78/52

78/52

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

78/52 Blu-ray
A Commentary by daniiial

Tags

Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
Published on: 2018-11-03
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من بیست و یک سالم بود

من یک مدل معروف بودم

من با یه عکاس کار میکردم

و اون گفت که یونیورسال

یا یو آی که اون زمان بهش میگفتن

و دنبال یکی میگردن که تو یه فیلمی بازی کنه

پس من تماس گرفتم و یه قرار گذاشتم

رفتم و با آقای هیچکاک صحبت کردم

و در واقع باید لخت میشدم

و مدام هی لباس میشدم

و مصاحبه هم توسط جنت لی بود

پس من باید برای اون هم لخت میشدم

اوه فقط لباس زیر به تن داشتم، ولی بگذریم

بدن من خیلی به بدن جنت لی شبیه بود

پس استخدام شدم

باید برای گریم ، درست یادم نیست، یکی دو روز بعد حاضر میشدم

و یه نور قرمز بود که فلش میزد

ورود ممنوع» و با همه ی اینها من فکر کردم»

اوه خدای من

اینا اینجا وایستادن و انتظار یه مدل برهنه دارن

من کاملا برهنه نبودم

و من یه چیزی تنم بود که بهش میگفتیم کراچ پتچ

که در طول فیلمبرداری سکانس حمام و همه ی آب و...شل و ول میشد

:به هیچکاک گفتم، گفتم

چرا اینا رو درنیاریم؟ و گفت : نه نه

تمام مدت یه کت و شلوار مشکی تنش بود

کروات مشکی با پیراهن سفید

من در قرارداد برای دو یا سه روز استخدام شدم

ولی کار به هفت روز انجامید

خیلی حیرت انگیزه که انقدر اون سکانس طول کشید ...یک سکانس بخصوص، چون اون

حدود یک سوم نقشی بود که جنت لی در فیلم داشت

هفتاد و هشت نما از فیلم بود برای حدود چهل و پنج ثانیه

گذراندن هفت روز در یک لوکیشن بسته

میدونی اونم برای فیلمبرداری چنین سکانس کوتاهی بی سابقه بود

معمولا امروزه، شما خوش شانسی اگر یک روز وقت داشته باشی تا یکی رو بکشی

اوه باید این یک وسواس باشه

شما اون صحنه رو داری در طول هفت روز فیلمبرداری میکنه

اون قطعا یک وسواس است

هیچکاک به این سکانس قتل

جدا از باقی فیلم فکر کرده بود

که این معنی رو داشت که به شیوه ای ، او قتل

داشت به بخش قابل قبول سرگرمی تبدیل میشد

خشونت در فیلم های آمریکایی وجود داشت

ولی نه مثل چیزی که در روانی میبینیم

هیچ کدوم اینجور ملموس نبود

اینگونه با طراحی نبود، هیچکدام به این سرسختی نبود

فکر میکنم میدونست که چه پروژه ای در دست داره

و احتملا احساس کرد

تمام فیلم بسته به آن لحظه است

که در آن لحظه ی مهیج

شما باید خون را ببینید

تمام مکان، خب یجورایی برای وصف کردن زیادی وحشتناک بود

وحشتناک

فکر میکنم این اولین نمایش

مدرن گونه ی

بدن زنانه در هنگام تهاجم باشد

و یه جورایی خالصانه ترین نوع نمایش و بروز آن

چون که ویران کننده است

زنان بازیگر در دهه ی سی نمایش قدرتمندی داشتند

و دهه ی بیست

و در دهه ی چهل کم کم محو شدن

And by the time we got to the end و زمانی که به اواخر دهه ی پنجاه رسیدیم of the 50s, women were,

