The first 200 lines.
- ::. تقديم به تمامي پارسي زبانان درسراسر دنيا .:: :.: (پسرعمه) :.:
هــــــتل بيــــــــــروت
چارلز بيلينگ
دارين حمزه
فادي ابي سمارا
روز بخير خانم چي ميل دارين؟
هنوز سفارش نداده ام
ميشه لطفاًبرين توي بار؟- باشه-
اينجا؟- بله لطفاً-
من يك مارتيني ميخوام لطفاً
اينجاتون
متشكرم
اسمتون چيه؟- زوها-
فندك دارين؟- نه من سيگار نميكشم-
شما فندك دارين؟- بله حتماً-
اومدين تعطيلات؟- نه حسش رو نداشتم-
مربوط به كاره؟- چرا براتون ايتقدر جالبه بدونيد؟-
دليل خاصي نداره از نوع لباس پوشيدنتون ميگم
شما معمولاً به اينجا ميائين؟
چطور،،؟چي شده كه به اين موضوع علاقه مند شديد؟
ربيع تو كجا بودي؟- من منتظرت بودم
بيشتر از يكساعته كه من منتظرت هستم
من توي ترافيك گير كرده بودم- ترافيك؟- حالت چطور؟- خوبم خوبم بشين-
ربيع اين آقا فرانسويه اسمش رو نميدونم
اسم شما چيه؟- ماتيو-
ازملاقاتتون خوشبختم اهل كجا هستيد؟
پاريسي هستم
كجاي پاريس؟- پالاس مونژ-
آه آره ميدونم توي بخش هفته خيلي دور نيست
ماشين من دوباره خراب شد
من نميدونم تو باهاش چيكار ميكني
هربار من درستش ميكنم ودوباره خرابه
فردا برات ميبرمش پيش مكانيك
تو يكي از اون ماهراشون رو ميشناسي؟- آره درستش ميكنه-
خسته ام كرده
مال واشر سرسيلندرشه- آره مال واشر سرسيلندرشه-
ممكنه موتور رو بتركونه
ديگه به درد نميخوره بفروشش- بفروشمش،،؟عصاي دستمه كلي ازش سوارس ميگيرم-
من هنوز يك ساعتي وقت دارم دوست داري بريم يك مشروبي بزنيم؟
باشه
نه لطفاًمنو برسون خونه
چرا براي چي ميگي؟- اين يارو فرانسويه مايه دردسرم ميشه-
اين بابا ازما دعوت كرد
اون خسته است،،ميخواد بره بخوابه
من ميرسونمت هتل
اين باور نكردنيه كه همچين ساخت وسازهائي اينجا باشه
ميدوني درخلال جنگ سال 2006
هروقت اسرائيل اينجا رو بمباران ميكرد اونا بجاش ساختمون ميساختن
آلو من يكساعت ديگه به شيفت شبم مونده
بهش مايع داخل وريدي بده
به توني بگو اون بلده
تا يك ساعت ديگه منتظرم باش
اين ديگه كيه،،؟عجب حيونيه
نه به توني بگو مراقبش باشه،،يك لحظه
چه خبره،،اين ديگه چه مرگش شده؟
صبر كن ربيع
مگه كوري عوضي
فكر كردي جاده رو خريدي؟ من يك ساعته دارم برات بوق ميزنم
معذرت ميخوام ببخشيد- اوه راست ميگي؟-
ميدوني داري سر به سر كي ميگذاري؟- نه -
حالا بهت ميگم
همه تون از ماشين بيائين بيرون وكارت شناسائي هاتون رو بهم نشون بدين
لطفاً آروم باشيد ما كه عذرخواهي كرديم
اتفاق مهمي كه نيفتاده- اوه راست ميگي،،؟زنت بجاي تو حرف ميزنه؟-
اون احمق كيه اون عقب نشسته،،عاشقشه؟
لطفاً يك كم مودب باش
خفه شو عوضي وگورت رو گم كن تا دهن خودت ومادرت رو سرويس نكردم
