The first 200 lines.
...آنچه در "سيلم" گذشت
!همهي اون جادوگرا رو بکشين
...پدر
دختر کوچولوت برگشته خونه...
من هرکاري واست انجام ميدم
تو ميشي واسطهي من براي انتقام گرفتن
هتورن شک کرده که تو واقعاً واسهي درمان طاعون اومدي به شهر يا نه
من دنبال جايگاه روح ميگردم
و اون کجاست؟
من فکر ميکنم که درست همينجاست
سعي ميکنم آروم انجامش بدم
خودتو اذيت نکن
آخرينِ جادوگرانِ واقعي
من هيچي از جادوگرا نميدونم
حتي نميدونستم خودمم يه جادوگرم
دوباره همديگه رو ميبينيم، جغد کوچولو
من ميفهمم ابزار قدرت تو چيا هستن
،يه خنجر جادوگر براي کُشتن
،يه سنگ ماه براي ديدن
و يه کيسهي دارو براي ديده نشدن
مراقب اين يکي باش
مقام دادرس، نبايد به دستِ يه دشمنِ بد ذات بيافته
بايد يه جادوگر باشه
کوروين رو هيچجا نميشه پيدا کرد
،هرکي که اون بيرونه قطعاً ما رو هدف گرفتن
تو خونهي خودم. تو وانِ حمام خودم
چطور ممکنه؟
يه نفر ميخواد تو رو بکشه
اول کوروين، حالا هم تو
نه
،نه، من تو چنگالِ وحشتناک اون کاملاً ناتوان بودم
درست عين يه موش که تو چنگ خودمه
،نه، اگه ميخواست من رو بکشه تا الان کُشته بود
خب پس چي؟
يه هشداره؟
کي توي کندو اين قدرت رو داره که من رو به چالش بکشه؟
هيچکس
چه بخواي بدوني چه نخواي، بايد بگم من هيچوقت هيچ کاري نکردم
که واقعاً به نفع خودت نبوده باشه
اما هنوزم عصبانيت و بي اعتمادي تو
جلوي تو رو از توجه کردن به اخطارهاي من داره ميگيره
اوه، اخطار
من خيلي وقت پيش بهت گفت مرسي رو از بين ببري
ولي گذاشتي اونقدر زنده بمونه
که بتونه بهمون آسيب جدي و محکمي بزنه
حالا، بازم دارم بهت ميگم
خطر واقعياي که ان هيل داره رو ناديده نگير
من از اون نميترسم
،وقتي که بخواي ازش بترسي ديگه خيلي دير شده
اون از بوستون برگشته
...و قدرتش هم خيلي زود داره رشد ميکنه حتي زودتر از تو
عاقلانهتره حالا که هنوز فقط يه بچه گربهست خفهش کنيم
صبر نکن تا ببيني چنگالهاش چقدر قدرت دارن
ما تا وقتي نفهميم کيه که ميخواد
بهمون حمله کنه، هيچکاري نميتونيم بکنيم
من خودم ترتيب ان هيل رو ميدم
تو برو سراغ پتروس
هزاران چشم اون حتماً يه چيزايي ديدن
« ايرانفيلم و ناينمووي تقديم ميکنند » .:: 9Movie & IranFilm ::.
« تـرجمـه از مـهـرزاد » .:: Mehrz@d ::.
!مُردههاتون رو بياريد بيرون
!مُردههاتون رو بياريد بيرون
!ببخشيد
من يه مُرده اينجا دارم، ولي خيلي سنگينه نميتونم بلندش کنم. بياييد کمک
باشه
از جلوي در بريد عقب
جناب کوروين، عضو انجمن شهر؟
!مُردههاتون رو بياريد بيرون
!مُردههاتون رو بياريد بيرون
...در قلبِ پيوريتانهاي آمريکاييمون...
که خودمون موارد رو بررسي کنيم...
کشيش کاتن متر برگشته
درست مثل يه سگ که تو استفراغ خودش دست و پا ميزنه
رقّتانگيزه
چطور ميتونين زندانيها رو تو همچين وضعيتي نگهدارين؟
خب، شايد شما بتونين مقداري از
داراييهاي پدرتون رو به ما ببخشين که بتونيم هزينههاي
يه جاي بزرگتر و سلولهاي بهداشتيتري رو
،براي افراد متهم به جادوگر بودن بپردازيم
بگذريم، اينجا چيکار ميکنين؟
شنيده بودم که براتون ممنوع کردن
که توي هيچکدوم از مسائل و اتفاقات سيلم، دخالت کنين
مسائل سيلم، مسألهي هرکسيه
ولي درواقع، بعنوان يه دوستِ خانوادگي
به اينجا اومدم که آرامش و توصيههاي ديني به ان هيل بکنم
،خب، واقعاً بايد بگم که جناب ،شما اگه خيلي نگران وضعيت ايشون هستين
مطمئناً بهترين کاري که ميتونين بکنين
اينه که ازشون فاصله بگيرين
...من مطمئنم که پدرشون حتماً
پدرش مطمئناً تنش داره تو گور ميلرزه
که ميبينه تو چطور پا تو کفشش کردي و شدي دادرس
،من الان دادرس هستم
و هرجور که صلاح بدونم با زندانيها رفتار ميکنم
جدي ميگم، متر
اينجا بهت نيازي نيست
،سيلم، به اندازهي جادوگرها از شکارچيهاي جادوگران هم متنفره
چطور جرأت ميکني من رو مثل يه بچهي خيابوني و ولگرد احظار کني؟
،واسه دختربچهاي به اين کوچيکي اينا تهديدهاي خيلي بزرگي هستن
من نه کوچيکم نه دختربچه
نيستي؟
ولي ديشب يه اتفاقي توي يکي از
ايستهاي بازرسي جادهي ورودي به سيلم، افتاده
