The first 195 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
هی، عوضی!
اوه!
اوه، چه کوفتی شد؟ لیسا، آمبولانس خبر کن!
-مرده؟ -م... نمیدونم
لعنتی به نظر میاد مرده!
- لیسا! - لیسا!
نمیتونم از این کاغذ دل بکنم این همه رنگ رو ببین!
صورتی و قهوهای و براق با نوشته و جلد. دیوونهواره
فوقالعادهست
واقعاً هست
جیکوبز؟
- اوه خدای من، خودتی! - تیلور
دمت گرم لعنتی، مرد، دمت گرم
-آقا، میشه آرومتر؟ -اوه، آره. باشه، باشه
- اِ، این کیلا هست - از آشناییت خیلی خوشحالم
دوستدخترم نیست
گوه که نیستم
گوه که نیستی؟
- بیخیال - خوشبختم
من و ویل قدیما با هم کار میکردیم
یه هیولای مطلق، مطلق بود
این روزها چیکار میکنی؟ حتماً یه کار خفن داری
اِ، آره
آره، اِ... تراکت
بخشی از یه حمله کامل بازاریابیه که برای مغازه راه انداختیم
- عالیه! - آره
-الان یکی از صاحبهام -صاحب؟ آره! میدونستم!
دمت گرم لعنتی، داداش، دمت گرم!
-میشه آرومتر؟ -اصلاً داد نمیزنم داداش
-نمیزنم -آره
پس تو اینجا چیکار میکنی؟
اوه، فقط دارم یه ساعت رو پس میفرستم میامی
یه کم زیادی جلف بود، همهش طلا
نمیدونم چی فکر میکردم احمقانه بود
منم میخوام یه ساعت بگیرم
- خوبه - آره
آره، کیلا، میشه لطفاً این تراکتها رو بذاری تو جعبه
و یه لحظه بهمون وقت بدی؟
- مرد - آره
-انگار خیلی کارت گرفته، مرد -فقط خوششانسم. خوششانس
- یه مرد خیلی خوششانس. آره - آره
فکر کنم اشتباه میکردم
اوه نه. نه، نه، نه. انگار انتخاب... انتخاب درست رو کردی
داری کار خودت رو میچرخونی میدونستم یه کار بزرگ میکنی
واقعاً میدونستم
- آره... - گوش کن
میدونم گذشتهمون یه جورایی...
هرچی. مهم نیست
ولی بازم دوست دارم یه روز باهات کار کنم
میدونی، در همیشه بازه
-انجامش دادی، مرد -هوم
-اسلپشات مدیا -اسلپشات مدیا
یه سر بیا دفتر فکر کنم تحتتأثیر قرار بگیری
و کی میدونه، مرد؟
کی میدونه؟
- خوشبختم کیلا - منم همینطور
ویل جیکوبز، شخصاً
آقا، لطفاً داد نزنین
این یارو لعنتی کی بود؟
اون یارویی بود که نزدیک بود باهاش شریک بشم
لعنت، انگار باید میشدی داره میترکونه
معلومه که بتموبیل لعنتی سوار میشه
دارم میگم، دقیقاً شبیه من بود
فقط نسخه مسنتر من
شاید نشونهست باید با بابات حرف بزنی؟
درباره این جدیام
فیل رو لعنتی اینجا نیار هیچ جلسه تیمی مزخرفی هم نمیخوام
آخرین چیزی که میخوام اینه که با فیل حرف بزنم بیاد لعنتی اینجا
«شنیدم امروز جنازه دیدی، پهلوون»
- فقط خفه شو لعنتی - فهمیدم
- جدی میگم - کاملاً روشنه. فیل نمیاد. روز سختی بوده
-آره -هی، مطمئنی یارو واقعاً مرد؟
آره داداش. خیلی داغون بود. انگار خدا یههو خاموشش کرد. سریع بود
اوه!
خوبم
باهاش حرف زدی؟
هی، عوضی!
حتی یادم نمیاد
دیوونهواره
فکر میکنی وقتی میمیریم چی میشه؟
نمیدونم اگه خوب باشی میری بهشت
اگه کاتولیک نباشی میری جهنم
بعضی وقتها فکر میکنم
خاطرات ما توی آدمایی که دوستشون داریم زنده میمونه
وقتی اوضاع خوبه دلتنگمون میشن وقتی بده حتی بیشتر
کارهایی رو که ما میکردیم انجام میدن تا حس کنن هنوز اونجاییم
لحنمون رو تقلید میکنن، جوکهامون رو میگن
سالها بعد، وقتی نوههات بمیرن
بچههاشون همین کار رو میکنن تا اونا رو به یاد بیارن
بیخبر از اینکه دارن تو رو هم به یاد میارن
و یه جور کوچیکی، انگار
برای همیشه زنده میمونی
خفه شو لعنتی، کال
-داری درباره چی حرف میزنی؟ -این چه گهی بود؟
ما حتی... هیچکدوممون بچه نداریم
آره، هیچکدوممون بچه نداریم احمق
صبح بخیر
ظهر بخیر. شب بخیر
به مراقبه سکوت خوش اومدین
من شمن نوآم هستم
سلام، نوآم!
