Release info

Blue Birthday E06 KMSTEAM
A Commentary by KMS_Team
کانال تلگرامی ما ⇛ @KMS_Team

Tags

HD
Published on: 2021-08-21
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 141 lines.

هه مین اونی

آی

هه مین اونی؟

من یه چیزایی می‌دونستم ولی خودمو ب ندونستن میزدم

میتونستم کسی رو نجات بدم

... ولی تا اندازه ای

همون روزی بود که

داشتی از حسادت میترکیدی

هه

ممکنه یکی دیگه رو هم از دست بدم

تونستم به زندگی برش گردونم

چرا؟

چرا؟

من برش گردوندم، مگه نه؟

... دوباره

من گمت کردم

=تولد آبی=

=قسمت 6= =اون روز چیشد؟=

درسته

قبل ازینکه باهاتون مصاحبه کنم حالا فردا یا روز بعدش

باهاتون تماس میگیرم

... دیروز، من

سونبه، بعدا بهتون زنگ میزنم

باشه

الو، هارین؟

اگه به شربت بیشتری احتیاج داشتین بهم بگو

نونا خیلی ممنونم

... نمیدونم چرا یهو همچین چیزی پرسیدی ولی

میخوای همینطوری زل بزنی؟

ها؟

ببخشید

بزار ازت یه چیزی بپرسم

با کمک کردن بهت دارم کار درستی انجام میدم؟

در مورد چی داری حرف میزنی؟

حقیقتا، مطمئن نیستم

که با دادن همچین چیزی دارم بهت کمک میکنم یا نه

میترسم که این حالتو بدتر کنه

واقعا در موردش میترسم و نگرانم

ازت خواهش میکنم

اون سونگ، هیچکس دیگه ای جز تو نمیتونه کمکم کنه

پس یه لطفی در حقم بکن

این دفعه تحت هیچ شرایطی

مثل دفعه قبلی از پا در نیوفت

باشه، نمیوفتم

هرچیزی که خواسته بودی رو برات آوردم

اطلاعات کمی در موردش در دسترس بود

(یک دانش آموز در یک مدرسه معروف فوت کرد پلیس در حال تحقیقات در مورد این پرونده ست)

یه دوره ای بود که میزان نرخ خودکشی

برای دانش آموزان رشد چشمگیری داشت

برای همین پلیس، تحقیقات عمیق و گسترده ای روی این پرونده انجام نداد

و پرونده رو زودتر از حالت معمول بستن

همچنین

پدر و مادر سوجون واقعا داغون شده بودن

و از مصاحبه کردن و تحقیقات تو این زمینه خودداری میکردن

خانوادش کالبدگشایی رو رد کردن و) (پرونده‌اش به عنوان یک پرونده‌ی خودکشی بسته شد

... برای همین این تبدیل به یک پرونده خودکشی شد چون

پدر مادرش نمیخواستن که کالبد شکافی انجام بشه

اونا گفتن که همچین چیزی رو نمیخوان

اوه

که بدن پسرشون تیکه تیکه بشه

به اون آسونی که ما فکرشو میکنیم نبود

اوه، این قسمتش اصلا مهم نبود

برو صفحه ی بعدی

...دریافت کننده نه

و فرستنده؟

باید باهات حرف بزنم

بعد کلاس بیا همو ببینیم

منم میخوام یه چیزی بهت بگم

تو کلوپ عکاسی میبینمت

پس یعنی دوباره بهش پیام دادم؟

میشه قبل ازینکه بهت پسش بدم یه مدت نگهش دارم؟

باشه پس

راستی

هیچ عکسی توی

گوشی که سو جون داشت نبود؟

باید یسری عکس انداخته باشه

همه ی چیزی که داریم همینه

واقعا اطلاعت کمی درباره اش هست

تو گوشیش؟

چرا میخوای گوشیش رو چک کنی؟

فکر کنم مامانم هنوز وسایلاشو نگه داشته باشه

تو باید هارین باشی

سلام

ببخشید که معطلت کردم

نه اشکال نداره

اینا چیزاییه که سوجون اغلب ازشون استفاده میکرد

فکر کنم، موبایلش هم هست

ولی نمیدونم که کار میکنه یا نه

از اون روز، دیگه بهش دست‌ نزدم

روز خاکسپاری، گیج و آشفته بودم

خوشحالم که دوباره میبینمت

خیلی دربارت کنجکاو بودم

چی؟ در مورد من؟

...اولین بار و همینطور آخرین باری بود که

سوجون در مورد دوستش صحبت کرد

به خاطر دوستم

دوستت؟

یه دوست دارم، اوه هارین

یکم خنگوله و یکم هم بی حواسه

از هشت سالگی باهم دوست شدیم

از اون موقع تا حالا، خیلی تغییر نکرده

...واسه همین

من واقعا دوستش دارم

...با یه لبخند بزرگ رو صورتش

در موردت صحبت میکرد

منم یه چیزی واست دارم) ( توی کلوپ عکس میبینمت

یکم دیر میکنم) ( منتظرم بمون و اون نوشیدنی که بهت دادمو بخور

نوشیدنی؟

عجیبه

...من مطمئنم اون روز

ببخشید

اوه هارین

مشاور کلاست میخواد تورو بیینه

منو؟ چرا؟

نمیدونم. به هرحال بهت گفتم

من اون دختر کلاس بغلی رو دیدم

چی؟ شما نمیخواستید منو ببینید؟

نه، نمیخواستم

...ولی اون دختره‌ی کلاس بغلی گفت که

حالا که اومدی، یه کاری واسم بکن

...اینو ببر واسه کلاستون

یه چند دقیقه رفتم تو کلاسمون

!اوه هارین

و بعدش مستقیم رفتم سمت استودیو‌ی عکس

یکم دیر میکنم) ( منتظرم بمون و اون نوشیدنی که بهت دادمو بخور

کِی بهش نوشیدنی دادم؟

خانوادش کالبدگشایی رو رد کردن و) (پرونده‌اش به عنوان یک پرونده‌ی خودکشی بسته شد

اون گفت که این قسمت مهم نبوده

یک: به خوبی با دوستاش) (کنار میاد، هیچ انگیزه‌ی واضحی برای خودکشی نداره

دو: خانوادش کالبدگشایی رو رد کردن و) (پرونده‌اش به عنوان یک پرونده‌ی خودکشی بسته شد

سه: هیچ "جای زخمی که حاصل از تردید باشه" که) (تو اغلب خودکشی ها دیده میشه، پیدا نشده

هیچ جای زخمی که حاصل از تردید باشه، پیدا نشده

هیچ جای زخمی که حاصل از تردید باشه، پیدا نشده

...یعنی مچ دستشو

بدون هیچ شک و تردیدی، بریده

دو: یکم دیر میکنم) (منتظرم بمون و اون نوشیدنی که بهت دادمو بخور

سه: هیچ "جای زخمی که حاصل از تردید باشه" که) (تو اغلب خودکشی ها دیده میشه، پیدا نشده

منم یه چیزی واست دارم بعدا تو کلوپ عکس میبینمت

اون این پیامو بهم داد

...ولی چرا چا اون سونگ گفت

این قسمت مهم نبوده؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left