The first 200 lines.
چیش میشه اگه یه برنامه ای بذارم . که دخترای جوون رو جمع کنم
که تبدیل بشن به آتشنشان های جوان ؟
. بنظر خوبه
نمیخوام یکی بیاد همکارم بشه توی برنامه دخترای آتیشی
. که ادم مستقلی نیست
. وندی سیگر
زنی که جلو من بهت ابراز علاقه میکنه ؟
. هرچی که لازم داری، اسم منم بنویس
، با این بچه ای که تو راه داره
همه ش این احساسو دارم که
. اون قراره دوباره ناپدید بشه
داری میای شیکاگو ؟
. نگران نباش ما نمیخوایم وارد زندگیت بشیم
یا از هر طریقی که تو نمیخوای . وارد حریم خصوصیت بشیم
. نگران نیستم، جولی
. از زرد خوشم میاد
. خیلی گرم و درخشانه برای اتاق بچه
اره، اما کدوم زرد، زعفرونی
یا شکوفه تابستونیه مگنولیا ؟
.اوه، صد در صد زعفرونی
. باشه
. اوه،میخواستم ازتون بپرسم بچه ها
اسکات جمعه با بقیه ی ، وسایلمون میرسه اینجا
و فکر کردم نقل مکان کردنمون به شیکاگو رو با
. یه شام بیرون جشن بگیریم
کسی پیشنهادی داره ؟ - . اوه الفونسو توی خیابون راش -
. رستوران ایتالیایی عالی
، من میگم گیبسونز
، بهترین استیک شهرو داره . و یه حرفی واسه گفتن داره
. سویفت اند سانزم هست.من عاشق اونجام
، اوه، بچه ها، باشه باید بزنیم به جاده
. وگرنه دیر به شیفتمون میرسیم
، باشه، خب، مرسی، بچه ها . بخاطر قهوه و توصیه هاتون
. البته
. الفونسو نرو
کروز سلیقه ی واقعا بدی تو . پیدا کردن رستوران داره
. شنیدم - چی ؟ -
و بخاطر همینه که بهش . میگیم دخترای آتیشی
، معلومه که اره، قراره چالش برانگیز باشه
، اما شما میاید و جون میکنید
عرق میریزید، و اشک میریزید، و این . برنامه میتونه زندگیتونو عوض کنه
. خیلی هم قراره بهمون خوش بگذره
.هی، تویی که داری آدامس میجویی
تو باید خیلی انرژی داشته باشی که تو کل زمان ارائه من
. داشتی اون ادامسو میجویدی
این برنامه میتونه راه خوبی باشه
. برات که یه جوری اون انرژی تخلیه بشه
. خیلی خب، اینجا میتونید ثبت نام کنید
. مرسی که گوش کردین
میدونیم که مدرسه مجبورتون کرد بیاین، اما
. ما خیلی ازتون ممنونیم
. برناممون از هفته ی دیگه شروع میشه
، دفعه ی سومیه که این ارائه رو انجام میدیم
. و هنوز هیچکسو نگرفتیم
،احتمالا یه راه دیگه لازم دارین واسه این کار
. راهی که کمتر ترسناک باشه
.ترسناک
میتونی باور کنی ؟
. ایده ی عالی ای برای یه برنامه س
. مطمئنم میان واسش ثبت نام میکنن
، خب، بهتره زودتر این کارو بکنن
چون کاپیتان هورتون گفته که اگه تا هفته ی دیگه که تاریخ بودجمون
، سر میرسه کسیو استخدام نکنیم
. اونوقت برنامه رو تعطیل میکنه
...و نه برای هیچی، اما
. این سیگر برای هر چیزی یه نظری داره
منظورم اینه، کارکردن با اون . باید برات سخت باشه
ام، چیزی نیست که قبلا باهاش . سرو کار نداشته باشم
کامیون 81، گروه 3، موتور 51، آمبولانس 61
....گردان 25، آتش سوزی ساختمان
. هی، پشتیبانی
موتور، بیاین روش اب بریزیم
. قبل از این که کل اینجا آتیش بگیره
. گروه، برید تو اون واحد
. برام یه جست و جوی اولیه بکنید
. گروه کامیون، اتاق بالایی رو پاکسازی کنید
بنظر میرسه آتیش داره راه . خودشو به بالا باز میکنه
. گالو، من و تو میریم طبقه بالا - . باشه -
. درهای مرکزی محکم با فریم آهنی
...کروز - . بله -
. اون ابزار خرگوشیو بردار و دنبال من بیا
هی، کسی داخل هست ؟
...نه، من فقط داشتم سعی میکردم بردارم
.خیلی خب، باشه، برو عقب پیش بقیه
. هی، کاپی - . بله -
. از اینجا ببرش بیرون
. خیلی خب، بیا
. ضربه بزن - . باشه -
. حله
. قفل پشت درو انداختن، کاپیتان
. بریم
. آتشنشانی. جواب بدین
. اینجا، یکی هست
Chicago Fire S08E18 " هواتو دارم "
مترجم : SARVIN Instagram: @Farsiimdb
