The first 200 lines.
« دايـــــس »
« صد کيلومتر بيرون از شهر پالم » « ده سال پيش »
.دوازده
.پنج
.دو
.پنج
.هفت
.يازده
.تريسي" خارق العاده ست"
معمولاً استعدادهاي آدماي خارق العاده
يا براشون روشن هستن يا اينکه .توانايي حافظه تصويريشون بالاست
.ولي "تريسي" فرق داره
توانايي هاي "ترسي" توي .موقعيت هاي احتمالي و احتمالاته
بنظر ميرسه که ميتونه ...دنياش رو...کل دنيا رو
به زبون مکانيکِ کوانتومي .بدل کنه
.اون تو نوع خودش اولينه
،رسماً ميشه گفت .تريسي" ميتونه آينده رو ببينه"
.ميدونه داريم درباره ش حرف ميزنيم
.هشت
،"نميخوام توهين کنم، "هنري ولي دخترت
.دقيقاً عين شبحه
،مثل بقيه ي خارق العاده ها توي جاهاي ديگه
.محدوديت هايي داره
.مسائل ارتباطي
.يه جور علاقه به جامعه ستيزي
.خب، هيچ کس کامل نيست
.داريم مغزش رو تصوير ميکنيم
تريسي" ما رو به يه جور" .راه نفوذ هدايت ميکنه
.ميخوام ببينمش
.پنج
.هفت
،"تريسي" .ايشون آقاي "پيتر فلمينگ" هستن
ايشون کسي هستن که براي .تحقيقات بابا پول ميدن
،عزيز دلم ميتوني به آقاي "فلمينگ" سلام کني؟
."سلام، "تريسي
.از آشنايي باهات خوشحالم
.تو دخترِ کوچولوي خيلي باهوشي هستي
.تو هموني
تو هموني هستي .که بابام رو ميکشه
."تريسي"
.فقط اگه از مقدار بودجه بيشتر خرج کني، آره
.و بعدش من تو رو ميکشم
« شهر پالم، زمان حال »
...اگه
ميتونستين آينده تون رو ببينين چي ميشد؟
تا الان همه ي ما با سيستم هاي ،جمع آوري اطلاعات
،شبکه عصبي .و تکنولوژي آينده نگري، آشنايي داريم
.ولي اين يه جهش خيلي کوچيکه
،خانم ها و آقايان .بهتون "تريسي" رو معرفي ميکنم
.فقط بهش فکر کنين .بهش فکر کنين
اگه فقط ميتونستين يه هفته از آينده تون رو ببينين
زندگيتون چه تغييري ميکرد؟
يا يه روز از آينده تون؟
يا حتي 5 دقيقه از آينده رو؟
اگه يه وسيله اي بود که
ميتونستيد تو دستتون بگيرينش و
باهاش اين کار رو بکنيد، چي ميشد؟
انتخاب هاي متفاوتي ميکردين؟
،لحظاتي پيش از "تريسي" خواستم
ارزش مالي سهام توي آسيا رو بهم بگه
که بيشترين مقدار رو توي .پنج دقيقه ي آينده خواهد داشت
اين تکنولوژيِ چيني ...جوابِ اون بود و
.من همين الان يه ميليون سهام خريدم
،"با وجود "تريسي پليس ميتونه جلوي وجوع جرم رو
.قبل از اتفاق افتادنش بگيره
با هرگونه عمليات جاسوسي .قبل از اينکه بوجود بياد آشنا ميشه
ميتونيد ذهن دشمنتون رو بخونيد
قبل از اينکه دشمنتون با احتمال خيلي زياد
که غير قابل تشخيصه، بتونه .بهتون آسيب بزنه
من همين الان پولم رو .اضافه کردم "CBCT" توي سهامِ
."ممنونم "تريسي
...به همين راحتي
شرکت "آرک" آينده رو به .انحصار خودش درآورده
،اگه شما از رقيبان هستين الان وقتشه که
،شمشيرتون رو بندازيد و به ما ملحق بشيد
چونکه "آرک" مرحله بعدي از انقلاب همکاري رو
بهتون هديه ميکنه
.و تنها کسايي که با همکاري کنن، باقي ميمونن
« سرنوشت ما رقم خورده »
تو اين منطقه يه مغازه ي .کتاب کميک فروشي باحال ديدم
آخر اين هفته ميتونيم بريم يه سر بهش بزنيم؟
.من اولين پرونده ام رو گرفتم
.راستش، پرونده هام
رو ميز منو نگاه کني .تا اينجا پرونده چينده شده رفته بالا
ميشه غذامو نخورم؟
.البته
.اينم چيزي که خواسته بودي ."يکي طلبم، "اورول
شاهد اعتراف کرد که مضنون" با يه کُت سياه
بهشون نزديک شده و گفته 'بابات کيه؟'
."و بعدش هم خودش رو لو داده
.اوه، يه دقيقه صبر کن
.نه، نه، نه، نه، نه .من با اصطلاخات فني آشنايي ندارم
."آره، بذار يه نگاهي بندازم، "رايا ."رايا"، "رايا"، رايا"
شاهد ادعا ميکنه که" اين راکونِ مضنون بوده
