The first 120 lines.
Anime Lord چنل انیمه ها AMLDsub چنل زیرنویس javati ترجمان
ببین خواهر! تاج گل درست کردم
چقدر عالیه، ورمیل!
تو هم کار قشنگی کردی
میل بهم نشون داد که چجوریه
ممنون. این منو خوشگل تر نشون میده؟
واقعا زیباست، انگار قراره ازدواج کنی
ورمیل وقتی دختر بچه بود...
اون خوشحال به نظر نمی رسه؟
ها؟
اون الانم خوشحاله
اما خوشحالی که اون زمان احساس می کرد با خوشحالی که الان احساس می کنه فرق داره
دوباره وقت خواهرمو تلف میکنی
منصفانه نیست
منم میخوام بغلش کنم
منم همینطور
خانوادشن
اونا از یه خون نبودن، اما به معنای واقعی خانواده اش بودن
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت نسخه ی اورجینال دنبال کنید anime_lord_ir مارا در فضای مجازی
بیخیال، ورمیل، اینجوری میخوری آخر خودتو خفه میکنی
دیدی من بهت چی گفتم؟
خورشتت فوق العاده خوشمزه اس، میل
پ ن پ
برای اینه که از هر انگشتم یه هنر میباره
اوه آره امروز یه تاج گل درست کردم درست مثل اون چیزی که بهم نشون دادی
خواهر واقعا دوستش داشت
آره میدونم اون درست کنارت نشسته
خواهر، لازم نبود اونو برای شام بزاری سرت
چرا که نه بعد از همه، ورمیل اونو مخصوص من ساخته
میل! منم میخوام یکی درست کنم
منصفانه نیست! منم همینطور
خوبه، تاج از طرف لین و کیت ؟
چطوری میخوای سه تاج رو همزمان بذاری؟
چند ثانیه لطفا
اصلا گوش کردی؟ وقتی نداریم
اون تو صومعه ای مخروبه تو حومه شهر زندگی می کرد
فقیر، آره، اما همیشه خوشحال
اون دوران شادترین لحظات زندگیش بوده
اون افراد خانواده ورمیل بودن
ما نمی داویم که اون چجوری به سرپرستی اونا دراومده
اون گفت از زمانی که یادش میاد با اونا بوده
من یه شیطانم؟
برای همینه که من این شاخ ها رو روی سرم دارم؟
درسته، اما هیچ اشکالی نداره
واقعا؟ شیاطین بدن، نه؟ میل گفت اونا بدترین دشمنان خدان
هوم... حق با توعه، بعضی شیاطین کارهای بد می کنن
تو با خدا دوستی، درسته خواهر؟
چرا با من مهربونی؟ من یه شیطانم
معلومه خب
تو عضوی از خانواده مایی
همین؟
همین. تو، میل، لین و کیت...
تا وقتی که ما پنج نفر با هم هستیم من از هیچکس نمی ترسم، حتی از خود خدا
بیا، تموم شد
مرسی خواهر جونی
به زودی باید یاد بگیری که چجوری این کار رو خودت انجام بدی، خوبه نه؟
خواهر میدونست اون یه شیطانه
البته که میدونست
اما اون تنها بود
این دورانی بود که شیاطین معروف و ترسناک بودن
انسانها خیلی بیشتر از امروز از شیاطین میترسیدن
زن پارچه ای که به رغم بندگی خدا از ورمیل مراقبت می کرد
مطمئناً ویژگی های یه قدیس و داشت
صبر کن
اگه خانواده داشته، پس چرا ورمیل تصمیم گرفت خودشو مهر و موم کنه؟
حال و هوای خوف و بدتر شدن و حس میکنی؟
حست درسته بهتره خودتو برای چیزی که تو آینده میاد آماده کنی
اونجاست
شیطان
بیا، چیزی بگو، شیطان
از شهر ما برو، شیطان
آره واقعا فکر میکنی میتونی با ما انسانها معاشرت کنی؟!
بس کن... بس کن لطفا
وقتی شروع شد که چندتا بچه محله شاخ هاش و دیدن
عصبانی هستی؟
البته که عصبانیم! چطور جرات می کنن باهاش اینجوری کنن؟
پس نباید خاطرات بعدی رو ببینی
ها؟ منظورت چیه؟
هی، شما دلقک های کوچولو!
داری با ورمیل چیکار میکنی؟!
لعنتی، میله
فرار
حالت خوبه، ورمیل؟
اون حرامزاده های کوچولوی مسخره اما این دیگه قلدری حساب میشه
میل...
ورمیل! صبر کن تو...
صبر کن، میل!شاخ های من فقط...
من... من بد نیستم...
ببخشید! نمیخواستم بهت دروغ بگم...
من واقعا شرمندم
ببخشید
نگران نباش
همه چی درست میشه
میل...
راحت استراحت کن
من کنارتم
من...خواهر بزرگتم
بریم خونه. بریم پیش بقیه
بیا بیرون
ای شیطان پست
چطور جرات کردی این همه سال ما رو فریب بدی
ما کنار یه شیطان زندگی نمی کنیم
شیش، کار بهتری برای انجام دادن ندارن؟
این شایعه الان تو سطح شهر پخش شده، چه انتظاری داشتی
حرومزاده ها، خیلی زیادن
خواهر، اوم...
مشکلی نیست، ورمیل
تو خیلی دختر خوب و مهربونی
من می دونم که خدا ما رو نجات میده
همه چی درست میشه
بازم به مرگ دیگه
شیطون و بیار بیرون
بیا
بچه شیطان کجاست؟!
ما می دونیم که اونجاست
بچه ام و از من گرفتی
برو بیرون ای آشغال شیطان
چرا بدتر شد؟
این شهر درگیر طاعون بود که ده ها نفر از مردمش و کشت
اما-!
No comments yet. Be the first to leave one.