The first 186 lines.
...رانکو
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
!بله
.فیگور همراهش نبود
.گفت که فروخته شده
.به آقای کیجیما
.این حرف خودشه
...اوــ اوم
اینا کمکت میکنن؟
.فکر کردم شاید موهات رو بتونه جمع کنه
...اوه
.هر کدوم رو خواستی استفاده کن
.اینو ازت قرض میگیرم
.اوه نه، برش دار
.خیلی ممنونم
!به کافهی خوکدونی بیاید
!لطفاً به کافهی ما بیاید
اتفاق خوبی افتاده؟
!نرولا
.آره، یه جورایی
!هی، مزاحم ما نشید مسخرهها
!خدایا، یه خدمتکار میخواست بهم یه برگه بده
اگه منو میکشت چی؟
!وای گریسی پو، این چه شهر بیبندوباریه دیگه
اونا دیگه کین؟
.از یه شرکت ساخت فیگور انیمه اومدن
شنیدم بهخاطر ساخت .ساخت فیگورای ممتاز معروفن
.اونو نشونم بده
.آره، خودشه
.یه تازهکار فرق بینشو نمیفهمه
.با قیمت بالایی به تایرا میفروشیمش
!گریسی پو، نگران نباش
!اجازه نمیدم کسی بهت دست بزنه
.ازشون دور بمونیم بهتره
!چه کوفتی میخوای؟
اوقات رمانتیکی میخواید؟
.به کافهی خوکدونی بیاید
فکر کردی از یه خدمتکار لعنتی میترسم؟
.میتونم کافهی کوچولوت رو بهراحتی تصاحب کنم
خدمتکار لعنتی؟
یه خدمتکار باید درگیری رو شروع کنه؟
.برای اینه که من یه خدمتکارم
چی؟
یه خدمتکار توی آکیبا نمیتونه عقب بکشه .اونم بعد همچین توهینی
.خدمتکارا باید ذاتاً ناز باشن
.امکان نداره خدمتکار باشی
...هی، خارجی
تایرا تو رو فرستاده؟
.برای همراهی شما اومدم، آقا
.پشیمون شدم که بهعنوان یه خدمتکار دیدمت
...رــ رانکو
.بهنظر سرحالید
با این که بعد کلی بدبختی .هنوز طلبتون رو پس ندادید
،با توجه به این که کلی دردسر درست کردید
حق ندارید گله کنید که .قراره باهاتون چی کار کنیم
!هی
پس وقتشه دربارهی کارمون ــ
!هی، انتظار داری چهقدرآب بخورم، لندهور؟
!شکمم از این مایع لعنتی پر شد
!منتظری مثل فوارهی مرلیون بدمش بیرون؟
...ولی وایسا
...با این بدنی که تو داری
!مدیر
!بله، هر چی شما بگید
.یه کاری هست که برای اون مناسبه
.بیا بریم سر شرایطش مذاکره کنیم
.مطمئنم اینم یه کار پرریسک دیگهست
.خب، تو نگران نباش
.اگه نتونم از کارکنانم محافظت کنم که دیگه اسمم مدیر نیست
...یه چیز دیگه
،تاریخ انقضای تخم مرغای توی یخچال گذشته .ولی هنوز قابل خوردنن
آم، رانکو کجاست؟
.مستقیم به محل برگزاری رفت
.بهتره ما هم بریم دیگه
از پل منسی برای رسیدن به !موفقیت رد میشیم
.پس مجبورش کردی اون کار رو انجام بده
!هاه؟
ولی شما گفتید یه مدیر باید !از کارکنانش محافظت کنه
.باد به سمت ما میوزه
.رانکو هم سوارشه
خب، حالا کجا قراره بریم؟
.کلاب پشمکی آکیبا
!واوو، چه ناز
این کار مثل یه کنسرت زنده یا همچین چیزیه؟
.درسته
.یه کار که باعث میشه از آدرنالین پر بشی
!بمیر
!لعنتی! میدونی چهقدر شرط بستم روت؟
این کلاب پشمکی آکیبا بود؟
.خب، سرتون به کار خودتون باشه
!رانکو؟
نگو که میخوای رقابت کنی
.تمام تلاشم رو میکنم
!چی؟ یه خدمتکار نباید این کار رو بکنه
.کاری که یه خدمتکار انجام میده تلاش برای کافهشه
...مانن رانکو دور سوم باید شکست بخوره و ناکاوت بشه