چه کوفتیه ؟
. کمکم کن
. اره
. زود باش
. توی وان زیر آب بود
. ضربان نداره. کروز، احیا رو شروع کن
. گرفتمش - . دود تنفس کرده -
. بذار چک کنم
. باشه، ضربان داریم - . اره -
بگ اکسیژن بهش میدی ؟
. باشه
. احیا نکن
.اوه، پنککا تا حالا یخ زده
من جمعشون میکنم بعدش ناهارو شروع کنیم ؟
. اره، منم کمکت میکنم
خوبی ؟
چیزی به اسم " تلاش خوبی بود" تو . اتشنشانی نداریم
. یکی رو نجات دادیم
. بیا روی این تمرکز کنیم
خب، والدینم تا یکی دو هفته دیگه میان
. تا جولی رو ببینن
. خیلی حمایت میکنن
. تعجبی نداره
تو یکی از اون خانواده های فوق عجیبو داری
که همه منطقی رفتار میکنن . و با همه چی کنار میان
، بهم بگو که دیوونه ام اما بنظر میرسه یکم از
صبح که جولی رفته . ساکت بنظر میرسی
واقعا ؟
گمون کنم....باهم دیگه خیلی . داره بهمون خوش میگذره
فقط مطمئن نیستم وقتی اسکات برسه اینجا قراره چه اتفاقی بیوفته
. و وقتی که بچه به دنیا بیاد
مطمئن نیستم بتونم بینشون جا بیوفتم، میدونی ؟
. دختر، تروخدا
. من تو و جولی رو باهم دیدم
رابطه ی بینتون بخاطر هیچکس . و هیچ چیز قرار نیست بشکنه
باشه ؟
میدونی، صفحه کامیک قبلا خنده دار بود
کی ؟
، کالوین و هابی، دور دست ها
...گارفیلد - . اوه -
خیلی نزدیک بودی به این که . اولین بحثتو برنده بشی، کپ
. اوه، خدای من
So I just hopped on Reddit,
and there's this thread that says,
این اتشنشانو از سال 2004 میشناسین ؟
منم روی لینکش کلیک . کردم، و اینجارو داشته باش
اوه، این کیسیه ؟
! اووه - . اوه، کیسی -
. اوه، خدای من
. اووه
. مال سال 2004
. اون شیمبلکاکه
ما فقط یک سال روی موتور . ایستگاه 128 باهم کار کردیم
این اسمشه ؟
شیمبل کاک ؟
. اره
چی ؟
خب، اه، کسی که اینو پست . کرده میخواد تو رو پیدا کنه
باید چجوری جوابشو بدم ؟
. هی، نکن، نه. این یه تله س
یکی از اون بات های روسیه ، که اطلاعات ادمو میگیره
میدونی، از اونا که تو رو فریب میدن
و توی فضای مجازی سعی میکنن . تو رو جذب خودشون کنن
چی فکر میکنی ؟
، اه، میدونی، فقط یه چیز مبهم بهش میگم
. ببینیم چی میخواد
. باشه
. عصر بخیر
میتونم کمکتون کنم ؟
. دارن لامار، پلیس میلواکی
متوجه شدم امروز صبح شماها یک
، قربانی رو از آتش سوزی کشیدین بیرون
. سفیدپوست، مرد، 30 ساله
. درسته، اما زنده نموند
. دچار دود گرفتگی شد
قبل از این که اتش سوزی . شروع بشه اون مرده بود
چطوری میدونی، میلواکی ؟
اون شاهد یک قتل بوده
. که من در شمال داشتم روش کار میکردم
. گمون کنم یکی نمیخواسته اون حرف بزنه
، انتونی هریس
، 14ساله
. بچه خوبی بود
فکر میکرد اگر به اندازه کافی خوب . بسکتبال بازی کنه میره کالج
اما برادر بزرگترش کشوندش ، به زندگی مافیایی
و سه شنبه هفته ی پیش
جلوی مرکز ویسکانسین ، به ضرب گلوله کشته شد
. معامله ی مواد خوب پیش نرفته بود
. لعنتی
بچه های سیاه پوست موقع ، فروختن مواد کشته میشن
. کسی اهمیت نمیده، اما من میدم
. منم یه زمانی اینجوری بودم
از اون زندگی فرار کردم، و اونم یه . شانس داشت که این کارو بکنه
تا جایی که میتونستم سخت . روی این پرونده کار میکردم
، اما به هیچ جا نمیرسیدم ، تا این که از ناکجا آباد
. یه تماس از برد ویتر از شیکاگو بهم شد
. قربانیمون توی آتش سوزی متل
، هفته ی پیش توی یه مرکز همایش بود
، یه جور نمایشگاه وسایل پزشکی
، گفت درباره ی مرگ آنتونی اطلاعاتی داره
. اما نمیخواست پشت تلفن حرف بزنه
. یه چیزی ترسونده بودتش
پس منم بهش گفتم بره یه . متل و منتظر من بمونه
، اما وقتی رسیدم اونجا . متل سوخته بود
. ویتر مرده
No comments yet. Be the first to leave one.