Release info

Mauvais Sang (Bad Blood / The Night Is Young) Blu-ray
A Commentary by daniiial

Tags

Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
Published on: 2019-07-22
Downloads: 95
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پسر به دختر گفت: آیا تمایل داری؟

دختر جواب داد: هم آره هم نه

این روش دختران و پسران است

اینو ببین، دوباره همون چیز تکراری

همه جا پر شده از خودکشی

ژان خودکشی نکرد کار اون زن آمریکائیه

یکی از آدماش، فکر کنم ، بوریس...ژان رو پرت کرده

مارک شاهد داشتن

مردم کورن چیزی نمیبینند

- ژان افسرده بود - نه در این حد

بعد از مرگ والری، شدت گرفت

کار آمریکایی هست

برای همین اومد

نمیتونست بدهی رو بده برای همین ژان رو کشت

یه اخطار

مرگ همیشه به این آسونی نیست

به همین آسونیه حالا نوبت منه

پس بیا فرار کنیم پایتخت رو ترک کنیم

نه، زود یا دیر هرجا بریم اون پیدامون میکنه

مثل برادرای وینسندون

منم آخر عاقبتم مثل اونا میشه...یه پارگی در شکم یا شکافی بین دو چشم

خلاصه که...من بیرون نمیرم

بعد پول رو پیدا میکنیم

ایناهاشش، دیگه همه چی تموم شد

نمیتونم تماشا کنم

اینجا تو روز روشن قرار نیست باشه

نترس

این جو وحشتناک چرا تو پاریسه؟

هالی کامته؟ از واشنگتن هم بدتره

مارک فکر میکنه تو ژان رو کشتی

برای چی؟ مرد مرده که دیگه نمیتونه بدهیش رو بده

میدونی که مایکل پول رو برداشت بهمون رکب زد

نمیدونم کجاست

میدونم مارک...همه گم شدن معنی مردن هم میده

مایکل، ژان...تو هیچ شانسی نداری

تو تنها بازمانده ای پس باید بدهی رو بپردازی

من روزهایی رو به یاد میارم

که میتونستیم روت حساب کنیم

مایکل رو پیدا میکنیم

هواپیمای من دو هفته دیگه برمیگرده اینجا

دو هفته وقت داری

- نمیتونم. هیچوقت - اگر بدهیت رو ندی...مجبور میشی تاوانش رو بدی

"هیچوقت" لفظ بچه هاست

تو برای این حرفا زیادی پیری مارک !دو هفته

...نمیتونم درک کنم

این مشکل اخیر رو...دیگه نمیتونم چیزی رو به یاد بیارم

احساسات دیگر هم دیگر رو مثل قبل خنثی نمیکنند

اونا بر هم انباشته میشن دیگر هیج چیز تسکین پیدا نمیکنه

برای لحظاتی...ترسیدم

حالا آن ترس لعنتی با من میمونه تا آخر

پس بیا از اینجا بریم

نه همین جا میمونم

دوست دارم این مایکل رو بکشم

تنها شانسمون اینه که به اون شرکت دارویی ورود کنیم

بارلی ویلکنسون؟

آره بارلی ویلکنسون

الان دیگه امکان نداره

ما باید ممکنش کنیم هنس

ژان تنها کسی بود که دستاش به اندازه کافی سریع بود

میدونم اره

"زبون بسته"

پسر ژان، الکس

ژان و والری بهش میگفتن زبون بسته

...درسته

چون هیچوقت حرف نزد

من یادمه هنوز بچه بود

والری میترسید نکنه لال بشه

هیچوقت صدایی ازش در نیومد

ژان میگفت الکس هم دستاش به اندازه خودش سریعن

آخرین باری که این بچه رو دیدم 13 14 سالش بود

ژان داشت بهش تیراندازی یاد میداد

ده سال پیش

والری هنوز زنده بود و مریض حال بود

میتونم آدرس الکس رو پیدا کنم

- لیز باید بریم - چرا انقدر زود؟

گریه میکردی؟

نه به تابستون آلرژی دارم

این هوای عجیب

میتونم یه ذره برونمش؟

امشب نه به زودی یه مدل 750 رو میخرم و اینو میدم بهت

این خیلی برام کهنه و داغون شده میرسونمت خونه

نه الکس، بریم خونه تو

امشب کار دارم

- امشب نه - چرا

- میخوام - میخوام...نمیخوام

- باید برم خونه - حتی اگر من بخوام؟

باید عجله کنیم... نمیتونم بعدش بمونم...تو بدت میاد

- مهم نیست - ...یعنی داری میگی

جدی میگم

بذار من این کارو بکنم

چقدر پسرا کندن! حتی تو

تو میگی من بعدها زیباترین میشم با این حال، تو اون زمان نخواهی بود

میتونم بعدا خونه تو ببینمت؟

- امشب نه لیز - اتفاقا امشب

قول دادی شلوغش نکنی

درک نمیکنم چطور میتونی دروغ بگی

تو عاشق نیستی...یه روز اینو میفهمی

یه دوران دیگه شاید

اون اجرای خیمه شب بازیت رو بکن

"...سلام"

سلام الکس، ترانه رو برام بخون

"چشمان زیبایت را ببند"

"امشب، لیز کوچک من"

"چشمان زیبایت را ببند"

"چراکه زندگی یک رویاست"

