The first 200 lines.
کاري از ...::: WwW . TvCenter . ir :::...
نمايشگاه اتومبيل زنيس مارين کانتي ، ايالت کاليفرنيا
آقاي " نوريس " ، مي خوام يکي از افرادمُ بفرستم
. که لامبورگيني رو نشونتون بده
. ماشينِ جديدتونه . هنوز نشناختينش
. " مک لارن بهتون مياد ،آقاي " لاندوا - . امشب نه -
- کلي فروشنده اون بيرون هستن
، که بايد واگن استيشن و ميني وَن بفروشن واگن استيشن : يک مدل ماشين ميني وَن : يک مدل ماشين
. اين ؟ لازم نيست من بفروشمش
اين زندگي خوب روي . تايره ، از نوک تا انتهاش
. صندوقش از اولين آپارتمانِ من بزرگتره
. خداي من
. " لِزَل "
مامور ريگسبي . چي داريم ؟
، " سلام ، رييس . " لزل داگلاس . فروشنده اينجا ، 28 ساله
، به بدنش ضربه خورده ، خون مردگي هاي زياد
. احتمالاً شکستگي جمجمه . لباس هاش هنوز سالمن
هيچ گونه علايم بارزي . از تعرض جنسي وجود نداره
چي شده ؟ - . فقط از بوي ماشينِ تازه خوشم مياد -
چيزي اززمانِ مرگ مي دونيم ؟
. آخرين بار ديشب ديروقت اينجا ديده شده
، حراست اينجا نصف شب گشت داشتن
، گزاش کردن که سيستم هشدار فعال نبوده
پزشکي قانوني فکر مي کنه که اون . احتمالاً بعد از اون موقع کُشته شده
بيايد جسد رو از اينجا خارج . کنيم ، ببينيم چي گيرمون مياد
. آره ، اطلاعت ميشه
اون گرونه ، ها ؟
. قيمتِ تکي فروشيش 300 هزار دلاره
. هرچند که الان احتمالاً يه تخفيفي بدن
سلام ، بچه ها . يکي از شماها جسد رو پيدا کرده ؟
. " آره ، " جيمز کينزي . فکر کنم الان توالت باشه
. " براد الياس "
نظري نداريد که ممکنه کاره کي بوده باشه ، آقاي الياس ؟
. نه . هيچکس . وحشتناکه . خيلي نارحت کننده است
. مااينجا مثلِ يه خانواده ايم - . ها ! خانواده -
. تيکه باحالي بود - ببخشيد ؟ -
شماها پورسانتي کار مي کنيد ، درسته ؟
. آره - باشه . پس اينجا مثلِ خونه - . نيست . اينجا يه نبردگاه گلادياتوريه
شما ها درگيرِ خصومت و بدگمانيِ
. شديد نسبت به همديگه هستيد
. اينطور نيست
. مردم نظرِ نادرستي نسبت به فروش دارن
احترامِ زيادي بين ما وجود - داره ، درسته ، بچه ها ؟ . آره -
، مشخصه که تو اين جمع تو از همه بهتري
ولي سوال اينه که سريعترين دونده کيه ؟
دونده ؟
مشتري هاي لزل به يه دلالِ جديد نياز دارن ، مگه نه ؟
، و فکر کنم که همکارِ من ، مامور چو اينجا
ليستِ مشتري هاِ لِزل رو طبقه . بالا گذاشته . تو اتاق استراحتتون
، شايد يکم واسه پيش کشيدنش زود باشه
، ولي هنوز اونجاست ، و يه نفر
... در يه جايي
ليست مشتري ها اينجاپيشِ . خودمه . يه مدرک محسوب ميشه
چرا اونکارُ کردي ؟
من اين مَرد رو از . ليستِ مظنونينَم حذف کردم
بيش از حد صادق براي سود بُردن از يه . قتل نيست ؟ بيش از حد صادق براي قتل
درسته ؟ - . بله -
. هي ، بچه ها ، تمومش کنيد
مگر اينکه خيلي زيرک باشي
. و زياده از حد اهلِ خالي بندي باشي
. نه ، اينطور فکر نمي کنم