میدونی زنان همیشه نقش فرعی در ...فیلم ها بودند و هیچکاک یجورایی

و این فیلم روشی ست برای گفتن آن مساله

که اون داره زنان رو حذف میکنه

و این واقعا اولین فیلم درجه یکی بود

که با این سبک خشونت کار میکرد؛ جفنگ و تمهیدات بصری

هیجکس نمیخواست بسازدش و می گفتند مگه دیوانه اید؟

شما تازه شمال به شمال غربی، این موفقیت بزرگ رو ساختی

و حالا میخوای این رو سیاه و سفید سازی، این دیگه چه مزخرفیه؟

من به تازگی یه فیلم ساخته بودم

شمال به شمال غربی

شمال به شمال غربی یک دستاورد بزرگ در هر بخشی بود

یک سرگرمی بزرگ بود، درجه یک بود، بازیگران سوپراستار داشت

و میدونی زیبا بود، رنگی بود

پس چجور قراره اون رو ادامه بدی؟ با یک مزاح

من یبار یه فیلمی که البته بیشتر یه جک بود به اسم روانی ساختم

- بله - یه جک بزرگ بود، میدونی؟

و من وحشت کرده بودم وفتی فهمیدم بعضی آدما اون رو جدی گرفتن

و من قصد داشتم تا کاری کنم مردم از وحشت جیغ و داد کنند و برن

آه ولی نه به شدت بیشتری از جیغ و دادهای ترمز قطار روی ریل

ماهایی که در ژانر ترسناک فیلم میساختیم خیلی کم پیش میومد لباس رسمی بپوشیم

و اینم فیلمی نیست که شمایل رسمی و مرتب داشته باشه

این از اون فیلماست که تیپش شلوار جین با تی شرته

ولی این حرف رو کسی میزد که کت و شلوار پوشیده بود

اون میخواست ورای محدوده ی امنیتش بماند

یکی از چیزایی که میگفت این بود که تو من رو اصلا نمیشناسی

و این چیزیه که روانی براش ساخته شده

چه چیزی تو رو به این یکی جذب کرد پس ؟

قکر کنم قتل در وان حمام

و بیرون اومدن از جو آسودگی، میدونی

همش برای این بود

هیچکاک کاملا به رقابت اش آگاه بود

میدونست که کلوزو قبلا چنین سکانسی ساخته "اشاره به فیلم شیاطین"

گونه ای از فیلم که حس کرده بود باید و میتونه بسازه

و البته وقتی منتقدا شروع کردن به دادن لقب "هیچکاک فرانسه" به کلوزو

...خب میدونی شما داشتید به حریمش تعرض میکردید و اون

به من اعتماد کنید، به این مساله توجه کرد

روانی دقیقا اون لحظه ای است که هیچکاک جواب خودش رو میده

این حس رو میده که از نگاهی این فیلم انتقام هیچکاک از هالیوود است

از خیلی جهات، این شاهکار اوست

من مدام دارم حس میکنم این فیلم یکجور کتش تعرض آمیز است

- علیه هواداران، منتقدین و بازیگرانش - آره

فیلم حس خشمگین بودن میدهد، انگار هیچکاک اذیت شده بود و میخواست اونا رو اذیت کنه

خشونت ناگهانی در سکانس حمام روانی

برای او معنادار بود

میدونی برای دلایلی که به بیست سال قبل برمیگشت

از آغاز جنگ جهانی دو

هیچکاک فکر کرد که انگلیس و آمریکا

برای خطرات و وحشت های جنگ جهانی دو

آمادگی کافی نداشتند

لحظات متعددی در فیلم هایش است که این نکته بیان میشه

میتونید صدای سقوط بمب ها در خیابان و خانه ها را بشنوید

حرف من رو رها نکن، یه لحظه توقف کن

این یه داستان بزرگه و تو بخشی از اون هستی

الان خیلی دیره که بخواهی اینجا کاری بکنی

جز اینکه در تاریکی بایستی و منتظر یمونی تا بیان

ما چه مون شده؟

نه تنها اجازه میدیم نازی ها صف بندی مون رو انجام بدن، بلکه قدرت تفکرمون هم دست اوناست

آره خدایان و ماهی های کوچک

یکی از اون فیلم ها "سایه ی یک شک" بود

درست یک سال و نیم بعد از پیرل هاربور بود "حمله هوایی به ژاپن"