الکس، توماس‌م. همین الان در مورد پدرت شنیدم. بهم زنگ بزن

سلام زبون بسته

دیگه کسی این صدام نمیکنه

- میدونی من کی هستم؟ - آره

- ...در مورد پدرت - ما ارتباطمون قطع شد

مارک رو یادته؟

اون فکر نمیکنه قضیه خودکشی باشه

- فکر میکنه کار اون آمریکایی هست - همونه

اون داره یه کار بزرگ رو که پدرت میخواست درش دخیل باشه رو طراحی میکنه

نمیخوام بدونم

مارک بهت فکر کرد

ژان بهمون گفت تو چقدر با دستات تندی

تو کارش پول زیادی هست

چشمات خوب باز شد..درسته جوون به پول نیاز داره

جدا از اون،اگر وقتی جوونی شروع کنی به پول دادن به زن ها

متوجه نمیشی که چه زود پیر میشی

آقای الکس لیویگان

از سردخانه پاریس تماس میگیریم

ما جسد پدرتون رو داریم و منتظر دستورات هستیم

لطفا سریعا با این شماره تماس بگیرید 4523-45-45.

مارک داره روی این کار برای نجات زندگیش حساب باز میکنه

به من ربطی نداره

سعی کن نظرتو عوض کنی تو سن و سال تو همه چیز آسونه ولی زود میگذره

این آدرسه یه مغازه قدیمی گوشت اسب فروشی

امشب منتظرتیم

دستایی که از چشم هم سریع ترن

دستای منو ببین..سیاه میبازه و قرمز میبره

من عوض میکنم، تو نگاه کن، قرمز برد، مشکی باخت...کی فهمید؟

صد فرانک! کی دید؟ کی صد فرانک بازی کرد آقا؟

صد...دویست...دوباره شروع میکنم از بردن نترس

جا به جا کردن رو نگاه کن

توماس...آره...نه

نه میدونی نمیدونم و نمیخوام بدونم

آره آخرش بی پول شدم

فرصت من برای شروع زندگی دوباره

تا از پاریس برم و هیچی رو هم پشت سر رها نکنم

از وقتی اینجام هرروز صبح با نفرت از وجود بیدار میشم

درست از وقتی که از اونجا بیرون اومدم

خیلی خیلی سنگینه

نه حتی موتور

من خواستار بوسه ی سرعتم

سرد خونه منو پیدا کردند و نمیخوام جوابی بدم

فردا میرم سمت دریا آه کتاب ها برای تو هستند

برات کلیدها رو میفرستم مثل لیز

من خیلی دوستش دارم و اونم منو دوست داره

ولی همین الانش هم سیگارش رو مثل من روشن میکنه

کمی بعد، اون نباید به هیچکس هیچ چیز رو بدهکار باشه

من ترکش میکنم

نمیدونم چجور بهش بگم نباید دوباره ببینمش

بهش زنگ بزن توماس یکم مراقبش باش

لیز، لیز کوچولوی من...دارم میرم

...اول به دریا و بعد

برخی اوقات تا همه چیز تغییر نکنه، هیچ چیز تغییر نمیکنه

زمانی که اگر همه چیز به هم وصل نشه، همه چیز از هم جدا میشه

میدونم...من یه قاتلم

من یه قاتلم و تفنگ گرمم در صحنه جنایت باقی ماند

من امیدوارم آثار جنایت من بر تو محو شوند

تو این هدیه جوانی رو داری که متوجه خیلی چیزا نشی...خوبه

من دارم میرم

منتظرم من نمون و ادامه بده من رو سریع فراموش کن

با پسرها و مردها بخواب

من اولین نقاشی که برایم فرستادی رو یادمه ...زیبایی

:زیرش نوشتی وقتی یه دختر پاهاش رو باز میکنه

"تنها رازها همچون پروانه ها پرواز میکنند"

ولی مراقب باش بدون کاندوم با کسی عشق بازی نکن

ببین لیز من نمیتونم دوباره ببینمت

یا تا وقتی که زندگی آثار من بر تو پاک نکنه نمیتونم لمست کنم

مرا فراموش کن و ممنونم باش به خاطر این اتفاق

عشقم رو به تو میفرستم واقعا این کار رو میکنم

تا ابد و همیشه...الکس

:پی نوشت

من مدارک و کلید رو بهت برای موتور میدم الان دیگه مال تو هست

ببین

- خودشه - در رو باز کن

این پسر ژان‌ه

- ...در مورد پدرت - اونا ارتباطشون رو از دست دادند

کیفت رو زمین بذار زبون بسته

یه نوشیدنی میخوای؟

پس تصمیم گرفتی بیای

برای اینکه مطمئن بشم. شروع زندگی جدید هزینه ی زیادی میطلبه

خوبه قراره قحطی های زیادی باشه

من همه ی پل هام سوزوندم گذشته رو پاک کردم

خوبه

میتونی اینجا بخوابی

آنا برات یه تخت آماده میکنه

- آنا این پسر ژانه - زبون بسته

خسته به نظر میرسی...لباست رو عوض کردی؟

الکس برای یه مدت اینجا میمونه پس تختش رو آماده کن

اینجا چقدر گرمه میریم بیرون و یکم هوا میخوریم

متوجه چیز جدیدی شدی مارک؟

کاورا صندلی ها رو عوض کردی؟

همینطور فرش...خیلی برام کم دراومد..خوشحالم

هنس خیلی خوش سبکه برای شغلمون لازمه

باید تو دو هفته انجام بشه

ژان گفت دستای تو

Mauvais Sang (Bad Blood / The Night Is Young) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Mauvais Sang (Bad Blood / The Night Is Young)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left