آروم باش جوابش رو نده
يالا راه بيفت،،راه بيفت
حالت خوبه؟- اون يك عوضي بود-
ويسكي؟آبجو؟- تو ميخواي ما بمونيم؟-
ولي ما نميتونيم مدت زيادي بمونيم
يك ابجو براي من
متشكرم
هميشه همينطوره
اونا هر روز با سلاحاشون ميان توي بيمارستان
واگه دير بهشون برسي بي درنگ ميكشنت
خوشبختانه من اينو دارم
ويك دوجين پروزاك- تو بعداز مصرف پروزاك كار ميكني؟- Prozac
بدون اون من نميتونم زندگي كنم
هر روز قبل ازاينكه برم واون آدماي ديوونه رو ببينم
اين زندگي رو راحت تر ميكنه
اتاق خيلي قشنگي داري
من يك نفر رو مي شناختم كه وسايلش رو توي اتاقش قايم مي كرد
يه فرانسوي،،يه هنرمند
اون ادم عجيبي بود،،توي بيروت زندگي ميكرد- اون چه چيزي رو وكجا پنهان مي كرد؟-
نامه هائي كه مينوشت چيزهائي كه پيدا ميكرد
اونهارو زير تخت يا پشت پرده ها قايم مي كرد
همه جا
به چه دردش ميخورد؟
براي يادگاري،،شايد يك روز كسي اونها رو پيدا كنه وبه فكرش بيفته
تو دوست داري چي رو پنهان كني؟
منم شايد مثل اون رازهام رو قايم كنم
چه رازي؟ چه رازي؟
ببخشيد
اوه من بايد برم،،بايد برم معذرت ميخوام
بايد برم سركار
تو اگه ميخواي بمون شايد بهت خوش بگذره
آروم باش
متشكرم- ممنون براي مشروب-
تو اگه ميخواي بمون،،آبجوت رو كه هنوز تمام نكردي
خسته كننده است؟- ربيع،،؟آره-
اون داستانهاي خيلي وحشتناكي درمورد بيمارستانها داره
بهم قوت قلب ميده
توهم هميشه ميترسي؟
اينجا همه ميترسند
مثلاً،،،،تو اينجا ميترسي؟
نه ،،،چرا بترسم؟
نميدونم،،ما هيچ كدوممون نميدونيم
وقتي توي بار ديدمت من اينطور فكر كردم
كه تو چقدر پرمدعائي
پرمدعا،،،منم همين فكرو ميكردم
معذرت ميخوام،،بايد دوستم باشه اومده كه وسايلش رو بگيره
عباس اينجا چه ميكني؟- خودت گفتي بيام،،مگه نه؟-
آره راست ميگي اما الان نصف شبه- من از بكا فقط براي ديدن تو اومده ام-
حالت چطوره متئو؟همه چي مرتبه؟
اجازه بده عباس رو بهت معرفي كنم،،يك دوست قديميه
بهم نگفتند كه كسي به ملاقاتم مياد راحت بهت اجازه دادن بيائي بالا؟
تو كه منو ميشناسي،،اينم يك جور غافلگيريه ديگه
تو عوض نشدي- خوب بگو ببينم توي يك مأموريت جديدي؟-
پس سفير دوباره به هروئين معتاد شده
اون نميتونه از شر اين كوفتي خلاص بشه
نه نه،،من از سوريه رد ميشم ببخشيد من برميگردم
معذرت ميخوام
اين يك مراسم عروسيه،،،احتمالاً
معمولاًتوي بيروت اينطوريه
توي زندگيت چيكار مي كني؟
من خيلي سيگار ميكشم وسريع رانندگي مي كنم
نه من يك خواننده ام
توي يك رستوران آواز ميخونم پائين ناحيه ساحلي ريويرا
من تا حالا يك خواننده رو از نزديك نديده بودم
خيلي جالبه؟- آره جالبه-