که در سانتا رزا در کالیفرنیا فیلمبرداری شد

میتونی ببینی که در این فیلم چگونه این شهر رو یجورایی مورد ملامت قرار میده

برای ساده لوح بودن

تو در رویا زندگی میکنی، تو یک راه‌رونده در خواب هستی، کور

چطور میدونی که زندگی چه شکلیه؟

تو دنیا رو به عنوان یه شهر احمق میدونی؟

میدونی که اگر به درون هر خونه ای بره

خوک پیدا میکنی؟

اون در واقع داشت آمریکا رو میگفت، شما خیلی ساده لوح بودید

تو فکر میکنی که در حمام خانه ات در امنیت هستی

میدونی با خانواده و آن هایی که دوستشان داری

نه در امنیت نیستی، متاسفم

هیچکاک وسواس های فکری زیادی داشت ولی یکی از آن ها که در موردش صحبت کرد

با فیلم پرندگان بود و آن غیرمنتظره بودن زندگی است

هیچ توضیحی برای حمله ی پرندگان وجود نداره

برای او این زندگی بود

تو هستی، همه چیز رو به راهه

بعد یهو یکی سرطان میگیره و بعد دو هفته بعد میمیرن

یا شما زندگی خوبی دارید و بعد یهو با اتوبوس تصادف میکنید

هیچکاک کسی بود که برای چند سال

جلوی تلویزیون مردم در یکشنبه شب ها حاضر میشد

قربانی ناگهان می افتد و به شکل وحشتناکی زمین میخوره

فکر کنم کمر او به محض زمین خوردن میشکند

...خیلی سخت توصیف شکلی که

اون یه نماد بود، اون یه جورایی

یه مرد مهربون ولی در عین حال چندش

کسی که داشت خشونت و سکس رو به آمریکایی ها معرفی میکرد

که آمیخته به چاشنی طنز سیاه است، هر یک شنبه شب

و آمریکایی ها در دهه ی شصت باهاش راحت بودن

اگر شخص دیگری روانی رو ساخته بود

محتمل بود که واکنشات نسبت به آن یکسان نباشد

روانی در زمانی خیلی خاص در فرهنگ پاپ (عام) آمریکا ساخته شد

روانی تقریبا به قبل این رویداد مربوطه

آشفتگی و شوک و آسیب

که مربوط به قبل از دهه ی شصت بود

با خشونت رادیکال و ترور های سیاسی

من نمیگم که هیچکاک این رو پیش بینی کرد

و میدونست که داره چی نشون میده

ولی چیزی که میدونست این بود که توسط گذشته اش اسیر شده بود

که دیگر دوره ی گریس کلی نبود

دیگر دوره ی چیزی نبود

که بهش می گفت "زرق و برق پوج و زیبای فیلم رنگی"

وقتی به روانی نگاه میکنید و بعد به آن فیلم های شگفت انگیز

عالی، بزرگ و رنگ و لعاب دار دهه ی پنجاه نگاه میکنید

میدونید که چیزی عوض شده

فکر میکنم روانی جواب او به تغییر فیلم ها بود

یه جورایی پیش بردن سبک گذشته بود

و نمیخواست تا آن فراموش بشه

سال پنجاه و نه سالی بود که بعضی ها داغشو دوست دارند" ساخته شد"

"ناگهان، تابستان قبل"

"و "تشریح یک قتل

تمام این سه فیلم محدودیت ها را شکستند

پس یه جوی فرهنگی به وجود آمده بود

جوی که هالیوود از قبل درش گیر افتاده بود

روانی در این دوران بیرون آمد، در عصر پسا اتومیک

ولی حقوق قبل از جنگ

میدونی اگر در مورد خشونت فیلم های ترسناک فکر کنی

چیزی که در تم بود اشتباهات علمی بود

ولی شما خیلی این حس رو نداشتید که ممکنه برای شما هم رخ بده

روانی، شما این حس رو دارید که ممکن بود برای شما رخ بده

...این اولین فیلمی بود که نشون داد: بله

شما میتونید در حمام آسیب پذیر، تنها و برهنه باشید

و کسی که لباس مادر مرده اش را به تن داره

قراره بیاد و فقط بهتون چاقو بزنه

چون این کاریه که قراره بکنن

آمریکایی ها یه جورایی وسواس به زندگی خانگی داشتند

اونا میخواستند به خودشون بگن

در فضای خانگی شخصی و محرمانه شان

حداقل در آنجا امن هستند

اینکه روس ها و هرکس دیگه ای

هیچ جوره نمیتونستن به حمام شما بیان

چند روز بعد از اینکه روانی شروع به فیلمبرداری شد

در نوامبر 1959

خانواده ی کلاتر در شهر کنزاس به قتل رسیدن

همان مقتولینی که کتاب "در کمال خونسردی" بر اساس آن نوشته شد

شما دیگر در همسایگی نورمن راکول زندگی نمیکنید

شما دارید در همسایگی خانواده ی منسون زندگی میکنید "قاتل زنجیره ای که شارون تیت رو به قتل رساند"

این خانواده ی جدید و مدرن آمریکایی است

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left