The first 200 lines.
قسمت چهل و یکم-
از اینطرف
داداش، صدمه نبین
نگران من نباش، زودتر برو...باشه؟
نا وانگ شیک...چون ووبین
چون ووبین، نا وانگ شیک بود؟
تازه فهمیدی؟ دلم شکست
درسته، منم وانگ شیک
خوشحالم می بینمت
مین یورا
اینطوری مامانمو کشتی؟
چی میگی؟
لی هیوک مامانتو کشت
ما پیل چو قبل مرگش همه چیو بهم گفت
لی هیوک با ماشینش بهش زد
اما مین یورا، تو اول با تخته سنگ زدی تو سرش
چی؟
بهم بگو
چرا اونکارو کردی؟
مامانم که باهات خوش برخورد بود
یه آدم چطور میتونه همچین کاری بکنه؟
بیشتر از من که بچه اش بودم، نازتو میکشید
دونگ شیکُ طوری بزرگ کرد انگار که بچه ی خودش بود
هر شب می خوابوندش
تا تو رو بیدار نکنه
چطور تونستی به سر همچین مادری...
با تخته سنگ بزنی؟
بهم بگو
چرا اونکارو کردی؟ چرا؟
درسته، من آدم نیستم
کی گفته بود باهام خوب برخورد کنه؟ کی گفته بود بزرگم کنه؟
فک میکردی من خوشحال بودم؟
تو اون موش دونی
مثل بدبختا زندگی میکردم
وقتی انقدر بدبخت بود
چرا بزرگم کرد؟
نمیتونست هیچ کاری برام بکنه
باید ولم میکرد تا تو یه خونواده ی...
پولدار بزرگ میشدم
چرا تو زندگی بچه ی یکی دیگه دخالت کرد و بزرگش کرد؟
چرا؟
دهنتو ببند
اونوقت دیگه هیچوقت همدیگه رو نمی دیدیم
مامانتم اونطور نمیمرد
زندگی تو هم بهتر از چیزی بود که الان هست
نبود؟
خودش اونکارو با خودش کرد
مامانت باید خودشو بخاطر اون زندگی فلاکتی سرزنش کنه
حالا دیگه تو مشتمی، فهمیدی؟
-بیا دنبالم -ولم کن
همه چیو به همه میگم
خطرناکه، خطرناکه...عالیجناب
ملکه
من سعی کردم ملکه رو بکشم
زندگی رو برات سخت کردم
چرا داری نجاتم میدی؟
چرا نمیزاری بمیرم؟ چرا؟
عالیجناب، من نمیخوام شما اینطور فرار کنید
میخوام تمام حقیقت رو فاش کنم
و سرتونو پیش من
و بقیه بالا نگه دارید
میتونید اینکارو بکنید؟
از الان، بهتر رفتار میکنم
ملکه، به هیچ وجه نمیزارم تو خطر بیفتی
اوه سانی، جونمو برات میدم
هنوز وقتش نشده که بمیری، لی هیوک
تو حق نداری بمیری
ولم کن، پیش همه لوت میدم
ولم کن
اگه زبون باز کنم، تو مُردی
تنهایی نمیمیرم
کشتن چندباره ی مادرم برات کافی نبود
تو همچین فاضلابی انداختیش؟
جنازه ی مادرم
خوراک جونورا شده بود، پشه ها دورش جمع شده بودن
حتی نمیتونستم پیداش کنم
اگه آدم بودی
حداقل یه تشییع جنازه ی آبرومندانه براش میگرفتی
وقتی مامانم تک و تنها و تو سرما بود
تو بغل دست لی هیوک عوضی خوابیده بودی
حتی فکرشم خونمو به جوش میاره، دیوونم میکنه
چی از جونم میخوای؟
لی هیوک بخاطر تو منو دور انداخت، اوپا
کل تنم تو آتیش سوخت
دیگه شکل آدم نبودم
زندگیم به گند کشیده شد، زندگیم به سر اومد
اوپا، فک میکنی با اینکارا مامانت از اون دنیا برمیگرده؟
درسته، تو هم باید به همون وضع بمیری
همونطور که مامانم مُرد
وقتی مامانمو دیدی
به پاش بیفت ببخشدت
وانگ شیک، اینکارو نکن
مامان اینو نمیخواد
مامان نمیخواد بچه اش، وانگ شیک، بخاطرش دستش به کارای بد آلوده شه
پس
وانگ شیک، مثل خودش باهاش رفتار کن
مامان حالش خوبه
انقد خودتو اذیت نکن
مامان
مامان خیلیم حالش خوبه
بچم
چرا انقد پوست و استخون شدی؟
مامان
دلمو خون میکنی
اوپا، غلط کردم
راه برگشتی نداشتم
این تنها راهی بود که میتونستم
پیش لی هیوک، جون سالم به در ببرم
اوپا، تو اینطور آدمی نیستی
اومدم باهاتون خداحافظی کنم، شاهزاده خانم
داری چیکار میکنی، ندیمه؟
اون چمدون چیه؟
شاهزاده خانم، شما دیگه نیازی به من ندارید
فراموش کنید که آدمی مثل من هم بوده
شاهزاده خانم، در کنار ملکه...