دوستت غريبه بود،،،اون كيه؟
اونم مثل من يك وكيله
ممنون
وشما باهم كار ميكنيد؟
ما هميشه باهم كار ميكرديم
تو واون،،اينجا؟
آره 3 سال پيش
ما وكيل يك آدم خيلي مهم بوديم
كي ؟
سفير
پسرش به هروئين معتاد شده بود
عباس بهم كمك كرد تا براش يك برنامه اي ترتيب بديم
حالا دوباره هم قراره براش يك برنامه ترتيب بديد؟
نه نه اينبار ما باهم كار نميكنيم
پس براي چي اومدي اينجا؟
براي يك كمپاني ارتباطي فرانسوي كار مي كنم
تو چه چيزي رو پنهان ميكني؟- من؟-
رازي كه درموردش صحبت ميكردي
من چيزي براي پنهان كردن ندارم
شايد داري به يك عهد عمل ميكني
تو چطور؟- من،،؟نميدونم،،شايد هم دارم به يك عهد عمل مي كنم-
من هر آنچه نياز داشته باشم رو دارم
يك شريك،،يك پسر،،من عاشقم،،آخه من ازدواج كرده ام
من به هيچ چيز ديگه اي نياز ندارم
تو خوش بختي
و ميخواي بري سوريه؟- آره فردا ميرم-
براي كار دارم ميرم
خداحافظ- خداحافظ-
فكر كنم اينو يادت رفته ببري
آره ممنون
زاهيا
زاهيا
زودباش بيدار شو عزيزم صبح بخير
مامان خواهش ميكنم روشنش نكن
خداي من ،،صدهابار بهت گفتم زوها نه زاهيا
خيلي خوب بلند شو زوها
شوهرت پاي تلفنه پنج بار تاحالا زنگ زده
من نگهش داشته ام،،بلندشو برو باهاش صحبت كن يالا ببينم پاشو ماشاءالله
مامان من نميخوام باهاش حرف بزنم بهش بگو رفته حمام يا يك چيز ديگه
پاشو ببينم اگه ميخواي ازش طلاق بگيري بايد بري باهاش صحبت كني به عموت زنگ بزن
عموت ميتونه كارو خلاص كنه
يالا ببينم پاشو
سميرا اينجاست من دارم ميرم براش قهوه درست كنم زودباش
چه مملكته گوهيه پيشگوئي هاي كيسينجر
به طرز غيرقابل باوري درست از آب دراومد
شايد خدا مارو نجات بده
نيروهاي امنيتي هنوز خيلي درمورد سرنوشت اون مطمئن نيستند
اين نكته قابل توجهيه از يكي از نزديكان صالح
كه عدم ارتباطش با هرگروه سياسي قطعي شده
فواد معمولاًوقتي دركارش موفق ميشد به من زنگ ميزد
از سه روز پيش تا حالا بامن تماس نگرفته
من با برادرش كه توي فرودگاه كار ميكرد تماس گرفتم
بهش گفتم كه فواد به تلفنهاي من جواب نميده
دلواپس بودم
اونهم بهم گفت كه هنوز به دفترش نيومده
اون با تمام بيمارستانها وكلانتري ها تماس گرفت
اون ناپديد شده وما همه منتظرش هستيم
سلام لينا- سلام-
برنامه ات براي امشب چيه؟
چي؟
ميخوام برات تعريف كنم ديشب چه اتفاقي برام افتاد
داري چيكار ميكني؟- امشب ميخواي چي بپوشي؟-
هنوز نميدونم،،تو چي؟
كي پيشته؟- جنان-
ميدوني اين موضوع يكبار براي من اتفاق افتاد
توي يك مهموني بوديم
خيلي باهم صحبت نكرديم ولي اون بود كه منو بوسيد
دوست داشتم ولي اون منو غافلگيرم كرد
No comments yet. Be the first to leave one.