.حتماً، هر چی شما بگید
.زیرسیگاری
.بفرمایید
.من یه تکنیک تنفی خاصی رو تمرین میکنم
!داغه
،اگه میخوای از این وضع خلاص بشی .کارت رو درست انجام بده
...تایراساما
...کیجیما اومده تا فیگور رو نشون بده
!تقلب؟
!هی، داد نزن
یعنی قراره ببازیم و پولشو بگیریم؟
فقط این نه ما نتیجه رو میدونیم، نه؟
!بنابراین روی حریف شرط میبندیم و سود میکنیم
.راستش، رئیس باهوشه
...هممم
.میبینم یه آدم جدید اومده جلو
...اون حضور ترسناک
.این خدمتکار، رانکو، امیدوارکنندهست
ولی میلکی ماسامی بدون رقیب داره سلطنت میکنه !یه قهرمان با اون بازوهای ظریف
توی اوج و اماده برای .کسب سومین قهرمانی متوالیه
!یه فایت جهنمی میشه
!میخوام حریفم رو له کنم
قهرمان بیرقیب؟
!میخوام حریفم رو له کنم
اون دختر؟
.خیلی خوششانسید خانم تایرا
.این مورد توی بازار پیدا نمیشه
.ما موفق شدیم یکی رو به دست بیاریم
!گریسی پو
...گریس اینوماتا
یه شخصیت از انیمهی .جنگندهی افسانهی نوبواکی
.یکی از مورد علاقههامه
،با این که هنوز دبستانی بود
یه مربی استثنایی که .از پیشرفت نوبواکی حمایت میکرد
.فداکاریش برای منی که یه بچه بودم الهامبخش بود
.اما به اندازهی یه شخصیت فرعی کوچیکه
...فیگورای کمی برای شروع ساخته شده بودن
،و همین کمبود قیمتش رو بالا برد
.بهراحتی از مرز ده هزار ین فراتر رفته
.هر قیمتی رو میپردازم
برای علاقهم به اون بود که تونستم جنگنده ستاره رو آموزش بدم
!آره
...وایسا
!چــ چــ چرا بردی؟
.بهسختی بود
!دور اول، با یه مشت تموم شد؟
.سخت بود
!منظورت چیه؟
!ده بار بهت گفتم راند سوم بباز
،حالا که توی رینگ رفتم .فهمیدم توی مشت زدن مشکل دارم
.این خلاف سبکیه که تا حالا زندگی کردم
.چه عجیب
اون حریف از معامله بیخبر بود؟
ایجاد یه ستاره توی دنیایی که قدرت مهمه خیلی سخته، نه؟
...در هر صورت، درباره قیمت گریسی پو
...خــ خانم
.در هر صورت این اتفاق میافتاد
.حالا اون مغزخوکیا رو بیارید
...خب، اه
!ازت پرسیدم فهمیدی چه غلطی کردی؟
!من آرزو دارم
ها؟
میخوام یه خونه توی هاوایی بخرم و زندگی کنم !کار نکنم و دورم پر پسر خوشگل باشه
!پس لطفاً، یه شانس دیگه بدید
!یه کاری میکنم رانکو فینال رو ببازه
!حتماً از پسش برمیآد
و چرا باید بخوام اون ببره؟
وقتی جمعیت آرومه ،مطمئن باشید رانکو میبره
!زورشو توی مسابقه آخر میزنه
!اون موقعست که مبارزت یه ستاره میشه
!لطفاً کمک کنید تا یه حس و حال جدید درست کنیم
!میتونی انجامش بدی دیگه، نه؟
.احتمالاً
!میخوای انجامش بدی، نه؟
.بهطور کامل نه
فقط فینال رو بباز !فهمیدی؟
.فکر کنم
!نظرت چیه؟
دیدی رانکو چهقدر متعهده؟
.خب، باشه
!بیا
،اون یه خدمتکار ناتوانه که حتی نمیتونه لبخند بزنه
.اما مهارتهای نظامی خوبی داره
حتی اگه نقشه رو به هم بزنه هم .نمیتونه برنده بشه
.پس تو هم خدمتکاری
.خیلی راحت مثل یه خدمتکار لباس پوشیدم
.نه من و نه تو خدمتکار واقعی نیستیم
.نه
،وقتی یونیفورم بپوشی .هر کسی میتونه خدمتکار باشه
No comments yet. Be the first to leave one.