The first 200 lines.
اصلاً کلاسا چقدر طول میکشن؟ ۴۵ دقیقه؟ ۴۵ دقیقه هم زیاده.
من کلاسای پنج دقیقهای دوست دارم.
کلاسای پنج دقیقهای، هیچی یاد نمیگیری.
یاد نمیگیرم؟ ۱۵ دقیقه چطور؟
آره، ۴۵ دقیقه.
۴۵ دقیقه؟ ۱۰ دقیقه چطور؟
نوشته: «همین الان ثبتنام کنید. دفاع شخصی ممکنه جونتون رو نجات بده.»
حتماً همینطوره. همینطوره.
خیلی ممنون.
باحال بود، آره.
کی تکواندو درس میده؟
آقای سیمونز.
آقای سیمونز؟ آقای سیمونز رو دوست داری؟ مهربونه؟
بااستعداده؟ خوبه؟
خیلی خوبه؟
اون یکی از بهترین مربیهای شهره.
واقعاً؟ میتونه سنگ بشکنه؟
بله. میتونه؟ با سرش؟
بله.
چه نازه! نگاش کن!
وقت نمایشه، بچهها. اصل کار همینه، اجرا برای مردم.
بیا یه مروری سریع به برنامه بکنیم، باشه؟
شما با اون حرکتای زمینی کوچیکتون شروع میکنید،
همه رو جذب کنید، بعد من میام بالا و کارو یکسره میکنم.
شکستن تخته.
نقشه سادهایه، باشه؟
پس اینو برام خراب نکنید. این زندگی منه، باشه؟
هر یه نفر اون بیرون یه مشتری جدید بالقوهست.
همه فهمیدین؟
بله، قربان.
باشه، بکشیدشون تو.
سلطان نمایش کیه؟
شما هستید، آقای سیمونز. کی؟
شما هستید، آقای سیمونز.
کاملاً حق با شماست، خودم هستم.
یک، دو، سه.
هیا!
اون خولیو چاوزه،
فقط یکی از هنرجوهای کمربند مشکیمون در تکواندوی کنکورد.
ما از اینا زیاد داریم اونجا، نه؟
این، بدون شک، به نظر من،
یکی از سختترین کارها در تکواندو اینه که انجام بدیم،
اینه که با آرنجت بشکنیشون.
و خب، من خودم رو استاد این کار میدونم.
پس امروز بعدازظهر یه سورپرایز حسابی دارید.
لعنتی!
باشه! بسیار خب!
خب، اگه هر کدوم از شما میخواید تو کلاسای تکواندوی کنکورد ثبتنام کنید،
اینجا برگههایی داریم که اطلاعات، شماره تلفنها،
و از این جور تخفیفای خاص و اینا. و...
اگه میخواید تکواندوی خفن یاد بگیرید، بیاید باهام صحبت کنید.
* خب، روحی دارم که مثل الماس میسوزه
* احساس میکنم همه رویاهام برآورده میشن
* درست مثل اینکه میگن هر سگی یه روزی شانس میاره
* و محاله که ببازم
* چون یه بهشت سگوحشیه
* آره، یه بهشت سگوحشیه
* یه بهشت سگوحشیه
* و هیچ جای دیگهای رو ترجیح نمیدم *
کششیاتون عالی بود.
رائول، مثل اینکه جوشات رو برطرف کردی. عالی به نظر میرسی، قهرمان.
یالا، دخترا. خب، همه به خط شید!
همه: قربان! صف ببندید.
پاها جفت.
چاریوت کیونگنه!
رو به ارشد!
همه: قربان! کیونگنه!
رو به جلو! همه: قربان!
اصول تکواندو. شروع کنید.
ادب، خویشتنداری، پایداری...
...شرافت، روحیه تسلیمناپذیر، قربان.
کیونگنه.
هی، همه. شما دارید نرمش میکنید؟ من تازه تموم کردم این کارو.
تو اینجا چیکار میکنی؟ تازه از باشگاه اومدی؟
نه، از کلیسا اومدم، عقبموندهی لعنتی.
