The first 170 lines.
" عصیان خواهر (راهبه ) لوسیا "
خواهرم وقتی که وارد کلیسای ...سانتا ماریا شدی
شما مجبوری به گناهای گذشته خودت اعتراف کنی
من هیچ کار اشتباهی نکردم
!اعتراف کن
گناهات را با خداوند متعال در میان بگذار
...در این جمله ، گراهام گرین
به مردم هشدار میده !که ایمان خودشون به خداوند از یاد برده اند
متوجه شدی ؟
توی مدارس مسیحی معمولا توی امتحانات خودشون از این سوالات می کنن
اون خوب حفظ کن
تو به خدا اعتقاد داری ...؟
اعتقاد نداری ؟
... استاد باید یه چیزی بهت نشون بدم
میتونی حدس بزنی اون چیه ؟
اینا پولای پدرمه که به سیاستمدارها رشوه میده
من اونارو از توی گاراژ قایم کرده بود پیدا کردم
تو باید اونا برگردونی سرجاش
دیگه خیلی دیر شده
من قبلا خیلی چیزا باهاش خریدم
...گوش کن
دلم میخواد به همراه تو به اروپا برم
!نگاه کن
استاد ... ترسیدی ؟
چیه داری فرار میکنی ؟ !تو ادم ترسوئی هستی
دلم میخواد بازم باهات عشق بازی کنم
! تو ادم بی شرمی هستی
! تو از خدا نمی ترسی
! داستانت ادامه بده
مجبوریم این دختر گناهکارو مجازات کنیم
پس تو اونی بودی که پولارو اینجا اورده بود ؟
!نه !قسم میخورم
داری بهم دروغ میگی ؟
تو فکر کردی که این همه پول بابت کلاس ...دانشگاه پرداخت میکنم
که بعدش اینجوری برام تلافی کنی ؟
!...تاعفت و پاکدامنی دخترم بدزدی
! من اینکارو نکردم
!پاپا !اینکارو نکن
!خواهش میکنم جلوی اون بگیر
!رومیکو
داری باکی تماس میگیری ؟ - چرا جلوم میگیری ؟ -
همین الانشم یه مرد کشتم
تو تنها دختر من هستی
نمیتونم اجازه بدم پلیس تو رو دسنگیر کنه
اون بسپارش به خودم
اومدم تا دخترون با خودم ببرم
بیا ، رومیکو
اون بدش به من
ازش مراقبت کنید
... رومیکو
تو لیاقت خدمت کردن به پروردگار نداری
!اینجارو ترک کن
مادر ... من نمیتونم از این دختر بی پروا مراقبت کنم
مگر وظیفه ما کمک به گوسفند گمشده نیست ؟
پس چرا به اون دخترک کمکم نکردید ؟
... شایدم
چون پدر اون مثل پدر رومیکو !...پولدار نیست
!خواهر فریدا ، مراقب حرف زدنت باش
ولی رومیکو از کنترل من خارجه - ! این یه دستوره -
لطفا سعی کن برای خداوند یک خدمتگذار واقعی باشی ، خواهر لوسیا
لوسیا ؟
اسمت در زبان مسیحی میشه لوسیا
و از حالا به بعد تو به اسم خواهر لوسیا نامیده میشی
الانم برگرد سر کارت ...خواهر فریدا
... پدر ما
... پدر ما ،که در اسمانی
چطور در مقابل خداوند جرات کردی اینکارو بکنی...!؟
!بیا دعا کن
!زانو بزن و دعا کن
!چشمانت پر از شهوته
! پر از شهوت گناه
پدر ما که در بهشتی نامت مقدس باد
پادشاهی در زمین و آسمان از ان توست
نان روزانه ما رو عطا و گناهان مارو ببخش
چرا که پادشاهی و قدرت و شکوه از ان توست
برای همیشه و تا ابد
آمین
فریدا این وظیفه شماست که جلوی اینگونه رفتارهای ناپسند لوسیا رو بگیری