،گوشواره هاش رو دزديده" قوزک پاش رو گاز گرفته
."و روي کتابِ جيبيش دستشويي کرده
.اوه، "لالي پاپ" رو يادم رفت .يه ماشينم زده به اون
...آووو، خب - .تو امتحانش پيروز بوده -
بذاريد به احترام "لالي پاپ" يه .شمع روشن کنيم
."به ياد "لالي پاپ - ."به ياد "لالي پاپ -
.توافقمون همين بود
،ما به تو کمک ميکنيم .تو به ما
.کار در مقابل کار
.ميفهمم
.لازم نيست درباره ش خيلي خوشحال باشم
اوه، پس سوزوندنِ پرونده هاي پليسي
يه جورايي شده افتخار برانگيز؟
.من بيگناه بودم
.ولي تو واقعاً اون کارا رو کردي
الان داري واسه من داوري ميکني؟
تو الان دقيقاً تو موقعيتي نيستي .که دوستات رو انتخاب کني
اين زندگيِ من نيست، خيلي خب؟
.اين تو نيستي ...اين
تو الان "آليس" ـي و تازه افتادي تو لونه ي يه خرگوش
.و الان تمام قوانين فرق کرده
.بالا و پايين جاشون عوض شده .سياه شده سفيد
...."ولي "کيپ
کيپ" قطب نماي توئه که" .که به خونه ت راهنمائيت ميکنه
...من ديدم که خونواده ام امشب
.بدون من شام ميخوردن
.بدون من زجر ميکشن
.ولي من نمردم
،اون شبي که "اورول" اون ايميل رو بهم زد
خيلي اتفاقي بود که .من پشت ميزم نشسته بودم
کجا ميري؟
.ميرم يه سري از کارام رو انجام بدم
.تو الان بايد با من باشي
.پنج دقيقه
.من بيدار ميمونم
."سلام، "وينس .اورول" هستم"
چرا نرفتم بخوابم؟
خب پس سؤال همينه، نه؟
،اگه رفته بودي بخوابي تمام اين اتفاق ميفتاد؟
،سرنوشت همينطوري ازت ميگذشت
يا اينکه اين سرنوشتته؟
جوابي که منو به خونه ميرسونه چيه؟
جوابي که نميذاره برگردي و به اتفاقايي که افتاده نگاه کني
و گذشته ت رو بذاري کنار؟
.دريافت شد
.خب، من مأمور پليس نيستم
نميتونم هر شب همينطوري "پاشم برم خونه ي "فلمينگ
،و نميتونم کامپيوتر هاي "آرک" رو هک کنم
بلکه کاري که من ميتونم بکنم، کاريه .که انجام دادنش رو بهم ياد دادن
.اونم پليس بودنه
.ميدونم چطوري جنايت ها رو حل و فصل کنم
تنها کاري که بايد بکنم اينه که يکي از قتل هاي "چس" رو به
،پيتر فلمينگ" گيره کنم" .و مچشو بگيرم
.من دارم ميرم اونجا - کي؟ الان؟ -
آره، اگه اونا اسلحه ها رو جابجا .کنن، فردا دير ميشه
،خيلي خب .يه نيم ساعتي بهم وقت بده
.اونجا ميبينمت
مطمئني؟ - .آره، آره -
و، "وينس"؟ .به کسِ ديگه اي زنگ نزن
آخه به کي زنگ بزنم!؟
کجا داري ميري؟
.يه تماس کاري بود
چرا بيداري؟
.دستشويي داشتم
.من نميخوام تو بري
.همه چي مرتبه
خيلي خب؟ .برو بخواب
.هي، هي، بابا
ميشه لااقل بازيمون رو تموم کنيم؟
،نه ما ساعت 2 نصفه شب
.روپولي" بازي نميکنيم"
.بيا
،اگه من 10 بيارم ،تو ميتوني بري
،ولي هر چي ديگه بياد .بايد بموني
.نه، من قبول نميکنم - آماده اي؟ -
..او
.اوه رفيق
.امشب، شبِ شانسمه
.زود برميگردم
.برو بخواب
.ولي من ديگه برنگشتم
.سرنوشت و خيلي چيزاي ديگه تو ذهنم بود
يه بار يکي از اين شيريني هاي شانس .بهم گفت که سرنوشت ما رقم خورده
.اين سرنوشتمونه که بايد بهش برسيم
.خيلي خوبه
من معمولاً شماره بليط بخت آزمايي .رو ميدونم
...که اين يعني
.منم بايد با عدداي خودم بازي کنم
.لذت ببريد
شما هر کدومتون 1000 دلار ژتون
.از شرکت "آرک"هديه ميگيريد
.نه، نه، نه
."بيا، "پيتر
.شيش
.يه شيش ميخوايم
.پنج
.پنج .پنج اومد
.بندازيد قربان
.نُه
.برنده .پول برنده رو بدين
.برام آرزوي موفقيت کن
.برنده ها شانسشون رو خودشون درست ميکنن
خب، اگه ميخواي اونطوري برخورد کني .باهاش، باشه، ايرادي نداره
من شما رو ميشناسم، درسته؟
واقعاً؟
."تاس رو بنداز، "پيتر
No comments yet. Be the first to leave one.