The first 200 lines.
مجتمع سيستم هاي زيستي زايتک لوس کورادوس ، کاليفرنيا
کاري از ...::: WwW . TvCenter . ir :::...
به جرات مي تونم بگم که شما از مدرنترين مجتمع ها در طولِ
- سفرتون بازرسي کردين ، ولي
. گريفين " . نيا اين تو "
دکتر " سيبرگ " ، چه مشکلي پيش اومده ؟
. خداي من
. سلام
. سلام
. شادتر باش - چرا ؟ -
. چون بهتره آدم خوشحال باشه تا ناراحت
. ناراحت نيستم - . تو خيلي ناراحتي -
- ماهاست که ناراحتي ، از وقتي که
چيه ، نکنه اين يه جور جلسه درمانه ؟
با خودت دستمال آوردي واسه وقتِ گريه کردنم ؟
بفرما . عصبانيت سريع -- افزايش . سريع فشار خون
. شروع خوبيه - اين چيزيه که بخاطرش اومدي - اينجا -- واسه داد منُ در اوردن ؟
. چون يه سري کارِ اداري دارم
. جين ، تلفن با تو کار داره . ميگن که خيلي فوريه . خطِ دو
. جين هستم
. صبح بخير ، آقاي جين
. اسمِ من دکتر " آليشا سيبرگ " ه
با جستجويي که در اينترنت انجام دادم متوجه شدم که
. شما بهترين کارآگاه در نزديکي من هستين
... خُب
، شما منُ زيادي تحويل گرفتين ، ولي . در حقيقت من يه کارآگاه نيستم
. من به همکاري حرفه اي شما نياز دارم
. لطفاً سريع بيان
. من به قتل رسيدم
روان کاو فصل دوم - قسمت شانزدهم : وضعيت قرمز
! با حال بود
! CBI ! مامور ليسبون
. خانم ، آقا ، لطفاً دنبالم بيان
! باشه
... مامور ليسبون . و شما
من اينم -- پاتريک جين . مشاور ؟
باشه ، ترسا ، پاتريک ، از . آشنايي هر دوتاتون خوشبختم
من " دين هارکن " هستم ، از . اداره کنترل بيماريهاي کاليفرنيا
. از آشناييت خوشبختم - آره ، ما اينجا با يه -
وضعيت قرمز بخاطر يک . فاجعه ويروسي مواجه هستيم
، هستش C.D.C.A اين مجتمع تحتِ کنترل اداره کنترل بيماري هاي کاليفرنيا : C.D.C.A
. طبقِ آيين نامه هاي وضعيت اورژانسي
هزاران نفر ممکنه در صورتي که اينُ حلش نکنيم ، بميرن ، باشه ؟
-- ما از کليات مطلع هستيم - ، در حال حاضر انکارش مي کنه - البته ، ولي اين وضعيت
تقريباً ميشه گفت نتيجه . اشتباهه دکتر سيبرگه
، هيچ جنايتکاري در کار نيست
پس در حقيقت نيازي . بوجودِ شما در اينجا نيست
- شايد ، ولي ما مي خوايم که
، ولي به عنوان نزاکتِ حرفه اي . ميخوايم بزارم که واردِ مجتمع بشين
خوشحال ميشم که شما اينجا به ، نظارت و جمع آوري مدارک بپردازين
البته تا وقتي که بياد داشته باشين . اينجا مسئوله C.D.C.A که
تحقيقاتِ ما اينجا اولويت داره . حالا شما که با اين مسئله مشکلي ندارين ؟
. اصلاً
منم مي تونم کارت شناساييتُ ببينم ؟
. حتماً
. ممنون ... دين
. عکس نداره . حيفه . مَردِ خوش قيافه اي هستي
اسکات پرايس " ، من اين مجتمع رو براي "
. بخش سيستم هاي زيستي زايتک اداره مي کنم
اول از همه چي بايد بهتون اطمينان بدم
که ما به عنوان کمپاني 110 درصد موافق ارائه
. بهترين همکاري ممکن به شما هستيم
ممنون ، آقاي پرايس . ميشه بريم ؟ . اينجا يه وضعيتِ اورژانسي داريم
. بله ، البته
" ليسبون ، جين ، دکتر " ادموندس ، اينجا رييسِ تحقيقاته
