The first 200 lines.
آدرس پیج اینستاگرامی ما bolymovie
پس از چندین سال اعتراض
استعمارگران بریتانیایی که بیش از سیصد سال بر هند حکومت کرده بودند
با اعطای استقلال به هند موافقت کردند
قبل از ترک هند بریتانیایی ها
اسناد قانونی تنظیم کردن که سند مالکیت اونها بر منابع باشه
اونها توی هند حفاری می کردن
اونها با این کار منابع رو از بین میبردن
با این قراردادها سود بیشتری کسب میکردن
یکی از اونها نخ های پنبه ای سینگادو بود
قربان- اینو بگیر-
اینا مدارک نخ های پنبه ای سینگادو هستن
تا سی سال بعد از استقلال
میتونیم یه بند به قرارداد اضافه کنیم
و همچنان سود ببریم
درسته، من این مدارک رو دیدم
ولی اضافه کردن این بند اوضاع رو پیچیده میکنه
اصلاً قربان ، بزارین توضیح بدم- حتماً-
پنبه ای که توی سینگادو رشد میکنه جزو سفید ترین پنبه هاست
بیشتر از دو قرن ئه که مردم روستا دارن پنبه میکارن
هیچ محصولی کیفیت محصول اونا رو نداره
بعد از اینکه ژنرال رابرت کنترل سینگادو رو به دست گرفت
توی ده سال اخیر
مردم رو وادار به اضافه کاری کرد و دویست میلیون پوند سود به دست آورد
چون ما دلیل این افزایش سود بودیم
سود زیادی کسب کردیم
اگه تا سی سال دیگه همین کار رو ادامه بدیم
فکر میکنی بشه با سودی که رابرت کسب کرد برابری کنه؟
اینو بینین
قربان این لیست افراد ماست که توی منطقه ی تاینیلی کار میکنن
که شامل سانگدو جامین
و بازرس پولیانگادی کاریکالان میشه
مردم روستا تحت کنترل اونا هستن
با کمک اونا میتونیم همون مقدار بهره وری رو داشته باشیم
باشه، ادامه بده
مدارک توافق رو قبل از
قبل از جلسه ی نهایی نهرو مونت باتان توی پونزدهم آگوست آماده کن
ژنرال رابرت باید از طرف دولت انگلستان
حق امضا داشته باشه
به رابرت بگو فوراً بیاد به مجلس بریتانیایی پولیانگادی
فقط چهار روز فرصت داریم
از حالا کار رو برای سینگادو شروع کنین
سینگادو - پولیانگادی
اداره ی پلیس پولیانگادی
این چه حرفی ئه؟
یعنی میگی مردم سینگادو نمی دونن
که هند قراره استقلال پیدا کنه؟
حقبا شماست قربان
از پونزده آگوست که استقلال تصویب شد
داریم سعی میکنیم با ژنرال رابرت تماس بگیریم
ولی موفق نشدیم
خط های تلفن مدام قطع و وصل میشن
در ضمن من برای مواقع اضطراری اینجام
مگه کسی به اینجا سر نمیزنه؟
این اطراف تا شصت کیلومتر کوهستان هست
حداقل دوازده ساعت راهه
بعدش هم یه جنگل بزرگه
سالی دو بار یه نفر رو میفرستیم تا پنبه ها رو از اونجا بیاره
دو ماه یه بار
یکی از روستایی ها میاد بازار شهر
و چیزهایی که ژنرال میخواد رو تهیه میکنه
به جز اون
این روستا ارتباطی با بیرون نداره
باشه افرادت رو بفرست تا رابرت رو بیارن پیش من
نمیشه توی شب غیر مسلح سفر کرد
فردا صبح میفرستم شون
ببین ژنرال رابرت اسم تو رو واسه ی فرماندهی منطقه پیشنهاد داده
چهار روز دیگه تو مسئول روستا میشی
این کار خیلی ضروری ئه
به افرادت بگو این نامه رو بدن به ژنرال
از مردم چیزهای ترسناکی شنیدم
یعنی ژنرال رابرت همچین آدم وحشتناکی ئه؟
فرض کن بری پیش چنگیز خان یا هیتلر
و بهشون بگی دیگه قدرتی ندارن و باید برن
ما هم یه همچین چیزی قراره به رابرت بگیم
در جریان کشتار جالیناوالا باغ
رابرت به رجینالد دایر پیشنهاد داد که
برای ترسوندن سی هزار نفر به دو هزار تا شون شلیک کنن
به جای دیدن مردمی که کشته شدن
رابرت مثل شیاطین از این کار لذت میبرد
کلی آدم از ترس موقع فرار توی جمعیت مردن
چون به خاطر اون اتفاق اعتراضات زیادی به راه افتاد
رابرت رو به سینگادو منتقل کردن
پونزده سال پیش رابرت به هند اومد
برای سود بیشتر دولت انگلستان
رابرت به جای ده ساعت مردم رو به شونزده ساعت کار وادار میکنه
اگه کارگرها خسته بشن
یا آب بخورن