!...الانم کاری که بهت گفتم انجام بده
! از قوانین اطاعت کن
میدونی چرا مادر مقدس اون توی اتاق ما نگذاشته ؟
اون خیلی شجاعه
اون میتونست مخفیانه غذاش بخوره
!لوسیا
سعی تو کارت جدی باشی
دستت اینجا نذار
اینجوری به یکی اموزش میدی ؟
باید سعی کنی بیشتر صبور باشی
! خفه شو
شاید جذاب و ناز باشی ولی خیلی گستاخ هستی
!لطفا اینقدر اینجوری بهم زل نزنین
!...نگاه منحرفی دارین
...لوسیا ، تو باید توجیه بشی
! تمام اینا تقصیر خودته
ما تورو مجازات میکنیم
تو باید توی اتاق مجازات حبس بشی
اتاق مجازات ؟
خواهرم ،اون ببخشید
... به این
بره سر کش رحم کنید
خیلی خوب
...ما اون بخاطر
!...خواهر هلنا می بخشیم
ولی از شام خبری نیست
! و یک هزار بار ذکر (پدر ما )رو بگه
... پدر ما ، کسی که در بهشتی
... نامت مقدس باد
... پدر ما ، کسی که در بهشتی
! خدا ! حوصلم سر رفت
اصلا سرگرم کننده نیست
!دیگه بسه
... خواهر
... ماریا
من اینجا موندم تا فقط تو رو ببینم
این خواست خداست
خدا ماریا کوچولوی شیرین خودم برام فرستاد
لوسیا میخواستم ازت عذر خواهی کنم
دارم راستش میگم ازت خوشم میاد
من بیدار موندم تا تو رو ببینم
واقعا دلم می خواد امشب باهات بخوابم و حال کنم
!هلنا
!فریدا !دربارم فکر بدی نکن
!بهت التماس میکنم
!فریدا من ببخش
!هلنا
!جنده های لاشی
میخوای از خانه خدا فرار کنی ؟
!زندان خیلی بهتر از اینجاست
!بهت اجازه نمیدم که بری
! برو کنار ! از سر راهم برو کنار
!گلوریا ! جلوش بگیر
!سرورم ! من مورد لطف خودتون قرار بدین
این ذرت واقعا از همیشه نرمتر و بهتر شده
بخاطر اینکه تازه هست از محصولات باغ همینجاست
این بهتون انرژی میده
این بخورید
ممنون
پدر از لطف شما بخاطر تمام چیزی که امشب بهم دادین تشکر میکنم
شما باید از رنج شهوت درون ازاد بشید تا بتونید بهتر به خداوند خدمت کنید
! واقعا درسته
...این یک برکت الهی ست
شما دونفر ، این پاداشی برای وفاداریتون نسبت به من هست
... پدر روحانی
برکت خداوند را به شما عطا میکنند
! پدر روحانی
...پدر ، لطفا مارو از این
!...زندان شهوت و هوس رها کنید
... خداوند متعال
بابت این یکبار عشق بازی با دو خدمتگزار !...خودت مرا ببخش
!یواشتر ناله کنین
! از اونجا بیا کنار
مادر مقدس اونجا به یک مرد داد
و الانم همه اونا اونجا هستن
! این از خودت در اوردی
برو خودت نگاه کن
الان چیکار کنیم ؟
... خواهر لوسیا
دروغ یه گناه نابخشودنیه
برو با چشمای خودت ببین
چه مشکلی براتون پیش اومده ؟
فراموش کردین اول باید در بزنید ؟
!متشکرم شما ابروی من نجات دادین
فریدا ...؟
میشه بگی دنبال چی میگردی ؟
لوسیا درباره کارهای کثیفی حرف میزد
!برو از مادر مقدس طلب بخشش کن - !نه -
! با چشمای خودم دیدم
حتما اشتباه کردی
از خداوند طلب بخشش کن
خودم میدونم چی دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.