Attack on Titan

Attack on Titan (進撃の巨人)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[Animworld] Shingeki no Kyojin OVA 2
A Commentary by sfmking
http://forums.animworld.net/ Translators : Sabzchidori

Tags

other
Published on: 2017-04-25
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...اون روز، پسرک به یاد آورد

...ترسی که از وجودش توی دلش بود

...لعنتی

.و قفسی که به اسم دیوار دور تا دورش کشیده ...

چند دفعه باید صدات کنم!؟

!موقع ناهاره

!اول در بزن، پیرزن

اون برای چی میاری اینجا آخه!؟

،داد می زنم هم، نمیای پایین

.پس معلومه که املت خودش میاد بهت بگه

!یالا برو بیرون، زنیکه ی جادوگر

!لعنت به اون پسره ی اسگل

!به ژاندارمری ملحق می شم و به هدفم می رسم

...زندگی راحت و بی خطر داخل دیوارها

!به این هدف می رسم

Sabzchidori & Sfmking کاری از

هیچ کس اسم گل های له شده رو به یاد نداره

پرنده هایی که سقوط کردن ‏‏‏،‏‏‏ منتظر باد بعدی هستن تا دوباره پرواز کنن

دعای خالی هیچ چیز رو تغییر نمی ده

چیزی که الان می تونه دنیامون رو عوض کنه ، روح مبارزس

از قدرت استفاده کن و نشونشون بده

به خوک هایی که به روحِ حرکت به جلو می خندن

علاقمون به زندگی راحت ‏‏‏،‏‏‏ این حقیقت جعلی رو قوی تر کرده

اما ما در اصل ‏‏‏،‏‏‏ مثل گرگ های گرسنه ‏‏‏،‏‏‏ آزادیم ‏‏‏!‏‏‏

حقارتِ اسیری رو بذار توی مشت هات و با سختی ها بجنگ

چه بدنت اسیر باشه چه نباشه ‏‏‏،‏‏‏ طعمت رو تیکه پاره می کنی ‏‏‏!‏‏‏

همینطور که بدنت با میلی روز افزون شعله می کشه ‏‏‏،‏‏‏

سریع کمانت رو بردار و پیکانی آتشین پرتاب کن

،سرمست از رویاش

.پسر بچه از خونه رفت و سربلند از تمرین های سخت ارتش بیرون اومد

.تحقیر پشت تحقیر فقط آتش درونش رو شعله ور تر کرد

...و دو سال بعد، اون پسر برگشت

سال 849

.به قفسی که ازش فرار کرده بود

مسافر سرزده

نفرین جوانی زجر کشیده

.ظاهرا دوباره پیداش شده

...بابا یکی اینو بکشه دیگه

.نمی تونیم که وقتی اون هیولا هست بریم شکار

.فوق العادس! اولین باره اومدم داخل دیوارها

!چقدر غذای خوشمزه بخوریم

.هی، شما دوتا

ها؟

.اگه عضو ژاندارمری بشید، هر چقدر بخواید می تونید اینجا بمونید

.وقتی عضو ژاندارمری شدم، میام و بهتون سر می زنم

...هی

خونت دقیقا کجاس، جان؟

مگه مهمه؟

نمی ری خونتون یه سر بزنی؟

.آخه توماس گفت می خواد بره خونشون

.حتما مادرت هم از دیدنت خوشحال می شه

!خفه بابا

!بسه دیگه

!گوش کنید خوک ها

.تمرین برای حمله ی احتمالی به تروست تا چند وقت دیگه شروع می شه

.فرمانده منطقه ی جنوبی، فرمانده پیکسیس هم حضور خواهند داشت

...نشون بدید که شما خوک های خونگی

!تو این دو سال شدید سربازهای جون به کف

!بله قربان

!با آرامش خارج بشید و دستوراتی که بهتون داده شده رو اطاعت کنید

!فقط چیزای ضروری رو ببرید

!جان

مطمئنی اجازه داریم اینقدر پیش بریم؟

هدف ما کشتن غول هاییه که از خط مقدم رد می شن

!اینقدر خشک نباشید

!ما سربازیم، که یعنی باید غول بکشیم

.تنها کاری که می خواید بکنید اینه که بیشتر تو چشم باشید

.فرمانده

.واحد 21 ام پستشون رو رها کردن

فرمانده؟

!فرمانده

به این زودی وقت غذا شده؟

.همین دو دقیقه پیش ناهار خوردی

.باید اینو جدی تر از این حرفا می گرفت

.خب، برای اون، الان وقت استراحته

.ولش کن بابا

...یعنی شام چی می خوریم

...یکی اوناهاش

!مال خودمه

...مثل همیشه فوق العاده

.تو تنها کسی هستی که مانورت از من بهتره

!بچه ها! از این طرف

!این یکی مال خودمه

