The first 200 lines.
شهر "پمپي" يکي از نمادين ترين بناهايي است که از تاريخ روم باستان به يادگار مانده است
ميليون ها جهانگرد هر سال براي تماشا به اينجا مي آيند تا
اجسادي که در اين شهر باستاني با گدازه هاي آتشفشان بي حرکت شده اند را تماشا کنند
من "مارگارت مانفرد" هستم
من هميشه شيفته تاريخ دنياي باستان بودم
!و حالا فکر ميکنم بهتر از اين امکان نداره
شهر "پمپي" به موجب اين آثار قابل توجه منحصر به فرد شده
اونها مجسمه نيستن
بلکه بقاياي مردمي هستن که در گذشته خشک شدند
در چند ثانيه کوتاه از عمرشون
گويي به مردمي نگاه ميکني که خواب هستند
نمونه ي مشابه ديگري تاکنون در هيچ نقطه ديگري مشاهده نشده است
"اونها بي نظيرند"
تقريبا مثل حالتي ميمونه که يک بوکسور از خودش دفاع ميکنه اينطور نيست؟
در اينجا از هر چيزي به خوبي محافظت شده و تقريباً
هر جزئياتي مربوط به آنچه که در روزهاي ماه آگوست سال 79 ميلادي اتفاق افتاد
"زمين لرزه ها"
"فوران عظيم"
بارشي از سنگ و صخره و خاکستر
ما حتي داستان بسياري از مردمي که هلاک شدند را ميدانيم
اما چرا آنها در اين حالت هاي شگفت آور ثابت مانده اند
براي قرن ها يک راز بوده است
حالا به نظر ميرسد از اساسي ترين سرنخ چشم پوشي شده بود
"استفاده از تکنولوژي جديد"
اوه اون واقعا يک انسانه اين شگفت انگيزه
پژوهش هاي تکنولوژي جديد
کسي از اون جون سالم به در نبرده درسته؟
ما ميخوايم يک بار براي هميشه از اين ماجرا سر در بياريم که چرا اين مردم
در اين حالت هاي عجيب گرفتار شده اند
اين تصوير قشنگيه به اون نگاه کن
چشماش مثل اثر هنريه
براي اولين بار ما در حال انجام يک کار شگفت انگيز هستيم
ما ميخواهيم به شما يک تصوير ذهني از زندگي دو نفر از مردمي بديم
که دو هزار سال پيش در اين مکان هلاک شدند
اين فوق العادست .. واقعاً فوق العادست
پمپي" .. جنوب ايتاليا"
در 265 سال گذشته تاکنون اين شهر سحرآميز به آرامي
از زير 6 متر خاکستر گدازه هاي آتشفشاني گود برداري شد
باستان شناسان مکاني را بازيابي کرده اند که در چند ثانيه منجمد شده بود
تقريباً 2000 سال پيش
اما راز بزرگ هنوز آشکار نشده
مردم آن دقيقاً چطور هلاک شده اند؟
و چگونه اجسادشان به اين زيبايي محافظت شده؟
اين اولين بازديد من از پمپي است و کسي که بقايا رو به من نشون ميده
پائول رابرت" است"
اون رئيس انجمن روم باستان در موزه بريتانياست
اولين توقف در تجسس من در نزديکي ديوارهاي شهر بود
در زير قسمتي که شبيه اسطبل است
بقاياي سه انسان وجود دارد
اولين بقايايي که ديدم
و انتظار داشتم چيزي شبيه مجسمه سنگي سفيد ببينم
اين مثل نگاه کردن به مردميه که خوابيدن
شگفت اينکه درون اين بقاياي خميري شکل انسانهاي واقعي هستند
مردمي که داخل "پمپي" راه ميرفتند سپس براي نجات جونشون فرار کردن
و سرانجام در اينجا جان سپردند
ما اجسادي مشابه اينها در جاي ديگري نداريم درسته؟
پمپي" از نظر حفظ کردن آثار بقايا منحصر به فرد است"
بقاياي انسان هاي واقعي
پيکره وسطي متعلق به بلند قد ترين فردي است که در پمپي" پيدا شده است"
قد اون از متوسط قد مردم آن زمان روم بسيار بلندتر بوده
اين گمان از سوي خيلي ها ميرود که او يک گلادياتور بوده است
که از آفريقا به اينجا آورده شده
بسياري از گلادياتورها برده
مجرمان يا اسيران جنگ بودند که مجبور ميشدند براي ادامه حيات بجنگند
در دو طرف اين غول دو پيکره ديگر وجود دارد
يک مرد بزرگسال
و ديگري که به نظر ميرسد پسر جواني باشد
