The first 200 lines.
سلام عزيزم، من هستم سلام عزيزم
خب، من الان توي ماشينم، تو راه افتادي؟ آره تقريبا رسيدم
باشه، بزودي مي بينمت
دوستت دارم عزيزم منم دوستت دارم
از ماشين پياده شو، بدکاره. الان
شِين
تو حالت خوبه؟
برگرد الان ميام مي کشمت
شِين، منو تنها نذار
تو يجوري اونو کشتي که انگار توي ميدون داشتي دشمنت رو نابود مي کردي
تو يک قاتل تعليم ديده هستي که مامور شده بودي براي کشتن همون پسري که
!دنبال همسرت بود، اعتراف کن
من نميدونم در مورد چي داري صحبت مي کنيد شما منو اشتباهي گرفتين
اين حرفت مزخرفه
ما سابقه ات رو بررسي کرديم تو جزء نيروهاي ويژه هستي
يه نفر اين يارو رو قطعه قطعه کرده
يه نگاه به خودت بنداز
تو الان فقط يه قاتل هستي تو چه مرگت بوده؟
يه نفر با ماشين همسر منو تعقيب مي کرده و من هم اون رو تعقيب کردم، اما
اين دليل نميشه که من اونو کشته باشم
(براي مدت زيادي بايد يه جاي دور بري (حبس بکشي مرتيکه سرسخت
يک مرد خطرناک
شش سال بعد
متاسفم، واقعا عذر مي خوام
مي دونم که قول دادم منتظرت مي مونم اما ديگه نمي تونستم صبر کنم
شش سال شده بايد به خودم بيام
بايد به زندگيم برگردم
خيلي دوستت دارم
(از اينجا برو، دَنيل (دانيال فردا هم روز خداست
جناب مشاور، من تصور مي کنم که شما آماده هستيد
بله قربان، يک بسته پيشنهادي در مقابلتون است
همانطور که خوانده ايد، بايد عرض کنم که اين حکم پيگرد قانوني
در مورد قطع محکوميت موکل بنده است
به همين دليل به يک سري جزئيات لازمه که
.از بين بردن اين سابقه، در ميان مدارک قرار بگيره
چه مدارکي؟
مشخص شده که آن سلاحي که بوسيله آن
گلوله در قتل اوليه شليک شده
متعلق به يک فرد ديگر است
فرد مذکور با DNA و اين مدرک که
که در تحقيقات قتل اوليه پيدا شده مطابقت دارد DNA
تمام اين مدارک به کمک
مسئول پيگيري مدارک دال بر بي گناهي در اين پروژه صورت گرفته
با نمونه بررسي شده در محاکمه اوليه DNA آيا اين نمونه مطابقت نداشته؟
بسيار خب، من مدارک کافي مي دانم براي تبرئه مدافع
از همه جرائمي که
.به او نسبت داده شده است
و همچنين دولت مبلغ سيصد هزار دلار .به عنوان غرامت به آقاي دَنيل پرداخت مي کند
پنجاه هزار دلار براي هر سالي که ايشان به اشتباه در زندان حبس شده است
.آقاي دنَيل فکر مي کنم که راضي شده باشيد
قربان ... من14 سال از عمرم رو در خدمت به نظام صرف کردم
و 6 سال بسيار دشوار را در يک ندامتگاه فدرال گذراندم
من نميدونم چرا شما تصور مي کنيد که پول ميتونه جاي اين زندگي از دست رفته رو بگيره
به هيچ طريقي نميشه توصيف کرد
اين حس رو که در عين بي گناهي در زندان باشي و
يک گوشه منتظر نشسته به اين اميد دعا .کني که اين روز هر چه زودتر برسه
من معتقدم که پول نميتونه نام من
اعتبارم، همسرم، خانواده ام و تمام چيزهايي که از دست داده ام رو به من برگردونه
آقاي دَنيل، دادگاه اين حس اندوهناک شما رو درک ميکنه
و در اين موارد با شما همدردي ميکنه
من پول شما رو نمي خوام من مي خوام زندگيم دوباره برگرده
اونو به يه محل امن ببر
براي يه خانوم خوب مثل شما يه ماشين خوب مثل اين لازمه
بيا، بريم يه دوري بزنيم
اينجا رو ببين، درست همينجا بيا بشين داخل
يه لحظه خفه شو و گوش کن
به همين خاطره که هميشه اشتباه ميکني، احمق
تو
دنبال ماشين هستي؟
آه، پسر ... ميدوني نميدونم ... چقدر مي ارزه؟
چقدر مي ارزه؟ ... اين ماشين کلاسيک؟
... يه چيز بگم، من از قيافتون خوشم اومده، پس
نظرت در مورد تمام پولت چيه؟ ... هر چي که دارم
ببين پسر جون، تو مي خواي باج بگيري، درسته؟ آره همينطوره
بزار يه چيزي بهت بگم
من همين الان از زندان آزاد شدم زندان واسه کاري که نکرده بودم
و قبل از اون، خيلي تحقيق کردم تا
بالاخره روشهاي مختلف کشتن آدمهايي مثل شما عوضي ها رو ياد گرفتم
اين عوضي داره ضر ميزنه
پس، بزار من برم يعني بزار به راه خودم ادامه بدم و يا
اينکه بدجوري قيافت رو به هم مي ريزم
ميگه قيافه ما رو به هم ميريزه
هر دوي ما رو؟
بگو ببينم، معني اين حرفت چيه؟
يعني حتي مادرت هم توي تابوت نميتونه تو رو بشناسه
