؟
تو يه فرشته خوشگل ميخواي
خوشگل و باکره که هر دفعه دهنش رو باز ميکنه، دعا بخونه
از کجا همچين دختر فوقالعادهاي رو پيدا کنم؟
...يکي با رفتار خوب
و ظاهر نجيب
چيز زيادي نميخوام
عشق رو نميشه برنامهريزي کرد پسرم
اين چرت و پرت محضه
بهرحال بحث يه عمر زندگيه
من معتقدم که شريک زندگي کسي که از زندگي در کنارش لذت ببري
کسي که باهاش کنار بياي نه کسي که دنيا تاييدش کنه
دارم بهت ميگم، ظاهر ممکنه گول زننده باشه
بله قربان؟
خودم رو ميرسونم قربان
اول غذات رو بخور
زنده باد هند قربان اول غذات رو بخور -
سرگرد ارشد تماس گرفت ميتونست همه چيز رو بشنوه
!اول غذات رو بخور دارم ميخورم
بازرس جاتيل ياداو
بله سلام، بيايد داخل
اينجا چه اتفاقي افتاده؟
صاحب اين منزل آقاي تاکور راگوبير سينگ فوت شده
من برادرزنش رامش چوهان هستم
اينجا جشن بوده؟ بله -
امروز روز عروسي راگوبير سينگ بود
راگوبير سينگ؟
بله، ازدواج دومش
خواهر من سالها پيش فوت شد
لطفا بيايد، جسدش طبقه بالاست
تو کجا ميري کاران؟
!اين کارانـه، پسر راگوبير سينگ... کارونا
!کارونا !بله دايي -
لطفا ببرش داخل جناب بازرس اومده
کاران بيا داخل
تو چت شده؟
دارم بهت ميگم غذات رو بخور
جشن ساعت 9 تموم شده و شام بعد از اون بوده
...بعد از نيمه شب متوجه شديم اون دو تايي که بيرون ديدي بچههاش هستن
مراقب شيشه شکسته باشيد
!چوني
اين کثيف کاريا ديگه چيه؟
چراغ افتاد
منتظر يه زمان خوشيمني تا تميزش کني؟
اگر يکي روش پا بذاره چي؟
من تمام خردهها رو جمع کردم
هر کاري مامان ميگه انجام بده بحث نکن
امروز همه بشدت احساساتي شده بودن
بله، ميتونم ببينم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: الهه و استرايک - ويرايش: سانابينگ
اونا از اداره پليس اومدن
بازرس جاتيل ياداو
ويکرام سينگ هستم برادرزاده راگوبير سينگ
اون جنازه رو پيدا کرد
آقاي ميشرا، ايشون رو طبقه بالا بيار همراهم بيايد -
گفتيد نه چيزي دزديده نه گم شده
تا جايي که من ديدم همه چيز دست نخورده مونده
به جزء خودشون
کي اينجا رسيدين؟
ساعت 12... نه 12:30
چند نفر ميخواستن به معبد برن براي همين به من زنگ زدن
...وقتي برگشتم، اينجا ديدمش زنگ زدن؟ پس شما اينجا نبوديد؟ -
من رفته بودم جاده امجي تا نامزدم رو برسونم خونه
چه ساعتي؟
ساعت 9:30
و چه ساعتي برگشتي؟ حدود 11... يا 11:15 -
از اينجا تا جاده امجي 15 تا 20 دقيقه طول ميکشه
چرا انقدر دير کردي؟
راستش الان فصل ازدواجه
توي تمام خيابونها که ميري دارن جشن برگزار ميکنن
يکيشون همين الان داشت از اينجا عبور ميکرد
چه ساعتي؟
...ساعت 10- 10:30
فکر کنم... اين منطقه ساعت 11 ساکت بشه
آخرين نفر کي ايشون رو زنده ديد؟
من پشت تلفن باهاش صحبت کردم
حدوداي ساعت 11:30
اين تلفن ايشونه؟
آقاي ميشرا بله قربان -
به اداره زنگ بزن
و ازشون کيتهاي پزشکي قانوني ارسالي از دهلي رو بخواه
آمادهاند قربان، اما ما هنوز ياد نگرفتيم چطور ازشون استفاده کنيم
!زنگ بزن آمبولانس چشم قربان -
و در اتاق رو قفل کن چشم قربان -
اين کجا نگهداري ميشد؟
اين مال خودش بود
بياين تا بهتون نشون بدم
به محض اينکه ديدمش متوجه شدم که تفنگ راگوبيره
توي اين قفسه نگهداري ميشد
يکي شيشه رو شکسته و برش داشته
حتما با اين شيشه رو شکستن
چرا بهش دست ميزني؟ !زود باش سريع برش گردون سر جاش
...شيشه زيادي شکسته
...يه گلوله شليک شده
...با اينحال
هيچکس صدايي نشنيده؟
اين منطقه که ديدين
توي مراسم عروسي کلي تير هوايي ميزنن
همه يه تفنگ همراهشون دارن
از بايد کجا متوجه بشن صداي شليک از کجا بوده؟
تو برادرزن ايشوني، درسته؟ بله -
از همسر اولش؟
بله و البته قيم پسرشون هم هستم
اون توي يه مدرسه شبانهروزي در گاليور درس ميخونه
راگوبير ازم خواست کاران رو بيارم براي همين همراهش اومدم
از اين طرف
بياين
و قربان، اين يه مسير ديگهست
اين پلهها به تراس ميرسن؟
اون بالا تانکر آبـه
قبلا از بيرون آب مياوردم براي همين يه تانکر اونجا گذاشتيم
شما اينجا بمونيد
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
قربان
داماد مرحوم، آقاي سيسوديا برگشته و هياهو به پا کرده
همه فکر کردن اين يه شوخيه؟ گوش کنيد -
فکر کرديد اين يه شوخيه؟
شما فقط يه گوشه بشينيد و دست روي دست بذاريد اون همهمون رو به گدايي ميندازه
!همهتون رو به گدايي مياندازه
بره به جهنم به حرفم گوش کنين -
هيچکس توي جايگاهي نيست که بتونه اون زن رو بندازه توي خيابون
لطفا !شماها سر جاتون بمونيد و خيره نگاه کنين -
لطفا !ولم کن! ولم کن -
!فقط صبر کن و ببين، بره به درک
!تو ديگه خر کي هستي؟ بکش کنار
!برو کنار
... اين سر خر ديگه کيه !بهش شليک کن -
بهش شليک ميکنم به چه جراتي به من دست زده؟
آرومش کنين
آروم ولم کن برم -
گوش کن، بيا بريم داخل !به چه جراتي بهم دست زدي؟ برو کنار -
!ميخواي بهم دست بزني؟ زود باش! امتحانش کن
!زود باش
يه چيزي رو خوب توي مُخـت بکن
بعد بابات، من بزرگ اين خونه ام
!فقط من
...داماد
مامان
يه چيزي رو واضح به همهتون ميگم
ميخوام روي اين قتل تحقيقات انجام بدم
من تصميم ميگيرم کي دستگير بشه و کي ميتونه بيرون بره
پس هيچکس بدون اجازه من از اينجا بيرون نميره، فهميدين؟
!هيچکس
آقاي ميشرا، اطلاعات تمام افراد رو بگير چشم قربان -
اجازه هست بيام داخل؟
No comments yet. Be the first to leave one.