The first 200 lines.
...آنچه گذشت
.در موردت اشتباه میکردم پسرم
و منم استعفات رو قبول نمیکنم
.چون بابات همچین چیزی نمیخواد
.جری لاندن، براتون احضاریه دادگاه اومده
.کلانتر .ایشون جنویوه
بهم گفته شما دلیل اسبابکشیش
.به لسانجلس هستین
.دستورالعمل روی لیوان نوشته شده
.50درصد احتمال موفقیت داریم
.رسماً صلاحیت سرپرستی کودکان داریم
نمیتونی که پیگیر هر ماموریتی
.تو شهر لس انجلس باشی
.اگه اینطور حس کنم، آره
،وقتی این ماجرا تموم شد ،من و تو
میریم بیرون
.و سنگهامون رو با هم وا میکنیم
.نصف شب از خواب پریدم
.پدرسوختههای پر سر و صدا - .میفهمم چی میگین خانم -
،یه روز دیدمشون داشتند مواد میکشیدند
این جور موقع ها شیشه ماشین رو بالا میدند
.و تا میتونند کام میگیرند
.باشه، نگران نباشین .به این موضوع رسیدگی میکنیم
.دیگه بازیگوشی بسه
.هی، یه حرف رو دوبار نمیزنم
،آهنگ رو قطع کن .بازیگوشی رو تموم کن
.خیلی خب، خانم شما برو عقب
12آدام واحد 7 درخواست آمبولانس .برای مردی با سن 30 الی 40
.با زخم سر ناشی از تیراندازی احتمالی
.واقع در بلوار ونیس و اوشین
...دریافت شد
.بیا عقب، بیا عقب
.خیلی خب
.این رو ببین داداش - .آره -
.داداش پرمدعامون که کاری نکرد
.خب حالا باشه
.ببینیم و تعریف کنیم - .شروع کن -
.حواسم بهت هست
.بهت نشون میدم باید چیکار میکردی
.باید این کار رو میکردی
.اشکال کارت همینجاست پسر
.نمیدونی چطوری حرکت آخر رو بزنی
.مایکل جردن هم تو دبیرستان نیمکتنشین بود
ولی همین ما رو قویتر کرد، فهمیدی؟
.داداش سر جدت خودت رو با مایکل جردن مقایسه نکن
،باید خودت رو آماده کنی پسر
.چون تو بازی بعدی باید جبران کنی
تو متیو اوانزی؟
کمکی از دستم برمیاد، سرکار؟
اسمت متیو اوانزه؟ - .نخیر -
میشه بپرسم مشکل چیه؟
کجاست؟
!هی
!هی !داداش فرار نکن
.قربان، من مامور پلیسم .الان میرم نشانم رو بیارم
!سر جات وایسا و خفه خون بگیر
.فقط میخوام نشانم رو بیارم
.الان بهتون نشونش میدم
!دستها بالا
!بخواب رو زمین وگرنه بهت تیراندازی میکنم
.من مامور پلیسم .اسمم جوزف هریسه
!بخواب رو زمین
.14بوید. یکی از مظنونین رو زیر نظر دارم
.همکارم به دنبال اون یکیه
!بخواب رو زمین
.تکون نخور
.عزیزم، چه خوشگل شدی
.بیمارستان یه جلسه هیئتمدیره دیگه برگزار کرده
همون نمایش خرمگسبازی همیشگی؟
.سرگرمکنندهس
.آره، عین قطعی بودجه
بیشترین آمار زخمیهای تیراندازی مال بیمارستان ماست
.بعد کمترین بودجه فدرال رو هم بهمون میدند
.خدا به آمریکا خیر بده
،اگه کسی بتونه قضیه رو راست و ریست کنه
.اون فرد تویی عزیزم
.این دفعه مطمئن نیستم
.تو تنها چیزی هستی که من بهش مطمئنم
.تو این رو داری
.اوهوم
.دوستت دارم
.منم همینطور
شهر آغوشش را باز کرده
او ایستاده و رفتن مرا تماشا میکند
قسم خوردم که خاطرات را یادآوری کنم
در هر پنجرهای که میبینم
بعضی روزها حس بزرگ شدن نمیدهند
و بیشتر حس دنبال کردن باد میدهند
!کلانتر
!برو گمشو
.بفرما تو
پرستارت کو؟
.ردش کردم بره
.دستش کج بود - .دستش کج نبود -
.هر روز از اصل و نسبم کم میکرد
چیزی میخوری؟
.میبینم لباس جدید بتمنیت رو پوشیدی
.میدونستم یه روز از همین روزها با ستارههات خودنمایی میکنی
.خب البته این لباس قلمروی خودش رو داره