سلام جان. ممنون
اشتیاقت رو دریافت میکنم
فقط یه یادآوری ملایم برای سکوت
قبل از شروع باید از استاد خودم، بانی، تشکر کنم
بدون اون کاملاً گم میشدم
اوه، استاد قدرتمندیه
باشه. بیاین لباسهای سنگین رو دربیاریم
میدونین، جوراب هر چیزی که ممکنه مزاحم باشه
تایم اوت، داداش
جورابهام رو پام نگه میدارم چون پام سرد میشه
باشه
شاید اونم بتونه جورابهاش رو نگه داره
- فیل - باشه
- مؤدب باش - اوه
قبل از شروع، کسی بالش میخواد؟ فقط دوتا دارم
اگه همه باهاش مشکلی ندارن من هر دوتاش رو میگیرم
- باشه، بفرما - مرسی
آره، عالیه
- بهتر شد؟ - اوه آره، شماها هم بالش امتحان کنید
باشه، شروع کنیم
به خدا قسم، من داشتم میرفتم تو اون داشت میاومد بیرون
دنیل دی-لوئیس چرا باید توی مکدونالدِ وستچستر باشه؟
نمیدونم
- هی، کایل - چه خبر؟
- چرا اینقدر گرفتهای؟ - امروز دید یه نفر مُرد
نه بابا
چه خفن! کجا؟
یه بار بود، و اصلاً هم خفن نبود
لعنتی! من تا حالا ندیدم یه مرد بمیره یا یه زن
همسایهم مُرد
داشت تنهایی یه کاناپه رو از راهپله میبرد بالا
تق! از روی نرده پرت شد دو طبقه افتاد پایین. بنگ!
با سر خورد کف چوبی، پَخ!
هرچی از بدنش مونده بود رو بردن بیرون منم دیدمش
چرا داشت تنهایی کاناپه جابهجا میکرد؟
تنها زندگی میکرد. حیف یه جورایی رقتانگیزه
- واقعاً رقتانگیزه - اوه، تازه اینو داشته باش
رفیقم توی مردهسوزخونه کار میکنه
میگفت وقتی آدمهای تنها میمیرن
و هیچکس رو ندارن
میسوزوننشون و خاکسترشون رو میریزن تو یه سطل بزرگ
که پر از خاکستر یه مشت آدم تنهای دیگهست
- جدی؟ - آره
بعد همهش رو توی توالت خالی میکنن
بهش میگن «توالت ترحم»
ظاهراً یه کشیش باید سیفون رو بکشه تا رسمی حساب بشه
این دیگه حقیقت نداره
به خدا قسم
پس مطمئنی دنیل دی-لوئیس رو توی مکدونالد دیدی؟
حالا همه با هم
اوم
اوم
- اوم - اوم
اوم!
این دیگه چه کوفتیه؟
بابا بس کن، رو اعصابه
هیس. زیپش کن
اوم
ویل. ویل
جیکوبز!
یه لحظه بیا اینجا
یه سرمایهگذار پیدا کردم
شنیدی چی گفتم؟
یه سرمایهگذار کوفتی داریم. آره!
- داریم؟ - آره. یه یاروییه که از نیویورک میشناسم
آدم عالیایه. پایهست. پایهست
کارمون گرفت
تموم شد، مرد
خداحافظ
گوش کن، من... من... حرفت رو میفهمم
- آره؟ - این واقعاً هیجانانگیزه
فقط فکر نمیکنم الان وقت مناسبی برای استعفا باشه
- ببخشید، چی داری میگی؟ - اوضاع اینجا اونقدرها هم بد نیست
- چرا، افتضاحه - نه، نیست
چرا هست... شوخیت گرفته؟ اینجا باهامون مثل آشغال رفتار میکنن
- نمیکنن - چرا، میکنن
- اگه فقط یه کم بیشتر بمونیم... - نه ویل، الان یا هیچوقت
- میتونیم عجله نکنیم - الان! الان!
مدل کسبوکار ساختیم. اسم داریم سایت داریم. حالا هم سرمایهگذار
- نمیتونم - نه
تیلور...
نه. نه. اینو قبول نمیکنم
نمیتونم چنین ریسکی کنم بیمه درمانی لازم دارم
- به تخمم! - من نمیتونم!
FILAMINGO-MID
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم: ZIMO
فیل، تکون نخور
- باید عینکم رو تمیز کنم - لازم نیست نگاه کنی
- خیلی بهتر شد - چشمهات بستهست. باشه عزیزم
تمرکز کن، باشه؟
- جواب نده - کاریه
برام مهم نیست. همیشه کاره جواب نده! همین الان قطع کن!
حواس کل کلاس رو پرت کردی
No comments yet. Be the first to leave one.