روانکاو فصل دوم - قسمت سيزدهم : خط قرمز
. لزل ديروز نيومد سرِکار
. نمي دونستم بايد چه فکر بکنم . اينطور کاري اَزش سر نمي زد
نگران شديد ؟
قاطي کردم . ميزباني . مهموني به عهده اون بود
. فکر خوبيه که کينزي رو اضافه کردم
. شنيدم که شما پسرها ديشب خوب کار نکردين
. شيطون ، شيطون
شما دوست دارين که کارمنداتون نسبت بهم حالتِ تهاجمي داشته باشن ؟
دقيقاً همينطوره . اين . شغل براي برنده هاست
ما بهترين بنگاه دلالي ماشين هاي . گرون در کاليفرنياي شمالي هستيم
. چهار طبقه انبار اون پشت داريم
بيشتر از 100 ميليون . دلار فروش ساليانه داريم
کارمند هاي من بايد خودشون . جاشون رو بدست بيارن
. پس هر 6 ماه يه مسابقه فروش داريم
" فروشنده اول يه ساعتِ " رولکس . الماس نشونِ تيتانيومي مي گيره
فروشنده آخر ... ميره سراغ يه شغلِ جديد
، ببنيد ، مامورين
نمي خوام فشار بيارم -- مشتري هاي من مي خوان . بدونن ما کي مي تونيم دوباره گالري رو باز کنيم
چي مي تونم بهشون بگم ؟
. مي تونيد بهشون بگيد يه زن مُرده
. که تاسف برانگيزه ، ولي يه تجارتِ خدماتيه
و وقتي که کوسه ها شنا نکنن ، غرق ميشن ، درسته ؟
. بچه هاي بي شيله پيله
. اين جيمز کينزيه
. فروشنده برتر . تبريک مي گم
. ممنون - کاملاً درسته . اين آدم مي تونه يه - . گربه رو به يه موش بفروشه
البته واسه چنين معامله اي . بايد چند تا چيزديگه اضافه کنم
آقاي وستاف ميگن که اينجا با لزل شبي که
. ناپديد شد ، همکار بودين
. آره ، روي مهموني ديشب کار مي کرديم ، بله
حدود ساعت هشت ، هشت و . نيم اينجا تنهاش گذاشتم
چطور بنظر ميومد -- رفتارش ؟
. فکر کنم خوب بود . شايد يکم عصبي بود
جمع کردن اون مهموني . فشار زيادي وارد مي کرد
. هي . هي . اون -- اون -- اون مالِ منه
. اون
. باشه
شما و لزل رابطه تون چطور بود ؟
. عالي . اون دختر عالي بود
عالي ؟
. ولي اَزش متنفر بودي - . نه -
. بله
، چرا بدت ميومد ؟ اون تو وسطِ ليست بود
. پس تهديدي واسه تو محسوب نميشد
. لزل نسبت به سِنش کارش خيلي خوب بود
، کارش خيلي خوب بود چون خوشکل بود
و احساس کردي که زيباييش يه . برتري غيرِعادلانه نصيبش کردي
. هي ، فروختنِ سکس . اين حقيقتِ زندگيه
. آره
ببنيد ، مهارت هاي زبانيِ . واقعيش -- حرفه اي نبود
يکم چاقتر ميشد ، هيچي . ديگه نمي تونست بفروشه
تا حالا اَزش خواستين باهم بريد بيرون ؟ - . آره -
چطور شد ؟
. گفت نه . دوست پسر داره
اسمش چي بود ؟
جِف . جف نمي دونم چي چي -- نوازنده . بود، مي خواست يه ستاره راک بشه
. آره ، لزل هميشه از دستش مي ناليد
. هميشه يه مشکلي با هم داشتن
. دوست پسره " جف اسپارهاوک " ه
قرباني يه اتاق باهاش . در جنوبِ فروشگاه داشت
. اين آدرسشه - . جين و من ميريم اونجا -
. تو وضعيتِ ماليشُ بررسي کن
مي خواستي منُ ببيني ، رييس ؟
در حقيقت هر دو تاتون رو ميخواستم . ببينم . درُ ببند . بشينيد
