The first 145 lines.
چی شده الیزابت؟
ملیوداس ساما...
مردمی که مجبور شده بودن سخت کار کنن
دارن بر می گردن به خونه هاشون.
باز سازی حالا حالا ها وقت می بره...
ولی اینکه می تونیم ببینم کشور داره رو به بهبود میره همش به لطف...
توئه که مارو جمع کردی.
همه چیز تموم شد. نه؟
نه. سفر من هنوز تموم نشده.
این داستان زمانیه که هنوز دنیای انسان ها و موجودات هنوز تقسیم نشده بود.
یک داستان باستانی ـه.
جنگ بین هندوریکسون و دریفوس
دو شوالی مقدس که تاج و تخت رو می خواستن تموم شد.
اگرچه پیشتازان ادامه می دهند تا از خاکستر های جنگ قبلی جنگی جدید درست کنن.
ولی الان قهرمانان ما اینجان
هفت گناه کبیره اینجان.
چه صبح خوبی.
خیلی ممنون.
برای شام بر می گردم.
واقعا که...
می خواید برش گردونم؟
فکر کنم یه ذره هم بیخیال بودن خوبه...
نخسته!
وایسا بینم. اون الان ملکه الیزابت نبود؟
صبح بخیر!
هر موقع خواستید بیاید به کلاه خوک!
طوری به یاد میارمش که انگار مال خیلی وقت پیشه.
برای آزاد کردن مردمی که توسط شوالیه های مقدس اذیت می شدن...
من به سفری رفتم تا شوالیه های افسانه ای هفت گناه کبیره رو پیدا کنم.
سرنوشت باعث شد که من و کاپیتان گروه ملیوداس ساما با هم ملاقات کنیم.
و بعد از گذروندن سختی های بسیار به کمک دوستان قابل اتکا بالاخره...
تونستیم نقشه شوالیه های مقدس رو خراب کنیم.
سفر ما تموم شد.
ولی ملیوداس ساما انگار هنوز یه چیزی داره...
سرم داره میترکه...
حالم بده...
دیگه نمی تونم بنوشم...
دیانه...
ده تا دیگه هم می تونم برم بالا...
آه! الیزابت چان!
سر صبح شروع کردی به تمیز کردن تو واقعا با بقیه فرق می کنی.
هاوک چان، صبح بخیر!
هاوک چان؟
اینجام، اینجا!
هاوک چان!
ببخش هاوک چان. هنوز به این سایزت عادت نکردم...
بگی نگی آره، ولی در عوض نجات دادن کشور و خوک هاش این چیز ارزونی بود...
و اینکه با این سایزم...
غذای همیشگیم انگاز 10 برابر شده برا همین زیاد بدم نیست.
هاوک چان، دیگه از اون کارا نکنیا...
این بستگی به اون خوکا داره.
خیلی خطرناکه، بهتره که از من دور نشی.
هی هاوک چان.
همم؟ چیه؟
می دونی که ملیوداس ساما می خواد کجا بره؟
نمی دونم. ولی راستی اون اصن کجاست؟
ها؟
به نظر نمیاد که توی مغازه باشه.
من اینجا هستم.
نمی تونی مثل بقیه آدما معمولی رفتار کنی؟
این برای من معمولیه.
این کجاش معمولیه؟
شما اینجا خوابیده بودید ملیوداس ساما؟
البته که نه. من خواب نبودم.
پای نعنای من که شبیه گوشت خوک می مونه...
نظرتون چیه؟ این بدون هیچ گوشتی درست شده!
من این شاهکار رو با اضافه های غذا درست کردم!
اما این قیافش یه ذره...
درست کردن غذا با اضافه های غذا مثل گرم کردنش می مونه...
می خوای بخوریش؟
من صبحونه خوردم اومدم.
خودت بخورش!
تچ، حتی خوک هم نمی تونی بخوری؟
من برای غذای بان صبر می کنم!
بان سان کجاست؟
گیل، هاوزر، غذا آوردم.
سرم درد می کنه...
صبح بخیر ملیوداس ساما.
بسم الله!
طعمش متفاوت تر از چیزی بود که انتظار داشتم...
درست طبق انتظار بود!
هاوزر، به نظر میاد که خوشت اومده!
درست بعد خوردنش مرد...
به هر حال قیافش خیلی زشت بود...
اون غش کرده.
آشپزی تو برای شکست دادن هندریکسون کافی نبود؟
دلیلش چی بود که انقدر بد مزه شد؟
این که شد همون همیشگی!
می دونستم باید از یه خوک واقعی استفاده کنم وگرنه فایده نداره!
یا خدا! شوخی نکن!
هاوک چان، بیرون خطرناکه!
خب خودش بر می گرده بعدا...
می خوای با این چیکار کنی بان؟
مشخص نیست؟
نمی خوام که کارش رو تموم کنی، اون نمونه با ارزش آزمایشیه.
این انتقام منه! من نژاد شیاطین رو از بین می برم!
بهت نگفتم که نمونه تحقیقاتیمه؟
حرومی...
شاید اگه شرایط رو بهت توضیح بدم درک کنی.
به نظر میاد که واقعا رفته.
امکان نداره! با اون بدن کوچیکش اگه اتفاقی براش بیوفته چی...
خیلی خب...
خوکه؟
غیب شده؟
ما الان همگی دنبال هاوک می گردیم!
این دستور کاپیتانه!
به عنوان یه کاپیتان وظیفه خودت نیست که دنبالش بگردی؟
من خوابم میاد...
دیانه روی شاستیفل من...
خیلی خب! هرکی که اول از همه هاوک رو پیدا کنه...
می تونه یک روز کامل هرکاری می خواد با من بکنه.
چی؟ من هستم!
پس منم هستم.
منم هستم!
گیلتاندر... دیگه خوبی؟
بعد از اینکه بالا آوردم بهتر شدم. تو هم بدون شک دنبالش می گردی دیگه الیزابت؟
خیلی خب! عملیات گرفتن اون خوک شروع میشه!
هاوک چان!
هاوک!
پورک!
اسمش هاوک ـه گیلتاندر.
پورک!
اینجا نیست...
یعنی هاوک چان کجا رفته؟
اون خیلی کوچیکه برا همین فکر نکنم زیاد دور رفته باشه.
خب، اگه ما خوب بگردیم بالاخره پیداش می کنیم.
نگران نباش، بدون شک من اولین نفر پورک رو پیدا میکنم.
یکی داره درباره من حرف میزنه.
الیزابت از ملیوداس چی می خوای بخوای؟
خودت چی گیلتاندر؟
خوب شد که پرسیدی، من ازش می خوام که...
توی جشنواره جنگ سال دیگه با من شرکت بکنه.
پس برا همین داری دنبال هاوک می گردی...
و جدا از اینا من توی جنگل رویای سفید در حق پورک خیلی بدی کردم.
به نظر میاد که هاوک چان دیگه درباره اون اهمیتی نمیده.
اون آدم خوبیه. من با تو هم رفتار خیلی بدی داشتم الیزابت.
گیلتاندر تو شگفت انگیزی. به خاطر خواهر مارگارت
ده سال تمام داشتی سختی می کشیدی.
من از خواهرم پرسیدم.
"واقعا می خوای از اینجا بری؟"
شوالیه های زیادی هستن که می تونن جای من رو بگیرن.
هیچ کسی نمی تونه جای کسی که دوستش داری رو برات بگیره.
گیلبو! پشتت!
-هوی! -ملیوداس ساما، لطفا بذاریدم زمین!
هه! به این راحتیا نمی تونی منو بگیری!
No comments yet. Be the first to leave one.