. اون شما رو به محلِ آزادي ويروس ميبره
. پرايس ، با من بيا
. ممنون از اينکه سريع اومدين
شما دقيقاً اينجا چيکار مي کنيد ؟
، جنگِ بيولوژيکي . با تکنولوژي جديد
، سياه زخم ، مسموميت حادِ غذايي ، طاعون
حتي سمِ کبري ، همگي داراي . پتانسيل تبديل به سلاح هستن
. يه زمينه در حالِ رشد هستش . پيشرفت هاي هيجان انگيزي بوجود اومده
شما را ه هاي کشتن مردم در . تعدادِ زياد رو توسعه ميدين
برعکس . ما پادزهر هايي رو توسعه مي ديم که راه هايي براي مبارزه
با چيزهايي هست که موجب . مرگ تعداد زيادي از مردمه
. همينجاست
. دنبالم بياين
. 120
عزيزم . اين آقاي جينه ؟
بله . حالت چطوره ؟ - . فرقي نکردم -
. ولي يه افزايشِ ضربان قلبِ جالبي داشته
متابوليزمِ من سعي ميکنن . که با آدرنالين بجنگن
. صبح بخير ، آقاي جين
. سلام
. C.B.I ، مامور ليسبون
امکانش هست قضيه رو براي ما روشن کنيد ؟
يه نفر اين فلاسک رو باز . کرده و زير مخزن رها کرده
اين حاوي يه فُرم قابل انتقال از طريقِ . هواي گونهِ " کريپتوهانسا " ي نوع بي هستش
. يک سوپر ويروس مهندسي شده است
اگر از اين اتاق فرار کنه ، هر موجودِ مهره داري
. رو در شعاع 400 متري اينجا مي کُشه
به سلول هاي هموگلوبيني حمله مي کنه ، بتدريج از
. اکسيژن رساني اونها جلوگيري مي کنه
قرباني ... به علتِ خفگي ، يا حمله قلبي مي ميره
. بسته به شرايطِ فيزيکي
چه مدت بعد از آلودگي ؟
. بينِ دو تا شش ساعت تقريب مي زنيم
پس هر زماني ممکنه بميريد ؟ - . بله -
هارکن ميگه که اين کارِ . خودتون بوده -- يه اشتباه فجيع
. اون يه مامور اهلِ کاغذبازيه . دنبال آسونترين جوابه
چهار مرحله واضح واسه بازکردن سَرِ يکي
، از اين فلاسک ها لازمه و ما هرگز يه فلاسکُ
. خارج از مخزن باز نميکنيم . اين اصولِ کاره
، ميتونم به هرجفتتون اطمينان بدم . من هيچ ارتباطي با اين کار ندارم
. ولي اين يه اشتباهِ سَهوي نبوده . هرکسي اينکارُ کرده مي خواسته من بميرم
. همه مي دونن من شيفتِ اول هستم
. اون شما رو " عزيزم " صدا زد . هر دوتاتون حلقه ازدواج دارين
شما زن و شوهريد ؟
. بله
خُب ، اون غافلگير شد
چون شما نسبت به مردي که همسرش داره مي ميره
. بطورباورنکردني آروم و خونسرد هستين
خُب خونسرد و آروم نبودن چه کمکي به همسرم مي تونه بکنه ؟
نکته خوبيه . حرفمُ ، اصلاح کنيد که اشتباه ميگم
، ولي واسه قاتل که بتونه فلاسکُ باز کنه
، بايد خودشون هم در معرض ويروس قرار بگيرن
که اگه اينطور باشه ، اونا . هم مي ميرن يا تا حالا مُردن
. نه ، يه پادزهر داره
. يه ترکيبِ آنزيميه
اگر قبل از در معرض بودن استفاده . بشه ، از آلودگي جلوگيري مي کنه
فرض مي کنم هرکي اينکارُ کرده . قبلاً پادزهرُ استفاده کرده
-- نمي تونيد خُب الان - . نه ، الان ديگه نمي تونم ازش استفاده کنم -
همونطور که گفتم ، اين پادزهرُ بايد . قبل از در معرض بودن استفاده کرد
چرا قبلش اَزش اصتفاده نکردين ، فقط بخاطرِ احتياط ؟
. عوارضِ جانبي استفاده عادي خيلي شديده