. مي دونيد در موردِ چي مي خوام حرف بزنم
اون روز بمن گفتين که شماها با هم
. درگيرِ يه رابطه رومانتيک هستين
. بله
رابطه داشتن در داخلِ واحد
. هستش CBI مشخصاً بر خلاف آيين نامه هاي
مي خواستم يکم زمان داشته باشم ، تا بدونم چطوري عکس العمل نشون بدم
ولي تشخيص دادم که اون ... ايجادِ تنش مي کنه ، پس
، مامور ريگسبي و وَن پلت
آيا شما درگيرِ يه رابطه شخصي با همديگه هستين ؟
. بله - . همينطوره -
. باشه پس
به عنوان مافوقتون ، بايد اين رابطه رو به خدماتِ
. پشتيباني کارمندان گزارش بدم اينکارُ بمحضِ اينکه اين پرونده
. رو ببنديم انجام ميدم
سوالي دارين ؟
ولي اونا يکي از ما . رو از واحد منتقل ميکنن
. آره ، همينطوره
. قانون همينه . شما مي دونستيد
. الان مي تونيد بريد
4-B اين اتاق لعنتي کجاست ؟
موقعيتتُ درک مي کنم ؟
. لازم نيست خودتُ بخاطرش اذيت کني
داري در موردِ چي حرف مي زني ؟
خُب ، اينکه بخاطرِ ريگسبي . و وَن پلت احساسِ بدي داري
. نه ، اينطور نيست
خُب ، نمي توني عجب و غريب نباشي
اگر اجازه بدي حسادت و تنفر . در تصميمت وجود داشته باشه
ببخشيد ؟
آقاي اسپارهاوک ؟
. از اداره تحقيقاتِ کاليفرنيا اومديم
اداره چي چي ؟
. مي خوايم چند تا سوال درباره لزل بپرسيم
مي خوايد اون چيزي رو که از گيتارتون باقي مونده بزاريد زمين ؟
. آره . هر چي
. چايي درست مي کنم
اين همه خراب کاري واسه چي ، جِف ؟
ناراحتم . وقتي ناراحتم دوست . دارم وسايل رو بشکنم
، خُب ،يکمش نارحتيه . ولي بيشترش احساس گناهه
، يکم هم دلت بحالِ خودت ميسوزه
. و احساس سوزش داري
پس تو يه نوازنده اي ؟
. خوبه
کارت خوبه ؟
. نه
. کارت خوبه . به سليقه لزل اعتماد دارم
. اون عاشقِ يه نوازنده بد نمي شد
. آره
. عالي هستم . خَفن
پارسال از کارِ موسيقيم . نُه هزار دلار درآمد داشتم
خُب ، اون نُه هزار دلار از همه پولي . که " وَن گوخ " براي هنرش درآورد بيشتره وَن گوخ : نقاش هلندي
. آره ، اوضاعش خوب بوده
باشه . پس لزل نون آورِ خونه بوده ؟
... آره . پورسانتش از فروش آستون
، مي تونيد هزينه چند ماهمون رو تامين کنه
. پس من مي تونستم رو موسيقيم تمرکز کنم
. اونکارُ واسه من مي کرد . از اون شغل متنفر بود
آيا اون مسئله تو رابطه تون ايجاد تنشي کرد ؟
. آره
. چند بار دعوامون شد
از کار کردنش تو اونجا ... خوشم نميومد ، ولي
. به پول نياز داشتي . منصفانه است
هميشه با آدم هاي مغرورِ
پولدار برخورد داشته ، باشه ؟
آدمُ غيرتي مي کنه ، درسته ؟
آدم هايي که ، آدم هايي که . سعي مي کردن بهش چيز ميز بدن
چه جور چيز ميزي ؟
، مي دونيد ، مثل جواهرات ، عطر
. چيزاي اونطوري . لزل هميشه پسشون مي داد
چرا ؟ - . واسه من ناخوشايند بود -
يا اگر نمي تونست پسش . بده ، مي انداختش دور
. نه همشون رو
. اين خيلي قيمتيه
لزل مي گفت که قيمتي تر از . اونيه که بشه دورش انداخت
No comments yet. Be the first to leave one.