يه نفر کشته شده، يکي ديگهشونم از ترس بيهوش شده
من نميخواستم هيچکدوم از اون اتفاقا بيافته. پيش اومد
تو عين يه بشکه باروت هستي که آمادهي انفجاره
متأسفانه من تصميمم رو گرفتم
واقعاً نميتونم به همين راحتي اجازه بدم اينطوري توي سيلم بموني
...نه. بذار برم بيرون. تو نميتوني
چرا ميتونم
بچهجون، من به صد روش مختلف ميتونم تو رو بکشم
دروغ نميگم
خيليهاي ديگه من رو تشويق کردن که اينکار رو بکنم
و من هم کاملاً آمادگي اينو دارم که شمع عمرت رو زودتر خاموش کنم
چي ميخواي؟
فقط ميخوام کمکت کنم که خودت باشي
،ميدونم باور کردنش واست سخته
ولي من اصلاً با تو دشمني ندارم
ولي با اينحال ميتوني من رو !به صد روش مختلف بکشي
همونطوري که ميتونم يه سگِ وحشيِ تربيت نشده رو بکشم
ولي اول، بايد تلاش کنم و تربيتش کنم
،و اگه اون سگ پوزه بند رو قبول کنه
اونوقت شايد بتونم به اين نتيجه برسم که اون ديگه هيچ خطري
،براي هر بيگناهي که از جلوش رد ميشه نداره
شايد حتي تبديل به يه... دوستِ قابل اعتماد بشه
مرگ يا تسليم شدن
يا دوستي
چطوري بايد شروع کنم؟
...هيچ جادويي وجود نداره که نيازي به
تحريک شدن نداشته باشه
فقط آروم باش. چشمات رو ببند
هيس
حالا يه نفر رو تصور کن
شايد يک مرد
ممکنه اونو بشناسي
نفسش به گوشت ميخوره
دستاش تو رو لمس ميکنن
لبهاش روي گردنته
بيا. يه چيزي برات دارم
کتابِ سايههاي تو
،بعضي از کتابا براي خونده شدن درست شدن بعضيا براي نوشته شدن
هرکدوم از ما بايد يکي از ...اينها رو داشته باشيم
يه کتابچهي خصوصي از تمامِ افکار و خوابهاي ما
،جادوها و آزمايشهامون، از تمام کارهامون
چه خوب و چه بد
اگه درست کار کنه، هيچکس غير از کسي که اون رو نوشته
نميتوني چيزايي که ،توش نوشته رو بخونه
حداقل تا زماني که نويسندهش زندهست نميتونه کسي بخوندش
و بعد از اينکه نويسندههاشون ميميرن چي؟
،بعد از مرگ يه جادوگر
کتاب به دست سمهِين ميرسه
اين بهترين راه براي نجات راهِ ،کشف جادوگرانه
بخاطر اينکه راههاي قديمي از بين نرن
،بعضي از اينا مال صدها سال پيش هستن
که مربوط به اولين جادوگران اسکس بودن
...درواقع
کتاب پدرِ تو دستِ منه
اينطوري فهميدم که مُرده
کتاب همون روز برام ظاهر شد
حالا برو خونه و کتابت رو بنويس
،ميتوني با جوهر توش بنويسي
ولي اول بايد با خون اون رو امضا کني
چي؟ - آره -
،يه جادوي پيچيده ،يه جادوي قوي و مؤثر
هميشه به يه مقدار خون نياز داره
امضاي خونين تو، اون رو از چشم هرکسي غير از خودت، محافظت ميکنه
!آي - ميبيني؟ به همين راحتيه -
اين کار رو تو خونه انجام بده و بنويس
من ان هيل هستم و اين » « کتاب سايههاي منه
،وقتي اين کار رو بکني موجود همراهت پيشت ظاهر ميشه
موجود همراهم؟
وقتي ببينيش خودت ميفهمي
امشب در ساعت جادوگرها، ميام پيشت
و مراسم رسمي عضويت تو رو کامل ميکنيم
ميشه بپرسم چيکار دارين ميکنين؟
اگه ميتونين جوابي که ميدم رو بفهمين، بله
در غير اينصورت، توصيه ميکنم ساکت بايستين و تماشا کنين
من توي هاروارد درس خوندم، آقا
بدون شک الهيات خوندين
يه شاخهي به شدت بي مصرف و پيچيده
از درخت علمه
خواهش ميکنم من رو ببخشيد
انگار اين روزا نميتونم بدون اينکه به کسي توهين کنم، دهنم رو باز کنم
تقصيرِ اين آبلهي لعنتيه
ذهنم رو درگير پيچيدگيش کرده و نميتونم چيزي پيدا کنم
وينرايت
درست همون مردي که اميدوار ...بودم ببينم
دکتر جديد شهر
من از بوستون اومدم
دقيقاً بخاطر اينکه همين آبله ذهنم رو درگيرش کرده بود
قصد دارم، اگه هنوز دير نشده باشه جلوشو بگيرم
و شما...؟
کاتن متر - اوه -
شما به خانوادهي سلطنتي نامه نوشته بودين
چرا، بله. شما يادتونه؟
عضو سابق اونجا بودم و تا اونجايي که يادمه
يکي از نامههاي شما به زبان ميسوري توي آخرين جلسه ملاقات ما خونده شد
،شما يه نقاشي طراحي شده از يه... آم يه... جنين مُرده متولد شدهي ناقص رو فرستاده بودين
ظاهراً يه نشانهي محکم از ظهور کردن شيطان بوده
...آره، واقعاً خارقالعاده بود. اون
باعث خنديدنشون شد
No comments yet. Be the first to leave one.