اين دو جسد کنار هم پيدا شدند و بسياري از مردم معتقدند
اين بقاياي يک پدر و پسرش است
يک روايت ديگر ميگويد که اين خانواده يک اسطبل
درخارج شهرراه انداخته بودند
اونها ارابه هايي که ازخارج يا اطراف شهر وارد ميشدند رو خالي ميکردند
و بعد کالاهاي تازه رو در داخل شهر پخش ميکردند
زندگي براي کودکان "پمپي" سخت بود
اونها مجبور بودند در کنار والدينشان کار کنند
از اونجايي که فقط طبقه ثروتمند به مدرسه ميرفتند
ممکن بود يک روز اين پسر جوون شغل پدرشو ادامه بده
اما قرار نبود اينطور بشه
اين بسيار مشکله که بدونم دقيقاً چجوري
بايد به اونا واکنش نشون بدم چون اينو بسيار مرموز ميدونم که
اينجا ايستاديم و اين جنازه ها رو تماشا ميکنيم
نگاه کردن به اونا حس عجيبيه اما فک ميکنم اگر سعي کنيم
با تصور به اين که به چشماشون زل زديم
و به چشم انسان هاي واقعي بهشون نگاه کنيم بي حرمتي محسوب نميشه
اين حتي ميتونه يک زندگي دوباره بهشون بده همونطور که قبلا داشتند
من از بسياري از بقاياي رومي ها بازديد کردم
من هرگز قالب خميري شکل از بدن انسان
شبيه چيزي که اينجا هست نديدم
معمولاً باستان شناسان استخوان ها رو زير گل و صخره پيدا ميکنند
اما اينجا بدن ها در اين قالب هاي مرموز رها شده اند
و من ميخوام بفهمم تفاوت در چيه
و چرا اين بقايا اينگونه رها شده اند
براي فهميدن اينکه در 2000 سال پيش دقيقا اينجا چه اتفاقي روي داده
و کشف کردن اينکه چرا بقاياي تمام قربانيان سالم مانده
بايد در زمان سفر کنيم و برگرديم به روز فوران آتشفشان
در صبح روز 24 آگوست سال 79 ميلادي قبل از ظهر
زمين لرزه قدرتمند سکوت را در هم شکست
در اطراف کوهستان
سپس حدود ساعت يک گدازه ها فوران کردند
جهش عظيمي از خاک و سنگ که دهانه آتشفشان را مسدود کرده بود
و در هوا پرتاب شد
ابر عظيمي از خاکستر و گرد و غبار کيلومترها بالاتر از آتشفشان شکل گرفت
ابر عظيم تقريباً 14 کيلومتر از جو زمين خارج شد
با يک رشته نيروي قوي از گاز و گرد و غبار
ابري جوهر مانند در سراسر آسمان پخش شد
بسيار متراکم بود به طوري که نور خورشيد از بين رفت
و آسمان "پمپي" را به شب تبديل کرد
سپس فروريزي آغاز شد
اما اين بارش برف يا باران نبود
بلکه رگباري از خاکستر ريز بود
رگباري از جنس گدازه جامد لايه لايه که به اسم اسفنج معدني شناخته ميشود
در کمتر از يک ساعت
ستون هاي فوران به ارتفاع 32 کيلومتري رسيد
هر ثانيه يک و نيم ميليون تن گدازه با فشار
از جو زمين خارج ميشد
فروريزي آن براي محاصره کردن سطح شهر کافي بود
پمپي" در زير پتويي از خاکستر آتشفشاني دفن شده بود"
بيم و هراس پديد آمده باعث شد مردم شروع به فرار کنن
اما حادثه بدتر در راه بود
امروزه "پمپي" به هيچکدام از ويرانه هاي رم باستان شباهت ندارد
اين شهريست که در چند لحظه يخ زده
اين يک بينش بي همتا از زندگي در دوره باستان را به ما تقديم ميکنه
و همچنين به ما اجازه ميده
بسياري از مردمي که روزي در اين خيابان هاي سنگ فرش قدم ميزدند رو ببينيم
اين بقايا فقط براي نمايش در موزه نيست
آنها آغشته به مدارکي هستند که ميتواند به بحث بين دانشمندان کمک کند
براي کشف اينکه آنها چگونه مرده اند
يک چيز مشخص است عامل مرگ گدازه آتشفشان نبوده
در درجه حرارت بالاي 1200 سانتيگراد
گدازه روان بقاياي زيادي از خود و يا انسان به جا نميگذارد
اما اگر عامل گدازه نيست چه چيز ديگري ميتواند باشد
و چرا بقاياي مردگان در اين حالتهاي عجيب گرفتار شده اند
اين يکي نشسته و با دستانش صورتش رو پوشونده