کيا ديگه به فلاسکِ ويروس دسترسي داشتن ؟
تنها کساني که به آزمايشگاه ، دسترسي داشتن ، " کليف " و من
ولکس " ، " ناش " و " . تريپ " ، همکارام هستن "
ما جديدترين تکنولوژي سيستم ، امنيتي بيومتريکُ داريم
. همونطور که مي بينيد
پس همسرتون يا يکي از سه همکارتون
. قاتله
. ببخشيد ، قاتل خواهد بود
. جين
... من فقط
اشکالي نداره . اين . نتيجه غيرِقابلِ اجتنابه
. بله
اون سه تاي ديگه الان کجان ؟
. پيشِ هارکن دارن گزارشِ حادثه رو مي نويسن
. بايد باهاشون حرف بزنيم
. اين يه پروندهِ خوبه
. خوب
. خُب ، جالب . منحصر بفرد
ارگ که آدم يه ماجراجوي . هيولا صفتِ پست باشه
هيولاصفت ؟ گوش کن ، اگر ادم ها بخوان همديگهرو بُکشن
، و ما مجبور باشيم که بگيريمشون من خيلي ترجيح ميدم که
. اونا با يکم خلاقيت اينکارُ بکنن
رييس ؟ - . سلام ، وَن پلت -
... " اَزتون مي خوام که سوابقِ " کليف ادموندز
ليليس ناش " ، " گرفين " ، لاتيمر ولکس " رو بررسي کنيد
. " و " فلورين اريک تريپ
. براتون جزييات رو مي فرستم
چيزِ خاصي رو بايد دنبالش بگرديم ؟
يکي از اونا يه سوپر . ويروسِ سمي رو آزاد کرده
که مي تونه نصفِ ايالتِ . کاليفرنيا رو بُکشه
پس فکر کنم دنبال فردي با سوابقِ
. بيش از حد پست در گذشته هستيم
. باشه
. قسمتِ آخري شوخي بود - . آره ، متوجه شديم -
. بعداً مي بينمتون
. سلام
. سلام
. سلام - . سلام -
داريد چيکارمي کنيد ؟ - بنظر مياد دارم چيکار مي کنم ؟ -
سعي مي کنيد ما رو عصبي کنيد ؟ - درسته . خوب عصبي تون مي کنم ؟ -
. کارتون خوبه - . عاليه -
ولي چرا ؟
يکي از شما ها آليشا ، سيبرگ رو بقتل رسونديد
يا شوهرش بقتل رسونده . اين شغلِ - ماست . که ببينيم کاره کي بوده . و ما عجله داريم -
. و خوندن ذهنِ آدم هاي عصبي راحتتره - و از همه اين ذهن خوندن ها - چي دستگيرتون شده ؟
. خُب ، تو يه انسان ساده اي تو دقيقاً هموني هستي که
که نشون مي دي -- يه آدم . سَر راست ، يه پيش آهنگ
درست ميگم ؟ - . نه -
اشتباه ميکنم . يه جنبه - . پنهان در تو وجود داره -- بله ، ولي -
چي رو داري مخفي مي کني ؟ - . هيچي -
اون چي رو داره مخفي مي کنه ، ليليس ؟ - . من نمي دونم -
تو چي رو مخفي مي کني ؟ - -- من - من هيچي رو -
تو نبودي ، بودي ؟ - من چي ؟ -
با آليشا سيبرگ رابطه داشتي ؟
. چي ؟ نه ، با من نه
با تو نه . پس با کي ؟
من به تجهيرات و ليست ، موجودي ها سرکشي مي کنم
. نه زندگي خصوصيِ همکارهام
ولي اون با يه نفر رابطه داشت ، ها ؟
چرا کسي بغير از شوهرش بايد انگيزه قتلشُ داشته باشه ؟
. پس اگر شوهرش نبوده ، يکي از شماها بوده
کي بوده ؟
... حدسِ من
. " کِسيم "
. بله
شوهرش مي دونه ؟ - . آره ، مي دونه -
دکتر ادموندز
. يه مردِ نجيب و مهربونه . کار اون نمي تونسته باشه
... ممنون ، ليليس ، فلورين
. گريفين
چرا قبلاً به ما نگفتين که شما اينجا با
دکتر کسيم رابطه دارين ؟ - . چون ربطي نداشت -
. آره ، ما يه ازدواج باز و صادقانه داشتيم
. همينطوره
No comments yet. Be the first to leave one.