باشه، اینم از اون ادبیات فوقالعادهای که خانومم جلوی دوستام استفاده میکنه.
ببین، فقط اومدم یادت بندازم دربارهی
شام امشب با دوستای محل کارم.
باشه، حالا برید سمت راست.
همه: قربان!
ممکنه کفشاتون رو دربیارید لطفا؟
تشکهای من هر کدوم ۱۰۰ دلاره.
خب امشب هستی یا نه؟
خب، من اونجا زندگی میکنم، پس هستم.
فکر کردم درباره اینکه وسط هفته از این کارا نکنیم حرف زده بودیم.
وسط هفته از این کارا نمیکنیم.
آره، ولی منم فکر کردم
درباره اینکه چقدر مهم بود حرف زدیم.
باشه، حق با توئه. اهمیت، اهمیت.
باشه، برای تو، عزیزم، هرچی بخوای.
اما اگه تو هم میتونی کاری برای من بکنی،
اینکه کفشای پاشنهبلندت رو از روی تشکهام برداری.
دوستت دارم. امشب میبینمت.
این یه مردیه که از هیچکس حرف زور قبول نمیکنه، درست مثل من.
نگاش کن. ستاره سینمای لعنتی.
چه مرد زیبایی. چه مرد زیبایی.
ماه بعد یه سفر جادهای میریم تا ببینیمش. توام باید بیای، رفیق.
به نظرت کی برنده میشه تو دعوا
بین بروس لی و چاک "کامیون"؟
چیه؟ مسخره میکنی؟ ترک آسونه.
اون هشت ساله قهرمان شکستناپذیر کیکبوکسینگه.
بروس لی میتونه اینو بگه؟ نه. بروس لی مُرده.
فکر میکنی تو دعوا کی برنده میشه، تو یا چاک "ترَک"؟
هوم.
نتیجهش واقعاً سخته گفت.
یالا. ثابت باش.
فرمها یادمون نره.
این دعوای خیابونی نیست. این تکواندوئه.
اینقدر مشت پرت نکن.
یالا، پاها بالا. یالا، تو صورت نه. تو صورت نه، باشه؟
باشه، خوبه. فشار بیار. فشار بیار.
باشه. پاها بالا.
انقدر گشنمه که الان میتونم یه آدم گنده رو درسته قورت بدم.
بزنید تو رگ. بزنید تو رگ. بریم سر کار.
این شراب عالیه.
ممنون.
و بذارید بگم، کانی،
که من و فرِد خیلی خوشحالیم که شما و کارلوس رو برای شام اینجا داریم.
آره، معمولاً من زیاد مهمون دوست ندارم وسط هفته،
میدونی، وقتی دارم کار میکنم، ولی شماها باحالید.
اشکالی نداره که شماها اینجا باشید.
کارلوس: ممنون. فکر میکنم از طرف کانی هم صحبت میکنم
وقتی میگم هر دو از اینکه اینجا هستیم خوشحالیم. درسته عزیزم؟
و، کانی، من میخوام ازت خیلی ممنونم باشم که برای سوزی کار پیدا کردی.
خیلی لطف کردی.
اون برام کار پیدا نکرد.
من فقط براش مصاحبه رو جور کردم. سوزی خودش کار رو گرفت.
خب، کارلوس، کانی میگه تو یه وکیل سرشناسی.
آره، من تازه آزمون وکالت رو قبول شدم،
و دارم برای موسسه ویلیامز، ویلیامز و ترنر کار میکنم.
و همهش به لطف قانون جی.آی. بیل بود.
خیلی عالیه. و به تو نگاه کن کانی، اون واقعاً مورد خوبیه.
سوزی، چرا یه دقیقه آروم نمیگیری، اینقدر عشوه نریز.
کانی همین جا کنارته.
من عشوه نمیریختم.
کارلوس، بهتره حواست باشه!
چشمم روته.
فقط شوخی کردم، رفیق. آروم باش. سخت نگیر، رفیق. شوخی میکنم.