اين يکي داره خودشو روي زمين ميکشه
و اين يکي به نظر خوابيده بوده
گويي زمان ايستاده بود و مردم در جا يخ زدند
براي دهه ها تصور بر اين بود خاکستري که مانند باران
بر روي شهر "پمپي" ميباريد نيز عامل مرگ مردم بوده
با هواي آغشته به خاکستر وانواع خرده سنگ
اينگونه تصور ميشد که مردم مسموم شده باشند
و اما دليل اصلي آن
ژستي است که يکي از معروف ترين بقايا در پمپي گرفته
بقاياي اين مرد در کنار بقاياي يک قاطر پيدا شد
و به عنوان قاطرچي شناخته ميشده
قاطرچي ها جزو پايين ترين طبقه اجتماعي بودند
و در عين حال نقش حياتي در حمل و نقل شهري داشتند
اونها خيابان هاي باريک شهر پمپي رو بهتر از هر کس ديگري ميشناختند
اما در روز انفجار اين دانش به اون کمک نکرد که بتونه فرار کنه
حالا بقاياي او در انبار غله شهر "پمپي" نشسته
اين پيکر قوز کرده و دستهاي بلند شده بر روي صورت
مدرکي بود براي اثبات اينکه مردم شهر پمپي
بر اثر بارش خاکستر آتشفشان مسموم شده بودند
اما دکتر "پيتر بکستر" از دانشگاه "کمبريج" اعتقاد دارد
حالت قاطرچي بد تفسير شده
پيتر" اين يکي از معروف ترين قالب هاي اينجاست درسته؟"
مردم فکر ميکنن اين وضعيت نشون دهنده اينه که
اين شخص خفه شده ويا به دليل بارش خاکستر دچارمسموميت و خفگي شده
طرز قرار گرفتن چي به ما ميگه؟
خب پيش تر وقتي باستان شناسان اين قالب رو ديدند
اونها خود به خود به اين نتيجه رسيدند که مرگ قرباني
نتيجه بارش خاکستر سنگيني بود که از آتشفشان باريد
و اين که اونها خيلي سريع بوسيله خاکستر پوشيده و دفن شدند
و در باراني از خاکستر خفه شدند
بنابر اين دستها بيني رو پوشوندن؟
در حقيقت دستها از دهان در مقابل تنفس محافظت ميکنن
موقعي که خاکستر درهوا مخلوط شده و اطراف اونا پايين ميومد
بنابراين مردم فکر ميکنن که اين شخص مسموم شده
و بر اثر خفگي مرده بود
آيا اين شبيه حالتيه که وقتي شخصي دچار خفگي بشه به خودش ميگيره؟
بعيد ميدونم
اونا بيشتر شبيه اشخاصي هستن که هشياري خودشون رو از دست داده باشن
تا اين که مثل اين خفه شده باشن
پس اگر مردم در اينجا با خاکستر خفه نشدند
و يا با مذاب از پا در نيامده اند چه چيز اونها رو کشته؟
و بدن اونها رو در اين حالتهاي عجيب حفظ کرده؟
براي حل اين معما دانشمندان بايد به آنسوي "پمپي" نگاه ميکردند
شهر ديگري که آن هم با گدازه هاي آتشفشان تخريب شد
هرکولينوم" در 6 کيلومتري آتشفشان واقع شده"
تا قرن هجدهم
اين شهر در زير 20 متر گدازه آتشفشاني پنهان بود
تا اين که دوباره پيدا شد
وقتي يک کشاورز مشغول حفر چاه در املاک خود بود
به بقاياي شهر مرمري برخورد
هرکوليوم" به مراتب از "پمپي" کوچکتر بود"
با 5000 نفر جمعيت
اما با مردمي به مراتب ثروتمندتر
هرکولنيوم" زماني يک مرکز تفريحي منحصر به فرد بود"
وقتي روم قوي و ثروتمند در آرامش مطلق به سر ميبرد
نيازهايش با ارتشي از برده ها برآورده ميشد
اما تمام اون ثروت و توانايي نتونست به اونها کمک کنه
از بلايي که در شرف روي دادن بود
هرکولونيوم" نسبت به "پمپي" خيلي نزديک تر به آتشفشان است"
بنابراين مردم آن شديدترين فشار زمين لرزه و آتشفشان را متحمل شدند
بسيار بسيار قوي تر
اونها مطمعناً با وحشت تماشا ميکردن
وقتي ابر وسيعي از گدازه در آسمان شليک شد
و سپس براي نجات جانشان فرار کردند
وقتي حفاران نخست شروع به کاوش "هرکولنيوم" کردند
با تعدادي از بقاياي کشف شده غافلگير شدند
"در مقايسه با صدها بقاياي کشف شده در "پمپي
No comments yet. Be the first to leave one.