که انقدر دوستش دارید، خوشبخت زندگی کنید
ندیمه، گفتی منو فرمانروا میکنی
زدی زیر قولت؟
شما نمیتونید فرمانروا بشید
ملکه در هر صورت مانع میشه
منظورت چیه؟
ملکه، ولیعهد لی یون رو
به جای شاهزاده خانم انتخاب کردند
از قصر پرتم کرد بیرون
بهم گفت طمع نکنم
همه چی تموم شد
چرا بهم اعتماد نداری؟
چند بار بهت گفتم...
ملکه کسی نیست که کمکت کنه
اون فقط نامادریته
دیگه باید برم
شاهزاده خانم، شما نباید مثل من بیرون انداخته شید
نرو، منو تنها نزار
باید برم
بهتر رفتار میکنم
من اشتباه کردم
پیشم بمون
ندیمه، از الان هر کاری بگی میکنم
نرو
واقعا میتونی سر قولت بمونی؟
من کجام؟
نا وانگ شیک، کجایی؟ نا وانگ شیک
نا وانگ شیک، کجایی؟
بیا جونمو بگیر
نا وانگ شیک، کجایی؟
بیا...بیا جونمو بگیر
نا وانگ شیک، کجایی؟
نا وانگ شیک
یورا
کانگ جوسونگ
تو زنده ای؟
شنیدم کسی که تحت حفاظت شدید لی هیوک بودُ پیدا کردی
بله
بیا دنبالم
کانگ جوسونگ
یعنی این آدم...
یورا
یورا
یورا
داری چیکار میکنی؟
تو، تو این وضع
چه کاری از دستت برمیاد؟
چرا منو دور انداختی؟
چرا؟
نه
دورت ننداختم
هرگز اینکارو نکردم
نمیدونستی چقد دوستت داشتم؟
میدونی بخاطر تو چی به سر زندگیم اومد؟
نمیدونی چی به سرم آوردی؟
تو...گند زدی به زندگیم
بعد دیدن تو، زندگیم تباه شد
بعد اینکه بی خبر غیبت زد
چه غلطی باید میکردم؟
بچه ی تورو حامله بودم
حداقل باید بچتو بزرگ میکردی
نزدیکم نشو، نزدیکم نشو
نیا
نزدیکم نشو، نزدیکم نشو
نزدیکم نشو، نزدیکم نشو
کانگ جوسونگ، کانگ جوسونگ
چی شده؟ به خودت بیا
به خودت بیا
کانگ جوسونگ
ولم کن
اول بزارینش رو تخت
نزدیکم نشو
-ببندینش -نه
نه، نه
مین یورا
کاری کن حافظه ی کانگ جوسونگ برگرده
نزدیکم نشو، نزدیکم نشو
بخاطر همینه که زنده ام
قبل از اون
نمیتونی از اینجا در بری
چی؟ عقلشو از دست داده
تو همچین وضعی گذاشته رفته اتاق ملکه؟
بنظرم علاقه ی زیادی نسبت به ملکه پیدا کردند
تا وقتی من زنده ام، نمیزارم این اتفاق بیفته
نه میزارم شوهر اوه سانی بمونه
No comments yet. Be the first to leave one.