تو در مورد مامانم حرف زدي؟ رد کن بياد مادر به خطا
اي تفنگ رو مي بيني؟
من فقط همين قسمت رو فشار ميدم و اينو در ميارمش
و اين قسمت رو برمي دارم و بعدش قيافت رو به هم ميريزم
اُه، نه... نه
لعنت به تو
پسر جون اون رو بزار کنار قبل از اينکه کسي آسيب ببينه
خالا تا صد بشمار و بعدش براي اون دوتا احمق تقاضاي کمک کن
من اين ماشين رو ميبرم، عوضي کثافت
20, 21, 22--
اين ديگه چه کوفتيه؟
اه، بي خيال شو ديگه
يه ايستگاه رو انتخاب کن ديگه گوش هام درد گرفت
آروم باش. فقط مي خوام يه استگاه رو پيدا کنم
.مزخرفيه پسر DJ چه
چي؟
سرچئي، يه گوشه نگه دار مي خوام برم تخليه
واقعا؟ آره جدي ميگم
اٌه، پسر هميشه واسه آب پاشي آمادگي دارم، مگه نه؟
.پسر، سرعتت رو کم کن. اونا پليس بودن درسته؟
آره، ديدمشون
بهتره سرعتت رو کم کني
ما که مشکل خاصي نداريم
پسر، ما سوار يه ماشينِ دزدي هستيم
فکر نکنم که هنوز استفاده خوبي از اين برده باشيم
درسته
احتمالا اون پليسه الان داره يه جايي با يه دونات ور ميره
وقتي رد مي شديم حتي يه نگاه هم نکرد
مي خوام توي استراحت گاه بعدي اين بطري خالي رو بالا پرتاب کنم
بايد برم تخليه
نگه دار ديگه يه استراحت گاه همين جلو هستش
برو به راست همينجا برو به راست
شِين خيلي دوستت دارم
مطمئنم. خب پس حرفش رو نميزنيم حرفش رو نميزنيم
ايرادي نداره اينو واسه تو نگه داشتم
بايد بري واسه تخليه دارم همين کارو مي کنم
اونا رو ببر بريز توي آشغالي باشه همين کارو مي کنم
لعنتي ... خوش شانسي
خوش شانسي که شيشه اي رو به طرفت پرتاب نکردم
گزارش 629. يک زن در رستوران هيستينگ واحد 5 لطفا جواب بده
اتومبيل مشکي شماره 300 توقف کن
گواهينامه و مدارک اتومبيل
من انگليسي صحبت نمي کنم
نه، من نميدونم شما چي مي گين
شما ... انگليسي بلدين؟
بسيار خب، بياين بيرون
دستاتون رو بذارين روي ماشين کليد هاتون رو بندازين
و دستاتون رو بذارين روي ماشين
برين اونطرف بايستيد
برين اونطرف
ماشين مال کيه؟
چي توي صندوق عقبه؟ نميدونين، ها؟
شما نمي تونيد بگيد که صاحب اتومبيل کيه .و چي توي صندوق عقبه
اينها چي هستن؟ پيراهن
پيراهن؟
چي ... لباس؟
نمي خواي زودتر بريم قبل از اينکه پليس ما رو هم بگيره
نه پسر، نه
لعنتي
لطفا فقط برين ماشين رو بردارين و حرکت کنيد
نميشه تو درخواست نيروي کمکي کردي
بيا ... بيسيم منو بردار
بيسيم منو بردار
اُه ... لعنتي
خواهش ميکنم، خواهش مي کنم لعنتي
بدو، پسر مراقب باش
خواهش مي کنم حالا کي مسئوله
بدو ... بدو سريعتر، سريعتر
زود باش
به اين عوضي شليک کن
اُه، اينجا چه خبره؟
سخت نگير من آدم خوبه هستم
تو فقط در يک زمان نامناسب يه جاي نامناسب هستي
پسر، يه عالمه پول اينجا هست مي فهمي؟
حالا مي خواي چيکار کني؟
اون ماشينت سالمه؟ آره، تقريبا
خوبه، روشنش کن
لعنتي يه آدم هم اينجا هست
زود ماشين رو روشن کن
همين حالا
اين کيه؟ مُرده؟
نه
بجنب، مهمون داريم
باشه ... حرکت کن
لعنتي
اسمت چيه؟
تيا
من کجا هستم؟ تازه از جاده خارج شده بوديم
تو رو توي صندوق عقب يه ماشين پيدا کرديم
... کجا
... من من پيش دوستم بودم
اين پولا چيه؟
نميدونم
... من رفتم براي ملاقات
چند نفر ... براي مسائل مربوط به مهاجرت
آروم باش بهت مواد دادن
احتمالا بزودي اثرش ميره
... دوستم
... دوستانم
... فکر کنم
اونها کشته شدند ...
فکر کنم اونها رو کشتن
دوباره بي هوش شد
ببين، مي توني تصور کني که چه اتفاقي افتاده؟
فقط ما رو ببر به شهر بعدي. روي اون تابلو نوشته بود تا بلينگهام 50 مايل مونده
من همين اطراف زندگي مي کنم. اگه پليس ها نگه داشتنمون، چي بگم، ها؟
فکر مي کني اونهايي که به ما شليک کردن کي بودن؟
در کل، خودت کي هستي؟
فکر نکنم که شناختن من مساله مهمي باشه
وقتي منو پياده کردي هرچي دوست داشتي به پليس بگو
فقط بذار چند ساعت آروم باشم
لعنتي، اگه با پليس ها صحبت کنم پدرم منو عاق ميکنه
مخصوصا پليس هاي بلينگهام
مگه پدرت يک گنگستره يا شايد يه سابقه داره؟
خب، همونطور که گفتم، پدرم يه شهروند مهم نيست
No comments yet. Be the first to leave one.