یا استراحت کنن
با شلاق کتک شون میزنه
یه نفر که تحمل شکنجه رو نداشت جلوی رابرت ایستادگی کرد
رابرت هم اونو با یه مرگ آهسته و دردناک کشت
یه مرد خیلی وحشتناک
چهار تا مرد دیگه رو هم به همین دلیل کشت
مردم روستا رو وادار کرد شاهد مرگ شون باشن
بعد از این اتفاقات مردم بدون سوال کردن مثل ماشین کار می کنن
اگه تولید نخ پنبه ای کم بشه
مردم رو توی آب جوش میندازه
یه ایست بازرسی
توی مسیر کوهستان گذاشته که کسی نتونه فرار کنه
اگه کسی سعی کنه فرار کنه پاهاشو میشکنه
پسر رابرت جاستین از پدرش هم بدتره
رابرت عاشق جاستین ئه
و جاستین هم عاشق زن هاست
فقط واسه همین اون تنهایی توی بانگالو زندگی میکنه
هر شب میره شکار
چون یه نفر دست پسرش رو خراش داده بود دستش رو قطع کرد
ایست بازرسی پولیانگادی
رابرت خیلی مردم رو شکنجه کرده
همونقدر که بریتانیایی ها هند رو زجر دادن
لعنتی های کثیف
هنوز به مردم روستا
در مورد استقلال چیزی نگفتن
زود باش بیا به مردم خبر بدیم
"روز 16 آگوست سال 1947" ارائه ای از وبسایت بالی مووی
سفارش دهنده:محبوبه خانم
FBm:مترجم
روستای سینگادو
خیلی تشنمه یه دونه بهم بده
خارجی ها خیلی چیزها درست کردن
حتی برق رو هم اختراع کردن
ولی با این حال آدم های بزرگی نیستن
ولی درست کردن این برگ های نیلوفر
واسه اینکه سر کار تشنه و گرسنه نشیم خیلی عالیه
به نظرم تو بهترین آدم اینجایی
به محض اینکه هند مستقل بشه
وای خدا
داغه مواظب باش
احتیاط کن
برگردین سر کارتون
وای خدا داره میسوزه
سوختم
اون سبد رو پر کن و بیار
بیارشون اینجا
هی گفتم بیار اینجا
عجله کن
اونا رو ببر- هنوز وزن کشی نشدن-
قربان
اون میگه درد داره بزارم استراحت کنه؟
خواهش میکنم بزارین استراحت کنم
دیگه نمیتونم تحمل کنم
وای خدا ، نه ، نه
برمیگردم سر کارم بهم رحم کنین
تو رو خدا رحم کنین
واسه ی فراموش کردن درد نیاز نیست استراحت کنن
فقط باید کاری کنی بیشتر درد بکشن
پنج دقیقه گذشت
دوازده پوند حروم شد
فقط وقتی کار تموم میشه حق زندگی داریم
چطور انقدر زود پاره شد
منظورت چیه؟
سه ماه پیش اینو خریدی
هرشب مجبورم می کنین چند بار بخونمش
بعدش میکی چرا پاره شد؟
امسال هند مستقل میشه
انگلیسی ها از اقدامات ماهاتما گاندی میترسن
هی هر روز مثل احمق ها شادی می کنین
واقعاً این حرف ها رو باور می کنین؟
حتی مجسمه ی آیاوار هم از رابرت میترسه
بعد شما میگین بریتانیا از گاندی میترسه؟
خفه شو احمق
گاندی اهل شمال هنده
من فکر میکنم حسابی هیکلی و بزرگه
وقتی مشت میزنه مثل
رعد و برق قدرت داره
واسه همین ازش میترسن
تو روزنامه که شایعه چاپ نمی کنن
همه تون ساکت شین
بریتانیایی ها از قد و هیکل نمیترسن
فکر کنم گاندی یه عالمه اسلحه داره
حتماً بهشون شلیک میکنه
داداش، گاندی هم طبقه ی ماست؟
دیوونه
بیچاره ما هنوز خودمون
نمیدونیم از کدوم طبقه هستیم
تو در مورد اون سوال میکنی؟
رابرت عوضی
چطور جرات کردی داداش منو بزنی؟- هی داداش-
عصبانی نشو- خفه شو داداش-
نمیتونم بی عدالتی رو تحمل کنم
رابرت کثافت
حالا میفهمی اگه با من در بیفتی چی میشه
چطور جرات کردی به داداشم شلاق بزنی؟
اینجا رو ببین
میخوام صورت پسرت رو داغون کنم
و از وسط جرش بدم
حالا چه حسی داری؟
قبل از اینکه رو داداشم دست بلند کنی باید فکرشو میکردی
وایسا و ببین خودم پسرتو پاره پاره میکنم
فقط تماشا کن
وقتی شلاقش میزد وایسادی و نگاه کردی
حالا داری سر یه گونی عصبانیتت رو خالی میکنی؟
احمق بی مصرف- بس کن پیرزن-
انقدر سر و صدا نکنین بچه ها خوابیدن
ولم کن پیرزن
اگه ناراحتی برو رابرت رو کتک بزن
هی خفه شو پیرزن
رابرت که فقط یه آدم نیست
یه دولت قدرتمند ئه
اگه باهاش در بیفتیم
No comments yet. Be the first to leave one.