،دیگه خودت رو فروختی
.رفتی طبقه ده پیش باقی اون کلهپوکها
.خودم که نخواستم
.به ماموریت فراخونده شدم - فراخونده شدی؟ -
خیر سرت شدی منجی؟
.از دست تو دیگه کاری بر نمیاد پسر
،تو مقام کلانتری هم گند زدی
الان دیگه فقط خلافکارها
.نمیان سروقتت
.خیلی ممنون. لطف داری
چیزی میخوری؟
.یه مقدار پیتزا دارم
.صبحونههای خوشمزهای درست میکردی
.بابا
حالت خوبه؟
چرا نمیشینی؟ - .من میارمش -
.حالم خوبه
باورت میشه پسر من رو کلانتر کردند؟
.پسر، همیشه میدونستم تو خونِته
میشه یه لطفی در حقم بکنی؟
سلام من رو بهش برسونی؟
و ازش بخوای اینقدر دور و بر من خودنمایی نکنه؟
.نمیدونم چرا این کار رو میکنه
یادت میمونه؟
.حتماً قربان - .ممنون -
.سلام
نگرانت بودم - .معمولاً این زمان خونه بودی -
.حساب وقت از دستم در رفت، شرمنده
.باشه
حالا بگو واقعاً چی شده؟
.با اقیانوس که حرف زدی .حالا با من حرف بزن
...داشتم فکر میکردم
.چقدر خوب میشه یه خانواده داشته باشیم
.و اینکه چطوری به روبرتو و کامیلا موجسواری یاد بدم
بعد با خودم گفتم شاید اصلا موجسواری ،دوست نداشته باشند
.اصلاً نمیدونم شنا بلدند یا نه
اگه همش من رو به جای پدرشون
به چشم قاتل پدرشون ببینند چی؟
اگه من پدر بدی بشم چی؟
.آخه من خودم بابا نداشتم
پس چی از پدری کردن میدونم؟
.چقدر فکر کردی
.اقیانوس بزرگیـه به هر حال
.تو پدر محشری میشی
.واسه همین باهات ازدواج کردم
.این کار رو با خودت نکن
،ببین خودت چند هفته پیش گفتی
شاید ما بخوایمشون، ولی اونها ما رو میخوان؟
"بعد با خودم گفتم "اصلا میدونی چیه
.کاملاً حق با توئه
.دارم قاطی میکنم ما سعی کردیم خودمون بچهدار بشیم
.بعد بدون اینکه از تو بپرسم این دو تا بچه رو آوردم خونه
.تو کار درست رو کردی .و ما کار درست رو میکنیم
.باید تصمیممون رو بگیریم وگرنه از دستشون میدیم
نمیخواستی من بفهمم، نه؟
.گفتم غافلگیرت کنم
مثل فراهم کردن همچین صبحانه کاملی
بدون استفاده از یه ماهیتابه؟
.خب شاید پستمیت هم یه کمک کوچیکی کرد
.نیتت مهمه
.راحت ولت نمیکنم
میخوای واسم جبران کنی؟
،اون جعبه ها رو باز کن
.از وقتی اسبابکشی کردیم همینطوری اونجا افتادند
.داشتم فکر میکردم بندازیمشون دور
جدی میگی؟
.چیزهایی که تو اون جعبههاس مال یکی دیگهس
.دیسی یه زندگی دیگه بود
.و منم الان یه آدم دیگه هستم
.راست میگی
.لسانجلس شهری برای شروع جدیده
کمکی از دستم برمیاد؟
.ردیفه
چی میگن؟
.قتل درجه یک
میگن من زیر پای ترنت رو خالی کردم
.تا جاش رو بگیرم
.تازه میگن مدرک محکم هم دارند
.فکر میکردم بیخیال موادفروشی شدی
.شدم. شده بودم
پسر اصلا باورت نمیشه با ما اینجا
.چه رفتاری دارند
.تا وقتی بیگناهیم ثابت نشه گناهکارم
.قوی بمون پسر
.اینجا رو ساختن که بشکننت
فهمیدی؟
،قول بده اگه اوضاع کیشمیشی شد
.مراقب مادرم میمونی
.بنده خدا تقصیر نداره غصه من رو بخوره
.خودت میدونی هوات رو دارم
تو که میدونی من انجامش ندادم؟
.آره میدونم
.ولی دونستن من کافی نیست
!دیگه حالم به هم میخوره
کِی تموم میشه؟
.امروز پلیس با تفنگ به سرم نشونه رفته بود
من و تو هر دو میدونیم که
!ممکن بود یه جور دیگه تموم بشه
بعد من میشدم یکی دیگه از سر خط خبرها، آره؟
.لعنتی
.من رو ببین
No comments yet. Be the first to leave one.