!مثل همیشه دمت گرم، جان

!مال خودمه

!مرتیکه الاغ

!حتما داری شوخی می کنی

.شرمنده، جان

!آخ جون! آخ جون

!کارت بهتر شده

.از اول همینجوری بودم

.اما هنوزم حریفم نیستی

!کارتون خیلی کثیف بود، دزدای نامرد

ها؟

!من اول دیدمشون

کثیف؟

.جان، واقعا که چه جراتی داری

فک می کنی شکار قاعده قانون داره؟

.برا من درباره ی قانون شکار سخنرانی نکن، دختر سیب زمینی

دختر سیب زمینی!؟

...فک می کردم دیگه کسی یادش نیست

!برا من اسم نذارید

!آره! ازش معذرت بخواه

.اول از همه اینکه کل اون منطقه مال ما بود

!آره، دقیقا

،می دونی امروز رفتارت یه کم عجیب شده

.که همینجوری یه دفعه داد می زنی

دلت برا مامان جونت تنگ شده؟

واقعا همینطوره؟

!بشنو و باور نکن

.بسه دیگه

.تو هم، جان

.اینجوری نمی تونی توی ژاندرمری قبول بشی

،وقتی تمرین فردامون رو تموم کنیم

.می بینیم کی بیشتر از همه هدف ها رو می زنه

!جالبه

.فرمانده پیکسیس

.اون مسابقه رو من ترتیبش رو می دم

.روحیه ی جنگندگیت واقعا قابل تحسینه

،اما

.استفاده از تمرین برای شرط بندی قابل قبول نیست

.با آشپزی شرط ببندید

جونم؟

!با آشپزی شرط ببندید

ها؟

آشپزی!؟

.درسته. آشپزی

!مسابقه آشپزی

مسابقه آشپزی!؟

آخه چرا مسابقه آشپزی؟

بین اینهمه چیز چرا مسابقه آشپزی؟

.باید زودتر اون قوطی مشروب رو ضبط می کردم

،نـ - نمی خوام بی ادبی کنم، فرمانده پیکسیس

اما ما سربازیم. آشپزی که تخصصـ

جان! تو اصلا از آشپزی چی می دونی؟

!دقیقا! مطمئنم تو خونه همیشه مامان جونت برات غذا درست می کرده

.جان، پسرم، معنای واقعی آشپزی رو یادت می دم

!باشه! بیا شروع کنیم

.آشپزی، تمیزکاری... هر چی می خوای بگو

،اگه برنده بشم، دیگه نباید سر راهم وایسی

!دختر سیب زمینی

.خیلی خب

.مسابقه امشب برگزار می شه

.هر دوتاتون غذای اصلی برای شام آماده می کنید

...بهترین غذاتونو

!بیارید سر میز

!دوئل آشپزی بین ساشا و جان

!چه حالی بده تماشاش

!من که امشب خوابم نمی بره

!به هر حال که ما نمی ذاشتیم بخوابی

چه خبر شده؟

.چه می دونم

.راز آَشپزی؟هممم. فک کنم انتخاب درست مواد اولیه تا بعدا از استفاده از اونا پشیمون نشی

!خیلی خب! دیدیمش

چرا داریم می ریم شکار؟

.انتخاب دیگه ای نداریم، آنی

.باید مثل یه تیم کار کنیم

.بچه که بودم تو اون جنگل بازی می کردم

.اینجا همونجاییه که اون گراز عظیم الجثه زندگی می کنه

.اگه بگیریمش و گوشتشو بپزیم، برنده ماییم

خب چطوره بریم یه کم آشپزی تمرین کنیم؟

!این چیزا لازم نیست

!عجب تصادفی

...شما بچه ها

چرا!؟

.دماغ ساشا بوی اون گوشت درجه یک رو چشیده

!نمی ذارم تنهایی کل گوشت رو بردارید

!هیاا

.لعنتی

!بزن بریم، جان

اینجا حیاط پشتی خونتونه، مگه نه؟

!برتری با ماس

...جان

ما که گم نشدیم، مگه نه؟

.نه

اما به جون خودم از این درخته دوباره

!گفتم نه خیر

!نگا

.این علامت

،ممکنه قبلا علامتی مثل این دیده باشیم اما

!اما به جون خودم داریم نزدیک می شیم

.هی، بی خیال

.با فقط چرخیدن که پیداش نمی کنیم

بازم اگه برف بود یه چیزی، اما داریم توی گل دنبال رد پا می گردیم؟

...حداقل 4، 5 روزی لازم داریم

!اوناهاش، کونی

...چه گندس

.آره

.واقعا که هیولاس

.تازس

.خونش باید این اطراف باشه

،ممکنه یه کم شانس باهامون یار بوده باشه

اما به این راحتی گرازه رو پیدا نمی کنـ

!اوناهاش

.چه گراز گنده ای انصافا

.خداییش

.احتمالا از گرازهای عظیم الجثس

...خیلی خب

.ما که رفتیم خونه

.اینو که نمی شه بهش آخ گفت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left