اوه، لعنتی!
یادمون رفت دعا کنیم.
چشماتون رو ببندید. دستاتون رو بدید به من.
عزیزم؟ چشماتو ببند.
عیسی مسیح، ازت ممنونیم برای اینکه
هیچ بیماریای بهمون ندادی که مارو بکشه
و برای اینکه کار داریم
و ممنونیم برای این غذایی که خودم خریدم.
آمین.
چه به دفاع شخصی علاقه داشته باشید،
یا به تناسب اندام، یا یک فعالیت سرگرمکننده برای تمام خانواده،
تکواندو آمریکا همون چیزیه که دنبالشی.
و اینا همونایی بودن که منو آموزش دادن.
و اگه تو انتخاب کنی، منم میتونم بهت آموزش بدم.
میتونم بهت یاد بدم قدرتی که ته وجودته رو چجوری پیدا کنی.
میتونم بهت یاد بدم چجوری قدرتو آزاد کنی،
میتونم بهت نظم، اعتماد به نفس و عزت نفس یاد بدم.
آره خب، من تازه اومدم اینجا،
و دنبال یه جور ورزش بودم.
میدونی، فقط واسه اینکه رو فرم بمونم.
تکواندو واسه رو فرم موندن عالیه،
ولی یه سیستم کشتار فوقالعاده جدی و کشنده هم هست.
یعنی، احتمالاً بهترینِ همه هنرهای رزمیه.
شنیدم جوجیتسو برای تعادل خیلی خوبه.
جوجیتسو مسخرهست.
چیزی که تو میخوای تکواندوئه.
همه چی داره، ذهنی، فیزیکی...
خوبه، چون وقتی خارج از کشور دانشجو بودم، خیلی یوگا کار میکردم،
و یوگا هم کلی تکنیک تنفسی و مدیتیشن داره...
مدیتیشن عالیه و اینا، ولی هیچوقت نشنیدم جون کسی رو نجات بده
از یه وضعیت تجاوز گروهی و اینجور چیزا.
در مورد این مدیتیشن کن. تجاوز.
من به خودم افتخار میکنم که واقعاً میتونم آدما رو بخونم و
بفهمم چی تو ذهنشونه.
و الان، فکر میکنم که تو حدود ۹۰ درصد راضی هستی.
دوست دارم یه چیزی بهت نشون بدم
که اون ۱۰ درصد آخر رو هم حل میکنه.
چیه؟
فقط یه جام که من بردم.
یه یادگاری کوچیک و ساده که ثابت میکنه من قهرمان کل آمریکای شمالیام.
وای، قهرمان آمریکای شمالی؟
آره، درسته. مسابقات آزاد و دعوتی مبارزه لاسوگاس ۱۹۹۱.
چهار روز درد و شجاعت، ولی خب، من پیروز بیرون اومدم، معلومه.
اونجا تو دفتر، داشتم فکر میکردم که نکنه این
یه جور شوخیه.
چرا از اون یارو که دوم شد نمیپرسید؟
و، بشکنید. روبروی پارتنرتون قرار بگیرید.
همه: قربان! کیونگنه!
دست بدین.
خب، بچرخید. همه: قربان!
باشه، همه برای یه ثانیه بشینید. بشینید.
همه: قربان!
خب، من دارم میبینم که خیلی از شماها فقط ضربات تک لگد و مشت میزنید.
کاری که باید انجام بدید اینه که اینا رو با ترکیبهای حرکتی ادامه بدید. باشه؟
بیاین با یه حرکت ساده شروع کنیم، خب؟
دفاع دست راست، دست چپ یه مشت معکوس انحرافی میزنه،
لگد کناری شماره یک که بلافاصله با یه لگد هلالی چرخشی به سر دنبال میشه.
به اندازه کافی آسون به نظر میاد؟ همه: قربان!
خب، بیاین امتحانش کنیم. ریک، مارج، بیاین بالا.
مارج: قربان.
خب، مارج، حالت آماده باش.
استاد. باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.